پزشکان ایرانی در گفتوگو با لوموند: زمین پوشیده از خون معترضان شده بود
+14
رأی دهید
-2
ایندیپندنت فارسی: روزنامه فرانسوی لوموند در گزارشی که روز شنبه منتشر کرد، روایتهایی از خشونت و سرکوب مرگبار معترضان ایرانی به دست نیروهای حکومتی را، از زبان پزشکان و کادر درمان نوشت که آنچه دیدهاند را «صحنههایی آخرالزمانی» توصیف میکنند.در این گزارش به نقل از یک پزشک کشیک در یکی از شهرهای شمالی ایران آمده است: «شب هجدهم دیماه، همه ما چکمهپوش در اورژانس راه میرفتیم، زیرا خون معترضان تمام زمین را پوشانده بود.»
این پزشک در پیام صوتی کوتاهی که در شرایط قطعی اینترنت ایران توانست بهدشواری آن را ارسال کند، گفت: «از هجدهم دی ماه، اولین شب اعتراض بزرگ علیه رژیم ایران، بیشتر شهروندان از دسترسی به اینترنت محروم شدهاند و ما حتی در مرکز درمانیمان اجازه همراه داشتن تلفن را نداشتیم.»
او اینطور روایتش را ادامه داد: «آن شب در بیمارستان ما، که یک مرکز کوچک درمانی است، هفت جسد بیجان را شمردیم. یک پسر ۱۶ ساله را داشتیم که تیر خورده بود و مجبور شدیم یک کلیهاش را برداریم. برای یک بیمار دیگر، مجبور شدیم یک پا را از زیر زانو قطع کنیم. حتی الان که اینها را برایتان تعریف میکنم، حال مناسبی ندارم.»
این پزشک چند روز بعد دوباره توانست برای مدتی آنلاین شود و از طریق یک سرویس پیامرسان به لوموند گفت: «شب هجدهم دی ماه، همه ما در بیمارستان ماندیم. حدود صد نفر مجروح را درمان کردیم. ماموران حکومتی به قصد کشتن به معترضان تیراندازی کرده بودند؛ گردن، سر و شکم آنها را هدف گرفته بودند. من از چند بیمارستان دیگر شهرمان اطلاعات خواستم و در شب اول دستکم ۱۷ مورد مرگ را شمردیم. در بیمارستان ما، یک بسیجی را هم آوردند که زخمی شده بود اما او را به سرعت به بیمارستانی که مخصوص اعضای سپاه پاسداران است، منتقل کردند.»
در این گزارش، با اشاره به قطعی طولانیمدت اینترنت در ایران آمده است که هنوز ابعاد دقیقی از فاجعهای که در ایران رقم خورده است، مشخص نیست و چنین گزارشهایی تنها نوک کوه یخ سرکوب مرگبار معترضان را نشان میدهند.
طبق برخی دادهها که روز جمعه از سوی فعالان حقوق بشری به اشتراک گذاشته شد، تعداد کشتهشدگان تایید شده پنج هزار و دو نفر است که بیشتر آنها معترضان بودهاند، در حالی که ۹۷۸۷ مورد مرگ دیگر هنوز در دست بررسی است و شواهد موجود نشان میدهد که تعداد معترضان کشته شده میتواند حتی از بالاترین تخمینهای رسانهها نیز فراتر رود.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی، به شبکه تلویزیونی ایبیسی استرالیا گفت که ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر کشته شده باشند. ساتو خواستار تحقیق در مورد احتمال دستهبندی آنچه در ایران رخ داد تحت عنوان جنایت علیه بشریت شد و تاکید کرد که آنچه از سوی جمهوری اسلامی انجام گرفته باید از سوی یک هیئت مستقل بررسی شود.
او همچنین افزود: «شکی نیست که جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین قتل عامهای معترضان را مرتکب شده است.»
لوموند در ادامه به نقل از جراح ایرانی با نام مستعار سعید که کشور را ترک کرده است، نوشت: «آنچه رخ داد شبیه هیچکدام از جنبشهای اعتراضی قبلی نبود.»
او درباره روز هجدهم دی ماه گفت: «در روزهای قبل هم پلیس در شهر حضور داشت. اما آن پنجشنبه، بسیجیها از هر سنی، حتی نوجوان، با هر جثهای به خیابان آمده بودند. من ترسیده بودم زیرا میدانستم که آنها مسلح هستند. آنها واقعا با خشونت به مردم آسیب میرساندند.»
سعید ساعت هشت شب از آپارتمانش در مرکز تهران شعارهایی شنید: «مرگ بر خامنهای»، «جاوید شاه». سپس صدای فریاد و تیراندازی بلند شد. یک ساعت بعد، یکی از همکارانش تماس گرفت و از او خواست که به بیمارستانی در غرب تهران برود. او گفت: «بخش اورژانس مملو از جمعیت بود. برای مراقبت از این همه مجروح، به ۳۰ برابر تخت و پرسنل بیشتر نیاز داشتیم.»
سعید ادامه داد: «ما با یک وضعیت کشتار جمعی روبرو بودیم. در این موارد پروتکلها متفاوت است. با خودم گفتم: کسانی که هنوز میتوانند گریه کنند میتوانند چند ساعت زنده بمانند، آنها موارد اولویتدار نیستند. ما باید از کسانی که حتی دیگر انرژی صحبت کردن ندارند مراقبت کنیم.»
