یادی از گلهای پرپر شده ایران؛ سعید ملکدرویش را یک هفته پس از تولد دختر یک سالهاش کشتند
+5
رأی دهید
-0
ایران وایر: پیام یونسیپورطبق اطلاعات رسیده به «ایران وایر»، «سعید ملک درویش» شهروند ۳۵ ساله ایرانی، ۱۹دی۱۴۰۴ با شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی در فردیس کرج کشته شد. یک فرد آگاه به «ایران وایر» گفته است که دقیقا ۷ روز قبل، او و همسرش تولد یک سالگی دخترشان را جشن گرفته بودند.
سعید ملک درویش متولد شهریور ۱۳۶۹و متاهل بود. از ۱۷ سالگی کارش را با تعمیر تلفنهای همراه آغاز کرد و از پنج سال پیش، در پاساژ «علاالدین» مغازه پخش لوازم جانبی تلفن همراه داشت.
یک شاهد عینی در مورد چگونگی کشته شدن سعید ملک درویش به ایران وایر گفته است: «حوالی ساعت ۸ شب بود. هنوز حتی تلفنهای همراه را به صورت کامل قطع نکرده بودند. ما به حوالی فلکه چهارم فردیس رسیدیم که صدای تیراندازی شنیدیم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. متوجه شدیم که سعید روی زمین افتاد.»
به گفته این شاهد عینی، تک تیراندازهای جمهوری اسلامی، روی پشت بام ساختمان نیمهکارهای که در مجاورت میدان چهارم فردیس واقع شده مستقر شده بودند و مردم را هدف میگرفتند. او میگوید: «او را با یک شلیک زدند. گلوله جنگی دقیقا توی سرش خورد.»
شدت تیراندازی به حدی بالا میرود که کمک به مجروحان یا برداشتن پیکر کشته شدهها نه تنها راحت نبود که خطر بالقوه جانی برای سایر معترضان داشت. فرد آگاه اما میگوید که موفق میشوند پیکر سعید را با کمک چند شهروند دیگر به درمانگاه «خالقی» فردیس برسانند.
او میگوید: «گلوله به سرش خورده بود. میدانستیم شانس زیادی ندارد. اما همه تلاشمان را کردیم. اول با چند نفر او را تا پارکینگ یک ساختمان کشیدیم. چند دقیقه منتظر ماندیم تا کسی پیدا شود و او را با ماشین به درمانگاه برسانیم. وقتی به درمانگاه رسیدیم به ما گفتند که اینجا لازم برای احیا را ندارد. گفتند مرگ مغزی شده و نفسش هم چند دقیقه بعد قطع شد.»
فرد آگاه میگوید که برخی از پرسنل و پزشکهای بیمارستان به مردم توصیه کرده بودند که پیکر عزیزانشان را با خودشان ببرند، چون اگر پیکرها دست ماموران حکومتی بیفتد، امکان شناسایی و ترخیص دشوار میشود.
او به ایران وایر میگوید: «امکانش وجود نداشت. سعید خونریزی شدیدی کرده بود و هیچ کس حاضر نمیشد پیکرش با این حجم از خونریزی را در آن ساعت از شب با آن حجم تیرباران در ماشینش بگذارد.»
خانواده سعید ملک درویش، ۴ روز در پی پیکر فرزندشان جستوجو کردند. سرانجام ۲۳دی با شرط و شروطی حاضر شدند که پیکر را به آنها تحویل بدهند: «ماموران به خانوادهاش گفتند جنازه را میفرستیم روستای «پلنگآباد» اشتهارد آنجا خاک میکنیم و خبر میدهیم. خانوادهاش التماس کرده بودند. گفته بودند بخاطر بچه یک سالهاش لااقل جنازهاش را تحویل بدهید.»
پیکر سعید ملک درویش را پس از اخذ تعهد برای «برگزار نکردن مراسم سوگواری» و «عدم اطلاعرسانی» به خانوادهاش تحویل دادند. پیکر او در «بهشت رضوان» شهریار دفن شد.
سعید ملک درویش متولد شهریور ۱۳۶۹و متاهل بود. از ۱۷ سالگی کارش را با تعمیر تلفنهای همراه آغاز کرد و از پنج سال پیش، در پاساژ «علاالدین» مغازه پخش لوازم جانبی تلفن همراه داشت.
یک شاهد عینی در مورد چگونگی کشته شدن سعید ملک درویش به ایران وایر گفته است: «حوالی ساعت ۸ شب بود. هنوز حتی تلفنهای همراه را به صورت کامل قطع نکرده بودند. ما به حوالی فلکه چهارم فردیس رسیدیم که صدای تیراندازی شنیدیم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. متوجه شدیم که سعید روی زمین افتاد.»
به گفته این شاهد عینی، تک تیراندازهای جمهوری اسلامی، روی پشت بام ساختمان نیمهکارهای که در مجاورت میدان چهارم فردیس واقع شده مستقر شده بودند و مردم را هدف میگرفتند. او میگوید: «او را با یک شلیک زدند. گلوله جنگی دقیقا توی سرش خورد.»
شدت تیراندازی به حدی بالا میرود که کمک به مجروحان یا برداشتن پیکر کشته شدهها نه تنها راحت نبود که خطر بالقوه جانی برای سایر معترضان داشت. فرد آگاه اما میگوید که موفق میشوند پیکر سعید را با کمک چند شهروند دیگر به درمانگاه «خالقی» فردیس برسانند.
او میگوید: «گلوله به سرش خورده بود. میدانستیم شانس زیادی ندارد. اما همه تلاشمان را کردیم. اول با چند نفر او را تا پارکینگ یک ساختمان کشیدیم. چند دقیقه منتظر ماندیم تا کسی پیدا شود و او را با ماشین به درمانگاه برسانیم. وقتی به درمانگاه رسیدیم به ما گفتند که اینجا لازم برای احیا را ندارد. گفتند مرگ مغزی شده و نفسش هم چند دقیقه بعد قطع شد.»
فرد آگاه میگوید که برخی از پرسنل و پزشکهای بیمارستان به مردم توصیه کرده بودند که پیکر عزیزانشان را با خودشان ببرند، چون اگر پیکرها دست ماموران حکومتی بیفتد، امکان شناسایی و ترخیص دشوار میشود.
او به ایران وایر میگوید: «امکانش وجود نداشت. سعید خونریزی شدیدی کرده بود و هیچ کس حاضر نمیشد پیکرش با این حجم از خونریزی را در آن ساعت از شب با آن حجم تیرباران در ماشینش بگذارد.»
خانواده سعید ملک درویش، ۴ روز در پی پیکر فرزندشان جستوجو کردند. سرانجام ۲۳دی با شرط و شروطی حاضر شدند که پیکر را به آنها تحویل بدهند: «ماموران به خانوادهاش گفتند جنازه را میفرستیم روستای «پلنگآباد» اشتهارد آنجا خاک میکنیم و خبر میدهیم. خانوادهاش التماس کرده بودند. گفته بودند بخاطر بچه یک سالهاش لااقل جنازهاش را تحویل بدهید.»
پیکر سعید ملک درویش را پس از اخذ تعهد برای «برگزار نکردن مراسم سوگواری» و «عدم اطلاعرسانی» به خانوادهاش تحویل دادند. پیکر او در «بهشت رضوان» شهریار دفن شد.