از کشته، پُشته ساخته بودند؛ روایت‌های از سرکوب در اصفهان، یزد، گیلان

روی در و دیوار پر از جای گلوله است. شبیه چیزی که از آبادان و خرمشهر بعد از جنگ عراق دیده‌اید
هشدار: خواندن برخی جزییات شاید برای همه مناسب نباشد.
بیش از ۳۰۰ساعت از قطع سراسری اینترنت در ایران می‌گذرد. ۹۰میلیون ایرانی در انزوا و بی‌ارتباطی گرفتارند و معدود کسانی که موفق می‌شوند این سد عظیم سرکوب را پشت سر بگذارند مشاهدات خود از روزهای ۱۸ و ۱۹دی را به رسانه‌ها می‌رسانند. روایت‌هایی که گوشه‌ای از جنایت علیه معترضان ایران را روشن می‌کند.

این گزارش به روایت‌ شاهدان عینی از اعتراضات در استان‌های اصفهان، گیلان، مازندران و یزد می‌پردازد.

***
«این‌جا حمام خون به راه انداختند بی‌شرف‌ها.»
این اولین جمله‌ایست که می‌نویسد. زن جوانی که در اصفهان زندگی می‌کند و می‌گوید آنچه دیده تا ابد از مقابل چشمانش نخواهد رفت: «اصفهان عزادار است. از هر کس بپرسید یکی دو نفر و حتی چند نفر از اطرافیانش کشته شده‌اند. سر هر کوچه و توی هر محله پر است از بنرهای سیاه و حجله‌های جوانان. خواهر بزرگم که دوران جنگ را دیده، می‌گوید شهر شبیه آن روزهاست.»

او از کشتار گسترده شهروندان در «سه‌راه سیمین» حرف می‌زند. منطقه‌ای که به گفته کسانی که اصفهان را به‌خوبی می‌شناسند در جنبش‌های اجتماعی به دلایل مختلف محل گردهمایی معترضان است و حکومت هم دلایل کافی برای سرکوب در آن را دارد.

شهروندی که از اصفهان با «ایران‌وایر گفتگو کرده، می‌گوید: «من حداقل ۸نفر را می‌شناسم که در سه‌راه سیمین کشته شدند. «راشد صالح» یکی از نزدیکان ما در اعتراضات ۱۸دی در این محل کشته شد. شب ۱۹دی هفت نفر از دوستانش به دادخواهی راشد بیرون رفتند و همه با شلیک به سر در همین منطقه کشته شدند. پیکرهای یکی دو نفرشان هم تحویل داده نشده. گفته‌اند: «گم شده.». در ازای تحویل پیکر راشد و بقیه هم هر کدام ۵۰۰میلیون پول گرفتند.»

سه راه سیمین، یک چهارراه عریض و بزرگ است که از جنوب به زندان «دستگرد» منتهی می‌شود: «نمی‌دانم چرا به این چهارراه می‌گویند سه راه سیمین اما جنوب آن به منطقه نصرآباد و بلوار کشاورز منتهی می‌شود. اغلب مردمی که از شهرهای «مبارکه» یا «زرین‌شهر» د وارد اصفهان می‌شوند از این منطقه می‌گذرند. ابتدای بلوار کشاورز هم زندان دستگرد است. بعد از زندان می‌رسید به سه‌راه سیمین. بچه‌های نترس اصفهان ساکن این منطقه هستند. از شمال سه‌راه سیمین هم به «صفه» و منطقه «امیرحمزه» می‌رسد که باز اغلب مهاجرهای لر و خوزستانی‌ آنجا زندگی می‌کنند. از سمت چپ سه راه‌سیمین هم می‌رسد به میدان آزادی و دروازه شیراز که بزرگترین میدان شهر اصفهان است. این منطقه محل مناسبی برای سرازیر شدن جمعیت معترض است و حکومت هم آن را از دست نمی‌دهد چون می‌داند مردم از اینجا سرازیر می‌‌شوند به سمت زندان برای همین بی‌رحمانه اینجا کشتار شده است.»

