شلیک کور سرکوبگران جمهوری اسلامی به کودکان؛ بچههایی که ۱۵ سالگی را ندیدند
+9
رأی دهید
-1
در جریان سرکوب مرگبار معترضان طی روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه، تعداد زیادی از کشتهشدگان کودکانی بودند که برخی از آنها کاملا اتفاقی آن لحظه در خیابان بودند. مانند کودکی که برای بیرون گذاشتن زباله از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت یا کودکی که برای خرید نان به خیابان رفته بود و کشته شد. نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی این کودکان را با شلیکهای کور و مرگبار کشتند و در نهایت نیز هنگام تحویل پیکر بیشتر آنها، خانوادههایشان را تحت آزار و اذیت قرار دادند.
با وجود اینکه فعالان حقوق کودک تاکنون فهرستی بالغ بر ۲۰۰ نام از کودکان کشته شده در انقلاب ملی ایران منتشر کردهاند، با احراز هویت تعداد بیشتری از کودکان، این فهرست هر لحظه در حال طولانیتر شدن است.
ایندیپدنت فارسی در گزارش پیشین خود، از کودکان هشت ساله و کمتر که هدف سرکوب قرار گرفتند و جان باختند، یاد کرد. این گزارش با هدف مستندسازی و یادبود برخی کودکان ۸ تا ۱۴ سالهای است که در نقاط مختلف ایران، با شلیک مستقیم گلوله جنگی جانشان را از دست دادند.
حذیفه اوستاخ، کودک ۱۱ ساله، شامگاه جمعه نوزدهم دیماه، زمانی که برای خرید نان از خانه خارج شده بود، در شهرک رجایی مشهد هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. گلوله از ناحیه زیر قلب به او اصابت کرد و این کودک درجا جان باخت. خانواده پس از چندین روز بیخبری و پیگیری، سرانجام روز دوشنبه ۲۲ دیماه پیکر فرزندشان را تحویل گرفتند. ویدیویی که از وداع خانواده حذیفه با او در شبکههای اجتماعی منتشر شد، لحظاتی تکاندهندهای را که مادر و دیگر اعضای خانواده، پس از روزها چشمانتظاری، پیکر دلبندشان را در میان اشک، ناله و فغان در آغوش میگیرند و با او وداع میکنند، نشان میدهد.
در میان فهرست کودکان کشتهشده انقلاب ملی ایران، تاکنون مشخصات دستکم سه کودک ۱۳ ساله نیز احراز شده است؛ از جمله ثنا توسنگی که ۱۹ دیماه در هشتگرد، با اصابت دو گلوله به ناحیه کمر و پشت سر، به قتل رسید.
طاها هوشیار هم کودک ۱۲ ساله دیگری است که روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در بومهن در حومه شرقی تهران، با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت.
سمیرا خانی نیز تنها ۱۲ سال داشت که در هجدهم دیماه، بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در شهر رامسر، کشته شد.
کودکان ۱۳ سالهای که تاکنون احراز هویت شدهاند، اهل گوشهوکنار ایراناند و روایتهای کشته شدن آنان تصویری هولناک از سرکوب عریان را نشان میدهد.
نارنینزهرا صالحی تنها ۱۳ سال داشت. او نوزدهم دیماه ابتدا با شلیک گلوله جنگی مجروح شد و به گواهی منابع محلی، سپس با شلیک تیر خلاص، جان باخت.
مانی شفیعی، کودک ۱۳ ساله اهل همدان، نیز در جریان انقلاب ملی ایران مقابل منزل هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش مادربزرگش جان سپرد. در همان روز، پدر او، مهدی شفیعی، نیز در نقطهای دیگر از شهر هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و کشته شد. به گفته نزدیکان خانواده، نیروهای حکومتی برای تحویل پیکر این پدر و پسر، مبلغی حدود ۵۰۰ میلیون تومان از خانواده مطالبه کردند. ویدیوهای منتشرشده از مراسم بزرگداشت آنان در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشت.
ابوالفضل وحیدی، کودک ۱۳ ساله، روز هجدهم دیماه با اصابت گلوله جنگی به ناحیه گردن، در جریان سرکوب تجمعکنندگان نازیآباد کشته شد. پیکر او سه روز بعد، در میان انبوه اجساد، در سوله پزشکی قانونی کهریزک پیدا شد. خانوادهاش این سه روز را در بیخبری و اضطراب مطلق سپری کردند.
