هادی چوپان: وابسته به نهاد حکومتی نیستم!

هادی چوپان، دو استوری طولانی منتشر و توضیحاتی درباره اتفاقات چند روز اخیر ارائه کرد.

بسیاری از منتقدان بر این باورند که هادی چوپان نمونه بارز ورزشکاری است که در دوراهی میان «شرافت اجتماعی» و «منفعت شخصی»، مسیر دوم را برگزید. 

از نظر این گروه، ادعای عدم وابستگی او به نهادهای قدرت، پوششی است برای توجیه سکوت مصلحت‌آمیزش در برابر فجایع اجتماعی. مردمی که شاهد بودند چگونه چهره‌های ورزشی مردمی‌تر هزینه‌های گزافی برای ایستادن در کنار ملت پرداختند، پذیرش قهرمانی که در اوج التهابات جامعه، سرگرم فیگور گرفتن در برابر دوربین‌ها و چاپلوسی غیرمستقیم برای جلب حمایت دولتی جهت تسهیل رفت‌وآمدهایش بود را یک توهین به شعور جمعی می‌دانند. 

او از نظر این طیف، قهرمانی است که عضلاتش رشد کرده، اما وجدان اجتماعی‌اش در برابر رنج مردم دچار آتروفی شده است.

از نگاه جامعه معترض، چوپان با بازگشت به آغوش نهادهای رسمی و پذیرش استقبال‌های نمایشی، عملاً به ابزاری برای «عادی‌سازی» شرایط تبدیل شده است. 

منتقدان معتقدند او آگاهانه اجازه داد تا پیروزی‌هایش به عنوان ابزار تبلیغاتی در دست سیستمی قرار بگیرد که مردم با آن زاویه دارند. این اقدام او نه یک ضرورت ورزشی، بلکه یک دهن‌کجی آشکار به خانواده‌هایی تلقی می‌شود که فرزندانشان در مسیر مطالبه‌گری جان باختند. 

زمانی که یک ورزشکار در سطح جهانی، تریبون خود را به جای فریاد زدن حقایق، صرفِ تملق و هم‌سویی با روایت‌های حاکمیتی می‌کند، در حقیقت از ریشه‌های مردمی خود جدا شده و به مهره‌ای در شطرنج قدرت تبدیل گشته است.

مسئله دیگری که خشم عمومی را برانگیخته، تضاد میان شعارهای «ایران‌دوستی» او و عملکرد واقع‌گرایانه‌اش در حفظ پیوند با کانون‌های ثروت و قدرت است. 

منتقدان می‌گویند چوپان با استفاده از احساسات ملی‌گرایانه مردم، سعی در بازسازی چهره‌ای دارد که در جریان وقایع اخیر به شدت آسیب دیده است. 

آن‌ها می‌پرسند چگونه کسی که خود را «پسر ایران» می‌نامد، می‌تواند نسبت به محرومیت‌ها و سرکوب‌های همان مردمی که مدعی نمایندگی‌شان است، چنین بی‌تفاوت و سرد عمل کند؟ این رفتار دوگانه—یعنی بهره‌برداری از اعتبار «نام ایران» برای کسب شهرت جهانی و همزمان کرنش در برابر نهادهای حکومتی برای حفظ امنیت حرفه‌ای—از نظر بخش بزرگی از جامعه، نوعی فرصت‌طلبی و پشت کردن به آرمان‌های ملت است.

هادی چوپان برای بسیاری دیگر نه یک الگوی ورزشی، بلکه نماد سقوط اخلاقی در ورزش حرفه‌ای ایران است. 

ریزش شدید محبوبیت او در میان لایه‌های پیشرو جامعه نشان می‌دهد که مدال‌های طلا و عناوین جهانی نمی‌توانند جای خالی «مقبولیت مردمی» را پر کنند. اصرار او بر اینکه «وابسته نیستم»، در حالی که رفتارهایش با استانداردهای یک چهره مستقل فرسنگ‌ها فاصله دارد، تنها به انزجار بیشتر دامن می‌زند. 

از نظر مخالفان، او ورزشکاری است که روح ورزش—یعنی آزادگی—را به پای جاه‌طلبی‌های شخصی و تاییدیه‌های رسمی قربانی کرده و با این کار، نام خود را در فهرست کسانی ثبت کرده که در لحظه حساس تاریخی، ایستادن در سمت تاریک تاریخ را به هزینه دادن برای مردم ترجیح دادند.
+3
رأی دهید
-38

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۳۶
    Stopmindcontrol - سائو پائولو، برزیل

    فریب این بیشرف رو نخورید. از ته قلب ازت تمنا میکنم. وقت مسابقاتش رسیده
    2
    22
    ‌چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۸
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۵۵
    چاله چاله - آبادان، برزیل

    ولک یکی میشه اورنیکا گاو نابغه اتریشی یکی میشه تو خود فروخته ارزشی
    2
    26
    ‌چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۲
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۵۶
    saeed scotland - لاس وگاس، ایالات متحده امریکا
    لطفاً زود قضاوت نکنید سایبری های بسیجی با طرفند های مختلف در حساب‌های جعلی مشغولند تا ما را به اشتباه بیاندازند تا خودشان منفعت کنند
    11
    0
    ‌چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۹
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.