نامه مریلا زارعی به «آقا جونش»؛ آقاجان، رفتنت را باور نمیکنم!
+11
رأی دهید
-25
مهدی رستم پور در کانال تلگرام نوشت: نامه مریلا زارعی به آقا جونش، همهش نعلینلیسی و خونشوییه، اما یه بخشش اوج بی شرفی و همدستی با جنایته:«چه کسی تصور میکرد که بعد از آن شبهای تلخ دیماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی، رفتنت در میان هلهلههای شادی فریب خوردگان رسانههای دشمن اینگونه حماسه آفرین شود؟»
پتیاره ولایتمعاش، آقا جونت با کشتن ۵۰ هزار نفر، رنجشون رو بر جان خرید؟
آقاجان، رفتنت را باور نمیکنم
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مریلا زارعی بازیگر مطرح سینمای ایران نامهای را به رهبر شهید ایران نوشت:
«آقای شهیدم، سلام
آقاجان، رفتنت را باور نمیکنم
7 روز و شب گذشت و من هر لحظه پلکهایم را به هم میفشارم بلکه با بازشدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه اینها کابوس بوده...، اما تلاش بیهودهای است.
تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک بهتعداد همه عشاقت، بهتعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان.
تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...
چهکسی تصور میکرد که بعد از آن شبهای تلخ دیماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت میان هلهلههای شادی فریبخوردگان رسانههای دشمن اینگونه حماسهآفرین شود؟
و هر چه میگذرد من غمگینتر میشوم؛ غمگینتر و شرمگین که تمام این سالها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.
کاش شاعر بودم و در رثای این هجر میسرودم.
کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ رنگها را بر بوم نقاشیام بیرحمانه فرود میآوردم.
کاش مینواختم، بلکه میشد تمام این غم را از سرانگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین میشد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی میکند.
آقاجان، هنوز خبر پرکشیدنت بر جانم تازه بود که داغ 168 دانشآموز و معلم مینابی امانم را برید، داغ پشت داغ و تا همین لحظه بیامان بر این جنایات علاوه میشود.
اما ملت غیور سرزمینم همه این داغها را به حماسه بدل کردند؛
از امدادگران جانبهکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموسشان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمینشان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانهای جرئت پاره پاره کردن پرچم سهرنگ مقدسمان را به خود ندهد...،
آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ.
من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد...».
-------------------------
حضور جمشید هاشمپور در یک مقر ایست و بازرسی

مهدی رستم پور در تلگرام نوشت: هر شیش ماه یه بار، یه عکس از جمشید هاشمپور میاد اینستا و توییتر که داره تو خیابون راه میره، یا تو باشگاه وزنه میزنه. و کاربرها براش اکلیلی میشن. رفته با قاتلان ملت نشسته توی مقر ایست بازرسی.
۴۷

amirHassna - سیدنی، استرالیا
دیگه هر امتی یه مشت دستمال و پاچه خوارهم داره چیز جدیدی نیست. تمام!
0
24
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۸
۴۶

Momijii - توکیو، ژاپن
لاشی خانوم ، اینکه ناراحتی نداره ، خودتو بکش و برو پیش آقا جون موشعلیت !
0
22
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
۶۳

سهراب هیچستانی - لاهه، هلند
. مغزهای هرزه ویرانگر ترند تا تن های هرزه/. معنی پتیاره در فرهنگ لغت:. پتیاره واژهای با ریشه پهلوی (پتیارک) است که در زبان فارسی به معانی زن بدکاره، زشت، بدخوی و مردمآزار استفاده میشود. در معنای قدیمیتر، این واژه به دیو، آفت، بلا، یا موجودی اهریمنی که مایه تباهی و رنج است، اشاره دارد.
1
17
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۳
۵۶

hamid4053 - اصفهان، ایران
آیا خودفروشی اینقدر راحت است؟ چقدر باید بدبخت کور نفهم خائن به هموطن به آب و خاک باشی که در مدح سقط شدن جنایتگارترین شخص تاریخ ایران زبان به چنین سخنانی باز کنند. حتئ اگر تهدید هم شده باشی نباید چهره خودت را منفور میکردی این رژیم اشغالگر بزودی در ته فاضلاب تاریخ ایران خواهند بود. با فرستادن این جنایتگران اسلام تاریخی ایران به فاضلاب تاریخ دوران نوین ایران زنده میشود این یک جنگ ایدئولوژیک میباشد و هزینه زیادی دارد. ما مردم این هزینه را با خون نوشته و پذیرفته ایم. این مذهب ریا دروغین قاتل غارتگر چهره منحوس خود را به ما ایرانیان نشان داد.
0
17
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۴
۴۶

دو کلمه حرف حساب - حصارک، ایران
آقا جونت خودش نرفت، دوستان ایران و ایرانی فرستادنش. اگر دست خودش بود بعد از چند هفته دیگه یک چهل هزار دیگه از ملت را میکشت و خودش رو آماده جشن تاجگذاری توله اش میکرد. یک عده احمق جنایتکار نادان هم برای لیس زدن چندتا بمب اتم براش هدیه میبردند. این صفت و حالت آقا جونت بود. خجالت بکش.
0
17
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۹