مقالهای که علی شکوریراد آن را مبنای سرکوب معترضان میداند، حاوی چیست؟
+1
رأی دهید
-4
عطا محامد - ایرانوایر«ما را دار بزنید اگر حقیقت داشت» این واکنش تند و عصبی «مسعود پزشکیان» رییسجمهوری ایران به رفیق دیرین و حامی انتخاباتیاش، تنها یک جدال لفظی ساده نیست؛ لرزهای است که بر پیکره جبهه اصلاحات و دولت مستقر افتاده است. «علی شکوریراد» با دست گذاشتن بر تاکتیک امنیتی نظام، مدعی شد که «کشتهسازی» نه ادعای رسانهها، بلکه رویکرد آشنای نیروهای امنیتی است که حتی در مقالات نظامی هم به صراحت آمده است تا کشتار و سرکوب را مشروعیتبخشی کند. اشاره شکوری به مقالهای است که سال ۹۵ چاپ شد و نویسندگان با بررسی روشها و نظرات فرماندهان نظامی از قربانی کردن نیروهای خودی برای توجیه کشتار حرف میزنند.
شکورایراد وقتی این موضوع را بازگویی کرد، باعث شد تا مخالفان و مقامات سیاسی جلوی این سخنان بایستند. «مهدی کوچکزاده»، نماینده مجلس در ۱۶ بهمن با ادبیاتی تهاجمی خواستار پایان دادن به مدارا با این فعال سیاسی شد و فریاد زد: «با آقای شکوریرادی که در شرایط جنگ تمام عیار نسبت به نیروهای نظامی و امنیتی آن مزخرفات را نسبت میدهد برخورد نمیشود. بگیرید جلوی آنها را و با این وضع نمیشود کشور را اداره کرد.» اندکی پس از این گفتهها بود که شکوریراد بازداشت شد تا نشان داده شود که در دکترین امنیتی حاکم، مرز میان نقد سیاسی و «تهدید وجودی» تنها به باریکی یک سخنرانی است.
شکوری راد چه میگوید؟
«علی شکوریراد»در حالی که جمهوری اسلامی فضای سرکوب را گسترانده است و کمتر چهره سیاسی به نقد مستقیم قرائت رسمی میپردازد، علی شکوریراد، فعال سیاسی اصلاحطلب، در نشست معاونین ستاد پزشکیان که در تاریخ ۱۴ بهمن برگزار شد، عملا اعلام کرد که روایت جمهوری اسلامی از کشتارهای روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه را باور ندارد.شکوریراد در این سخنرانی استدلال میکند که اگرچه ریشه اعتراضات در انباشت نارضایتیهای معلمان و بازنشستگان بود، اما زمان آغاز آن با «تدبیر نهادهای اطلاعاتی» و همزمان با تعطیلات دانشگاهها تنظیم شده بود تا حرکتها مهارپذیر باقی بماند. با این حال، او ادعا میکند که گستره اعتراضات از پیشبینیها فراتر رفت و با حضور تخمینی ۱.۵ میلیون نفر در ۴۰۰ شهر و ۹۰۰ نقطه کشور، دستگاههای امنیتی را غافلگیر کرد. به گفته او، آمار تقریباً رسمی نشاندهنده خروج کنترل اوضاع از دست طراحان اولیه بوده است.
بخش اصلی اظهارات این فعال سیاسی بر استراتژی «تزریق خشونت» حکومت متمرکز است. او مدعی است که نهادهای نظامی برای ایجاد «بهانه سرکوب»، از روشهایی نظیر «کشتهسازی از نیروهای خودی» استفاده کردهاند. شکوریراد با استناد به مقالات علمی منتشر شده در نشریات نظامی، از جمله نشریه «دانشگاه امام حسین»، اشاره میکند که در این متنها از کشتهسازی نیروهای وابسته به حاکمیت و تخریب اماکنی مانند مساجد و امامزادهها صراحتاً به عنوان روشهایی برای توجیه برخوردهای بعدی یاد شده است. از نظر او، «پروژه کشتهسازی» یک روایت ساختگی است که به طور سیستماتیک برای سلب مسئولیت از حکومت در کشتار معترضان به کار میرود.
شکوریراد عملکرد پزشکیان را در مواجهه با این وقایع نقد میکند و او را فریبخورده میداند. این نماینده سابق مجلس معتقد است پذیرش و تکرار گزارشهای امنیتی در تلویزیون توسط رییسجمهور، نهتنها وجهه او را به عنوان یک نیروی میانه مخدوش کرده، بلکه نوعی نادیده گرفتن درک عمومی جامعه تلقی میشود. او به تناقض حاکمیت در ادعای تأمین امنیت و همزمان وقوع رویدادهای «داعشگونه» در کشور اشاره کرده و تأکید میکند که در چنین شرایطی، به جای تکرار روایتهای امنیتی، این خودِ نهادهای امنیتی هستند که باید مورد بازخواست قرار گیرند.