جواد کاظمی، کودک کار ۱۳ ساله از خانوادهای محروم در استان تهران، با اصابت سه گلوله جنگی جان باخت. او مادر نداشت، پدرش معلول بود و از ۱۰ سالگی برای تامین هزینههای زندگی کار میکرد.
امیرمهدی مرادی، کودک ۱۳ ساله اهل نورآباد دلفان، در ۱۹ دیماه و در جریان اعتراضات مردمی محله قائمیه اسلامشهر استان تهران، با اصابت گلوله جنگی نیروهای نظامیامنیتی جمهوری اسلامی از پشت کشته شد. پس از قتل او، نهادهای امنیتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا در قبال تحویل پیکر، فرزندشان را عضو بسیج معرفی کنند؛ درخواستی که خانواده از پذیرش آن خودداری کرد. پیکر امیرمهدی پس از چهار روز و با پرداخت مبلغی حدود یک میلیارد تومان به خانواده تحویل داده شد و تحت فشار نهادهای امنیتی، در آرامستان «دهشاد» به خاک سپرده شد.
کودکان ۱۴ سالهای که در جریان سرکوب اعتراضات جان باختند، هر یک روایتی مستقل اما در عین حال بههمپیوسته از هدف قرار دادن مستقیم کودکان در ایراناند.
آرین عشقی، کودک ۱۴ ساله، در شهرک ولیعصر تهران همراه با برادرش امیرحسین عشقی، نوجوان ۱۸ ساله، هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفتند و هر دو جان باختند.
سام صحبتزاده، ۱۴ ساله، متولد خلخال و ساکن قلعه حسنخان تهران، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضهای میدان قلعه حسنخان با گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر کشته شد. به گفته نزدیکانش، او از ۱۰ سالگی ناچار به ترک تحصیل شده بود و برای تامین معاش خانواده کار میکرد.
بنیامین علیزاده، کودک ۱۴ ساله، روز جمعه ۱۹ دیماه، در جریان اعتراضهای مردمی شهر رشت، با شلیک مستقیم یکی از نیروهای سپاه پاسداران از ناحیه پا هدف قرار گرفت و بر اثر خونریزی شدید جان باخت.
اسرا طاوسینیا، کودک ۱۴ ساله، دانشآموز نخبه، زاده شهر سنقر، روز ۱۸ دیماه در خیابان سیروس کرمانشاه با اصابت گلوله جنگی نیروهای حکومتی بهشدت مجروح شد. او پس از دو هفته جدال با مرگ، چهارم بهمنماه جان باخت. پس از مرگ اسرا، خانوادهاش تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار گرفتند و حتی از برگزاری مراسم عزاداری نیز منع شدند که یادآور الگوی تکرارشونده سرکوب خانوادههای داغدار بود.
ابوالفضل نوروزی، ۱۴ ساله، هجدهم دیماه حوالی پایگاه بسیج سیدی مشهد با شلیک گلوله جنگی جان سپرد. او حدود یک سال پیش برای یادگیری یک حرفه و کمک به خانواده، ترک تحصیل کرده بود و در یک مکانیکی کار میکرد، با این امید که شبها تحصیلش را از سر بگیرد. آرزوی ابوالفضل خرید یک موتور با درآمد خودش بود؛ آرزویی که هرگز محقق نشد.
پدر ابوالفضل، کارگر و پدربزرگش جانباز جنگ بود. اطرافیانش او را نوجوانی مهربان، مسئولیتپذیر و کمکحال خانواده توصیف کردهاند. بر اساس اعلام منابع محلی، پس از اینکه خانواده با بسیجی معرفی کردن ابوالفضل موافقت نکردند، اجازه برگزاری مراسم به آنان داده نشد و ماموران حتی پرچم سیاه عزاداری را از مقابل منزل آنان برداشتند.
آیناز رحیمی حاجیآبادی، ۱۴ ساله و اهل نجفآباد، روز ۱۸ دیماه، در جریان اعتراضهای مردمی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد. در ویدیویی که از مراسم بزرگداشت او برگزار شد، خانواده کل میکشند و میگویند که «عزیزترینشان را به این خاک هدیه دادهاند و کسی نباید گریه کند».
حسنی شهدوستی، کودک ۱۴ ساله، اصالتا اهل کهنوج، جنوب کرمان در جریان اعتراضهای مردم بندرعباس کشته شد.
