تصاویر؛ قالیباف و نمایندگان مجلس با لباس سپاه
+3
رأی دهید
-32
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جریان جلسه علنی امروز (یکشنبه ۱۲ بهمن) مجلس و هم زمان با نطق پیش از دستور محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، با بر تن داشتن لباس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابل جایگاه هیات رئیسه مجلس تجمع کرده و شعارهایی در حمایت از سپاه پایداران سردادند.قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی بینالمللی، صرفاً یک برچسب سیاسی نیست، بلکه آغازگر یک فرآیند پیچیده و همهجانبه برای فلج کردن بازوهای مالی و عملیاتی رژیمی است که بقای خود را بر پایه سرکوب داخلی و تنشآفرینی منطقهای بنا کرده است.
این اقدام از سوی جامعه جهانی، پاسخی مستقیم به دههها جنایت علیه بشریت و کشتار بیرحمانه مردم ایران است که در سالهای اخیر به اوج خود رسیده است. وقتی نهادی که وظیفه ذاتیاش باید حفاظت از امنیت مردم باشد، اسلحه را به سمت سینهی جوانان و معترضان میگیرد، دیگر نمیتوان آن را یک نیروی نظامی رسمی تلقی کرد، بلکه باید آن را به عنوان یک کارتل تروریستی سازمانیافته شناخت که تنها هدفش حفظ قدرت به هر قیمتی است.

پیامد نخست و حیاتی این تصمیم، قطع شریانهای مالی و اقتصادی است که ماشین سرکوب رژیم را تغذیه میکند. سپاه پاسداران تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یک اختاپوس اقتصادی است که بخش بزرگی از بنادر، صنایع نفت و گاز، و پروژههای عمرانی ایران را در انحصار خود دارد. با تروریستی اعلام شدن این نهاد، هرگونه معامله اقتصادی با شرکتهای وابسته به آن، جرمی سنگین تلقی شده و منجر به تحریمهای ثانویه برای طرفهای خارجی میشود. این انزوای مالی، توان رژیم را برای تأمین بودجه نهادهای امنیتی و حقوقبگیرانی که مسئول شلیک به معترضان هستند، به شدت کاهش میدهد و آنها را در تنگنای سخت معیشتی قرار میدهد که لرزه بر اندام ساختار قدرت میاندازد.

در بعد دیپلماتیک، این اقدام به معنای سلب مشروعیت کامل از نماینده اصلی قدرت نظامی جمهوری اسلامی است. کشوری که ستون فقرات نظامیاش در لیست تروریستی باشد، دیگر نمیتواند به عنوان یک بازیگر معقول در میز مذاکره حضور یابد. هیچ دولت دموکراتیک و قانونمداری نمیتواند با اعضای سازمانهایی که رسماً «تروریست» شناخته میشوند، وارد توافقات امنیتی یا نظامی شود. این مسئله باعث میشود که جمهوری اسلامی در سطح جهانی به یک دولت مطرود (Pariah State) تبدیل شود که تماس با آن، هزینههای سیاسی و اعتباری گزافی برای سایر کشورها به همراه خواهد داشت و راه را برای خروج کامل این رژیم از نظم جهانی هموار میکند.

پیامد حقوقی این تصمیم برای فرماندهان و بدنه سپاه بسیار سنگین است. با ثبت نام این نهاد در فهرستهای تروریستی، اعضای آن تحت پیگرد قضایی بینالمللی قرار میگیرند و سفر آنها به کشورهای دیگر به معنای بازداشت احتمالی و محاکمه در دادگاههای بینالمللی خواهد بود. این محدودیتها باعث میشود که لایه وفادار به رژیم، خود را در یک زندان بزرگ بیابد و متوجه شود که وفاداری به یک ساختار تروریستی، به بهای از دست دادن آزادیهای شخصی و آینده آنها تمام خواهد شد. این فشار روانی و فیزیکی، میتواند به ترک خوردن دیوار یکپارچگی نیروهای مسلح و ریزش در سطوح مختلف منجر شود، چرا که هزینه ماندن در این کشتی شکسته روز به روز بالاتر میرود.


اعتماد بینالمللی که اساس هرگونه همکاری پایدار میان ملتهاست، درباره جمهوری اسلامی به طور کامل فرو پاشیده است. رژیمی که به هواپیمای مسافربری خود شلیک میکند، کودکان را در خیابان به قتل میرساند و از پیکر کشتهشدگان به عنوان ابزار باجگیری استفاده میکند، هرگز نمیتواند طرف گفتگو باشد. تروریستی اعلام شدن سپاه، مُهر تأییدی بر این بیاعتمادی جهانی است. جامعه بینالملل به این نتیجه رسیده است که دیپلماسی با رژیمی که زبانش تنها زور، گروگانگیری و ترور است، به بنبست رسیده و تنها راه مقابله، برخورد قاطع حقوقی و نظامی با بازوی اصلی اجرای این سیاستها یعنی سپاه پاسداران است.