تهدید وجودی و قربانیسازی
اشاره شکوریراد به یک مقاله از مجموعه مجلات زیرنظر دانشگاه امام حسین است. به احتمال زیاد آنچه وی میگوید اشاره به یک مقاله است که سال ۹۵ در «فصلنامه علمی پژوهشی مدیریت بحرانهای اجتماعی» منتشر شد. نام این مقاله « عملیات روانی و تأثیر آن بر اغتشاشات شهری» است که توسط «ابولفضل امیری»، استادیار دانشگاه امام حسین و «حمید نفاوی»، که در آن زمان دانشجوی کارشناس ارشد مدیریت بحران بود، نوشته شده است. اطلاعات زیادی در مورد نفاوی وجود ندارد اما وی بعد از دوره ارشد خود همکاری با نیروهای نظامی را ادامه داده و در نگارش دو کتاب با نامهای «تجهیزات کنترل اجتماعی» و «جنگ شهری» نیز مشارکت داشته است.
آنها در این مقاله، معتقدند اعتراض خیابانی اساسا نه کنشی سیاسی که «رفتار جمعی هیجانی و غیرعقلانی» است که باید با ابزارهای روانی مهار شود، نه با پاسخگویی به مطالبات. نویسندگان با استناد به نظریههایی مثل «محرومیت نسبی» و «فردیتزدایی» معترضان را تودهای تلقینپذیر میبینند و بعد یک جعبهابزار عملیات روانی برای کنترل آن طراحی میکنند: از شایعهپراکنی، تحقیر و به ابتذال کشاندن مطالبات تا نفوذ در میان جمعیت، مهندسی رسانهای و حتی «ایجاد سپر بلا (قربانی کردن بعضی عوامل خودی)».

این مقاله صرفا یک مقاله علمی نیست، بلکه به واسطه پرسشهایی که از فرماندهان نظامی انجام داده و گردآوری نظرات آنها، سندی است از منطق حاکم بر طراحی سرکوب. مقاله میگوید چون مسئله اعتراض مسئله ذهنی است، میتوان اعتراض را با استفاده از «عملیاتهای روانی» مهار کرد و در این راستا بر دو نکته تاکید دارد، اول همراهی همه پرسنل نظامی و دوم استفاده از کارشناسان عملیات روانی. شکوریراد با پیوند دادن این ادبیات به وقایع دیماه، میگوید آنچه روی زمین رخ داده تصادفی نبوده، بلکه اجرای میدانی همین دکترینهای نوشتهشده در نشریات نظامی است.
در مجلات این دانشگاه مقالات دیگری نیز این موضوع را تشریح کردهاند. «حسین حسینی» مقالهای با عنوان «ارتباط در بحران و مسئله ترس» دارد که در آن موضوع دستکاری ادراک و استفاده از محرکهای ترسبرانگیز به عنوان یک ابزار قدرتمند در «ارتباطات اقناعی» را عنوان میکند. در مورد دستکاری ادراک جمعی، مقاله میگوید اگر سیستم قرار است پیام ترس برانگیز تولید کند «پیام باید به گونهای طراحی شود که مخاطب باور کند فاجعه بسیار بزرگ و هولناک است و به این ادراک برسد که این خطر دقیقاً «خود او» یا «عزیزانش» را تهدید میکند. حسینی میگوید باید روشی اتخاذ کرد که مخاطب قانع شود که تنها یک راه نجات وجود دارد. اما تاکید میکند اگر ترس بیش از حد باشد دیگر هیچ پیامی (حتی پیامهای حیاتی) توسط مردم شنیده نمیشود. او از این لحظه به عنوان لحظهای سخن میگوید که مخاطب نمیتواند خطر را کنترل کند و به خاطر آن پیام را نادیده میگیرد.
مقاله «بررسی علل و ابعاد امنیتی شدن ناآرامیهای اجتماعی» نوشته «محمد اقبال علیاصغری»، بُعد دیگری به مسئله داده و میگوید «امنیتی شدن» فضا زمانی رخ میدهد که یک پدیده اجتماعی (مثل اعتراض به گرانی یا بیکاری) از روال عادی خود خارج شود و برای حاکمیت به عنوان «تهدید وجودی» معرفی شود. در این شرایط او اقدامات مختلف نظام سیاسی را برای حفظ خود موجه میداند و توضیح میدهد دولت برای توجیه گذار از سیاست عادی به برخورد سخت، از حضور قربانی میتواند استفاده کند و خشونت شدید را برای دفاع از خود موجه جلوه دهد.
