با «ورنیکا»، گاو نابغه اتریشی، آشنا شوید!

به تازگی ویدئویی از گاوی خانگی در اتریش منتشر شده که با استفاده از یک جارو پشت خود را می‌خارد. 

دانشمندان می‌گویند این رفتار، اولین نمونه مستند استفاده از ابزار توسط گاوها است و نشان می‌دهد حیوانات مزرعه می‌توانند با خلاقیت و مهارت مشکلات خود را حل کنند.


این گاو که ورنیکا نام دارد، حدود ده سال در یک مزرعه کوچک زندگی کرده است. این گاو گاهی با شاخه‌ها و چوب‌های موجود پشت خود را می خاراند و به مرور توانست روش کار با ابزار را به شکل هدفمند و دقیق‌تر یاد بگیرد.

«آلیس آورسپِرگ» زیست‌شناس شناختی از دانشگاه دامپزشکی وین پس از مشاهده ویدئو، شخصاً به مزرعه رفت تا رفتار ورنیکا را بررسی کند. او و همکارش، آنتونیو اوسونا-ماسکارو، در طول دو هفته رفتارهای این گاو را بررسی کردند و دریافتند که ورنیکا هم از سر برس جارو و هم از دسته آن برای خاراندن بدن خود استفاده می کند و تمام حرکاتش هدفمند و سنجیده است.

این مطالعه نشان می‌دهد که گاوها، برخلاف تصور رایج، می توانند از ابزار برای برطرف کردن مشکلاتشان بهره بگیرند؛ رفتاری که پیش از این تنها در شامپانزه ها مشاهده شده بود. 

محققان می گویند ورنیکا از گاوهای دیگر باهوش تر نیست و شرایط ویژه پرورش و تعامل نزدیک با انسان‌ها موجب یادگیری این رفتار شده است. در واقع، ورنیکا با دسترسی به ابزارهایی مثل شاخه و جارو، توانست به شکل طبیعی و تجربی روش استفاده از ابزار را بیاموزد. 

این کشف نشان می‌دهد که بسیاری از حیوانات مزرعه، در شرایط مناسب، قادر به یادگیری و نوآوری هستند و می‌توانند با استفاده از ابزار و مهارت مشکلاتشان را حل کنند.
----------------------
 علی‌اکبر رائفی‌پور، نابغه تئوری‌های آب‌دوغ‌خیاری
نخستین چیزی که در مواجهه با ادعاهای علی‌اکبر رائفی‌پور جلب توجه می‌کند، اصرار مضحک او بر «علامه‌دهر» بودن در تمامی حوزه‌های بشری است؛ از استراتژی‌های پیچیده نظامی و نوسانات بازار ارز گرفته تا تفسیر کدهای مخفی در کارتون‌های دوران کودکی. 

او با اعتمادبه‌نفسی کاذب، ملغمه‌ای از تئوری‌های توطئه و بافته‌های ذهنی خود را به خورد مخاطبی می‌دهد که شاید تفاوت میان «تحلیل علمی» و «هذیان‌های سینمایی» را نداند. 

این که یک فرد بتواند با این حجم از بی‌سوادی در علوم پایه، خود را متخصص همه‌چیز بداند، پیش از آنکه یک پدیده سیاسی باشد، یک کمدی تراژیک است که تنها در فضای گل‌آلود جهل و پروپاگاندا امکان رشد پیدا می‌کند.

دکان «دشمن‌شناسی» او بر پایه‌ی مضحک‌ترین فرضیات بنا شده است؛ جایی که او از دل هر لنگه کفش و هر نماد پیش‌پاافتاده‌ای، توطئه‌ای صهیونیستی-ماسونی بیرون می‌کشد. 

گویی جهان با تمام پیچیدگی‌هایش، صرفاً برای سرگرم کردن ذهن کوچک او طراحی شده تا او بتواند با ارتباط دادن گودرز به شقایق، برای خود اعتباری کاذب بخرد. 

این شکل از تحلیل که بیشتر به داستان‌های علمی-تخیلی درجه سه شباهت دارد، تنها به کارِ سرگرم کردن مریدانی می‌آید که ترجیح می‌دهند به جای مطالعه کتاب‌های مرجع، پای منبر کسی بنشینند که جهان را مثل یک بازی ویدئویی ساده و فانتزی تفسیر می‌کند.

ادبیات سخیف و شوخی‌های رکیک او که اغلب پشت نقابی از مذهب و ارزش‌ها پنهان می‌شود، نشان‌دهنده‌ی ابتذال عمیق فکری اوست. 

رائفی‌پور با سوءاستفاده از تریبون‌های رسمی، چنان سطحی از وقاحت را وارد فضای گفتگو کرده که مرزهای میان «نقد» و «هتاکی» کاملاً از بین رفته است. او نه یک اندیشمند، بلکه یک «شومن» سیاسی است که حیاتش به ایجاد جنجال و نفرت‌پراکنی وابسته است. 

تمسخر تخصص‌های آکادمیک توسط کسی که بزرگ‌ترین دستاوردش بافتن اراجیف درباره جن و شیاطین روی پوست موز است، اوج وقاحتی است که تنها در یک ساختار ضدنخبه‌گرا می‌تواند به عنوان «استراتژی» پذیرفته شود.

در نهایت، حضور و تداوم فعالیت شخصی چون او، توهینی آشکار به شعور جمعی و میراث فکری یک ملت است. او با تبدیل کردن جدی‌ترین مسائل امنیتی و اعتقادی به ابزاری برای «لایک» و «فالوئر»، عملاً مفهوم حقیقت را به لجن کشیده است. 

رائفی‌پور نماد دوران «تخصص‌زدایی» است؛ دورانی که در آن فریادهای بلند و ادعاهای بی‌پایه جایگزین خردورزی شده‌اند. او در حقیقت نه یک مدافع ایدئولوژی، بلکه یک پارازیت فکری است که با ایجاد نویز در فضای عمومی، مانع از شنیده شدن صدای عقل سلیم می‌شود و تنها هنرش، تبدیل کردن مباحث جدی به سیرکی از خرافات و مهملات مدرن است.
+15
رأی دهید
-0

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.