شکوریراد: کشتهسازی از نیروهای خودی، پروژه حکومت برای سرکوب است
+8
رأی دهید
-0
ایران اینترنشنال: علی شکوریراد، از فعالان سیاسی اصلاح طلب، در سخنانی تازه، روایت رسمی حاکمیت از «اغتشاش» را به چالش کشید و مدعی شد که بخش مهمی از خشونتهای رخداده نه حاصل کنش خودجوش معترضان، بلکه نتیجه «تزریق عامدانه خشونت» از سوی نیروهای امنیتی برای مشروعیتبخشی به سرکوب بوده است.او در سخنانی که در نشست «معاونین ستاد پزشکیان» مطرح کرده و فایل صوتی آن در کانال تلگرامی جمهوریت منتشر شد، با تاکید بر انباشت طولانیمدت نارضایتیهای اجتماعی - از اعتراضات بازنشستگان، معلمان و کارگران تا گسترش فراگیر نارضایتی - گفت وقوع اعتراضات قابل پیشبینی بود و حتی زمانبندی آغاز آن بهگونهای انجام شد که دانشگاهها در آستانه تعطیلی باشند. بهگفته شکوریراد، با این حال ابعاد پاسخ اجتماعی به فراخوانها همه بازیگران، از جمله نهادهای امنیتی را غافلگیر کرد.
شکوریراد با اشاره به تظاهرات در ۴۰۰ شهر ایران اضافه کرد: «اصلاحطلبان، اصولگرایان و نهادهای امنیتی، فکر نمیکردند که این مقدار به فراخوان رضا پهلوی پاسخ داده شود.»
تزریق خشونت برای سرکوب
شکوریراد در بخش دیگری از سخنانش با رد اخبار رسانههای رسمی و گفتمان رسمی حاکمیت که «موساد و تیمهای عملیاتی رضا پهلوی این مقدار خشونت کردند» افزود: «من این را باور نمیکنم و فکر میکنم بسیاری از مردم ما هم این را باور نمیکنند.»
او اضافه کرد نهادهای امنیتی در ایران و در هر اعتراض، خشونت تزریق کردهاند تا به بهانه آن سرکوب کنند. شکوریراد در این رابطه تاکید کرد در الگوی ثابت برخورد با اعتراضات، «خشونت بهصورت هدفمند تزریق میشود» تا بهانه سرکوب فراهم آید. او به مقالهای در نشریه دانشگاه امام حسین اشاره کرد که بهگفته او، صراحتا «کشتهسازی از نیروهای خودی» را یکی از روشهای مهار اعتراضات دانسته است؛ الگویی که شامل کشتهشدن نیروهای بسیج یا انتظامی، آتشزدن اماکن مذهبی یا نمادین و نسبتدادن آن به معترضان برای توجیه برخورد قهری است.
روایت کوچه بنبست و تیرباران معترضان
در بخش دیگری از سخنانش، شکوریراد به نمونهای تکاندهنده اشاره کرد: بهگفته او، در یکی از رخدادها گروهی از معترضان که به کوچهای بنبست پناه برده بودند، هدف رگبار قرار گرفتند و کشته شدند؛ اقدامی که به گفته او توسط یک بسیجی انجام شد. شکوریراد تاکید کرد این فرد «جانی بالفطره» نبود، بلکه محصول فضایی بود که نفرت دوقطبی را تشدید کرده و سلاح را به دست نیروهایی داده که حتی آموزش تیراندازی کافی نداشتند.
پرونده روحالله عجمیان
او همچنین به نحوه کشتهشدن روحالله عجمیان در کرج در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پرداخت و گفت که این واقعه با «طراحی قبلی» رخ داد. این فعال اصلاحطلب در همین ارتباط گفت: «گفتند برو لباس بسیج بپوش، داخل جمعیت بشو... کی اولین ضربه را زد؟ چه جوری مردم به هیجان آمده ضربات بعدی را زدند؟ چه کسانی آنجا حاضر و آماده بودند و فیلمبرداری کردند و چه کسانی حاضر و آماده بودند که ظرف ۲۴ ساعت ریختند و تمام کسانی که آنجا بودند را گرفتند و چه کسانی بودند که اون پزشک رادیولوژیست را که در آنجا بود، متهم کردند؟»
شکوریراد در ادامه گفت: «میخواستند یک اعدامی پزشک متخصص داشته باشند تا جامعه را مرعوب کنند و این کار را کردند. یعنی با یک قضیه روحالله عجمیان، جنبش زن، زندگی، آزادی را جمع کردند واینجوری حلش کردند.»
نقد روایت رسمی و نقش نهادهای امنیتی
شکوریراد گفت نسبتدادن خشونتهای گسترده به عوامل خارجی یا شبکههای سازمانیافته مخالف را باور ندارد و پرسید: اگر چنین شبکههایی در صدها شهر فعال بودهاند، «نهادهای امنیتی کجا بودند؟» او عدم پاسخگویی، نبود بازخواست و استعفا را نشانهای از «تحمیق افکار عمومی» دانست و تاکید کرد مردم واقعیت خیابان را لمس کردهاند.
