مانوک خدابخشیان؛ تحلیلگری که انقلاب «نسل شیک پاسارگادی» را پیشبینی کرده بود
+28
رأی دهید
-3
مانوک خدابخشیان معتقد بود که ترامپ بستن پرونده این رژیم را «بزرگترین پیروزی ژئوپلیتیک» پس از فروپاشی شوروی میداند.ایندیپندنت فارسی: این روزها که انقلاب ملی ایران در جریان است، معترضان در داخل و خارج از کشور یکصدا شاهزاده رضا پهلوی را صدا میکنند و همزمان، گمانهزنیها درباره احتمال حمایت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، از معترضان ایرانی به یکی از محورهای داغ تحلیلهای سیاسی تبدیل شده، بازنشر تصاویر و سخنان تحلیلگری که سالها پیش این روزها را خط به خط پیشبینی کرده بود، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
مانوک خدابخشیان، مفسر و تحلیلگر نامآشنای فوتبال، با تفسیرها و گزارشهای فوتبالیاش برای نسلهای دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی و پیش از آن، خاطرهساز بود، اما پس از انقلاب ۱۳۵۷، بهتدریج به یکی از تحلیلگران سیاسی برجسته نیز تبدیل شد که تحولات ایران را با نگاهی متفاوت و آیندهنگر، تفسیر میکرد.
نسل جوانی که امروز در کوچهخیابانهای ایران، با دست خالی و زیر سرکوب شدید ایستادگی میکند، شاید تا همین اواخر هم نام خدابخشیان را کمتر شنیده بود. با این حال، اکنون بسیاری از همین جوانان با بازخوانی پیشبینیهای او که یکییکی محقق میشوند، به پیروزی امیدوارند؛ نسلی که خدابخشیان از آنها با عنوان «جوانان شیک پاسارگادی» یاد میکرد و باور داشت بالاخره یک روزی پاشنه آشیل جمهوری اسلامی میشوند و آن را سرنگون میکنند.
تولد و زندگی یک تحلیلگر آیندهنگر
مانوک خدابخشیان دوازدهم مهرماه ۱۳۲۴ در آبادان چشم به جهان گشود و پانزدهم شهریور ۱۳۹۸ در شهر لسآنجلس درگذشت. او کارشناس فوتبال، مفسر ورزشی و تحلیلگر سیاسی ارمنیتبار و از چهرههای برجسته رسانهای در حوزه ورزش پیش از انقلاب اسلامی بود.
نام مانوک خدابخشیان بیش از هر چیز با پایهگذاری و اجرای برنامه ماندگار «ورزش از نگاه ۲» گره خورده است؛ برنامهای که مبدع شیوهای نوین در تحلیل و تفسیر فوتبال بود، به نحوی که به ارائه گزارش صرف محدود نبود و همراه با ارزیابیهای فنی و تاکتیکی پخش میشد.
دقت بالای او در خوانش جریان بازی به اندازهای بود که گاه پیش از تعویضها، تصمیم مربیان را پیشبینی میکرد و اتفاقا پیشبینیهایش درست هم از آب در میآمد. همین مسئله او را به پدیدهای کمنظیر در دنیای تفسیر فوتبال تبدیل کرده بود و تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی، گزارش و تفسیر مهمترین مسابقات فوتبال داخلی و بینالمللی اغلب به او سپرده میشد.
مانوک خدابخشیان که دوستدارانش او را «عمو مانوک» خطاب میکردند، تابستان ۱۳۵۷، تنها چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، برای ادامه تحصیل راهی ایالات متحده آمریکا شد و با استقرار جمهوری اسلامی دیگر به ایران بازنگشت و به صف مخالفان رژیم پیوست.
او درباره ساختار این حکومت همواره موضعی روشن، صریح و منتقدانه داشت و با همین موضع نیز همکاری با رسانههای خارج از کشور را آغاز کرد. حالا دیگر او فقط یک مفسر فوتبال نبود و بهتدریج به یکی از تحلیلگران سیاسی برجسته بهخصوص در موارد مسائل ایران تبدیل شد.
