یادی از گلهای پرپر شده ایران؛ ابوالفضل میرزایی؛ میخواستند بسیجی معرفی کنند، مادرش که خود بسیجی بوده، نگذاشت
+9
رأی دهید
-1
ایران وایر: رقیه رضاییبر اساس اطلاع «ایرانوایر»، «ابوالفضل میرزایی»، معترض ۳۳ساله، شامگاه جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در مرودشت استان فارس با گلوله ماموران جمهوری اسلامی کشته شده است.
منابع نزدیک به خانواده تایید کردهاند که ماموران حکومت، ابوالفضل را پدر یک دختربچه هشتساله بوده، با سه تیر جنگی کشتهاند. ماموران دو تای این گلولهها را به پهلویش شلیک کرده و یکی را به پشتش زدهاند. ابوالفضل میرزایی، شهروند تُرک قشقایی، اهل روستای «پل نو» و ساکن مرودشت، شاغل در شرکتهای گازرسانی بوده و به گفته یکی از نزدیکانش، «موضع سیاسی خاصی نداشت، فقط معترض بود ولی بعد از شنیدن فراخوان (شاهزاده رضا پهلوی) بیشتر علاقهمند شد که ادامه بدهد.»
اطلاعات رسیده به ما نشان میدهد که ماموران حکومت سعی داشتند او را بسیجی بنامند، اما با مخالفت شدید مادرش، که خود سالها پیش، عضو نیروی بسیج بوده، موفق نمیشوند.
***
مرودشت قیامت بود، برق را قطع کردند و مردم را کشتند
منبع مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده، میگوید که با وجود کشتار شهروندان در هجدهم دیماه، معترضان مرودشت از صبح روز بعد و با دستان خالی در حال آماده شدن برای اعتراضات شامگاه جمعه۱۹دی بودند.
او توضیح میدهد: «روز نوزدهم دیماه نیروهای سرکوب خود را برای سرکوب شبانه مردم آماده میکردند. ساعت پنج بعد از ظهر نیروهای لباس شخصی کمکی از شیراز وارد استادیوم ورزشی شهر شدند و با قطع کامل برق شهر بر روی پشتبام چند نهاد دولتی و هتل مستقر شدند. با اسلحههای نیمهسنگین و در مواردی بی صدا شروع به قتل عام مردم کردند. همینکه اعتراضات شروع شد، خیابان پر شده بود از پیکر جوانهایمان.»
او درباره نحوه کشته شدن ابوالفضل میرزایی نیز توضیح میدهد که از بالای یکی از همان ساختمانها سه گلوله به سمت ابوالفضل شلیک شده و در دم جان باخته است.
به خانوادهها گفتند پول بدهید، مردم پیکرهای عزیزانشان را فراری دادند
به گفته این فرد آگاه، همان شب دوستان ابوالفضل که شاهد کشته شدن او بودند به خانواده گفتهاند که کشته شده است، پیکر او اما به بیمارستان شهر منتقل میشود: «فردا صبح که جهت تحویل پیکر جلوی بیمارستان حضور داشتند، از آنها تقاضای پول میشود.»
این شخص مطلع با اشاره به شمار بالای خانوادههای داغداری که برای بردن پیکر عزیزانشان آمده بودند، میگوید: «چون تعداد جانباختگان زیاد بود و بازماندگانی که جهت تحویل پیکرها آمده بودند دست به اعتراض و سر دادن شعار و درگیری با ماموران حاضر کردند، موفق شدند پیکرها را برداشته و هر کس با هر وسیلهای که داشته پیکر عزیزش را فراری بدهد.»
این شخص مطلع درباره خاکسپاری ابوالفضل نیز میگوید: «ابوالفضل بهصورت خیلی غریبانه با حضور اندک اقوام نزدیک صبح خیلی زود روز بعد (یکشنبه ۲۱دی) در آرامستان ایوب نبی به خاک سپرده شد.»
آرامستان «ایوب نبی» در سیوپنج کیلومتری مرودشت واقع شده است.
میخواستند ابوالفضل را بسیجی معرفی کنند، مادرش که خود بسیجی بوده، نگذاشت
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای حکومت سعی داشتند ابوالفضل میرزایی را «بسیجی» معرفی کنند. آنها این پیشنهاد را به خانواده مطرح کرده بودند ولی مادر ابوالفضل که خود در «سالهای دور» عضو بسیج بوده، بهشدت مخالفت میکند و مانع این موضوع میشود.
فرد آگاهی که درباره این جوان کشته شده با ایرانوایر گفتوگو کرده، او را «بسیار خونگرم، شوخ و مهربان» معرفی می کند و میگوید: «با اینکه قد بلند و هیکل تنومند و ورزشکاری داشت، همیشه سربهزیر بود. خنده روی لبش بود. دخترش را خیلی خیلی دوست داشت و به همه احترام میگذاشت.»
