مجتبی خامنه‌ای رهبر سوم جمهوری اسلامی شد؛ چهره‌ای امنیتی، رهبرِ بدون سخنرانی

در میان فرزندان رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی، بسیاری از افراد مجتبی را از نظر چهره و حتی نگاه فکری، شبیه‌ترین فرزند به علی خامنه‌ای می‌دانندرادیو فردا: وحید پوراستاد
با کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در حمله ۹ اسفند آمریکا و اسرائیل و انتخاب مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی از سوی مجلس خبرگان، برای نخستین بار در تاریخ این نظام، فرزند یک رهبر به‌صورت موروثی جانشین او شده است.

مجتبی خامنه‌ای بامداد دوشنبه ۱۸ اسفند از سوی مجلس خبرگان به عنوان رهبر سوم تاریخ ۴۷ ساله جمهوری اسلامی معرفی شد.

نام مجتبی خامنه‌ای سال‌ها در سایه قدرت شنیده می‌شد؛ چهره‌ای مرموز در پشت صحنه سیاست ایران که گفته می‌شد در حلقه نزدیک به بیت رهبری و برخی نهادهای امنیتی نفوذ دارد، اما خود کمتر در انظار عمومی ظاهر شده است.

اکنون همان چهره‌ای که بسیاری از ایرانیان حتی یک سخنرانی عمومی از او ندیده‌اند، در رأس ساختار قدرتی قرار گرفته که بیش از سه دهه است بر ایران حکومت می‌کند.

اما مجتبی خامنه‌ای کیست و چگونه نام او طی دو دهه گذشته به یکی از بحث‌برانگیزترین گزینه‌های جانشینی رهبری در جمهوری اسلامی تبدیل شد؟
«ایشان آقاست نه آقازاده»
«ایشان» مجتبی خامنه‌ای است؛ رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی، سال‌ها پیش به منتقدان داخلی گوشزد کرده بود تنها از لفظ «آقا» برای پسرش استفاده کنند.

سال ۱۳۸۴، مهدی کروبی، نامزد شکست‌خورده انتخابات ریاست‌جمهوری، علی خامنه‌ای را متهم کرد که پسرش مجتبی در جریان انتخابات از نامزدی محمدباقر قالیباف حمایت کرده است.

کروبی بعدها افشا کرد وقتی یکی از «بزرگان» به آیت‌الله خامنه‌ای گفته بود که «آقازاده حضرت‌عالی در انتخابات از فلان کس حمایت می‌کند»، آقای خامنه‌ای پاسخ داده است: «ایشان آقاست، نه آقازاده».

همین جمله، نام مجتبی خامنه‌ای را برای نخستین بار وارد سپهر سیاسی ایران کرد؛ نه فقط به‌عنوان یکی از فرزندان رهبر جمهوری اسلامی، بلکه به‌عنوان چهره‌ای که گفته می‌شد در پشت پرده تحولات سیاسی نقش دارد؛ پرده‌ای که طی دو دهه گذشته بارها کنار زده شد تا این «آقا» بیشتر دیده شود.

اکنون، با انتخاب مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی از سوی مجلس خبرگان، نامی که سال‌ها در حاشیه قدرت شنیده می‌شد، رسماً در مرکز ساختار قدرت متزلزل جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
فرزند رهبر
علی خامنه‌ای شش فرزند دارد؛ پسرانش مصطفی، مجتبی، مسعود و میثم و دخترانش بشری و هدی نام دارند. مجتبی، متولد سال ۱۳۴۸، پسر دوم رهبر جمهوری اسلامی است.

در جریان حملات روزهای گذشته آمریکا و اسرائیل به ایران، هدی خامنه‌ای، همراه با همسر و فرزندش کشته شدند.
مسیر روحانی شدن
مجتبی خامنه‌ای در سال ۱۳۷۸ زمانی که برای خواستگاری زهرا حدادعادل، دختر غلامعلی حدادعادل رفت، هنوز روحانی نشده بود.

روایت‌هایی که بعدها منتشر شد نشان می‌دهد که همسر آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۷۷ پس از مرحله نخست خواستگاری «استخاره» کرده بود، اما نتیجه مناسب نبود و ماجرا متوقف شد.

یک سال بعد، مادر مجتبی دوباره استخاره کرد و این بار نتیجه مثبت آمد و خواستگاری ادامه پیدا کرد.

پیش از مراسم عروسی، آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با غلامعلی حدادعادل گفته بود: «من پولی برای خرید خانه ندارم. خانه‌ای اجاره کرده‌ایم که مصطفی و مجتبی هر کدام در یک طبقه زندگی می‌کنند. با دخترت صحبت کن تا فکر نکند عروس رهبر شدن به معنای زندگی خاصی است».