پیشبینی شگفت این روزهای ایران
آنچه خدابخشیان را از بسیاری از تحلیلگران همدورهاش متمایز میکرد، توانایی کمنظیر او در پیشبینی رخدادها و خوانش نشانههای پنهان تحولات بود. همانگونه که در سالهای فعالیت ورزشی، به لطف دقت فنی و قدرت تحلیل، به پیشبینی تصمیمهای مربیان فوتبال شهرت یافته بود، در عرصه سیاست نیز تحلیلهایش اغلب فراتر از واکنشهای مقطعی بود. بسیاری از این پیشبینیها سالها بعد، برای مخاطبان معنایی عینی و ملموس پیدا کردند.
نخستین بار که پیشبینیهای مانوک خدابخشیان موردتوجه و شگفتی گسترده واقع شد، هنگام خیزش سراسری سال ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد بود؛ وقتی زنان و دختران ایرانی در همگرایی جمعی و در اعتراض به سرکوب سازمانیافته حکومتی، حجاب اجباری را کنار گذاشتند، بسیاری سخنان مانوک خدابخشیان را به یاد آوردند که سالها قبل از ظهور نسلی سخن گفته بود که «پاشنه آشیل» جمهوری اسلامی خواهند شد. او این نسل را «جوانان شیک پاسارگادی» مینامید و میگفت: «روزی خواهد رسید که مادران و دختران، یا آنگونه که من میگویم، سیندرلاها خیابانها را غرق میکنند، پدر این رژیم را درمیآورند و زمینهساز رنسانس ایرانی میشوند.»
مانوک خدابخشیان بارها تاکید کرده بود که پایان جمهوری اسلامی به وسیله «نسل پاسارگادی» و همزمان با حضور دولت دونالد ترامپ در کاخ سفید رقم خواهد خورد. این جملهاش که «جمهوری اسلامی با کارتر آمد و با ترامپ خواهد رفت» حالا در جریان انقلاب ملی ایران و قیام نسل جوان بسیار در فضای مجازی بازنشر میشود.
مانوک خدابخشیان در تحلیلهایش، از نظمی در جهان سخن میگفت که بر اساس آن، چندین دیکتاتوری در نقاط مختلف جهان سرنگون میشوند و یکی از آنها نیز علی خامنهای است. او جایی نوشته بود: «از کاراکاس تا تهرانپارس راهی نیست» به این مضمون که با سقوط دیکتاتوری ونزوئلا زمینههای سرنگونی رژیم خامنهای در تهران نیز فراهم خواهد شد. پیشبینی که بخش نخست آن با عملیات موفقیتآمیز ایالاتمتحده در کاراکاس و دستگیری نیکلاس مادورو محقق شد و حالا نفسها برای تحقق بخش دوم آن یعنی سرنگونی خامنهای در سینهها حبس شده است.
خدابخشیان معتقد بود که فروپاشی جمهوری اسلامی پیش از هر چیز، مستلزم از میان رفتن شبکه نیروهای نیابتی آن در منطقه است. او این نیروها را چهار بازوی اصلی جمهوری اسلامی میدانست؛ حزبالله لبنان، حوثیهای یمن، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در عراق از جمله حشدالشعبی و همچنین حامیان حکومت بشار اسد در سوریه.
به گفته او، در چارچوب این نظم جهانی، این بازوهای منطقهای یکییکی تضعیف و منهدم میشوند و در نهایت، آنچه از آنها باقی میماند، به درون مرزهای ایران رانده و همانجا منهدم خواهد شد. خدابخشیان این روند را با استعاره «اختاپوس سبز» توصیف میکرد و میگفت پس از بریدن تمامی بازوهای این اختاپوس و دفن آنها در ایران، نوبت به سر آن خواهد رسید.
او در مصاحبهای تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی با رفتن بشار اسد از سوریه سرنگون خواهد شد. خدابخشیان تاکید داشت که نگاه ترامپ درباره جمهوری اسلامی با نگاه اوباما متفاوت است؛ زیرا ترامپ اساسا این رژیم را نمیخواهد و بستن پرونده این رژیم را «بزرگترین پیروزی ژئوپلیتیک پس از فروپاشی شوروی» میداند.
