در بازار قدیم رشت چه گذشت؟ «ساعتها بوی جسد سوخته میآمد»
+12
رأی دهید
-1
بی بی سی:فرن تقیزاده، ندا سانیچبر اساس روایتها و تصاویری که فعلا منتشر شده، شهر رشت، مرکز استان گیلان، در شمال ایران، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، شاهد یکی از«خونینترین» سرکوبها در تاریخ معاصر خود بوده است. در این دو شب بخشهایی از بازار قدیم شهر و بعضی از بانکها آتش گرفته و شمار بسیار زیادی کشته شدند.
شاهدان، از جمله کسانی که با وجود خطرات جدی از داخل کشور اطلاعاتی را به بیرون منتقل کردهاند و کسانی که از ایران خارج شدهاند، میگویند برای درک ابعاد کامل و دقیق آنچه رخ داده باید منتظر انتشار فیلمها و اسناد بیشتری بود؛ چرا که به گفته آنها، وقایع بهگونهای بوده که «پیش از این سابقه نداشته» و توصیف آن با کلمات ممکن نیست. بیبیسی فارسی در اینباره با چهار شاهد گفتوگو کرده است. یکی از آنها در جریان آتشسوزی بازار قدیم گرفتار شده و بهسختی توانسته فرار کند.
این گزارش جزئیاتی دارد که ممکن است دردناک و آزاردهنده باشد.
تصویری که از اعتراضات روز چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ در رشت منتشر شد. معترضان با شعار «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم» در میدان شهرداری رشت راهپیمایی کردندپنجشنبه عصر چه اتفاقی افتاد؟بر اساس گزارشها، پنجشنبه ۱۸ دی، در دوازدهمین روز اعتراضات، جمعیت بزرگی از رشت و شهرهای اطراف به خیابانها آمدند. همزمان با تاریک شدن هوا، بر شمار معترضان اضافه میشد. در میان جمعیت جوانها و خانوادهها هم دیده میشدند. پیش از قطع اینترنت، ویدیوهایی منتشر شد که نشان میداد سیل جمعیت از اطراف حوض آبی میدان شهرداری عبور میکنند و شعار میدهند.
میدان شهرداری، اصلیترین میدان شهر و منطقهای تاریخی و سنگفرش است که تجمعات و بیشتر جشنهای عمومی در نوروز و مناسبتهای دیگر آنجا برگزار میشود. به گفته شاهدان در این اعتراضات هم، مردم از شهرها و روستاهای اطراف در این میدان جمع شده بودند. عصر پنجشنبه سبزه میدان و خیابان معلم در مجاورت میدان شهرداری شلوغتر از همیشه گزارش شد. شاهزاده رضا پهلوی پیشتر برای سردادن شعار در ساعت هشت شب این روز فراخوان داده بود.
همزمان، اعتراضها و آتشسوزیهایی در نقاط دیگر شهر هم گزارش شده بود. اما عمده جمعیت در میدان اصلی شهر جمع شده بودند.
شاهدان از پارک کردن ماشینها، و عمدتا ماشینهای بدون آرم و مشخصات، در اطراف میدان شهرداری گزارش دادهاند. به گفته آنها افرادی با لباسهای یکشکل و ماسک بر صورت در میان مردم بودند. اما نمیشد تشخیص داد وابسته به حکومتاند یا نه.
جمعیت مشغول شعار دادن بودند که صدای گلوله در میدان شهرداری پیچید. شلیکها باعث هراس مردم و هجومشان به طرف بازار شد. به گفته شاهدان میدان شهرداری به شکلی است که بسیاری بهناچار به سمت بازار فرار کردند.
در بازار چه شد؟بازار قدیمی رشت مجموعهای از کوچههای باریک و لایهلایه است که هم جای خوبی برای پنهان شدن است، هم ممکن است به تلهای خطرناک تبدیل شود. حدود ساعت هشت شب، شروع آتش، معترضان فراری را غافلگیر کرد.
