شمارش معکوس نظامی واشنگتن علیه تهران؛ توافق یا انفجار بزرگ؟

در آستانه مذاکرات ژنو میان تهران و واشنگتن، این سوال مطرح است که آمریکا در صورت حمله احتمالی، قصد تغییر رژیم را دارد و یا وادار کردن تهران به توافق؟دویچه وله: الینا فرهادی
در آستانه نشست سرنوشت‌ساز ژنو میان مقامات جمهوری اسلامی و واشنگتن، سایه جنگ بیش از هر زمان بر خاورمیانه سنگینی می‌کند. آیا اولتیماتوم ترامپ به توافق می‌انجامد یا جهان در آستانه یک درگیری ویرانگر قرار دارد.

در حالی که تقویم به تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴ (۲۶ فوریه ۲۰۲۶) نزدیک می‌شود، جهان شاهد یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخ مدرن خاورمیانه است. فضای حاکم بر محافل سیاسی واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی، فراتر از یک تنش دیپلماتیک ساده، نشان‌دهنده یک "شمارش معکوس نظامی" است.

بر اساس گزارش‌ تفصیلی وال استریت ژورنال، مقامات ارشد پنتاگون طرحی را با عنوان "پاسخ متناسب و قاطع" نهایی کرده‌اند که در آن نه تنها تأسیسات هسته‌ای، بلکه مراکز کلیدی فرماندهی و کنترل نیز هدف‌گذاری شده‌اند.

گزارش‌ اخیر ان‌بی‌سی نیوز حاکی از آن است که دونالد ترامپ این بار برخلاف دوره اول ریاست جمهوری خود، با هماهنگی عملیاتی کامل با اسرائیل عمل می‌کند. این رسانه به نقل از منابع اطلاعاتی مدعی شد که "تغییر رژیم" از یک گزینه فرعی، به یک هدف استراتژیک بالقوه در اتاق‌های جنگ تبدیل شده است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سخنرانی اخیر خود در باشگاه گلف مار-آ-لاگو که بازتاب وسیعی در نیویورک تایمز داشت، با لحنی که آمیخته‌ای از تهدید و تمایل به معامله بود، اعلام کرد: «ما ماه‌ها منتظر ماندیم. من به آن‌ها زمان دادم، اما زمان رو به اتمام است. یا غنی‌سازی صفر را می‌پذیرند و یا با واقعیتی مواجه می‌شوند که هیچ‌گاه تصورش را نمی‌کردند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های میدانی از ورود تانکرهای سوخت‌رسان KC-46 آمریکایی به فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون خبر می‌دهند؛ اقدامی که از نظر کارشناسان نظامی فاکس نیوز، تنها یک معنا دارد: آماده‌سازی برای حملات دوربرد و سنگین که نیاز به پشتیبانی لجستیک هوایی در آسمان منطقه دارد.

از سوی دیگر، گزارش‌های رویترز و آسوشیتدپرس نشان می‌دهد که کشورهای عرب منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات، در پیامی محرمانه به واشنگتن تأکید کرده‌اند که خواهان درگیری تمام‌عیار نیستند، اما همزمان نفوذ منطقه‌ای ایران را خطری وجودی می‌دانند. در این میان، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در متقاعد کردن ترامپ غیرقابل‌انکار است. او در پارلمان اسرائیل صراحتا از «گوشمالی سخت» سخن گفته و گزارش‌های تایمز اسرائیل نشان می‌دهند که تل‌آویو اسناد جدیدی از پیشرفت‌های هسته‌ای ایران در سایت‌های زیرزمینی را به سیا ارائه داده است که نشان می‌دهد تهران تنها چند هفته با «نقطه گریز هسته‌ای» فاصله دارد. این مقدمه‌چینی‌های نظامی و رسانه‌ای، نشست روز پنجشنبه در ژنو را به «آخرین سنگر دیپلماسی» تبدیل کرده است؛ نشستی که فراتر از یک گفتگو، یک اولتیماتوم تاریخی به شمار می‌رود.