با این حال او همواره تاکید داشت که رنسانس ایرانی با رهبری «نسل جوان و شیک پاسارگادی» در نهایت اتفاق میافتد؛ زمانی که بازگشت به «دکترین پهلوی» را بهعنوان برگ برنده مطالبه میکنند. خدابخشیان درباره علاقهمندی مردم به رضاشاه نیز میگفت که «این مردم حق دارند از رضا شاه قدردانی کنند چرا که او از یک ایران ویران، یک ایران مدرن ساخت.»
خدابخشیان از نخستین کسانی بود که از ضرورت بازگشت به نهاد پادشاهی و نقش محوری شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان نماد وحدت ملی با صراحت سخن گفت. او پیشبینی میکرد که در لحظه بحران نهایی، تنها گزینهای که میتواند از فروپاشی تمامعیار و تجزیه ایران جلوگیری کند، نام و اعتبار پهلوی است. همچنین همواره تاکید میکرد که «خرد باید جایگزین خرافات» شود.
مانوک معتقد بود ناکارآمدی اقتصادی و فساد ساختاری، طبقه متوسط و فرودست را به نقطهای میرساند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و این «لشکر گرسنگان» ارکان قدرت را فرو میریزند. خدابخشیان مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی را اینگونه توصیف میکرد: «فشار از بیرون و چانهزنی در خیابانهای ایران».
او همواره به دوران پس از جمهوری اسلامی نگاهی خوشبینانه داشت و پیشبینی میکرد که با تغییر رژیم، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و منابع انسانیاش، در مدتزمانی کوتاه به قدرت اقتصادی و نظامی برتر خاورمیانه تبدیل خواهد شد و پیمانهای راهبردی جدیدی با قدرتهای جهانی برقرار خواهد کرد.
مانوک خدابخشیان، مفسر و تحلیلگر نامآشنای فوتبال، با تفسیرها و گزارشهای فوتبالیاش برای نسلهای دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی و پیش از آن، خاطرهساز بود، اما پس از انقلاب ۱۳۵۷، بهتدریج به یکی از تحلیلگران سیاسی برجسته نیز تبدیل شد که تحولات ایران را با نگاهی متفاوت و آیندهنگر، تفسیر میکرد.
نسل جوانی که امروز در کوچهخیابانهای ایران، با دست خالی و زیر سرکوب شدید ایستادگی میکند، شاید تا همین اواخر هم نام خدابخشیان را کمتر شنیده بود. با این حال، اکنون بسیاری از همین جوانان با بازخوانی پیشبینیهای او که یکییکی محقق میشوند، به پیروزی امیدوارند؛ نسلی که خدابخشیان از آنها با عنوان «جوانان شیک پاسارگادی» یاد میکرد و باور داشت بالاخره یک روزی پاشنه آشیل جمهوری اسلامی میشوند و آن را سرنگون میکنند.
تولد و زندگی یک تحلیلگر آیندهنگر
مانوک خدابخشیان دوازدهم مهرماه ۱۳۲۴ در آبادان چشم به جهان گشود و پانزدهم شهریور ۱۳۹۸ در شهر لسآنجلس درگذشت. او کارشناس فوتبال، مفسر ورزشی و تحلیلگر سیاسی ارمنیتبار و از چهرههای برجسته رسانهای در حوزه ورزش پیش از انقلاب اسلامی بود.
نام مانوک خدابخشیان بیش از هر چیز با پایهگذاری و اجرای برنامه ماندگار «ورزش از نگاه ۲» گره خورده است؛ برنامهای که مبدع شیوهای نوین در تحلیل و تفسیر فوتبال بود، به نحوی که به ارائه گزارش صرف محدود نبود و همراه با ارزیابیهای فنی و تاکتیکی پخش میشد.