او همچنین گفته بود مجتبی قصد دارد به قم برود، درس بخواند و روحانی شود.

مجتبی خامنه‌ای با دختر حدادعادل ازدواج کرد؛ زهرا حدادعادل نیز در حملات روزهای گذشته آمریکا و اسرائیل به ایران کشته شد.
شبیه‌ترین فرزند به خامنه‌ای
مجتبی خامنه‌ای بعدها وارد حوزه علمیه شد و به سلک روحانیت درآمد.

در میان فرزندان رهبر جمهوری اسلامی، بسیاری او را از نظر چهره و حتی نگاه فکری، شبیه‌ترین فرزند به علی خامنه‌ای می‌دانند.

محمدحسین خوشوقت، برادر همسر مصطفی خامنه‌ای، گفته بود: «معروف است که در میان آقازاده‌های مقام معظم رهبری، حاج آقا مجتبی شبیه‌ترین فرزند به ایشان هستند؛ چه از نظر چهره و چه از نظر ویژگی‌های فردی و اجتماعی».

او البته تأکید می‌کرد که این شباهت به معنای دخالت مستقیم مجتبی خامنه‌ای در سیاست نیست، هرچند ممکن است به دلیل موقعیتش مورد مشورت برخی قرار گیرد.
از شایعه تا گزینه جانشینی
سال‌ها پیش، برخی روحانیون نزدیک به حاکمیت نیز احتمال جانشینی مجتبی خامنه‌ای را مطرح کرده بودند.

مهدی تاج‌زاده، امام جمعه بهارستان، سال ۱۴۰۱ گفته بود: «چه اشکالی دارد آقا مجتبی که خاری است در چشم دشمنان و صفات رهبری را هم دارد، امور مردم را بر عهده گیرد».

پیش از او نیز عبدالکریم فرحانی، عضو مجلس خبرگان رهبری، گفته بود اگر روزی «سایه آقا نباشد»، یکی از فرزندان او که به درجه اجتهاد رسیده می‌تواند با رأی اکثریت خبرگان، رهبری را بر عهده بگیرد.

در مقابل، منتقدان حکومت بارها نسبت به احتمال موروثی شدن رهبری هشدار داده بودند.

میرحسین موسوی، نخست‌وزیر پیشین ایران، در سال ۱۴۰۱ در نامه‌ای از حصر خانگی نوشت: «… مگر سلسله‌های ۲۵۰۰ ساله بازگشته‌اند که فرزندی پس از پدرش به حکومت برسد؟»

مجلس خبرگان رهبری در واکنش به این انتقادها، آن را «شبهه‌پراکنی» خواند و تأکید کرد که معیار این نهاد «شایسته‌گزینی» است.
وقتی «آیت‌الله» معرفی شد
چندی بعد، خبرگزاری حوزه علمیه قم (رسا) در سال ۱۴۰۱ از مجتبی خامنه‌ای با عنوان «آیت‌الله» یاد کرد و نوشت که او قرار است درس «خارج فقه و اصول» تدریس کند.

به‌گفته این خبرگزاری، مجتبی خامنه‌ای پیش از آن نیز سال‌ها سابقه تدریس در حوزه را داشته است.

برخی تحلیلگران این تحول را نشانه‌ای از تقویت موقعیت او در ساختار روحانیت و قدرت دانستند.
مردی در سایه قدرت
مجتبی خامنه‌ای در تمام این سال‌ها در گوشه کلاس‌ها و حجره‌های حوزه علمیه، فقط درس طلبگی و فقه و اصول نخواند؛ او به‌تدریج به یکی از مرموزترین چهره‌های پشت پرده سیاست و «بیت رهبری» نیز تبدیل شد.

هرچند محمود محمدی‌عراقی، عضو مجلس خبرگان رهبری، می‌گوید پسران آیت‌الله علی خامنه‌ای هیچ مسئولیت رسمی در کشور ندارند، اما هدایت پشت‌پرده سیاسی بدون داشتن سمت رسمی گاه تأثیرگذارتر از هر مقام اداری است.

محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیما، از معدود مقام‌هایی است که به نقش پشت‌پرده مجتبی خامنه‌ای در ساختار قدرت اشاره کرده است.

او از ارتباط نزدیک مجتبی خامنه‌ای با حسین طائب، رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، سخن گفته و به جلساتی اشاره کرده که در آن‌ها درباره تحولات سیاسی کشور، انتخابات و آرایش نیروهای سیاسی بحث می‌شده است.

به‌گفته سرافراز، در برخی از این جلسات چهره‌هایی مانند حسین طائب و حسین فدایی نیز حضور داشته‌اند.