در بررسی اهداف نهایی این تحرکات، چه به قصد تغییر رژیم در تهران و چه با هدف وادار کردن تهران به توافق پس از یک حمله نظامی محدود، در تحلیل کارشناسان تضادهای معناداری وجود دارد.
ابهام در پیش‌بینی قطعی جنگ و اهداف آن، واقعیتی غیرقابل‌انکار
منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، مقیم اسرائیل در گفت‌وگو با دویچه‌ وله معتقد است که ابهام در پیش‌بینی قطعی جنگ و اهداف آن یک واقعیت غیرقابل انکار است. او در این باره تأکید می‌کند: «مسلم است که هیچ فرد، هیچ شخصیت سیاسی و هیچ نهادی نمی‌تواند به طور قاطعانه اظهار کند که آیا جنگ به وقوع خواهد پیوست یا خیر؛ و در صورت وقوع، این نبرد به چه صورتی اجرایی خواهد شد و چه اهداف مشخصی را دنبال خواهد کرد. شاید حتی شخص آقای ترامپ نیز در حال حاضر پاسخ قطعی این پرسش را نداند.»
منشه امیر می‌گوید ترامپ نیز به این نتیجه‌گیری نهایی رسیده است که بدون برانداختن حکومت کنونی در ایران، مشکل خاورمیانه حل‌وفصل نخواهد شدبا این حال، منشه امیر با تکیه بر وضعیت موجود معتقد است که تصور براندازی رژیم ایران در حال قوت گرفتن است. او می‌گوید: «با این وجود، بر اساس مجموعه اطلاعاتی که در هفته‌های اخیر جمع‌آوری شده، اظهارات رسمی مقامات و مطالبی که در رسانه‌های معتبر منتشر می‌گردد، این تصور به شدت قوت می‌گیرد که ترامپ نیز به این نتیجه‌گیری نهایی رسیده است که بدون برانداختن حکومت کنونی در ایران، مشکل خاورمیانه حل‌وفصل نخواهد شد و کشورهای این منطقه روی آرامش و ثبات را به خود نخواهند دید.»
ترجیح ترامپ رسیدن به توافق است
از سوی دیگر، کامران متین، دانشیار روابط بین الملل در دانشکده مطالعات جهانی دانشگاه ساسکس، در گفتگو با دویچه‌ وله به اولویت‌های استراتژیک ترامپ و موانع خروج از بحران اشاره می‌کند: «علیرغم تحولات و بستر موجود، شواهد حاکی از آن است که ترجیح دونالد ترامپ، همان‌گونه که خود وی نیز تصریح کرده، دستیابی به یک توافق است. این رویکرد ریشه در چند عامل کلیدی دارد؛ نخست آنکه استراتژی خروج آسان از یک جنگ احتمالی متصور نیست و این موضوعی است که مشاوران رئیس‌جمهور، هم در گفتگوهای غیرعلنی و هم در اظهارات عمومی خود، به طور مداوم بر آن تأکید می‌ورزند.»

متین به یک واقعیت میدانی مهم نیز اشاره می‌کند: «این واقعیت وجود دارد که یک حمله نظامی، لزوما محدود باقی نخواهد ماند؛ چرا که علیرغم نیت احتمالی ایالات متحده برای اعمال فشار محدود، جمهوری اسلامی صراحتا اعلام کرده است که هرگونه حمله‌ای را به مثابه یک جنگ تمام‌عیار تلقی خواهد کرد. اگرچه میزان جدیت تهران در این تهدید مشخص نیست و احتمالاً دولت آمریکا نیز از آن اطلاع دقیقی ندارد، اما این عاملی است که باید در محاسبات در نظر گرفته شود.»
اسرائیل تمایل به براندازی رژیم دارد
در خصوص نقش اسرائیل در حمله احتمالی به ایران، منشه امیر قائل به یک تاثیرگذاری ریشه‌ای است و می‌گوید: «دولت اسرائیل در رسیدن آقای ترامپ و مقامات عالی‌رتبه آمریکایی به این نتیجه‌گیری استراتژیک، نقشی اساسی و کلیدی ایفا کرده است. اسرائیل با ارائه اسناد و مدارک بسیار گسترده و مستدل، مقامات واشنگتن را متقاعد کرده است که جز با برانداختن رژیم، مسائل منطقه خاورمیانه به صورت ریشه‌ای حل نخواهد شد.»

