فارین‌پالیسی: چرا با وجود اعتراضات گسترده، حکومت ایران هنوز فرو نپاشیده است

ایران اینترنشنال: خیزش اخیر در ایران، با وجود گستردگی جغرافیایی، شدت خشونت و سطح نارضایتی عمومی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا حکومت همچنان پابرجا مانده و به فروپاشی نرسیده است؛ پرسشی که به نوشته فارین‌پالیسی پاسخ آن را نه در ضعف جامعه معترض، بلکه باید در معماری قدرت در تهران جست‌وجو کرد.

فارین‌پالیسی چهارشنبه اول بهمن در تحلیلی نوشت افزایش قیمت‌ها، سقوط ارزش پول ملی، اعتصاب‌های کارگری و نافرمانی علنی از اقتدار روحانیت، سطحی از ناآرامی ایجاد کرده که در بسیاری از کشورها به بحران سیاسی یا فروپاشی حکومت منجر می‌شود. با این حال، در ایران، حتی چرخه‌های مکرر اعتراض‌های سراسری نیز تاکنون نتوانسته‌اند به گسست سیاسی منجر شوند.

به نوشته این نشریه، مساله اصلی این نیست که ایرانیان خواهان تغییر نیستند. سرکوب خونین اخیر که به کشته شدن هزاران معترض انجامید، نشان می‌دهد حکومت با بحران مشروعیت عمیق روبه‌رو است.

اما پرسش کلیدی این است که چرا ناآرامی‌های پایدار هنوز به شکاف در هسته قدرت نینجامیده است. پاسخ فارین‌پالیسی به این پرسش روشن است: جمهوری اسلامی از ابتدا به‌گونه‌ای طراحی شده که چنین فشارهایی را تاب بیاورد.

بر اساس این تحلیل، جمهوری اسلامی امروز به‌عنوان یک حکومت امنیتی-دینی عمل می‌کند که حول علی خامنه‌ای و خانواده او سازمان یافته است.

قدرت در ساختاری حلقه‌ای و متمرکز شکل گرفته که در آن، بقای سیاسی نه به نهادهای رسمی، بلکه به نزدیکی شخصی به رهبر و بیت او وابسته است.

اقتدار به‌شدت شخصی‌سازی شده و همین امر، امکان شکاف در سطوح بالای قدرت را کاهش داده است.

فارین‌پالیسی می‌نویسد خامنه‌ای از زمان رسیدن به رهبری در سال ۱۳۶۸، به‌تدریج نظام را به دولتی تبدیل کرده که زور و سرکوب را بر رضایت عمومی ترجیح می‌دهد.

در این چارچوب، حفظ حکومت نه یک انتخاب سیاسی، بلکه وظیفه‌ای «مقدس» تلقی می‌شود. همین نگاه، فضای اندکی برای سازش یا عقب‌نشینی در زمان بحران باقی گذاشته است.

در قلب این ساختار، بیت رهبری قرار دارد؛ نهادی غیرشفاف که به‌گفته فارین پالیسی، عملا نقش دولت واقعی را ایفا می‌کند.

این نهاد طی سه دهه گذشته به یک دولت موازی تبدیل شده که فراتر از قانون اساسی، مجلس و ریاست‌جمهوری عمل می‌کند و تصمیم‌گیری‌ها را در حوزه‌های نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی هدایت می‌کند.

بیت رهبری همچنین کانال اصلی نفوذ خانواده خامنه‌ای، به‌ویژه پسران او، در ساختار قدرت است.

پیرامون این هسته، شبکه‌ای گسترده از روحانیت همسو با حکومت قرار دارد که مشروعیت دینی نظام را تامین می‌کند. فارین‌پالیسی تاکید می‌کند که در این چارچوب، اطاعت از رهبر به‌عنوان تکلیف دینی معرفی می‌شود و سرکوب معترضان نه یک تصمیم سیاسی، بلکه ضرورتی اخلاقی جلوه داده می‌شود.

نهادهایی مانند مجلس خبرگان و شورای نگهبان نیز در تثبیت این مشروعیت و مهار مخالفت درون روحانیت نقش دارند.

در لایه بعدی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستگاه امنیتی قرار دارند که سپر قهری حکومت را تشکیل می‌دهند.

به نوشته فارین‌پالیسی، سپاه از یک نیروی نظامی به سازمانی چندوجهی تبدیل شده که با تکیه بر بسیج و شبکه‌های محلی، ناآرامی‌ها را مهار و خشم اجتماعی را از طریق سرکوب منحل می‌کند.

وابستگی اقتصادی و سیاسی سپاه به ساختار رهبری، احتمال جدا شدن آن از هسته قدرت را به حداقل رسانده است.

در نهایت، دولت و دیوان‌سالاری به‌عنوان لایه بیرونی این ساختار عمل می‌کنند. این نهادها امور روزمره را اداره می‌کنند و نارضایتی عمومی را در خود جذب می‌کنند، اما نقشی در تصمیم‌گیری‌های کلان ندارند.

فارین‌پالیسی نتیجه می‌گیرد که همین معماری قدرت، احتمال تبدیل نارضایتی اجتماعی به شکاف در میان نخبگان را به‌شدت کاهش داده است.

به‌نوشته این نشریه، جمهوری اسلامی نه به‌دلیل محبوبیت، بلکه به‌دلیل مهندسی آگاهانه ساختار قدرت، هنوز تاب‌ آورده است. هر تحلیل جدی از آینده سیاسی ایران، باید از درک این ساختار آغاز شود، نه از فرض فروپاشی اجتناب‌ناپذیر.
+1
رأی دهید
-10

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.