نام مجتبی خامنه‌ای در جریان انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۱۳۸۸ نیز بیش از گذشته مطرح شد. برخی از چهره‌های سیاسی و تحلیلگران، او را از حامیان اصلی محمود احمدی‌نژاد دانستند و گفتند که در آن دوره ارتباط نزدیک او با برخی فرماندهان سپاه و نیروهای بسیج نقش مهمی در مدیریت فضای سیاسی پس از انتخابات داشته است؛ ادعاهایی که مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی همواره آن‌ها را رد کرده‌اند.

در حلقه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای، علاوه بر چهره‌های امنیتی و نظامی، نام برخی سیاستمداران نیز مطرح شده است؛ از جمله محمدباقر قالیباف که سال‌ها پیش مهدی کروبی گفته بود مجتبی خامنه‌ای در انتخابات از او حمایت کرده است.

با این حال، تلاش این حلقه برای رساندن قالیباف به ریاست‌جمهوری در چند دوره انتخابات ناکام ماند.

حسین طائب در تیرماه ۱۴۰۱ از ریاست سازمان اطلاعات سپاه کنار گذاشته شد، اما همچنان از چهره‌هایی دانسته می‌شود که در حلقه نزدیک به مجتبی خامنه‌ای قرار دارد.

برخی تحلیلگران معتقدند یکی از مهم‌ترین منابع نفوذ مجتبی خامنه‌ای در ساختار قدرت، ارتباط نزدیک او با فرماندهان سپاه پاسداران است و طی سال‌ها او به یکی از حلقه‌های ارتباطی میان بیت رهبری و فرماندهان ارشد سپاه تبدیل شده است.
رهبر بی‌سخنرانی
با وجود این نفوذ پشت‌پرده، مجتبی خامنه‌ای در تمام این سال‌ها چهره‌ای عمومی در سیاست ایران نبوده است.

در حالی که بسیاری از روحانیون و سیاستمداران جمهوری اسلامی به‌ویژه خود علی خامنه‌ای، طی دهه‌ها با سخنرانی‌ها و حضورهای عمومی شناخته شده‌اند، از مجتبی خامنه‌ای تاکنون تقریباً هیچ سخنرانی عمومی منتشر نشده است و افکار عمومی ایران عملاً با شیوه بیان و مواضع مستقیم او آشنا نیست.

برخی افرادی که در سال‌های گذشته با او ملاقات یا گفت‌وگو داشته‌اند نیز گفته‌اند مجتبی خامنه‌ای برخلاف بسیاری از روحانیون جمهوری اسلامی، خطیب یا سخنران تأثیرگذاری نیست و بیشتر در فضای محدود جلسات خصوصی و حلقه‌های نزدیک به بیت رهبری فعالیت داشته است.
کشوری در میان بدترین بحران‌ها
مجتبی خامنه‌ای هیچ سابقه‌ای در اداره یک نهاد حکومتی، مسئولیت اجرایی در دولت یا مدیریت رسمی در ساختار سیاسی کشور ندارد و بخش عمده فعالیت او در سال‌های گذشته در حوزه‌های غیررسمی و پشت‌پرده قدرت توصیف شده است.

اما مسئله جانشینی در جمهوری اسلامی تنها یک انتقال قدرت در رأس نظام نیست.

جمهوری اسلامی حتی پیش از حملات آمریکا و اسرائیل نیز با مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کرد که بسیاری از تحلیلگران آن را نتیجه دهه‌ها حکمرانی آیت‌الله علی خامنه‌ای می‌دانند.

ایران در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌ها و حتی آن‌چه برخی کارشناسان «ابر بحران» می‌نامند مواجه شده است؛ بحران‌هایی که هر کدام به‌تنهایی می‌تواند بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی یک کشور را متزلزل کند.

بحران آب، برق و انرژی، بحران‌های مالی و بودجه‌ای، سقوط ارزش پول ملی، تورم مزمن، رکود اقتصادی و گسترش فقر و فشار تحریم‌های بین‌المللی، تنها بخشی از مشکلات اقتصادی کشور است.

در کنار آن، بحران‌های زیست‌محیطی نیز ابعاد کم‌سابقه‌ای پیدا کرده‌اند؛ از آلودگی شدید هوا گرفته تا فرونشست گسترده زمین و خشک شدن منابع آبی.

در سطح اجتماعی و سیاسی نیز حکومت با چالش‌هایی چون کاهش مشروعیت سیاسی، گسترش نارضایتی عمومی، مهاجرت گسترده نخبگان، بحران صندوق‌های بازنشستگی، فساد سیستماتیک و ناکارآمدی مزمن در ساختار اداری روبه‌رو است.

برخی تحلیلگران معتقدند مجموعه این بحران‌ها باعث شده که ایران نه فقط با چند بحران هم‌زمان، بلکه با وضعیتی روبه‌رو شود که از آن به‌عنوان «تلاقی بحران‌ها» یا حتی «وضعیت فاجعه‌آمیز» یاد می‌کنند.