این اقدام همچنین امنیت منطقهای را وارد فاز جدیدی میکند. گروههای نیابتی که از سوی سپاه تغذیه میشوند، با خشک شدن منابع مالی و قانونی مادرِ خود، دچار ضعف مفرط خواهند شد. وقتی مرکز فرماندهی به عنوان یک نهاد تروریستی شناخته شود، انتقال پول و سلاح به گروههای شبهنظامی در منطقه با نظارتهای شدیدتر و ضربات مستقیمتری روبرو میشود. این موضوع نه تنها به نفع مردم ایران، بلکه به نفع صلح در خاورمیانه است؛ زیرا رژیمی که با صادرات تروریسم سعی در دور کردن شعلههای خشم مردم از مرزهای خود داشت، حالا مجبور است در داخل خاک خود با پیامدهای انزوای جهانی روبرو شود.

از نگاه مردم ایران، این تصمیم یک پیروزی اخلاقی و سیاسی بزرگ در مسیر انقلاب ملی است. سالهاست که ایرانیان فریاد میزنند که سپاه پاسداران نه مدافع مرزها، بلکه قاتل فرزندان آنهاست. به رسمیت شناختن این حقیقت توسط قدرتهای جهانی، به معترضان این پیام را میدهد که صدای آنها شنیده شده و جهان دیگر حاضر نیست به خاطر منافع مقطعی، بر جنایات این نهاد چشم ببندد. این همسویی بینالمللی با خواست مردم، انگیزه مبارزات داخلی را دوچندان کرده و مشروعیت پوشالی رژیم را در مقابل دیدگان جهانیان به کلی نابود میکند.

در حوزه سایبری و تکنولوژیک نیز، تروریستی اعلام شدن سپاه محدودیتهای بیسابقهای را علیه بازوهای تبلیغاتی و جاسوسی این نهاد اعمال میکند. شرکتهای بزرگ فناوری موظف خواهند بود حسابهای کاربری، کانالهای انتشار پروپاگاندا و ابزارهای شنود و سرکوب دیجیتال این سازمان را مسدود کنند. این امر به معنای خلع سلاح شدن رژیم در فضای مجازی است که همواره از آن برای شناسایی، ارعاب و دستگیری مخالفان استفاده کرده است. با مسدود شدن این منافذ، قدرت نفوذ و فریب رژیم در سطح بینالمللی به شکل چشمگیری افول خواهد کرد.

بانکهای بینالمللی و موسسات مالی با ترس از جریمههای کلان، حتی از انجام تراکنشهای سادهای که شائبه ارتباط دور با شرکتهای زیرمجموعه سپاه را داشته باشد، خودداری خواهند کرد. این «ترس از جریمه» به کل سیستم اقتصادی ایران سرایت کرده و باعث خروج سرمایه و فروپاشی بیش از پیش ارزش پول ملی میشود. رژیم که همواره از منابع عمومی برای بقای نهادهای سرکوبگرش هزینه کرده، حالا با خزانهای روبرو میشود که حتی با فروش غیرقانونی نفت هم نمیتواند حفرههای عمیق آن را پر کند، چرا که هزینهی دور زدن تحریمها برای یک سازمان تروریستی چندین برابر است.

همکاریهای اطلاعاتی میان کشورهای جهان علیه فعالیتهای برونمرزی سپاه نیز به شدت افزایش مییابد. زمانی که یک نهاد به عنوان تروریست شناخته شود، پروتکلهای تبادل اطلاعات امنیتی تغییر کرده و نظارت بر شبکههای نفوذ، قاچاق و شستشوی مغزی این سازمان غلیظتر میشود. این یعنی هستههای عملیاتی رژیم در اروپا، آمریکا و سایر نقاط جهان دیگر حاشیه امن نخواهند داشت و تحت رصد دائمی دستگاههای ضدتروریسم قرار خواهند گرفت، امری که قدرت مانور سپاه برای ضربه زدن به مخالفان خارج از کشور را به حداقل میرساند.


این مسیر به فروپاشی ساختاری منتهی میشود. رژیمی که نتواند حقوق مزدوران خود را بپردازد، نتواند در مجامع بینالمللی از منافع خود دفاع کند و اعضایش در لیست سیاه پلیس بینالملل باشند، محکوم به فناست. تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران، آخرین میخ بر تابوت ادعای «حاکمیت قانونی» جمهوری اسلامی است. این نهاد که زمانی خود را قدرت اول منطقه میپنداشت، حالا در چشم جهانیان در ردیف گروههای تبهکار و تروریستی قرار گرفته است که تنها راه رهایی از شر آنها، برچیدن کامل و سپردن فرماندهانش به عدالت است.

فشار ناشی از این تصمیم، مستقیماً به رأس هرم قدرت فشار وارد میکند. از دست رفتن منابع استراتژیک و اعتبار بینالمللی، باعث ایجاد تنش در لایههای بالایی حکومت میشود. وقتی هزینههای بقای یک نهاد تروریستی از فواید آن برای هسته مرکزی قدرت پیشی بگیرد، فروپاشی درونی آغاز میشود. تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی نمیتواند برای طولانیمدت در مقابل اراده ملتی که عدالت را میخواهد و جهانی که دیگر جنایت را تحمل نمیکند، ایستادگی کند. سپاه پاسداران با کشتن مردم خود، سند نابودی خود را امضا کرد و لیست تروریستی تنها بازتاب واقعیت سیاهی است که آنها سالها در ایران حاکم کرده بودند.