درباره اینکه بازار چگونه آتش گرفت، روایتها متفاوت و گاه متناقض است. اما شاهدان تقریبا همه بر یک نکته اتفاق نظر دارند که معترضان دو راه چاره بیشتر نداشتند: در بازار بمانند، که احتمال آتش گرفتن و خفه شدن با دود بود؛ یا از بازار به طرف خیابان شریعتی فرار کنند. خیابان شریعتی از طرف دیگر به میدان شهرداری منتهی میشود.
یکی از اهالی رشت، که با دردسر از ایران خارج شده، میگوید مردم به طرف خیابان شریعتی هجوم بردند اما با شلیک و رگبار گلوله ماموران امنیتی روبهرو شدند که اطراف بازار منتظر بودند. به گفته یکی از شاهدان، بیرون بازار در خیابان شریعتی جنازهها روی هم افتاده بودند.
زنی که خودش در بازار بوده و در آتشسوزی گرفتار شده، ماجرا را اینگونه برای خواهرش توضیح داده است: «در بازار چند جا آتش گرفته بود. مردم در آتش گیر افتاده بودند. عدهای در آتش سوختند و ساعتها در چند کوچه آنطرفتر بوی جسد سوخته میآمد.»
این زن، که بافت بازار و کوچههای آن را خوب میشناسد، تاکید میکند که «وقت خروج مردم از بازار، ماموران به روی آنها شلیک نمیکردند، بلکه آنها را بهرگبار بستند.»
یکی دیگر از شاهدان تعریف میکند که چگونه ماموران مردم را در خروجی تختی و خیابان شریعتی به رگبار بستند: «از دور صدای شلیک میشنیدیم. خیلی بچه زیر ۱۸ سال کشته شدند، ۸، ۹، ۱۲ ساله ... .»
به گفته یکی از شاهدان، بازاریان به روال گذشته کرکرهها را نیمهباز گذاشته بودند که بتوانند مردم را پناه بدهند. او که دوستانش در بازار کار میکنند میگوید: «ما میدانستیم که وقتی شلوغ شد یا مثلا گاز اشکآور زدند، برویم مغازه فلانی. اما تصور نمیکردیم که بازار را آتش بزنند و راهها را ببندند.»
شاهد دیگر میگوید افرادی که در بازار گیر کرده بودند با دستانی که به حالت تسلیم بالا گرفته بودند به سمت خروجیهای بازار و نیروهای امنیتی رفتند اما نیروهای امنیتی آنها را به رگبار بستند.
نمای هوایی منطقهای از بازار رشت که در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ دچار آتشسوزی شدبازار چگونه آتش گرفت؟گزارشهای تلویزیون ایران و مقامهای رسمی درباره رشت از لحظه آتش گرفتن بازار شروع میشود و به قبل از آن پرداخته نشده است. ادعاهای حکومت ایران این است که معترضان یا به گفته آنها «اغتشاشگران» به عمد بازار را آتش زدند. اما شاهدان این را منطقی نمیدانند که معترضان بازار را آتش بزنند و بعد به طرف آن فرار کنند.
بر اساس گزارشها، بازار قدیمی رشت پنجشنبه ۱۸ دی بین ساعت هشت تا ۹ شب آتش گرفت.
یک شاهد میگوید که نیروهای امنیتی لباسشخصی که لابهلای معترضان بودند و به گفته او «بهدلیل پوششهای هماهنگ و رفتار مشابه»، پس از مدتی قابل تشخیص شده بودند، «خودشان آتش بازار را در چند نقطه روشن کردند» و بازار هم که مجموعهای از ساختمانهای چوبی و قدیمی به هم پیوسته است، بهسرعت سوخت. به گفته او «آتشنشانی دیر آمد و سرای ملک پشت مسجد هم آتش گرفت. و راسته کتابفروشی کامل سوخت. یا بانک ملت سر خیابان تختی طوری سوخت که به زغال تبدیل شد.»
در یکی از گزارشهای تلویزیون ایران، گزارشگر با رئیس آتشنشانی رشت صحبت میکند که میگوید: «جلو ماشینهای ما را گرفتند و حتی بعضیها را از ماشین کشیدند پایین. من متوجه نمیشوم که چرا جلو ماشینهای ما را گرفتند؟»
رئیس آتشنشانی در این گزارش توضیح نمیدهد که چه کسانی جلو ماشینهای آتشنشانی را گرفتند.