در چنین شرایطی، اکنون پرسش اصلی این است که رهبری که نه تجربه جدی در اداره نهادهای حکومتی دارد و نه از مشروعیت داخلی یا بین‌المللی برخوردار است، چگونه می‌تواند کشوری را که در میانه این بحران‌ها قرار گرفته است اداره کند؟!
سومین رهبر جمهوری اسلامی
انتخاب مجتبی خامنه‌ای در شرایطی صورت می‌گیرد که ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ شاهد یکی از گسترده‌ترین موج‌های اعتراضات در تاریخ جمهوری اسلامی بود؛ اعتراضاتی که با سرکوب شدید و خونین همراه شد و هزاران کشته و زخمی بر جای گذاشت.

در جریان این اعتراضات، بسیاری از معترضان نه تنها عملکرد حکومت بلکه شخص رهبر جمهوری اسلامی را نیز فاقد مشروعیت و صلاحیت برای اداره کشور می‌دانستند.

در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن از رهبر جمهوری اسلامی و ساختار کنونی قدرت عبور کرده است، تا چه اندازه رهبری فرزند رهبر پیشین را خواهد پذیرفت.

با انتخاب مجتبی خامنه‌ای، رهبری جمهوری اسلامی برای سومین بار از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تغییر کرده است؛ انتقالی که بار دیگر بحث درباره ماهیت قدرت در جمهوری اسلامی و احتمال شکل‌گیری نوعی جانشینی خانوادگی در رأس نظام را در فضای سیاسی ایران زنده کرده است.

با این حال، آن‌چه اکنون پیشِ روی رهبر جدید جمهوری اسلامی قرار دارد، نه فقط مسئله انتقال قدرت، بلکه حکمرانی بر کشوری است که علاوه بر جنگ و حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، با مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق سیاسی، بین‌المللی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی روبه‌روست.

در حالی که بخش بزرگی از جامعه ایران در سال‌های اخیر مشروعیت نظام سیاسی را به چالش کشیده و اعتراضات گسترده‌ای علیه آن شکل گرفته است، اکنون این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که رهبری تازه، آن هم در قالب جانشینی فرزند رهبر پیشین، چگونه می‌تواند این شکاف بسیار عمیق میان حکومت و جامعه را پر کند؟ و آیا مردم ناامید و خسته از جمهوری اسلامی، از او هم عبور می‌کنند؟
+5
رأی دهید
-42

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۳
    Allen1983 - لوس آنجلس ، ایالات متحده امریکا

    ایشالا هر چه زودتر بره پیش بابای ولدزنای مفعولش
    0
    22
    یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۵۳
    اخوند شیپیشو - اندیمشک، استرالیا

    این مفعول هم بزودی به مفعول اعظم ( علی چلاق) ملحق خواهد شد .
    1
    22
    یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۷
    سیمرغ ایران - برلین، آلمان
    من شک دارم این توله موشعلی زنده باشه، سپاه هم مردم ایران و هم اسرائیل و آمریکا رو سر کار گذاشته، از این به بعد این جایی ظاهر نمیشه فقط سپاه از طرف یک موجود خیالی هر بیانیه ایی بخواد صادر میکنه و از طرف دیگه ادعا میکنه اسرائیل نتونسته ترورش کنه، خر کردن عرزشی ها هم که کاری نداره میگن از نظر امنیتی به صلاح نیست ظاهر بشه. اگر چنین باشه دوران سیاه تر از زمان موشعلی رو آغاز خواهیم کرد
    1
    17
    یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۴
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۶
    Phantoms313 - تهران، ایران

    سومین رهبر مبارک ملت غیور ایران باشه. شما هم بسوزید تو حرص و غصه‌.
    25
    3
    دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۶۵
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
    یک قدم به گورش نزدیکتر شد.
    0
    18
    دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۴۵
    اشکان۱۹۰۳ - بیرمنگهام، انگلستان
    خامنه ای خیلی وقته سقط شده. تو مذاکراتی هم که انجام شد بین ایران وامریکا قرار شد فقط دخل سپاه را بیارند و شرایط را برا جانشینی مشتبا اماده کنند، و مشتبا هم در عوضش قول داده که بن سلمان ایران بشه، و تو این مدت همه ما سیاه لشکرهای این قدرتها را بازی کردیم، پول تمام این بمبها هم قبلا نقدا پرداخت شده، ببینید چطور ترامپ اتش بس را اعلام میکنه و دو طرف ادعای پیروزی میکنند، فقط مشتبا را کردن تو پاچه ملت ، وای خدای من که چقدر خون هم وطنانمون ریخته شد تا این حـ... که در واقع صورتش مثل اسب است جون بگیره
    9
    1
    دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۰
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.