دقت بالای او در خوانش جریان بازی به اندازهای بود که گاه پیش از تعویضها، تصمیم مربیان را پیشبینی میکرد و اتفاقا پیشبینیهایش درست هم از آب در میآمد. همین مسئله او را به پدیدهای کمنظیر در دنیای تفسیر فوتبال تبدیل کرده بود و تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی، گزارش و تفسیر مهمترین مسابقات فوتبال داخلی و بینالمللی اغلب به او سپرده میشد.
مانوک خدابخشیان که دوستدارانش او را «عمو مانوک» خطاب میکردند، تابستان ۱۳۵۷، تنها چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، برای ادامه تحصیل راهی ایالات متحده آمریکا شد و با استقرار جمهوری اسلامی دیگر به ایران بازنگشت و به صف مخالفان رژیم پیوست.
او درباره ساختار این حکومت همواره موضعی روشن، صریح و منتقدانه داشت و با همین موضع نیز همکاری با رسانههای خارج از کشور را آغاز کرد. حالا دیگر او فقط یک مفسر فوتبال نبود و بهتدریج به یکی از تحلیلگران سیاسی برجسته بهخصوص در موارد مسائل ایران تبدیل شد.
پیشبینی شگفت این روزهای ایران
آنچه خدابخشیان را از بسیاری از تحلیلگران همدورهاش متمایز میکرد، توانایی کمنظیر او در پیشبینی رخدادها و خوانش نشانههای پنهان تحولات بود. همانگونه که در سالهای فعالیت ورزشی، به لطف دقت فنی و قدرت تحلیل، به پیشبینی تصمیمهای مربیان فوتبال شهرت یافته بود، در عرصه سیاست نیز تحلیلهایش اغلب فراتر از واکنشهای مقطعی بود. بسیاری از این پیشبینیها سالها بعد، برای مخاطبان معنایی عینی و ملموس پیدا کردند.
نخستین بار که پیشبینیهای مانوک خدابخشیان موردتوجه و شگفتی گسترده واقع شد، هنگام خیزش سراسری سال ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد بود؛ وقتی زنان و دختران ایرانی در همگرایی جمعی و در اعتراض به سرکوب سازمانیافته حکومتی، حجاب اجباری را کنار گذاشتند، بسیاری سخنان مانوک خدابخشیان را به یاد آوردند که سالها قبل از ظهور نسلی سخن گفته بود که «پاشنه آشیل» جمهوری اسلامی خواهند شد. او این نسل را «جوانان شیک پاسارگادی» مینامید و میگفت: «روزی خواهد رسید که مادران و دختران، یا آنگونه که من میگویم، سیندرلاها خیابانها را غرق میکنند، پدر این رژیم را درمیآورند و زمینهساز رنسانس ایرانی میشوند.»
مانوک خدابخشیان بارها تاکید کرده بود که پایان جمهوری اسلامی به وسیله «نسل پاسارگادی» و همزمان با حضور دولت دونالد ترامپ در کاخ سفید رقم خواهد خورد. این جملهاش که «جمهوری اسلامی با کارتر آمد و با ترامپ خواهد رفت» حالا در جریان انقلاب ملی ایران و قیام نسل جوان بسیار در فضای مجازی بازنشر میشود.
مانوک خدابخشیان در تحلیلهایش، از نظمی در جهان سخن میگفت که بر اساس آن، چندین دیکتاتوری در نقاط مختلف جهان سرنگون میشوند و یکی از آنها نیز علی خامنهای است. او جایی نوشته بود: «از کاراکاس تا تهرانپارس راهی نیست» به این مضمون که با سقوط دیکتاتوری ونزوئلا زمینههای سرنگونی رژیم خامنهای در تهران نیز فراهم خواهد شد. پیشبینی که بخش نخست آن با عملیات موفقیتآمیز ایالاتمتحده در کاراکاس و دستگیری نیکلاس مادورو محقق شد و حالا نفسها برای تحقق بخش دوم آن یعنی سرنگونی خامنهای در سینهها حبس شده است.
