مشاهدات یک جراح از سرکوب خونین معترضان: هیچچیز با آنچه در بیمارستانها دیدم قابل مقایسه نیست
+6
رأی دهید
-0
ایندیپندنت فارسی: رسانه بریتانیایی گاردین، روز یکشنبه، گزارشی منتشر کرد و در آن به روایت پزشکی پرداخت که شاهد خشونت نیروهای جمهوری اسلامی علیه مردم در جریان قیام دیماه و آمار بالای مراجعه مجرومان به بیمارستانها بوده است.این جراح ایرانی که نامش ذکر نشده است، میگوید پیشتر نیز در مقام پزشک در فجایع دیگری حضور داشته، اما «هیچ چیز با کابوسی که در جریان خشونت اخیر علیه مردم در بیمارستانهای ایران دیده، قابل مقایسه نیست».
تا هجدم دیماه، اعتراضها در سراسر ایران شکل گرفته بود و گزارشها حاکی از آن بود که دستکم ۴۵ نفر بهدست نیروهای امنیتی کشته شدهاند، اما از شب هجدهم تا سه روز بعد، جمهوری اسلامی سرکوب وحشیانهای را علیه معترضان آغاز کرد و آمار کشتهشدگان به دهها هزار نفر رسید.
این جراح ایرانی درباره مشاهداتش از آن روزها میگوید: «وقتی پنجشنبه شب (۱۸ دی) به محل کارم در تهران رسیدم، چهره شهر تغییر کرده بود. تا قبل از آن شب، پزشکان و بیماران در واتساپ برایم عکس میفرستادند، عکسهایی که زخمهای اصابت گلولههای ساچمهای به کمر، دستها و سر معترضان را نشان میداد، این جراحات دردناک و ترسناک اما قابل درمان بود. اما ناگهان، از ساعت هشت، همهچیز تغییر کرد. اینترنت، تلفنهای همراه و تمامی راههای ارتباطی قطع شدند. چند دقیقه بعد، تیراندازی شروع شد. میتوانستم صدای شلیک گلولهها را در خیابان، همراه با فریادها و صدای انفجار بشنوم. مرا به بیمارستان فراخواندند. وقتی رسیدم، دیدم که دیگر با همان وضعیت سابق روبهرو نیستیم.»
او در ادامه میگوید: «بیمارانی که پس از آن به بیمارستان آورده میشدند، گلوله نخورده بودند بلکه با مهمات جنگی مورد حمله قرار گرفته بودند. واقعا گلولههای جنگی به آنها اصابت کرده بود؛ تیرهایی که از یک طرف بدنشان وارد و از طرف دیگر خارج شده بود.»

این پزشک تاکید میکند: «من جراحی هستم که بیشتر با آسیبهای تنه بدن (یعنی قفسه سینه، شکم و لگن) سروکار دارم و آن شب اتاقهای عمل پر از زخمهای قفسه سینه، شکم و لگن بود. من آسیبهای دست و پا را ندیدم ــ دیگران به آنها رسیدگی کردند ــ اما من با جراحتهایی روبهرو بودم که ظرف چند دقیقه تعیین میکنند کسی زنده میماند یا میمیرد، جراحاتی که جایی برای تاخیر یا خطا باقی نمیگذارند. بسیاری از گلولهها از فاصله نزدیک شلیک شده بودند و آسیبهای شدیدی وارد کرده بودند، و در برخی موارد فاجعهبار.»
به گفته این شاهد عینی، بیمارستان بهسرعت به صحنهای با تلفات انبوه تبدیل شد، درحالیکه جراحان، پرستاران، متخصصان بیهوشی، اتاقهای عمل، فرآوردههای خونی و حتی زمان کافی برای رسیدگی به این حجم از مصدومان وجود نداشت. برانکاردها پشتسر هم ردیف شده بودند و اتاقهای عمل پی درپی پر و خالی میشد.
او میگوید در بیمارستانی که معمولا دو عمل جراحی اورژانسی در یک شب انجام میداد، بین ساعت ۹ شب تا شش صبح حدود ۱۸ عمل انجام شد و تعداد بسیار دیگری هم در انتظار عمل بودند.
این پزشک میگوید: «من در حوادث پس از زلزلهها حضور داشتهام و تلفات انبوه پس از تصادفهای بزرگ را هم دیدهام. اما آنچه در دیماه شاهد بودم را هرگز تجربه نکرده بودم. حتی در بلایای طبیعی، ممکن است ۲۰ یا ۳۰ بیمار مجروح را در طول چند ساعت برای اقدام فوری بیاورند اما پنجشنبه و شب بعدش صدها نفر با جراحاتی دراثر اصابت گلوله به بیمارستان آورده شدند.»بهت، ناباوری و خستگی مطلق، احساسی است که این جراح و همکارانش از آن سرکوب به یاد میآورند: «خستگی مطلق بود. خستگی جسمی داشتیم اما بیش از آن، فرسودگی و ناتوانی روحی وجود داشت. وظیفه ما در مقام جراح نجات جان انسانهاست. آن شب ما جان افرادی را نجات میدادیم که ا سوی حکومتِ خودشان هدف گلوله قرار گرفته بودند. مجبور بودیم مشغول جراحی شویم چون جایی برای اندوه و ناباوری نبود، اما در درونمان چیزی در حال فروپاشی بود.»