به گفته او: «در اظهارات روزهای اخیر ترامپ مشاهده می‌کنیم که او نه تنها از موضوع برنامه اتمی ایران سخن می‌گوید، بلکه علیه سرکوب مردم ایران در اعتراضات مردمی نیز موضع‌گیری می‌کند که این امر می‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر اساسی در دکترین رئیس جمهور آمریکا باشد.»

در مقابل، کامران متین بر دکترین امنیت ملی آمریکا و مسئله تغییر رژیم تمرکز کرده و یادآور می‌شود: «در خصوص مسئله تغییر رژیم، اظهارات رسمی دونالد ترامپ و رهبران ایالات متحده نشان می‌دهد که تمایلی برای ورود به این پروسه ندارند. مطابق با سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در نوامبر منتشر شد، سیاست جدید واشنگتن بر این پایه استوار است که دوران "ملت‌سازی" یا "دولت‌سازی" به پایان رسیده و اولویت استراتژیک آمریکا از خاورمیانه به سمت تمرکز بر چین تغییر یافته است. همچنین، به دلیل عدم ارائه یک آلترناتیو مشخص، به نظر می‌رسد ترجیح نهایی ایالات متحده دستیابی به توافق باشد؛ هرچند این توافق نمی‌تواند مشابه یا معادل توافق دولت اوباما باشد.»
احتمال واکنش سخت از سوی تهران در صورت حمله
بحث ضرب‌الاجل‌ها نیز موضوع مهمی است. منشه امیر با اشاره به تغییر در ضرب‌الاجل‌ها و تحرکات نظامی می‌گوید: «ترامپ که در ابتدا هیچ‌گونه ضرب‌الاجل مشخصی تعیین نکرده بود، پس از ماه‌ها انتظار برای دریافت واکنش از سوی رژیم ایران، ابتدا اعلام کرد که یک ماه فرصت می‌دهند؛ اما متعاقباً این بازه زمانی را به ده روز و سپس پانزده روز تغییر داد.»

به گفته این کارشناس، خبر تکمیلی دیگر این است که نه تنها ایالات متحده نیروی نظامی بسیار قدرتمندی را به منطقه گسیل داشته، بلکه در ساعات اخیر افشا شده است که تعدادی از هواپیماهای جنگی آمریکایی به همراه هواپیماهای سوخت‌رسان ایالات متحده وارد فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون در اسرائیل شده‌اند.» او تأکید دارد که: «این شواهد همگی دال بر این است که قاطعیت ترامپ و تصمیم ایشان برای حمله نظامی قطعی به نظر می‌رسد و اسرائیل نیز در وضعیت آمادگی کامل قرار دارد.»

این در حالیست که در سخنان اخیر نخست‌وزیر اسرائیل که در پارلمان این کشور شنیده شد، نتانیاهو با قاطعیت اعلام کرد که اگر رژیم ایران به اسرائیل حمله کند، با واکنش و گوشمالی بسیار سختی مواجه خواهد شد.

اما کامران متین در تحلیلی متفاوت، اهداف احتمالی در صورت وقوع حمله نظامی را چنین ترسیم می‌کند: «در صورت اتخاذ تصمیم برای حمله نظامی، هدف اولیه می‌تواند معطوف به رهبری جمهوری اسلامی، شخص علی خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای و دیگر سران نظام باشد. هدف از این اقدام، وادار ساختن رژیم به سازش یا ایجاد تحولات داخلی است تا عناصری که آمادگی بیشتری برای مصالحه دارند، قدرت را به دست گیرند. با این حال، احتمال واکنش ایران و گسترش وسیع‌تر دامنه حملات، کاملاً محتمل ارزیابی می‌شود.»
پارادوکس میان تمایل به توافق و اجبار به جنگ
در لایه زیرین این بحران، پارادوکس میان تمایل به توافق و اجبار به جنگ وجود دارد. منشه امیر می‌گوید: «باید توجه داشت که ترامپ به طور اصولی نه خواهان براندازی حکومت است، نه تغییر رژیم در ایران را دنبال می‌کند و نه لزوما تمایلی به راه انداختن جنگ علیه رژیم ایران دارد. آنچه مورد نظر ترامپ است، دستیابی به توافقی فراگیر است که در آن موضوعات اتمی، توان موشکی، فعالیت‌های نیابتی و همچنین سرکوب ملت ایران متوقف گردد. اما از آنجایی که رژیم ایران هیچ‌یک از این شرایط و خواسته‌ها را نخواهد پذیرفت، وقوع جنگ ظاهرا حتمی به نظر می‌رسد.»
کامران متین می‌گوید علی خامنه‌ای به دلیل پیوند زدن موضوع غنی‌سازی با حیات سیاسی خود، قادر یا مایل به پذیرش توافقی که غنی‌سازی در خاک ایران را منع کند، نیستهمزمان، کامران متین به بن‌بست هسته‌ای و میراث سیاسی رهبری ایران اشاره کرده و می‌افزاید: «در طرف مقابل، علی خامنه‌ای به دلیل پیوند زدن موضوع غنی‌سازی با حیات سیاسی خود، قادر یا مایل به پذیرش توافقی که غنی‌سازی در خاک ایران را منع کند، نیست؛ زیرا هرگونه عقب‌نشینی در این زمینه را شکست سیاسی بزرگی برای خود و نظام تلقی می‌کند.»