این شاهد عینی به ایران‌وایر می‌گوید: «روی در و دیوار این منطقه پر از جای گلوله است. شبیه چیزی که از آبادان و خرمشهر بعد از جنگ عراق دیده‌اید.»

بیمارستان‌ها در اصفهان هم روایت غریبی دارند. برخی شهروندان می‌گویند آنقدر تعداد کشته‌شده‌ها زیاد بوده که پیکرها را با «خاور» به بیمارستان «الزهرا» منتقل کرده‌اند: «بیمارستان «غرضی» و «چمران» هم مملو از زخمی و جنازه بود. بیمارستان چمران تخصصی قلب است ولی با وانت کشته شده و زخمی می آوردند.»

او از حجم بی‌سابقه کشتار در اصفهان می‌گوید: «روز ۱۹دی آرامستان «باغ‌رضوان» اصفهان مثل روز قیامت بود. تابلویی که اسم کشته‌ها را نشان می‌داد هر ۲ ساعت یک‌بار آپدیت می‌شد و هر بار بین ۵۰ تا ۶۰ اسم را نشان می‌داد. امیدوارم یک روزی ویدیوهای باغ رضوان هم مثل کهریزک منتشر شود تا دنیا ببینید چه جنایتی رقم خورد.»

به گفته این شاهد عینی که چند عضو از فامیل خود را در اعتراضات اصفهان از دست داده است «غیرانسانی‌ترین» برخوردها با خانواده جان‌باخته‌ها در باغ‌رضوان صورت گرفته: «پیکر بی‌جان بچه‌های مردم را روی هم ریخته بودند. خانواده‌های مجبور بودند لابه‌لای پیکرها دنبال عزیزانشان بگردند. پیکر بعضی ها به قدری آسیب‌دیده و پر از کبودی بود که شناسایی نمی‌شد. بیشتر به سر و صورت زده بودند.»

او می‌گوید در اصفهان و شهرهایی مثل «یزدانشهر» از کشته، پشته ساخته بودند: «کارگرهای بیچاره شهرداری را وا داشته بودند خیابان را تمیز کنند و جنازه‌ها را جمع کنند. رگبار بسته بودند به مردم و هرکس در خیابان بود زده بودند؛ رهگذر، تماشاچی و معترض.»

پیشتر شاهدان عینی از کشتار و سرکوب شهروندان معترض در شهرهای «بهارستان» و «فلاورجان» و «شاهین‌شهر» نیز خبر داده بودند اما به دلیل بازداشت‌های فزاینده و قطعی اینترنت اطلاعات بیشتری درباره آمار کشته‌ها یا هویت‌ افراد بازداشت شده و کشته شده وجود ندارد.
یزد؛ چیزهایی دیدم که تا عمر دارم یادم نمی‌رود
در تمام مدتی که روایت می‌کند گریه امانش نمی‌دهد. خودش زخمی است و ساچمه‌ها دست و پا و تنش را زخمی کرده‌اند اما می‌گوید تیر ساچمه‌ای «اینطور که سلاح جنگی آوردند و مردم را به گلوله بستند مثل شوخی است.»

این شاهد عینی حالا بعد از گذشت بیش از دوازده روز از کشتار معترضان می‌گوید فضای شهر یزد همچنان امنیتی و نظامی است: «در تمام نقاط شهر ایست بازرسی‌ها فعال است. نه فقط خیابان‌های اصلی و ورودی و خروجی‌های شهر. توی کوچه و پس کوچه مسلح هستند. بدون هیچ دلیلی به‌صورت تصادفی ماشین‌‌ها را نگه می‌دارند و تلفن‌ها را می‌گردند برای همین مجبور شدم خیلی از ویدیوهایی که گرفتم، حذف کنم.»

