درس‌هایی از ولودیمیر زلنسکی و اشرف غنی برای رضا پهلوی

عرفان نوربخش – کیهان لندن

چشم‌انداز دیپلماتیک کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ روز گذشته، ۱۳ فوریه، با یک ملاقات تاریخی در حاشیه این نشست دستخوش تغییری بی‌بازگشت شد. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، نشست رسمی با رضا پهلوی برگزار کرد. 

این تعامل نشان‌دهنده یک نقطه عطف در فضای ژئوپلیتیک «پس از ژانویه» است. در پی اعتراضات «ژانویه خونین» که اوایل امسال ایران را فرا گرفت، دولت اوکراین از حمایت‌های کلامی فراتر رفته و جایگاه رضا پهلوی را از یک حامی دیاسپورا به یک طرف گفتگوی دیپلماتیک رسمی در سطح جهانی ارتقا داده است.

نمادگرایی این دیدار بسیار نیرومند بود. زلنسکی همبستگی عمیق خود را با مردم ایران ابراز کرد و خاطرنشان ساخت که مبارزه آن‌ها برای حق تعیین سرنوشت، بازتابی از نبرد خود اوکراین علیه تهاجم خارجی است. هر دو رهبر بیانیه‌ای مشترک در محکومیت محور نظامی میان جمهوری اسلامی و مسکو – بویژه تولید و تکثیر پهپادهای شاهد – صادر کردند و درباره یک رژیم تحریمی هماهنگ به گفتگو پرداختند. 

برای پهلوی، این دیدار، مشروعیتی بین‌المللی را فراهم کرد که منتقدان مدت‌ها مدعی بودند او فاقد آن است. با این حال، همزمان با صعود پهلوی از پله‌های دیپلماتیک، تضاد میان سرنوشت رهبرانی چون ولودیمیر زلنسکی و دولتِ محمد اشرف غنی، درسی آشکار درباره ماهیت رهبری، شجاعت و «سکولار شدن» مسئولیت سیاسی ارائه می‌دهد.
افسانه رزومه سیاسی: زلنسکی در برابر منتقدان
یک انتقاد مداوم که از سوی رژیم ایران و برخی جناح‌های اپوزیسیون علیه رضا پهلوی مطرح می‌شود، فقدان «رزومه سیاسی» ملموس برای اوست. مخالفان به دهه‌های حضور او در تبعید به عنوان سندی بر عدم تجربه اداری اشاره می‌کنند. با این حال، تاریخ ثابت کرده است که رزومه‌های رسمی اغلب پیش‌بینی‌کننده ضعیفی برای رهبری در دوران بحران هستند.

در سال ۲۰۱۹، ولودیمیر زلنسکی با انتقاداتی مشابه روبرو بود. رقیب او، پترو پوروشنکو، از سوابق سیاسی گسترده‌ای برخوردار بود. در مقابل، زلنسکی طنزپردازی بود که تنها تجربه‌اش از رهبری، ایفای نقش یک معلم تاریخ در سریال تلویزیونی «خادم ملت» بود که به ریاست‌جمهوری می‌رسید. منتقدان او را یک پدیده پوپولیستی زودگذر می‌دانستند. 

اما زمانی که بحران وجودی سال ۲۰۲۲ فرا رسید، این «کمدین» در کشور ماند، در حالی که بسیاری از «سیاستمداران» جهان منتظر فرار او بودند. دگردیسی زلنسکی به نماد تاب‌آوری ملی ثابت کرد که در لحظات گسست تاریخی، شخصیت و اراده برای شریک شدن در سرنوشت ملت، بر دهه‌ها سوابق بوروکراتیک برتری دارد.
شکست تکنوکرات: تراژدی اشرف غنی
در حالی که زلنسکی نماد پیروزی شجاعت بر مدارک رسمی است، زندگی سیاسی محمد اشرف غنی احمدزی به عنوان یک درس عبرت از نقطه مقابل آن عمل می‌کند: شکست نخبگان تکنوکرات. روی کاغذ، غنی واجد شرایط‌ترین رهبر در تاریخ افغانستان بود. دانشمندی با شهرت جهانی، دارای مدرک دکترا از دانشگاه کلمبیا و یازده سال سابقه در بانک جهانی؛ غنی حتی کتابی درباره «ترمیم دولت‌های شکست‌خورده» تالیف کرده بود.

غنی معمار دولت افغانستان پس از ۲۰۰۱ بود. او واحد پول را طراحی کرد، برنامه‌های ملی را بنیان نهاد و به عنوان فردی سخت‌کوش و ضدفساد شناخته می‌شد. او حمایت ناتو، میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری بین‌المللی و یک نیروی نظامی آموزش‌دیده را در اختیار داشت. علاوه بر این، به عنوان عضوی از قوم پشتون – همان پایگاه جمعیتی طالبان – او دارای اعتبار قبیله‌ای بود که بسیاری آن را برای ثبات در ساختار پیچیده اجتماعی افغانستان ضروری می‌دانستند.

با این حال، ریاست‌جمهوری غنی در نهایت با یک گسست مرگبار میان تکنوکراسی مدل غربی و واقعیت‌های عینی کشورش تعریف شد. منتقدان انزوای او را در «حباب کابل» و در میان مشاوران تحصیل‌کرده غرب خاطرنشان می‌کردند. 