به گفته کامران متین، از سوی دیگر، آمریکا بر توقف کامل غنی‌سازی به عنوان حلقه اصلی تولید سلاح هسته‌ای اصرار دارد. این تضاد منافع در یک اصل اساسی، مانع اصلی توافق است. دستور به تعیین جانشین در چهار سطح مختلف برای رهبران نظام نیز نشان‌دهنده عزم آن‌ها برای عدم نمایش شکست یا سازش است. از سوی دیگر، ارزیابی تهران مبنی بر تمایل بیشتر ترامپ به توافق نسبت به جنگ، موجب سخت‌تر شدن مواضع آن‌ها شده که به شکلی متناقض، دو طرف را به جای توافق به سمت درگیری سوق می‌دهد.
مذاکرات روز پنجشنبه ممکن است آخرین حد تحمل و صبر ایالات متحده پیش از اقدام نظامی باشد
در نقد رویکرد دیپلماتیک و پیشنهادهای جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق، منشه امیر معتقد است: «این احتمال وجود دارد که رژیم ایران بخواهد با ایالات متحده کنار بیاید، اما این دقیقا مشابه همان توافق برجامی است که در زمان باراک اوباما منعقد شد و ترامپ از آن خارج گردید. بنابراین، ترامپ پیشنهادی را که پیش‌تر رد کرده، مجددا نخواهد پذیرفت.»

 در خصوص مذاکرات آتی در ژنو که قرار است روز پنجشنبه و روزهای پس از آن برگزار شود، این نشست‌ها از منظر احتمال وقوع حمله یا عدم حمله به عقیده این کارشناس بسیار سرنوشت‌ساز خواهند بود. همچنین احتمال زیادی وجود دارد که حکومت ایران مجددا با رشته‌ای از پیشنهادهای خیالی، به دنبال یک نرمش ظاهری باشد؛ برای مثال بگوید حاضر است غنی‌سازی را در سطح ۲۰ درصد محدود کند تا در صورت فشار آمریکا، آن را به ۳.۶۷ درصد برساند. همچنین ممکن است وعده‌های مالی در حوزه‌های نفت، گاز و بازسازی ایران ارائه دهند که هدف ریشه‌ای آن، ابطال تحریم‌های ایالات متحده است.

به گفته منشه امیر، به عنوان مثال، موضوع خرید هواپیماهای بوئینگ مطرح می‌شود که چهل و شش سال است تقاضای آن را دارند اما به دلیل تحریم‌ها میسر نشده است. لذا دیپلماسی رژیم بسیار ضعیف، قدرت بازدارندگی آن بسیار کم و مذاکرات روز پنجشنبه ممکن است آخرین حد تحمل و صبر ایالات متحده پیش از اقدام نظامی باشد.

کامران متین نیز به تناقضات در مواضع ترامپ و نقش کلیدی اسرائیل پرداخته و می‌گوید: «در حوزه فنی، ترامپ با این توجیه که ظرفیت بازسازی تأسیسات هسته‌ای ایران پس از حمله نیز وجود دارد، ممکن است حملات قبلی را ناکافی بداند. مشاوران وی نیز در خفا یادآور می‌شوند که حملات ممکن است تولید سلاح را به تأخیر بیندازد اما آن را کاملا از میان نمی‌برد. همچنین، تمرکز فعلی بر مسئله هسته‌ای تا حدی ناشی از عدم تحقق وعده‌های قبلی ترامپ مبنی بر حمایت از معترضان ایرانی است.»