او از یک مجروح به مجروح دیگر میرفت و نبضها را چک میکرد. «دو یا سه نفر، زیر پتوها، از قبل مرده بودند. گردن یکی از آنها، احتمالا با شلیک تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک، منفجر شده بود. دیگری، که بسیار جوان بود، سوراخ بزرگی زیر گودی گردنش داشت و در حالی که تنها ۲۱ سال داشت، درگذشت.»
سعید گفت که آن شب، حدود ۲۰ نفر در آن بیمارستان آنها جان باختند؛ «هنوز صدای جیغ کودکان و زنان را میشنوم.»
اجساد سحرگاه جمعه، ۱۹ دی، به سردخانه فرستاده شدند. سعید گفت: «دستور داده شد که همه چیز تمیز شود، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است.» پرستاران او را از حضور مردی با لباس شخصی، که گفته میشد متعلق به نیروهای اطلاعاتی است، مطلع کردند که برای جمعآوری مشخصات معترضان زخمی به بیمارستان رفته بود.
پزشک دیگری هم مشاهدات یکسانی دارد. او به لوموند گفت: «زخمهایی وجود داشت که در اعتراضات قبلی هرگز ندیده بودم: شلیک با تفنگهای تهاجمی، گلولههایی که از پشت زانو و کف پا به بدن معترضان اصابت کرده بود، انگار کسانی را که در حال فرار بودند هدف قرار میدادند.»
پزشکان از شنیده شدن صدای شلیک مسلسلهای کالیبر سنگین دوشکا هم خبر دادند. پزشکی که این صدا را به یاد میآورد به لوموند گفت: «در طول خدمت سربازیام یاد گرفتم صدای دوشکا را از سایر مسلسلها تشخیص دهم. دوشکا، حتی در فاصله ۵۰۰ متری، میتواند یک انسان را به دو نیم کند. این سلاحی است که علیه خودروهای زرهی استفاده میشود، نه علیه غیرنظامیان بیدفاع.»
به گفته پزشک گفتگوکننده با لوموند، د ستکم ۱۵۰۰ نفر در شب هجدهم دی ماه در یکی از استانهای شمالی کشور کشته شدند بنابراین احتمال کشته شدن ۲۰ هزار نفر اصلا دور از ذهن نیست. او تاکید کرد: «اینها فقط مرگ و میر در بیمارستانها است، بدون احتساب کسانی که در خیابان جان باختند و اطلاعاتی از آنها وجود ندارد.»
جراح دیگری با نام مستعار حامد هم گفت که در طول شب هجدهم و نوزدهم دی، در حالی که صدای تیراندازی بیوقفه در محلهاش در شمال پایتخت طنینانداز بود، حتی یک لحظه هم نخوابید. سحرگاه، او به سمت بیمارستان محل کارش که آن هم در شمال تهران بود، حرکت کرد. این جراح که از آن زمان ایران را ترک کرده است، گفت: «در طول شب، همکارانم شش کشته را شمارش کرده بودند. سپس با بیمارستانهای دیگر تماس گرفتم: ۷۲ کشته در یک مرکز در غرب شهر، ۴۰ کشته در بیمارستان دیگری در غرب و ۳۵ کشته در بیمارستانی در جنوب. واقعا حمام خون راه افتاده بود.»
او ادامه داد: «ساعت هشت شب جمعه، برای دومین شب متوالی، اعتراض بزرگی آغاز شد. هزاران نفر ناگهان جلوی بیمارستان ما ظاهر شدند. نیروهای امنیتی با موتورسیکلت از راه رسیدند و به سمت جمعیت شلیک کردند. نگهبان شب ما از ناحیه چشم مورد اصابت قرار گرفت. تیراندازی تا حدود ساعت یک بامداد متوقف نشد. باورم نمیشد چه چیزی میبینم.»
برای این پزشک که شاهد موجهای قبلی اعتراضات بود، قیام مردمی این بار متفاوت بود: «برخلاف جنبش زن، زندگی، آزادی که نسل زد نیروی اصلی اعتراضها محسوب میشد، این بار همه اقشار جامعه حضور داشتند: از محرومترین اقشار گرفته تا اساتید دانشگاه و مدیران بانکها. این فوران خشم مردم بود.»
نوزدهم دی ماه نقطه عطفی در سرکوب معترضان بود. همان صبح، علی خامنهای علنی به نیروهای حکومتی دستور داده بود که اعتراضات را بیرحمانه سرکوب کنند. آن شب و شب بعد، در میان صدها زخمی که در بیمارستان حامد بستری شدند، بسیاری از آنها از ناحیه کمر دچار جراحت گلوله شده بودند. همه آنها مورد اصابت مهمات نظامی قرار گرفته بودند. حامد توضیح داد که بسیاری از مجروحان از ناحیه چشم مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. او گفت: «سه بیمارستان تخصصی در تهران و همچنین کلینیکهای خصوصی مملو از بیمار بودند. برای تخمین تعداد افراد دارای آسیب چشمی، باید تعداد کشتهشدگان را در چهار ضرب کنید.»
طبق شهادتهای جمعآوریشده از سوی لوموند، برخی از پزشکان برای پوشاندن ردپای معترضان، عبارت «جراحی کبد» را در پروندههای پزشکی نوشتند اما ماموران سرویس اطلاعاتی برای جمعآوری تصاویر رادیولوژی که زخمهای گلوله را نشان میداد، به بیمارستان رفتند.
۶۰

Geelongcats - سیدنی، استرالیا
مردم ایران در خیابان ها قتل عام شدند. جهانیان باید متحد بشوند تا آخوند کثیف شیعه مجازات بشود.این بار سر مار را باید هدف گرفت.
0
1
شنبه ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