زمانی که طالبان در اوت ۲۰۲۱ وارد کابل شد، مردی که دستورالعمل ملت‌سازی را نوشته بود، فرار را انتخاب کرد. خروج او به مقصد امارات متحده عربی تنها یک خروج شخصی نبود؛ بلکه قطع سرِ روانی جمهوری افغانستان بود. غنی با انتخاب یک «زندگی آرام» به جای خطر کردن، جایگاه خود را در تاریخ به عنوان مردی که به سربازان و ملتش خیانت کرد، تثبیت نمود.
انتخاب ۲۰۲۶: شرافت در برابر تبعید
تضاد میان اوت ۲۰۲۱ در کابل و فوریه ۲۰۲۲ در کی‌یف، مهم‌ترین درس برای رضا پهلوی در سال ۲۰۲۶ است. زمانی که ولادیمیر پوتین تهاجم خود را آغاز کرد، پیش‌بینی می‌کرد که زلنسکی مانند غنی رفتار کند؛ یعنی راه خروج امنی که متحدان غربی پیشنهاد داده بودند را بپذیرد و زندگی خود را در تبعیدی مرفه با دارایی‌هایش سپری کند. 

حتی جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا، مسیر تخلیه امن را به زلنسکی پیشنهاد داد. امتناع زلنسکی -که در عبارت مشهور «من به مهمات نیاز دارم، نه سواری» خلاصه شد – تمام محاسبات استراتژیک کرملین را بر هم زد.

تا سال ۲۰۲۵ و اکنون در ۲۰۲۶، تاب‌آوری زلنسکی نه تنها با موشک‌های روسیه، بلکه با تغییر جهت‌گیری‌های سیاسی در واشینگتن نیز آزموده شده است. او در برابر فشارهای دولت ترامپ برای واگذاری خاک در ازای صلح ایستادگی کرد. امروز در ۲۰۲۶، او دیگر آن جوان کمدین شاد سال ۲۰۱۹ نیست؛ او رهبری خسته است که نامش در لیست‌های ترور کرملین قرار دارد. با این حال، چون او شرافت کشورش را بر امنیت تبعید ترجیح داد، مشروعیتش تزلزل‌ناپذیر است.
درس‌های استراتژیک برای اپوزیسیون ایران
در حالی که رضا پهلوی با «استراتژی دو مسیره» فعلی درگیر است – جایی که ایالات متحده در مسقط با جمهوری اسلامی مذاکره می‌کند و همزمان رهبران اروپایی با اپوزیسیون تعامل دارند – او باید تشخیص دهد که «حذف» رژیم فعلی به تنهایی ضامن شکوفایی ایران نیست. گذار از یک دولت انقلابی به یک دموکراسی پایدار مستلزم رهبری است که مایل باشد از یک «نماد» به یک «خادم» تبدیل شود.

پهلوی باید از زلنسکی بیاموزد که رهبری یک مسئولیت سکولار و همراه با خطر شخصی عظیم است. نخبگان و تحلیلگران ایرانی که به سیاست از دریچه‌ای «عاطفی» یا «قدسی» می‌نگرند، باید با این واقعیت روبرو شوند که ارزش یک رهبر در لحظات حداکثر خطر سنجیده می‌شود. 

پهلوی دهه‌ها را در یک «زندگی خانوادگی آرام» در ایالات متحده سپری کرده است. اگر قرار است او گذاری را در ایران رهبری کند، باید آماده باشد تا همه چیز – آسایش، امنیت و به طور بالقوه جان خود – را به خطر بیندازد.

درس اشرف غنی این است که تمام دکتراها و تجربه‌های بانک جهانی در دنیا نمی‌تواند ملتی را نجات دهد، اگر رهبرش شجاعت ایستادن در کنار مردمش را نداشته باشد. در مقابل، درس زلنسکی این است که یک «غیر‌رهبر» می‌تواند تنها با «ماندن»، به وجدان یک ملت تبدیل شود.
نتیجه‌گیری
در دوران کنونی «فشار حداکثری» و گسست داخلی ایران، ملت ایران به دنبال چیزی بیش از یک رزومه سیاسی است؛ آن‌ها به دنبال تعهد به سرنوشتی مشترک هستند. در حالی که پهلوی از مونیخ باز می‌گردد، روحِ غنی و نمونه زنده زلنسکی در برابر او ایستاده‌اند. 

تاریخ درباره او نه بر اساس قراردادهایی که امضا می‌کند یا دیپلمات‌هایی که در مسقط یا مونیخ ملاقات می‌کند، بلکه بر اساس تمایل او برای پا گذاشتن به خاکی در آستانه بحران و به خطر انداختن آینده‌اش برای بقای آن سرزمین قضاوت خواهد کرد. سعادت ایران تنها با تغییر رژیم تضمین نمی‌شود، بلکه نیازمند رهبری است که شرافت را بر امنیتِ «زندگی آرام» ترجیح دهد.
+14
رأی دهید
-2

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۸۳
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    سیستم چپولیسم جهانی از مسیر جمهوری اخوندی مایوس شده و دارد تخم مرغ هایش را جابجا می کند
    6
    15
    یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۶
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.