بحران ایران : حکومت روحانیت به پایان چرخه خود رسیده است
+45
رأی دهید
-3
به گفته ایو بوماتی جمهوری اسلامی به انتهای مسیر تاریخی خود رسیده است و بحران جاری ایران به این نظام خاتمه میدهد.رادیو فرانسه: ایو بوماتی تاریخنگار برجسته ایران معاصر در گفتگو با فیگارو میگوید که جمهوری اسلامی به انتهای مسیر خود رسیده است. او معتقد است نظام ایران از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده و بحران جاری برغم هزینههای سنگین آن «چرخه قدرت روحانیت را خواهد بست».
در حالی که بحران سیاسی ایران وارد عمیقترین مرحله خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ شده است، ایالات متحد آمریکا و بازیگران منطقهای در وضعیت «انتظار محاسبهشده» قرار گرفتهاند؛ وضعیتی که نه به معنای فروکش بحران، بلکه حاصل ارزیابی پرهزینهبودن یک جنگ مستقیم و پیامدهای گسترده آن است. این ارزیابی را ایو بوماتی، تاریخنگار و متخصص تاریخ معاصر ایران، در گفتگویی با فیگارو مطرح کرده است.
به اعتقاد او، جمهوری اسلامی به انتهای مسیر تاریخی خود رسیده است. ایو بوماتی می گوید : این نظام از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده است. بحرانی که امروز در ایران جریان دارد، به باور بوماتی، «چرخه قدرت روحانیت را خواهد بست»، هرچند شکل و هزینه این پایان، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
متخصص فرانسوی ایران معاصر در گفتگویش با فیگارو افزوده است : آنچه امروز در ایران جریان دارد «یک بحران واقعی رژیم» است؛ بحرانی که از نظر شدت و دامنه، از همه چالشهای جمهوری اسلامی از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۹ تاکنون فراتر رفته است. به باور او، واشنگتن که تا آستانه مداخله نظامی پیش رفت، در نهایت بهدلیل هزینههای نظامی، خطر بیثباتی منطقه و به ویژه فشار کشورهای عربی خلیج فارس، راه احتیاط را برگزید.
اما، این احتیاط به گفته بوماتی، به معنای انفعال نیست. بهگفته این تاریخنگار، آمریکا، حکومت ایران و متحدان منطقهای آن همزمان در حال سنجش پیامدهای دو سناریوی متضادند: جنگی فراگیر یا گشایش دیپلماتیک. سنجشی که با توجه به تغییر موقعیت رژیم ایران پیچیدهتر شده است.
بوماتی با اشاره به قتلعام روزهای گذشته گفته است که جامعه ایران در ظاهر عقبنشسته، اما «آتش زیر خاکستر» همچنان زنده است. او با اشاره به نظرسنجیها تصریح می کند که اکثریت بزرگ شهروندان ایرانی خواهان گسست بنیادین از وضع موجود و پایان حاکمیت جمهوری اسلامیاند. او تأکید میکند که رژیم ایران حتی در حوزه مذهبی نیز قدرت اقناع خود را از دست داده است: نه گفتمان اخلاقی، نه دشمنسازی از غرب و نه وعدههای اخروی دیگر کارکرد سابق را ندارند.
در چنین شرایطی، به گفته این پژوهشگر فرانسوی، تنها زبان باقیمانده برای حکومت، زبان سرکوب است. او با استناد به دههاهزار کشته و مجروح در جریان کشتارهای روزهای گذشته در ایران می افزاید : همزمان تمرکز گسترده ثروت در دست شبکههای وابسته به قدرت، انتقال داراییها به خارج از کشور و انسداد اطلاعات، بهویژه با قطع شبکههای اجتماعی، «ترکیبی انفجاری» ایجاد کرده است.
بوماتی نقش جوانان را تعیینکننده میداند : نسلی به گفته او تحصیلکرده که خواهان حقوق اساسی خود است. به گفته او، زنان که بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاههای ایران را تشکیل میدهند، همچنان از قدرت کنار گذاشته شدهاند. رژیم این مطالبات را با برچسب «غربزدگی» رد میکند، مفهومی که ریشههای آن به دهههای میانی قرن بیستم بازمیگردد. اما به باور بوماتی، خواسته اصلی نسل جدید «زندگی عادی» است: آزادی، حق انتخاب و زیستن بدون ترس. او میافزاید که در میان اقلیتهای دینی نیز ترس به نقطه اشباع رسیده است. جمعیت یهودیان ایران از صد هزار نفر پیش از انقلاب به حدود هشت هزار نفر کاهش یافته و وضعیت مسیحیان نیز مشابه است. در این فضا، بخش مهمی از جامعه نهتنها حکومت، بلکه غرب را نیز به «رهاکردن ایران» متهم میکند.
در پاسخ به این پرسش که آیا ایرانیان خواهان مداخله نظامی آمریکا هستند، بوماتی میگوید: جامعه ایران خواهان کمک خارجی است، اما نه به بهای مصادره سرنوشت خود. او معتقد است که رضا پهلوی، بهواسطه جایگاه نمادینش، میتواند در یک دوره گذار دموکراتیک نقش نقطه اتصال نیروهای مخالف را ایفا کند. به گفته او، راهبرد پیشنهادی رضا پهلوی بر فرسایش تدریجی رژیم، کاهش توان سرکوب، قطع منابع مالی و بازگرداندن ارتباط ایرانیان با جهان استوار است.
همزمان با این تحولات داخلی، دونالد ترامپ از اعزام یک «آرمادای» دریایی به خلیج فارس خبر داده است؛ حرکتی که بوماتی آن را بیش از آنکه مقدمه فوری جنگ بداند، «نمایش راهبردی قدرت» توصیف میکند. به گفته او، هدف واشنگتن ایجاد عدمقطعیت حسابشده و یادآوری موازنه واقعی قدرتهاست.