به گفته او، در این میان، نقش اسرائیل بسیار حیاتی است؛ چرا که کشورهای عرب منطقه تمایلی به در اختیار گذاشتن خاک یا فضای هوایی خود ندارند و ناوهای هواپیمابر به تنهایی فشار نظامی مدنظر آمریکا را تأمین نمی‌کنند. لذا استفاده از امکانات نظامی اسرائیل که کارایی آن در جنگ دوازده‌روزه اثبات شده، گریزناپذیر است.»
خامنه‌ای حاضر است دست به خودکشی سیاسی بزند ولی تسلیم نشود
در نهایت، در خصوص استراتژی بقای علی خامنه‌ای و بن‌بست نهایی، منشه امیر معتقد است: «این پرسش مطرح است که آیا رژیم ایران تمام تلاش خود را برای اقناع آمریکا و جلوگیری از جنگ به کار بسته است؟ مسلماً چنین است. اما واقعیت این است که علی خامنه‌ای حاضر به هیچ‌گونه گذشتی نیست؛ زیرا تصور می‌کند در شرایطی که خیزش مردم ایران ادامه دارد، نشان دادن هرگونه ضعفی در برابر ایالات متحده، سرآغاز فشارهای بیشتر و خیزش بزرگ‌تر ملت ایران خواهد بود که نهایتاً به سرنگونی رژیم منجر می‌شود. بر این اساس، استنباط می‌شود که علی خامنه‌ای حاضر است دست به "خودکشی سیاسی" و "ایران‌کشی" بزند اما تسلیم آمریکا نشود.»

در پاسخ به این سوال که چرا با وجود این بن‌بست، دو طرف مذاکرات را ادامه می‌دهند، منشه امیر معتقد است که این صرفاً تلاشی بی‌نتیجه است تا شاید بتوانند آقای ترامپ را از تصمیم خود منحرف یا منصرف کنند.

اما کامران متین سناریوی توافق احتمالی و پیروزی‌های ادعایی طرفین را غیرممکن نمی‌داند: «دستیابی به فرمولی که هر دو طرف مدعی پیروزی در آن باشند، غیرممکن نیست. ایران ممکن است توقف چندساله غنی‌سازی، بازگشت نظارت‌های آژانس و حتی طرح "کنسرسیوم چندملیتی" (با حضور آمریکا در چرخه غنی‌سازی جهت اطمینان از مصارف غیرنظامی) را بپذیرد، مشروط بر اینکه اصل غنی‌سازی در خاک ایران به رسمیت شناخته شود. ترامپ نیز می‌تواند این سازوکار نظارتی دقیق را به عنوان پیروزی مطرح کند. با این حال، چنین توافقی به دلیل نپرداختن به مسائل موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای نیروهای نیابتی، ریسک‌های سیاسی داخلی بزرگی برای ترامپ به همراه خواهد داشت.»

کامران متین همچنین اشاره می‌کند: «علیرغم تمامی موانع موجود بر سر راه جنگ، در حال حاضر احتمال درگیری نظامی بیش از دستیابی به توافق به نظر می‌رسد. هرچند در دنیای سیاست هیچ امری صد درصد قابل پیش‌بینی نیست، اما برداشت فعلی از اوضاع، غلبه سایه درگیری بر دیپلماسی است.»
+8
رأی دهید
-0

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۱
    مصدق روحت شاد - تهران، ایران
    افراد ساده دلی که برای سرنگونی حکومت دل به حمله آمریکا و غرب بستن باید دست‌کم به سه نکته مهم توجه کنن. ۱. اگه آمریکا حمله کنه برای منافع خودش این کارو میکنه نه مردم ایران. ۲. اونها پول تک تک فشنگهای مصرفیشون رو از دارایی‌های مردم ایران میگیرن. ۳. این حمله ها و جنگها به ویژه در خاور میانه بهترین داری برای اقتصاد جهان سرمایه داریه و از وقوع بحران‌های اقتصادی در کشورهای صنعتی جلوگیری میکنه و این بحران‌ها رو به کشورهای جهان سوم هدف حمله منتقل میکنه.
    2
    0
    ‌چهارشنبه ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۴۳
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.