بسیاری از بازاریان، از جمله فروشندگان طلا، در روزهای قبل اعتصاب کرده بودند. یکی از شاهدان که دوستانش در بازار مغازه دارند، میگوید که حکومت از بازاریان، مخصوصا از فروشندگان طلا، خواسته بود تا مغازههایشان را باز کنند. اما آنها خودشان هم معترض بودند و در تظاهراتها شرکت میکردند. این شاهد میگوید طلافروشها به دلیل نوسان قیمت ارز نمیتوانستند کار کنند.
در مجموع هم در گزارش صدا و سیما و هم گزارش شاهدان آمده است که بین ۲۸۰ تا ۳۰۰ مغازه در آتش سوخته است. مغازهداران میگویند انبارهایشان پر از اجناسی بود که برای عید خریده بودند و هر کدام میلیاردها تومان ضرر دیدهاند.
در این تصویر که سایت نیمرخ گیلان منتشر کرده، آثار سوختگی روی نمای مسجد حاج مجتهد رشت دیده میشود و داخل آن کاملا آسیب دیده استمسجد را چه کسانی آتش زدند؟در رویدادهای شب پنجشنبه ۱۸ دی مسجد چسبیده به بازار، به نام مسجد حاج مجتهد رشت، که در خیابان شریعتی و کنار راسته میخفروشان است، در آتش سوخت، به حدی که فقط بخشی از نمای بیرونی آن باقی مانده است. در یکی از گزارشهای تلویزیون ایران، که ظاهرا ساعت ۲ بامداد جمعه ضبط شده، یک آتشنشان میگوید: «این همه قرآن در مسجد بوده و سوخته است، آنها میتوانند جواب خدا را بدهند؟»
اما شاهدان این اتهام را که معترضان مسجد را آتش زدند، رد میکنند و میگویند آتش از طرف دیگر بازار شروع شد و به مسجد سرایت کرد. یکی از اهالی رشت که در تظاهرات بوده، تاکید دارد که ماموران امنیتی «برای ایجاد تفرقه میگویند معترضان مسجد را آتش زدند. در حالی که میان معترضان آدمهای مذهبی و زنان چادری هم بودند.»
به گفته این شاهد، تاخیر ماموران آتشنشانی باعث سرایت آتش به مسجد شد: «مامورها خیابان میدان صیقلان، خیابان تختی و تقاطع بیستون و معلم به طرف سبزه میدان را بسته بودند. برای همین آتشنشانی دیر آمد. میخواستند اعتصاب مغازهداران را تلافی کنند.»
یکی از شاهدان میگوید بیشتر نیروهای آتشنشانی برای حفاظت از دفتر امام جمعه رشت، مصلا، باشگاه خبرنگاران و صدا و سیما، کنسولگری روسیه، ساختمان دادگستری و چند مکان دیگر بسیج شده بودند.
یکی از مسئولان آتشنشانی رشت در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرده است که از ساعت ۱۹:۳۰، شهر در حدود ۲۰ نقطه دچار آتشسوزی بوده؛ ۹۰ دستگاه و حدود ۳۰۰ مامور آتشنشانی در سطح شهر درگیر عملیات بودهاند و در زمان پخش این گزارش در ساعت ۲ بامداد، عملیات مهار آتش همچنان در پنج نقطه دیگر ادامه داشته است.
جمعه چه اتفاقی افتاد؟
به گفته شاهدان، صبح جمعه ۱۹ دی ماه، مردمی که اینترنت و تلفنشان قطع بود، ناگهان با شهری بدون ماموران امنیتی مواجه شدند که بعضی از مغازهها و بانکهای آن سوخته بود.
بر اساس صحبتهای شاهدان، مردمی که با این وضعیت مواجه شدند، تصور کردند «شهر به دست آنها افتاده» و خانوادهها از پیر و جوان شروع به بوق زدن و پخش شیرینی و گل کردند. ارتباطات کاملا قطع بود و اهالی رشت تصور میکردند شهرهای دیگر هم از دست حکومت خارج شده است.