او از حمله ماموران به مراکز درمانی و داروخانه‌ها در روزهای ۱۸ و ۱۹دی حرف می‌زند: «۱۸دی اول‌های اعتراض ساچمه‌ای می‌زدند که نتوانیم راه برویم. گاز اشک‌آور‌ها هم عجیب بود. بعد از اینکه می‌زدند احساس تهوع شدید داشتیم. من تا ساعت‌ها بعد از اینکه گاز اشک‌آور در نزدیکی‌ام زدند نمی‌دیدم و تاری دید خیلی طولانی داشتم. بار اول نبود گاز اشک‌آور می‌زدند اما این‌بار عوارضش از بقیه دفعات بیشتر بود. جلوی داروخانه‌ها ایستاده بودند و هرکس را می‌خواست وارد شود، بازداشت می‌کردند. هیچ حد و مرزی قایل نبودند. دخترخاله‌ام پزشک است. التماس می‌کرد اینجا درمانگاه است مریض داریم؛ انگار نه انگار. جلوی در تیرهوایی می‌زدند که از سر راه کنار بروید و می ریختند توی درمانگاه.»

این شاهد عینی می‌گوید برخی پزشکان یا افرادی که دوره‌های امداد و نجات دیده بودند در شرایط خفقان آن روزها در مکان‌های غیررسمی و امن اقدام به نجات مجروحان می‌کردند: «توی بعضی خانه‌ها مجروحانی که زخم‌های سطحی داشتند، درمان کردیم. زن میان‌سالی را دیدم که تمام قسمت مرکزی سر و پشت گوش‌هایش پر از ساچمه بود. می‌گفت همراه فرزندانش آمده که مراقبشان باشد. همه‌شان زخمی بودند و جرات نداشتند به بیمارستان بروند چون دستور آمده بود اسامی مجروحان را به امنیتی‌ها بدهند. نمی‌دانم چه بلایی سر آن زن و دو پسرش آمد.»
تصویری از اسامی کشته شدگان در باغ رضوان. این تابلو هر یک ساعت آپدیت می شدگیلان و مازندران؛ از شادمانی مردم انتقام گرفتند
«ما خوبیم. همانقدر که می‌شود خوب بود.»«سوده» در «رشت» به‌دنیا آمده و بالیده. در «ساری» درس خوانده و زندگی می‌کند. او می‌گوید آنچه در دوازده روز گذشته بر این دو شهر گذشته خارج از تصور است‌: «فقط می‌توانم توصیف آخرالزمانی را به‌کار ببرم. من چند روز قبل از ۱۸دی برای دیدن خانواده‌ام به رشت آمدم اما ۱۹دی به ساری برگشتم. ۱۸دی جمعیتی که در رشت به سمت محدوده بازار جمع شده بود، باورنکردنی بود. شاید ترس حکومت از رشت به روزهای «زن،زندگی،آزادی» هم برمی‌گشت. یا حتی کینه‌ای عمیق‌تر و کهنه‌تر. گیلان سرزمین خاطرات خوب مردم ایران است. مردم اینجا از دل غم‌ها هم بهانه‌ای برای شادی خلق می‌کردند. این چیزی است که حکومت با آن به هیچ شکلی کنار نیامده است.»

سوده می‌گوید رشت حالا هیچ نسبتی به آنچه پیش‌تر بود ندارد: «بعد از آن آتش‌سوزی بازار و به گلوله بستن مردم و جولان نیروهای مسلح در میدان شهرداری و خیابان‌های اطراف بازار، بعد از کشته شدن صدها نفر و قطع کردن اینترنت، تا روزها حکومت نظامی بود. سر میدان‌های اصلی و خیابان‌ها با تفنگ ایستاده بودند. ایست بازرسی بود. هنوز هم فضا عادی نیست. هر روز می‌ریزند خانه‌های مردم و یک عده را می برند.»