محمد یزدانی نیز تنها ۱۴ سال داشت که ۱۹ دیماه در شهر قدس تهران، هدف نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان باخت.
با وجود اینکه فعالان حقوق کودک تاکنون فهرستی بالغ بر ۲۰۰ نام از کودکان کشته شده در انقلاب ملی ایران منتشر کردهاند، با احراز هویت تعداد بیشتری از کودکان، این فهرست هر لحظه در حال طولانیتر شدن است.
ایندیپدنت فارسی در گزارش پیشین خود، از کودکان هشت ساله و کمتر که هدف سرکوب قرار گرفتند و جان باختند، یاد کرد. این گزارش با هدف مستندسازی و یادبود برخی کودکان ۸ تا ۱۴ سالهای است که در نقاط مختلف ایران، با شلیک مستقیم گلوله جنگی جانشان را از دست دادند.
حذیفه اوستاخ، کودک ۱۱ ساله، شامگاه جمعه نوزدهم دیماه، زمانی که برای خرید نان از خانه خارج شده بود، در شهرک رجایی مشهد هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. گلوله از ناحیه زیر قلب به او اصابت کرد و این کودک درجا جان باخت. خانواده پس از چندین روز بیخبری و پیگیری، سرانجام روز دوشنبه ۲۲ دیماه پیکر فرزندشان را تحویل گرفتند. ویدیویی که از وداع خانواده حذیفه با او در شبکههای اجتماعی منتشر شد، لحظاتی تکاندهندهای را که مادر و دیگر اعضای خانواده، پس از روزها چشمانتظاری، پیکر دلبندشان را در میان اشک، ناله و فغان در آغوش میگیرند و با او وداع میکنند، نشان میدهد.
در میان فهرست کودکان کشتهشده انقلاب ملی ایران، تاکنون مشخصات دستکم سه کودک ۱۳ ساله نیز احراز شده است؛ از جمله ثنا توسنگی که ۱۹ دیماه در هشتگرد، با اصابت دو گلوله به ناحیه کمر و پشت سر، به قتل رسید.
طاها هوشیار هم کودک ۱۲ ساله دیگری است که روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در بومهن در حومه شرقی تهران، با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی جان باخت.
سمیرا خانی نیز تنها ۱۲ سال داشت که در هجدهم دیماه، بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در شهر رامسر، کشته شد.
کودکان ۱۳ سالهای که تاکنون احراز هویت شدهاند، اهل گوشهوکنار ایراناند و روایتهای کشته شدن آنان تصویری هولناک از سرکوب عریان را نشان میدهد.
نارنینزهرا صالحی تنها ۱۳ سال داشت. او نوزدهم دیماه ابتدا با شلیک گلوله جنگی مجروح شد و به گواهی منابع محلی، سپس با شلیک تیر خلاص، جان باخت.
مانی شفیعی، کودک ۱۳ ساله اهل همدان، نیز در جریان انقلاب ملی ایران مقابل منزل هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش مادربزرگش جان سپرد. در همان روز، پدر او، مهدی شفیعی، نیز در نقطهای دیگر از شهر هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و کشته شد. به گفته نزدیکان خانواده، نیروهای حکومتی برای تحویل پیکر این پدر و پسر، مبلغی حدود ۵۰۰ میلیون تومان از خانواده مطالبه کردند. ویدیوهای منتشرشده از مراسم بزرگداشت آنان در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشت.
ابوالفضل وحیدی، کودک ۱۳ ساله، روز هجدهم دیماه با اصابت گلوله جنگی به ناحیه گردن، در جریان سرکوب تجمعکنندگان نازیآباد کشته شد. پیکر او سه روز بعد، در میان انبوه اجساد، در سوله پزشکی قانونی کهریزک پیدا شد. خانوادهاش این سه روز را در بیخبری و اضطراب مطلق سپری کردند.
جواد کاظمی، کودک کار ۱۳ ساله از خانوادهای محروم در استان تهران، با اصابت سه گلوله جنگی جان باخت. او مادر نداشت، پدرش معلول بود و از ۱۰ سالگی برای تامین هزینههای زندگی کار میکرد.