خدابخشیان معتقد بود که فروپاشی جمهوری اسلامی پیش از هر چیز، مستلزم از میان رفتن شبکه نیروهای نیابتی آن در منطقه است. او این نیروها را چهار بازوی اصلی جمهوری اسلامی میدانست؛ حزبالله لبنان، حوثیهای یمن، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در عراق از جمله حشدالشعبی و همچنین حامیان حکومت بشار اسد در سوریه.
به گفته او، در چارچوب این نظم جهانی، این بازوهای منطقهای یکییکی تضعیف و منهدم میشوند و در نهایت، آنچه از آنها باقی میماند، به درون مرزهای ایران رانده و همانجا منهدم خواهد شد. خدابخشیان این روند را با استعاره «اختاپوس سبز» توصیف میکرد و میگفت پس از بریدن تمامی بازوهای این اختاپوس و دفن آنها در ایران، نوبت به سر آن خواهد رسید.
او در مصاحبهای تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی با رفتن بشار اسد از سوریه سرنگون خواهد شد. خدابخشیان تاکید داشت که نگاه ترامپ درباره جمهوری اسلامی با نگاه اوباما متفاوت است؛ زیرا ترامپ اساسا این رژیم را نمیخواهد و بستن پرونده این رژیم را «بزرگترین پیروزی ژئوپلیتیک پس از فروپاشی شوروی» میداند.
با این حال او همواره تاکید داشت که رنسانس ایرانی با رهبری «نسل جوان و شیک پاسارگادی» در نهایت اتفاق میافتد؛ زمانی که بازگشت به «دکترین پهلوی» را بهعنوان برگ برنده مطالبه میکنند. خدابخشیان درباره علاقهمندی مردم به رضاشاه نیز میگفت که «این مردم حق دارند از رضا شاه قدردانی کنند چرا که او از یک ایران ویران، یک ایران مدرن ساخت.»
خدابخشیان از نخستین کسانی بود که از ضرورت بازگشت به نهاد پادشاهی و نقش محوری شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان نماد وحدت ملی با صراحت سخن گفت. او پیشبینی میکرد که در لحظه بحران نهایی، تنها گزینهای که میتواند از فروپاشی تمامعیار و تجزیه ایران جلوگیری کند، نام و اعتبار پهلوی است. همچنین همواره تاکید میکرد که «خرد باید جایگزین خرافات» شود.
مانوک معتقد بود ناکارآمدی اقتصادی و فساد ساختاری، طبقه متوسط و فرودست را به نقطهای میرساند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و این «لشکر گرسنگان» ارکان قدرت را فرو میریزند. خدابخشیان مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی را اینگونه توصیف میکرد: «فشار از بیرون و چانهزنی در خیابانهای ایران».
او همواره به دوران پس از جمهوری اسلامی نگاهی خوشبینانه داشت و پیشبینی میکرد که با تغییر رژیم، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و منابع انسانیاش، در مدتزمانی کوتاه به قدرت اقتصادی و نظامی برتر خاورمیانه تبدیل خواهد شد و پیمانهای راهبردی جدیدی با قدرتهای جهانی برقرار خواهد کرد.
۶۲

گور دجال زار می بینم - نیده، ترکیه
تو رو به خدا از این بابا نوسترامانوک درست نکنید، تو ایران ملت صد برابر این حرف مفت زن بهتر آینده را برایت پیش بینی میکنند! الان مرد عمل میخواد!
9
1
جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۳
۶۵

چلیپا - جزایر سلیمان، جزایر سلیمان
نسل خیک پاسارگاوی.
9
0
جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۰
۴۷

سیمرغ ایران - برلین، آلمان
روحش شاد کاش این روزها کنارمون بود و تحلیل هاش رو برای این روز و روزگار میشنیدیم
0
8
جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۷
۴۶

خشایار1980 - شیراز، ایران
من همیشه منتقد رضا پهلوی و طرفداران او بودم ولی الان با صدای بلند از او حمایت می کنم و امیدوارم که بعد از رسیدن به آزادی بتواند قدرت را رها کند
0
7
جمعه ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۸