منابع نزدیک به خانواده تایید کردهاند که ماموران حکومت، ابوالفضل را پدر یک دختربچه هشتساله بوده، با سه تیر جنگی کشتهاند. ماموران دو تای این گلولهها را به پهلویش شلیک کرده و یکی را به پشتش زدهاند. ابوالفضل میرزایی، شهروند تُرک قشقایی، اهل روستای «پل نو» و ساکن مرودشت، شاغل در شرکتهای گازرسانی بوده و به گفته یکی از نزدیکانش، «موضع سیاسی خاصی نداشت، فقط معترض بود ولی بعد از شنیدن فراخوان (شاهزاده رضا پهلوی) بیشتر علاقهمند شد که ادامه بدهد.»
اطلاعات رسیده به ما نشان میدهد که ماموران حکومت سعی داشتند او را بسیجی بنامند، اما با مخالفت شدید مادرش، که خود سالها پیش، عضو نیروی بسیج بوده، موفق نمیشوند.
***
مرودشت قیامت بود، برق را قطع کردند و مردم را کشتند
منبع مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده، میگوید که با وجود کشتار شهروندان در هجدهم دیماه، معترضان مرودشت از صبح روز بعد و با دستان خالی در حال آماده شدن برای اعتراضات شامگاه جمعه۱۹دی بودند.
او توضیح میدهد: «روز نوزدهم دیماه نیروهای سرکوب خود را برای سرکوب شبانه مردم آماده میکردند. ساعت پنج بعد از ظهر نیروهای لباس شخصی کمکی از شیراز وارد استادیوم ورزشی شهر شدند و با قطع کامل برق شهر بر روی پشتبام چند نهاد دولتی و هتل مستقر شدند. با اسلحههای نیمهسنگین و در مواردی بی صدا شروع به قتل عام مردم کردند. همینکه اعتراضات شروع شد، خیابان پر شده بود از پیکر جوانهایمان.»
او درباره نحوه کشته شدن ابوالفضل میرزایی نیز توضیح میدهد که از بالای یکی از همان ساختمانها سه گلوله به سمت ابوالفضل شلیک شده و در دم جان باخته است.
به خانوادهها گفتند پول بدهید، مردم پیکرهای عزیزانشان را فراری دادند
به گفته این فرد آگاه، همان شب دوستان ابوالفضل که شاهد کشته شدن او بودند به خانواده گفتهاند که کشته شده است، پیکر او اما به بیمارستان شهر منتقل میشود: «فردا صبح که جهت تحویل پیکر جلوی بیمارستان حضور داشتند، از آنها تقاضای پول میشود.»
این شخص مطلع با اشاره به شمار بالای خانوادههای داغداری که برای بردن پیکر عزیزانشان آمده بودند، میگوید: «چون تعداد جانباختگان زیاد بود و بازماندگانی که جهت تحویل پیکرها آمده بودند دست به اعتراض و سر دادن شعار و درگیری با ماموران حاضر کردند، موفق شدند پیکرها را برداشته و هر کس با هر وسیلهای که داشته پیکر عزیزش را فراری بدهد.»
این شخص مطلع درباره خاکسپاری ابوالفضل نیز میگوید: «ابوالفضل بهصورت خیلی غریبانه با حضور اندک اقوام نزدیک صبح خیلی زود روز بعد (یکشنبه ۲۱دی) در آرامستان ایوب نبی به خاک سپرده شد.»
آرامستان «ایوب نبی» در سیوپنج کیلومتری مرودشت واقع شده است.
میخواستند ابوالفضل را بسیجی معرفی کنند، مادرش که خود بسیجی بوده، نگذاشت
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای حکومت سعی داشتند ابوالفضل میرزایی را «بسیجی» معرفی کنند. آنها این پیشنهاد را به خانواده مطرح کرده بودند ولی مادر ابوالفضل که خود در «سالهای دور» عضو بسیج بوده، بهشدت مخالفت میکند و مانع این موضوع میشود.
فرد آگاهی که درباره این جوان کشته شده با ایرانوایر گفتوگو کرده، او را «بسیار خونگرم، شوخ و مهربان» معرفی می کند و میگوید: «با اینکه قد بلند و هیکل تنومند و ورزشکاری داشت، همیشه سربهزیر بود. خنده روی لبش بود. دخترش را خیلی خیلی دوست داشت و به همه احترام میگذاشت.»
۴۴

paksan - ایران، ایران
ایران وایر: رقیه رضایی . مزدوران نویسنده خبرساز موساد. انتظارتون از این افراد چیه؟ ایجاد شک و شبه و مطلب سازی از زبان مادر یک جوانی که خودشان کشتند.
10
0
جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۷