یکی دیگر از مقالات این دانشکده توضیح میدهد دشمن تلاش میکند «مردم ایران» یا «صلح منطقهای» را به عنوان قربانی اقدامات نظامی و امنیتی سپاه معرفی کند رسانههایی خارجی فارسی زبان، با انتساب اتهاماتی نظیر «تروریسم» یا «جنگطلبی»، سعی در اهریمنسازی از نیروهای مسلح دارند تا در صورت بروز درگیری، افکار عمومی را برای پذیرش آسیبهای وارده آماده کنند. این مقاله تلاش میکند تا این راه را پیش روی حاکمیت بگذارد که با پیشدستی در روایتسازی، آسیبهای وارده به نیروهای خودی را برجسته کند تا برنامههای امنیتی از پیش طراحیشده، در برابر اعتراضات موجهسازی شود.
حمله به شکوریراد
با وجود این نوع مقالات و مسبوق به سابقه بودن این روشها در جمهوری اسلامی، پزشکیان در ۲۳ بهمن بدون بردن نام از شکوریراد، خطاب به او میگوید: «ما گروهی را برای هر استان گذاشتهایم که بررسی کند کجای کار ما لنگ است که این طور شد که نباید این طور میشد و حداقل بار دیگر این اتفاق تکرار نشود. ما اشتباه را انکار نمیکنیم اما اینکه فردی در فضای مجازی به اسم اصلاحات ادعا کند حاکمیت خودش این کارها را کرده، بسیار بیانصافی است.» او ادامه میدهد: «میخواهم آدمی که ادعا کرده چنین اتفاقاتی از سوی حاکمیت رخ داده است، را از بازداشت بیرون بیاورند و به او اختیار دهیم تا بررسی کند و اگر سخنانش صحت داشت ما را دار بزنند!»
پزشکیان، که مورد حمایت جبهه اصلاحات بود خطاب به این عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت میگوید «این چه حرفی است که فردی به اسم اصلاحات یا روشنفکری حرفهایی بر زبان بیاورد که دشمن دلش میخواهد؟ مگر ممکن است کاری کنیم که خودمان بازار، مسجد و ماشین آمبولانس را به آتش بکشیم که مثلا جامعه را مدیریت کنیم و بعد نتانیاهو و ترامپ از آنسو بگویند بروید و آتش بزنید ما هم هستیم و داریم میآییم؟ انصاف و حقیقتیابی هم خوب چیزی است.»
این تنها پزشکیان نیست که شکوریراد را به باد انتقاد گرفته بلکه دیگرانی که از او انتقاد کردهاند حتی پا فراتر گذاشتهاند. وبسایت «مشرق» در یک یادداشت مینویسد شکوریراد «توییت اکانت رسمی موساد و مایک پمپئو مبنی بر حضور میدانی عوامل موساد در حوادث تروریستی اخیر را فراموش کردهاند.» این متن ادامه میدهد «چطور غیرت آقای شکوری راد اجازه داده است که در کنار آمریکا و اسراییل و سلطنت طلبان و منافقین، به این شکل ناجوانمردانه به دستگاه امنیتی و اطلاعاتی کشور بتازد و علیه حافظان امنیت لجن پراکنی کند؟»
ادامه همین رویکرد را «رجانیوز» در یادداشت پیگرفت و گفت: «در یک تقسیم کار مشخص، چهره های سیاسی اصلاح طلب برای زنده نگه داشتن خاکستر آشوب ها وارد کار شدند و همان خط «ایران اینترنشنال» و «بیبیسی» را در داخل کشور تکرار می کنند و ضریب می دهند.» این سایت مدعی شد «اعترافات تروریستها و تصاویر آنها در توهین به مقدسات و کشته سازی وجود دارد.»
«محمد کاظم انبارلویی»، عضو حزب مؤتلفه اسلامی، گفت: «اظهارات وی، تلطیف شده نظرات منافقین و به اصطلاح سلطنتطلبها، پژاک، حزب دموکرات کردستان و کومله است.» همزمان «کبری آسوپار» روزنامهنگار اصولگرا گفتههای شکوریراد را «توهمات» مینامد و او را «کارمند رایگان ایراناینترنشنال» مینامد که «بازی دو سر باختی را انجام داد و از همهجا رانده و مانده خواهد شد.»
اما یکی از ملایمترین واکنشها به گفتههای شکوریراد توسط «علی مطهری»، فعال سیاسی اصولگرا انجام شد. او میگوید: «اظهارات آقای شکوری راد و متهم کردن نظام با یکسری اظهارات وهمی و بیپایه هیچ این افراد توجه ندارند که با رادیکال کردن فضا و تکرار دروغهای بازوی تبلیغاتی جریان معاند و ویرانیطلب، از طرفی به کشور ظلم میکنند و امنیت روانی مردم را مختل میسازند، از طرف دیگر به واسطه انتساب به اصلاحات و روابط جبهه اصلاحات با رییسجمهور و دولت، باعث میشوند دولت ناخواسته درگیر این حاشیهها شود و بر روی وظایف اصلی آن سایه افکنده شود.»