اما این تصور پیروزی و شادی زیاد دوام نداشت. بر اساس گزارش شاهدان و روایتهای مشابه، که در شبکههای اجتماعی و رسانهها منتشر شده، جمعهشب، رشت شاهد «خونینترین کشتار معترضان در تاریخ معاصرش» بود. به گفته یکی از شاهدان، تنها بعد از انتشار تصاویر و مشخص شدن جزئیات، ابعاد این واقعه مشخص خواهد شد.
به گفته این فرد، جمعهشب ناگهان برق را قطع کردند و حمله به مردم شروع شد.
این فرد که میگوید از نزدیک شاهد کشتن معترضان بوده، بر اساس مشاهدات شخصیاش، از جمله رنگ سبز لباس نیروهایی که دیده، گمان میکند که نیروهایی از ارتش هم در بین ماموران حضور داشتهاند: «ظاهرا پنجشنبه نیرو کم آوردند. اما جمعه بازگشتند و همه را تیرباران کردند. نیروهای زمینی ارتش هم در بینشان دیده میشد. تا گلو مسلح بودند. بعضی نارنجک به خودشان بسته بودند، سلاح اتوماتیک، کلاشنیکوف و ژ۳ داشتند. سه نفر ترک موتور مینشستند و هر کس را میدیدند میزدند. در خیابان معلم همه را تیرباران کردند. در کوچه پسکوچهها دنبال آدمها میرفتند و آنها را میکشتند.»
او میگوید که لهجه دیگری جز رشتی، از مردان نقابدار که شلیک میکردند و تویوتای سفید داشتند، نشنیده است.
ایرانوایر روز دوم بهمن ویدیویی منتسب به تاریخ ۲۲دی۱۴۰۴ از باغ رضوان رشت منتشر کرد. در توضیح ویدیو آمده است که این ویدیو انتقال پیکر کشتهشدگان اعتراضات با کانتینر را نشان میدهد. به گفته بعضی از شهروندان، هویت شماری از اجساد همچنان نامعلوم است و فضای امنیتی شدیدی بر شهر حاکم شده استچند نفر کشته یا زخمی شدند؟درباره عده دقیق کشتهشدهها در استان گیلان و شهر رشت، چیزی نمیدانیم. فقط اعدادی پراکنده از منابع بیمارستانی منتشر شده است. یکی از شاهدان که در باغ رضوان بوده، میگوید اجساد را با کامیون میآوردند در حالی که «لخت روی هم انداخته شده بودند و همه هم خونین.»
نهادهای حقوق بشری تخمین میزنند که هزاران نفر از زمان شروع اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ایران کشته و زخمی شده باشند. خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) تا روز ۳ بهمن، کشتهشدن ۴۷۴۳ معترض را تایید کرده و گفته در حال بررسی ۱۲۹۰۴ مورد جانباخته دیگر است. نهادهای حقوق بشری هشدار میدهند که ممکن است آمارهای قطعی چند برابر رقمی که تاکنون تایید شده، باشد.
روز اول بهمن، شورای امنیت کشور، اعلام کرد که در اعتراضات روزهای هجدهم و نوزدهم دی، در مجموع ۳۱۱۷ نفر کشته شدند.
یک شاهد که قبرستان باغ رضوان را دیده بر این باور است که شمار کشتهها بسیار بیشتر از آن چیزی است که اعلام شده است. بیشتر قربانیان در استان گیلان مربوط به سرکوب معترضان در جمعهشب است.
به گفته یک شاهد، مردم بعضی از کشتهشدگان را با خودشان میبردند چون نمیخواستند مجبور شوند برای آنها «پول تیر» بدهند. برخی از اجساد و زخمیها به بیمارستان پورسینای رشت منتقل شدند و عمده کشتهشدهها را به باغ رضوان بردند.
بر اساس یک گزارش موثق که بیبیسی دریافت کرده، تنها در یک مورد، در جمعه شب، ۷۰ جسد به بیمارستان پورسینای رشت منتقل شدند؛ اما سردخانه دیگر ظرفیت نداشته و مجبور شدهاند اجساد را به جای دیگری منتقل کنند.