با این حال، ارتش آمریکا و اسرائیل در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارند و گزینههای نظامی – از حمله به پدافند هوایی گرفته تا هدف قرار دادن رهبران ارشد رژیم اسلامی – مد نظر هستند. بوماتی در پایان می گوید : جمهوری اسلامی به انتهای خط رسیده است. به گفته او، این نظام از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده است. بحران جاری صرفنظر از هزینه و شکل آن به گفته بوماتی «چرخه قدرت روحانیت را خواهد بست».
در حالی که بحران سیاسی ایران وارد عمیقترین مرحله خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ شده است، ایالات متحد آمریکا و بازیگران منطقهای در وضعیت «انتظار محاسبهشده» قرار گرفتهاند؛ وضعیتی که نه به معنای فروکش بحران، بلکه حاصل ارزیابی پرهزینهبودن یک جنگ مستقیم و پیامدهای گسترده آن است. این ارزیابی را ایو بوماتی، تاریخنگار و متخصص تاریخ معاصر ایران، در گفتگویی با فیگارو مطرح کرده است.
به اعتقاد او، جمهوری اسلامی به انتهای مسیر تاریخی خود رسیده است. ایو بوماتی می گوید : این نظام از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده است. بحرانی که امروز در ایران جریان دارد، به باور بوماتی، «چرخه قدرت روحانیت را خواهد بست»، هرچند شکل و هزینه این پایان، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
متخصص فرانسوی ایران معاصر در گفتگویش با فیگارو افزوده است : آنچه امروز در ایران جریان دارد «یک بحران واقعی رژیم» است؛ بحرانی که از نظر شدت و دامنه، از همه چالشهای جمهوری اسلامی از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۹ تاکنون فراتر رفته است. به باور او، واشنگتن که تا آستانه مداخله نظامی پیش رفت، در نهایت بهدلیل هزینههای نظامی، خطر بیثباتی منطقه و به ویژه فشار کشورهای عربی خلیج فارس، راه احتیاط را برگزید.
اما، این احتیاط به گفته بوماتی، به معنای انفعال نیست. بهگفته این تاریخنگار، آمریکا، حکومت ایران و متحدان منطقهای آن همزمان در حال سنجش پیامدهای دو سناریوی متضادند: جنگی فراگیر یا گشایش دیپلماتیک. سنجشی که با توجه به تغییر موقعیت رژیم ایران پیچیدهتر شده است.
بوماتی با اشاره به قتلعام روزهای گذشته گفته است که جامعه ایران در ظاهر عقبنشسته، اما «آتش زیر خاکستر» همچنان زنده است. او با اشاره به نظرسنجیها تصریح می کند که اکثریت بزرگ شهروندان ایرانی خواهان گسست بنیادین از وضع موجود و پایان حاکمیت جمهوری اسلامیاند. او تأکید میکند که رژیم ایران حتی در حوزه مذهبی نیز قدرت اقناع خود را از دست داده است: نه گفتمان اخلاقی، نه دشمنسازی از غرب و نه وعدههای اخروی دیگر کارکرد سابق را ندارند.
در چنین شرایطی، به گفته این پژوهشگر فرانسوی، تنها زبان باقیمانده برای حکومت، زبان سرکوب است. او با استناد به دههاهزار کشته و مجروح در جریان کشتارهای روزهای گذشته در ایران می افزاید : همزمان تمرکز گسترده ثروت در دست شبکههای وابسته به قدرت، انتقال داراییها به خارج از کشور و انسداد اطلاعات، بهویژه با قطع شبکههای اجتماعی، «ترکیبی انفجاری» ایجاد کرده است.
بوماتی نقش جوانان را تعیینکننده میداند : نسلی به گفته او تحصیلکرده که خواهان حقوق اساسی خود است. به گفته او، زنان که بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاههای ایران را تشکیل میدهند، همچنان از قدرت کنار گذاشته شدهاند. رژیم این مطالبات را با برچسب «غربزدگی» رد میکند، مفهومی که ریشههای آن به دهههای میانی قرن بیستم بازمیگردد. اما به باور بوماتی، خواسته اصلی نسل جدید «زندگی عادی» است: آزادی، حق انتخاب و زیستن بدون ترس. او میافزاید که در میان اقلیتهای دینی نیز ترس به نقطه اشباع رسیده است. جمعیت یهودیان ایران از صد هزار نفر پیش از انقلاب به حدود هشت هزار نفر کاهش یافته و وضعیت مسیحیان نیز مشابه است. در این فضا، بخش مهمی از جامعه نهتنها حکومت، بلکه غرب را نیز به «رهاکردن ایران» متهم میکند.
در پاسخ به این پرسش که آیا ایرانیان خواهان مداخله نظامی آمریکا هستند، بوماتی میگوید: جامعه ایران خواهان کمک خارجی است، اما نه به بهای مصادره سرنوشت خود. او معتقد است که رضا پهلوی، بهواسطه جایگاه نمادینش، میتواند در یک دوره گذار دموکراتیک نقش نقطه اتصال نیروهای مخالف را ایفا کند. به گفته او، راهبرد پیشنهادی رضا پهلوی بر فرسایش تدریجی رژیم، کاهش توان سرکوب، قطع منابع مالی و بازگرداندن ارتباط ایرانیان با جهان استوار است.
همزمان با این تحولات داخلی، دونالد ترامپ از اعزام یک «آرمادای» دریایی به خلیج فارس خبر داده است؛ حرکتی که بوماتی آن را بیش از آنکه مقدمه فوری جنگ بداند، «نمایش راهبردی قدرت» توصیف میکند. به گفته او، هدف واشنگتن ایجاد عدمقطعیت حسابشده و یادآوری موازنه واقعی قدرتهاست.
با این حال، ارتش آمریکا و اسرائیل در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارند و گزینههای نظامی – از حمله به پدافند هوایی گرفته تا هدف قرار دادن رهبران ارشد رژیم اسلامی – مد نظر هستند. بوماتی در پایان می گوید : جمهوری اسلامی به انتهای خط رسیده است. به گفته او، این نظام از نظر اقتصادی در تنگنا، از نظر اجتماعی فرسوده و از نظر راهبردی مهار شده است. بحران جاری صرفنظر از هزینه و شکل آن به گفته بوماتی «چرخه قدرت روحانیت را خواهد بست».
۸۳

گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
شپش های متعفن!
3
30
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۶
۵۶

Persiangulf2535 - لندن، انگلستان
به قیافه ها تو عکس دقت کنید، یکی از یکی بیناموس تر.
2
19
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۰
۵۶

shirzan - برلین، آلمان
حکومت آخوندی تا الان خیلی برای مردم هزینه داشته اما برای خودشون در آینده ایران آزاد خیلی خیلی خیلی هزینه خواهد داشت. بقول جمله ائی که خودشون روی دیوار نگاره نوشته اند، آنکس که باد بکارد طوفان درو خواهد کرد. به امید اون روز
2
15
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۷
۴۷

We-Texas-Iran - تگزاس، ایالات متحده امریکا
آخوند بشمار یک آخوند بشمار دو آخوند بشمار ۳ خخخخخخ
2
15
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۸
۸۶

siavash786 - شیکاگو، ایالات متحده امریکا
در این عکس جند نفرشان واقعا حـ... اند ، هر کهذجوابدرست بگه جایزه داره
1
4
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۲
۶۶

zarduscht1 - فرانکفورت، آلمان
«غربزدگی» تنها یک کلمه در این مطلب قابل توجه است؛ یک کلمه که ایران را به فنا کشید.یک جمله که بانیِ اینهمه کشته و این سقوطِ ایران تا اینجا بود. یک کلمه، یک کتاب، از زبانِ یک تولهآخوند؛کسی که حتی با تراکتور دعوا داشت و میگفت «سیما و زیباییِ روستاها ما را نابود میکند» و معتقد بود دهقان باید با کلنگ شخم بزند. کتابی نوشت به نام غربزدگی که سه نسل ایرانی را نابود کرد.در نهایت هم سر از مکه درآورد، خسی در میقات را نوشت و به امامش تقدیم کرد. البته در این میان، فاحشهخانهای در آمستردام نبود که دیدار نکرده باشد،اما از آن طرف میگفت «من بیغیرت نیستم که زنم را نزد پزشکِ مرد ببرم». نوشتهی جلال آلاحمد.نقش مخربش حتی از شریعتی هم بیشتر بود.یک ۵۷اتیِ بهمعنای واقعی؛پلِ واسطهی چپ ایرانی و آخوند.آیا پایان آخوند پایان چاپ کلاسیک ایران است ؟ یک قرن خیات از همان روزی که تقی ارانی بنیاد گره ۵۳ نفر را گذاشت؟ به نسلZ امیدوارم.
1
6
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۷
۵۸

مهدی52 - روتردام، هلند
حکومت قاتلان و مفتخوران و مفتگویان و مفتزنان و حرامیان
0
0
چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۱