امیرمهدی مرادی، کودک ۱۳ ساله اهل نورآباد دلفان، در ۱۹ دیماه و در جریان اعتراضات مردمی محله قائمیه اسلامشهر استان تهران، با اصابت گلوله جنگی نیروهای نظامیامنیتی جمهوری اسلامی از پشت کشته شد. پس از قتل او، نهادهای امنیتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا در قبال تحویل پیکر، فرزندشان را عضو بسیج معرفی کنند؛ درخواستی که خانواده از پذیرش آن خودداری کرد. پیکر امیرمهدی پس از چهار روز و با پرداخت مبلغی حدود یک میلیارد تومان به خانواده تحویل داده شد و تحت فشار نهادهای امنیتی، در آرامستان «دهشاد» به خاک سپرده شد.
کودکان ۱۴ سالهای که در جریان سرکوب اعتراضات جان باختند، هر یک روایتی مستقل اما در عین حال بههمپیوسته از هدف قرار دادن مستقیم کودکان در ایراناند.
آرین عشقی، کودک ۱۴ ساله، در شهرک ولیعصر تهران همراه با برادرش امیرحسین عشقی، نوجوان ۱۸ ساله، هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفتند و هر دو جان باختند.
سام صحبتزاده، ۱۴ ساله، متولد خلخال و ساکن قلعه حسنخان تهران، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضهای میدان قلعه حسنخان با گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر کشته شد. به گفته نزدیکانش، او از ۱۰ سالگی ناچار به ترک تحصیل شده بود و برای تامین معاش خانواده کار میکرد.
بنیامین علیزاده، کودک ۱۴ ساله، روز جمعه ۱۹ دیماه، در جریان اعتراضهای مردمی شهر رشت، با شلیک مستقیم یکی از نیروهای سپاه پاسداران از ناحیه پا هدف قرار گرفت و بر اثر خونریزی شدید جان باخت.
اسرا طاوسینیا، کودک ۱۴ ساله، دانشآموز نخبه، زاده شهر سنقر، روز ۱۸ دیماه در خیابان سیروس کرمانشاه با اصابت گلوله جنگی نیروهای حکومتی بهشدت مجروح شد. او پس از دو هفته جدال با مرگ، چهارم بهمنماه جان باخت. پس از مرگ اسرا، خانوادهاش تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار گرفتند و حتی از برگزاری مراسم عزاداری نیز منع شدند که یادآور الگوی تکرارشونده سرکوب خانوادههای داغدار بود.
ابوالفضل نوروزی، ۱۴ ساله، هجدهم دیماه حوالی پایگاه بسیج سیدی مشهد با شلیک گلوله جنگی جان سپرد. او حدود یک سال پیش برای یادگیری یک حرفه و کمک به خانواده، ترک تحصیل کرده بود و در یک مکانیکی کار میکرد، با این امید که شبها تحصیلش را از سر بگیرد. آرزوی ابوالفضل خرید یک موتور با درآمد خودش بود؛ آرزویی که هرگز محقق نشد.
پدر ابوالفضل، کارگر و پدربزرگش جانباز جنگ بود. اطرافیانش او را نوجوانی مهربان، مسئولیتپذیر و کمکحال خانواده توصیف کردهاند. بر اساس اعلام منابع محلی، پس از اینکه خانواده با بسیجی معرفی کردن ابوالفضل موافقت نکردند، اجازه برگزاری مراسم به آنان داده نشد و ماموران حتی پرچم سیاه عزاداری را از مقابل منزل آنان برداشتند.
آیناز رحیمی حاجیآبادی، ۱۴ ساله و اهل نجفآباد، روز ۱۸ دیماه، در جریان اعتراضهای مردمی با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد. در ویدیویی که از مراسم بزرگداشت او برگزار شد، خانواده کل میکشند و میگویند که «عزیزترینشان را به این خاک هدیه دادهاند و کسی نباید گریه کند».
حسنی شهدوستی، کودک ۱۴ ساله، اصالتا اهل کهنوج، جنوب کرمان در جریان اعتراضهای مردم بندرعباس کشته شد.
محمد یزدانی نیز تنها ۱۴ سال داشت که ۱۹ دیماه در شهر قدس تهران، هدف نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان باخت.
۳۶

arian1 - ابادان، ایران
دنیا بداند که این جنایتکاران الله پرست بی رحمانه و مانند قاتلان خونخوار حتی به کودکان همرحم نکردند. ما اسلام شما را حالا خوب می شناسیم و می دانیم که چه دین کثیف و پلیدی است
1
3
پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۳