شاهدان زیادی گزارش دادهاند که ماموران امنیتی برای تحویل دادن هر جنازه، بر مبنای تعداد تیرهای شلیک شده به فرد، بین ۳۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان از آنها پول میگرفتند.
یکی از شاهدان که پسر دوستش کشته شده میگوید: «گفتند ۸۰۰ میلیون تومان بدهید یا امضا کنید که فرزندتان بسیجی بوده و مامور اسرائیل از پشت به او تیر زده است.»
«یک نفر را که بچهاش کشته شده، آنقدر نگه داشتند تا همه جنازهها را یکییکی ببیند و بچهاش را پیدا کند. فکر کنید چه شکنجهای را تحمل کرده است! وقتی که بچهاش را پیدا کرده به او گفتهاند 'بیا این … کثافت لجن را که بزرگ کردی و در جامعه انداختی ببر'. با این لحن تحقیرآمیز قصدشان شکنجه بوده است.»
او از کسانی میگوید که پول تحویل گرفتن پیکر فرزندشان را نداشتهاند.
چندین شاهد میگویند عدهای کشتهشدههایشان را «بدون جواز دفن در خانه یا جاهای دیگر» دفن کردهاند.
وضعیت شهر و مردم چطور است؟به گفته شاهدان عینی، فردای کشتار جمعه، مغازهها از ساعت شش و هفت عصر بستند و مردم در خیابان رفت و آمد نمیکردند. آنها شهر را در روز شنبه، «شهر ارواح» با «ساختمانهای سوخته و دود گرفته» توصیف کردند.
یکی از شاهدان گفته ماموران به خانههای مردم ریختند تا افراد را بازداشت کنند. او از تلاش ماموران برای بازداشت فرزند یکی از آشنایانش روایت کرده که «خوشبختانه خانه نبوده» اما ماموران در و وسایل دیگر را شکسته و به خانه خسارت وارد کردهاند.
با وجود تلاش رسانهها و شهروندان خارج از ایران برای اطلاع از آنچه در ایران گذشته، ابعاد واقعی این رویدادها هنوز مشخص نیست.
ایران در حال حاضر شدیدترین و طولانیترین قطعی اینترنت در تاریخ را تجربه میکند.
همزمان حکومت ایران روایت خود را در رسانههای داخلی و تلویزیون تکرار میکند. این روایت در اغلب اعتراضات سراسری دیگر هم شنیده شده و تقریبا متن آن مشترک است: اینکه معترضان «اغتشاشگر» یا «نفوذی» و «عامل بیگانه» هستند و آنها مسئول خسارتی هستند که به اموال عمومی از جمله مسجد، بانک و بازار وارد شده است.
در همین چارچوب، مقامها و رسانههای حکومتی در مواردی، از جمله درباره کشتهشدن کودکان و برخی شهروندان، بدون ارائه شواهد مستقل، این مرگها را به «تروریستهای مسلح» نسبت دادهاند؛ ادعایی که شماری از شاهدان عینی آن را رد میکنند و میگویند این افراد در جریان سرکوب اعتراضات و بر اثر شلیک نیروهای امنیتی جان باختهاند.
نهادها و سازمانهای حقوق بشری و بعضی از چهرههای سرشناس، خواستار تشکیل کمیتههای حقیقتیاب مستقل شدهاند تا ابعاد آنچه در این دو شب در ایران گذشت مشخص شود.
روایت افرادی از داخل یا خارج از ایران، و همچنین تصاویر محدود منتشر شده از داخل کشور، حاکی از سطحی از خشونت است که به گفته شاهدان، فراتر از تجربههای پیشین آنهاست. این شاهدان میگویند در توصیف آنچه در این دو شب رخ داده ناتوان هستند و تنها انتشار فیلمها و اسناد بیشتر میتواند ابعاد وقایعی را روشن کند که از آن به عنوان «کشتار بیرحمانهای» یاد میکنند که «شهری سوخته، دودگرفته و غمزده برجا گذاشته است».