او در سخنانش در مورد مواجهه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با اعتراضات سراسری گفت: «نمیشود که دو تا نهاد امنیتی داشته باشیم که جیک و پیک همه را در میآورند، اما از شکلگیری هستههای عملیاتی و توزیع اسلحه بیاطلاع بوده باشند.»
شکوریراد با تاکید بر اینکه «پس باید گفت که در خود این نهادهای امنیتی احتمالاً عناصر جاسوس وجود داشتند» افزود که کسی تاکنون به این پرسش نهادهای امنیتی کجای قضیه بودند، پاسخ نداده، هیچ مسئولی استعفا نداده، هیچ کسی هم بازخواست نشده است.
نقد موضع پزشکیان و سوختن «نیروی میانه»
او با اشاره به مواضع مسعود پزشکیان، رییس دولت، پس از کشتار معترضان گفت اتکای بیچونوچرا به گزارشهای امنیتی و بازتاب آن در رسانه ملی، رییسجمهوری را از «نیروی میانه» به یکی از قطبهای منازعه تبدیل کرد و سرمایه اجتماعی میانهروها را سوزاند؛ امری که بهگفته او، توان حل بحران را از جامعه گرفت.

او از سخنان پزشکیان در مورد اعتراضات سراسری انتقاد کرد و گفت که او باید نهادهای حاکمیتی را بازخواست میکرد و میپرسید کجا بودند که این اتفاق افتاد.
شکوریراد با تاکید بر این موضوع که حاکمیت خود را مسئول نمیداند که جواب بدهد چرا این اتفاق در این کشور افتاده است، افزود «آنچه که در این مدت به مردم فروختند، این بود که [حاکمیت] امنیت مردم را تامین میکند اما این امنیت کجا بود.»
او اضافه کرد: «قرار بود در سوریه با داعش بجنگیم که به ایران نیایند ولی بعدا میگویند چیزهای داعشگونه در ایران بوده است.» شکوریراد در ادامه خطاب به نهادهای امنیتی پرسید «کجا بودید پس؟ چیکار کردید پس شما؟»
این فعال اصلاحطلب راهحل پیشنهادی خود را «تفویض اختیار واقعی» توسط علی خامنهای به پزشکیان و الگوبرداری از مدلهایی دانست که در آن، دولت منتخب مردم اداره امور را بر عهده دارد.
در این بخش از سخنانش، شکوریراد به صراحت تاکید کرد که رییسجمهور شدن پزشکیان «پروژه رهبری» بوده است. او گفت پزشکیان نه بهعنوان یک اتفاق تصادفی یا محصول رقابت آزاد سیاسی، بلکه با برکشیدهشدن از سوی رهبر جمهوری اسلامی به ریاستجمهوری رسید و اصلاحطلبان نیز - به گفته خودش - در این مسیر به این پروژه کمک کردند، هرچند در ابتدا از ماهیت آن آگاه نبودند. شکوریراد افزود که پزشکیان بهعنوان یک نیروی میانه میتوانست نقش واسط و حلکننده بحران را ایفا کند، اما این نقش تنها در صورتی ممکن بود که رهبر جمهوری اسلامی بهطور واقعی بخشی از اختیارات خود را به او تفویض کند. او تاکید کرد که رهبری در این سن و موقعیت امکان تغییر دیدگاههای بنیادین خود را ندارد، اما میتوانست با کناررفتن از مداخله مستقیم و سپردن اداره سیاست داخلی و خارجی به رییسجمهوری که هم مورد تایید نظام بوده و هم رای مردم را داشته، مسیر خروج از بحران را هموار کند؛ فرصتی که به گفته شکوریراد از دست رفت.
هشدار درباره نفرت دوقطبی
در بخش دیگری، شکوریراد نسبت به گسترش نفرت متقابل هشدار داد؛ نفرتی که از یکسو به توجیه کشتار معترضان میانجامد و از سوی دیگر به تهدید خشونت علیه نیروهای بسیج. او کشتار دی ماه را «سیاهترین روزهای تاریخ معاصر» خواند و گفت زخم بیعدالتی و کشتار جوانان - عمدتاً زیر ۳۰ سال - بهسادگی ترمیم نخواهد شد، مگر با پذیرش حقیقت، پاسخگویی و تغییر مسیر حکمرانی.
شکوریراد با اشاره به کشتار روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه گفت: «این سیاهترین روز را ما به این سادگی ظرف سالهای آینده و یا و یا ده، دهها سال آینده هم نمیتوانیم پاک کنیم. مگر اینکه آمریکا حمله کند و چنان دربهداغون کند که اگر چیزی از ایران بماند، این موضوع گم شود.»