او میافزاید: «از داخل اتاق عمل، صدای سلاحهایی را میشنیدم که به فضای شهر تعلق نداشتند. صدای مسلسلهای دوشکا میآمد، سپس دیدم که این سلاحها بر پشت وانتهایی نصب شده بودند که در شهر حرکت میکردند. آنها دیگر پلیس نبودند بلکه نیروهای ناشناختهای بودند که نمیدانستیم از کجا آمدهاند.»
با گذشت شب، حتی فکر کردن به شمارش کشتهشدگان ناممکن شد. هیچ راهی برای آمارگیری دقیق وجود نداشت. حجم تلفات بسیار فراتر از ظرفیت بیمارستانها، کارکنان و زیرساختها بود. مردم از آمدن به بیمارستان میترسیدند چون میدانستند که ممکن است بازداشت شوند. بر اساس تجربه، به محض اینکه وضعیت «تحت کنترل» تلقی شود، بیمارستانها نامههای رسمی از نهادهای امنیتی دریافت میکنند که اطلاعات بیمار ــ نام، مشخصات و جزئیات، جراحات ــ را درخواست میکنند. اگر مدیران امتناع کنند، با عواقب جدی روبهرو میشوند. این سیستم مدتها قبل از این اعتراضات هم وجود داشته است.
این پزشک ایرانی میگوید: «بسیاری از افراد مجروح تصمیم گرفتند به بیمارستان نیایند، در عوض، با من تماس میگرفتند و کمک میخواستند. تلفنم هر زمان که حتی یک سیگنال کوتاه برای ارتباط وجود داشت، دائم زنگ میخورد. مردم با کلمات رمزی صحبت میکردند چون وحشت شنود تماسها را داشتند. تماسها فقط مربوط به معترضان جوان نبود. آنها درباره یک کودک ۱۶ ساله، درباره یک مرد ۷۰ ساله و بعضی از مردمی بود که حتی معترض نبودند و صرفا در خیابان حضور داشتند.»
او میگوید: «تا صبح جمعه، هنوز در اتاق عمل بودم. برخی از بیمارانِ شب قبل همچنان تحت عمل جراحی بودند. اواخر همان روز، ناچار شدم به شهری در مرکز ایران بروم. شهری که از آن عبور کردم، بسیار متفاوت از قبل به نظر میرسید. ایستگاههای مترو سوخته یا خرد شده بودند و سازههای شیشهای شیبدار آنها تخریب شده بود. مسیری که معمولا کمتر از ۱۰ دقیقه طول میکشید، نزدیک به دو ساعت طول کشید. همکارانم که در بیمارستانهای آن شهر کار میکردند به من گفتند که آنجا هم شب فاجعهباری بوده است. یکی از همکاران گفت که فقط در یک بیمارستان، در یک شب، ۱۳ عمل جراحی شکم و قفسه سینه انجام شده است. آنچه دیدم باورنکردنی بود.»
«مدرک جرم»؛ گلوله جنگی و ساچمه در بدن مردم به روایت عکسهای رادیولوژی بیمارستانهای مشهدشهرام سدیدی، شاعر و زندانی سیاسی سابق ساکن لندن، تصاویری از عکسهای رادیولوژی بیمارستان «امام رضا» مشهد را منتشر کرده است که در آنها، آثار گلولههای جنگی و ساچمه در بدن مجروحان انقلاب ملی دیده میشود.
سدیدی با انتشار این تصاویر در اینستاگرام، آنها را «سند کوچکی از جنایات» جمهوری اسلامی «با مردم شریف ایران» توصیف کرد.
هزاران نفر از مردم ایران در هفتههای گذشته به دست ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شدند. رسانههای بینالمللی شمار مجروحان سرکوب بیسابقه حکومت را تا ۳۰۰ هزار نفر برآورد میکنند.
شهرام سدیدی، شاعر و زندانی سیاسی سابق ساکن لندن، تصاویری از عکسهای رادیولوژی بیمارستان «امام رضا» مشهد را منتشر کرده است که در آنها، آثار گلولههای جنگی و ساچمه در بدن مجروحان انقلاب ملی دیده میشود.
— independentpersian (@indypersian) January 25, 2026
سدیدی با انتشار این تصاویر در اینستاگرام، آنها را «سند کوچکی از جنایات»… pic.twitter.com/S89ELP93af