این شهروند به روز ۱۸دی باز می‌گردد: «الان که برمی‌گردم می‌بینم بیشتر کسانی که توی رشت به مردم شلیک کردند بسیجی بودند. یک پسر جوان و یک خواهر و برادر جلوی چشم من گلوله خوردند. هیچ مروتی درکار نبود. من الان کسی به شوخی هم بگوید بمیرم، تنم می لرزد آنقدر که آدم‌ها مقابل چشمم مردند.»او  روز ۱۹دی به «ساری» برگشته است: «حالم بد بود. می‌دانستم که ساری هم شلوغ است. همسرم تنها بود و دلم طاقت نداشت. ظهر جمعه به ساری رسیدم. خیابان‌های اصلی مثل خیابان «فرهنگ» دود گرفته و پر از نیروی امنیتی بود. همسرم می‌گفت شب قبلش از ساعت ۷ بعد از ظهر اینجا خیلی گاز اشک‌آور زدند و تجمع را متفرق کردند اما با این‌همه دو سه ساعت بعد جمعیت به قدری زیاد شده که کنترل از دست نیروهای امنیتی خارج شده و مردم را به گلوله بستند.»

او می‌گوید روز ۱۹دی شهر پر از نیروهای مسلح بود: «ساری مثل شهری جنگ زده بود. صدای شلیک برای لحظه‌ای قطع نمی‌شد. کشته‌های ۱۸ دی فقط دو نفر بودند ولی روز جمعه تعداد کشته‌ها خیلی زیاد بود. الان توی کوچه و خیابان پر از عکس و بنر است ولی خیلی‌ها هم تعهد داده‌اند از عزیزان کشته شده‌شان چیزی نگویند. تهدید شده‌اند و با این‌همه غم که به دلشان ریخته هراس آن را دارند که برای دیگر عزیزانشان هم این داغ تکرار شود.»

بنیاد شهید و امور ایثارگران اول بهمن ۱۴۰۴ در بیانیه‌ای آمار اولیه جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را «۳۱۱۷» نفر اعلام و از این تعداد «۲۴۲۷» را شهید اعلام کرد.

در پی انتشار این آمار دبیر شورای امنیت کشور نیز مدعی شد: « ۶۹۰ نفری که جزو شهدا نیستند جزو تروریست‌ها، اغتشاش‌گران و کسانی هستند که به اماکن نظامی حمله کردند.»

تا پیش از انتشار این آمار مقامات رسمی جمهوری اسلامی در رابطه با جان‌باختگان اعتراضات اخیر از اعلام آمار رسمی کشته‌ها خودداری کرده‌ بودند.  رسانه‌های مختلف اما آمارهای متفاوتی ارائه دادند که بسیار بزرگتر از آماری است که بنیاد شهید روز گذشته اعلام کرده است. تلویزیون «ایران‌اینترنشنال» از کشته شدن ۱۲هزار نفر خبر داده و روزنامه «ساندی تایمز» بریتانیا از جان باختن ۱۷ هزار نفر در این اعتراضات گفته است. ایران‌وایر به طور مستقل نمی‌تواند تعداد جان‌باختگان اعتراضات را تایید کند اما تلاش می‌کند علاوه بر احراز هویت کشته‌شدگان در شهرهای مختلف ایران، روایت‌های آن‌ها را مستند کند. شما هم اگر از آنچه در روزهای اعتراضات و سرکوب بر شهروندان گذشته اطلاعی دارید به صورت ناشناس و از طریق  «راه امن ایران‌وایر» با ما تماس بگیرید و روایت خود را با ما درمیان بگذارید. همچنین می‌توانید در شبکه‌های اجتماعی و واتز‌اپ نیز برای ایران‌وایر پیام بگذارید.
+8
رأی دهید
-2

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۳۶
    arian1 - ابادان، ایران
    وقتی به جنایات سپاه و بسیجیان بر علیه مردم ایران می اندیشیم نا خود اگاه بیاد جنایاتی که امام علی در جنگها بر علیه اسیران جنگی که انها را بیرحمانه سر می برید می افتیم. بی شک از انجا که همه می دانیم مسلمانان خونخوار و جنایتکار هستند و بایستی دین کثیف انها را از خاک پاک ایران پاک بکنیم
    0
    11
    ‌پنجشنبه ۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۸
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.