روایت یک پزشک از شبهای اعتراض در ساری و خشونت مرگبار مأموران علیه مردم
+11
رأی دهید
-3
محمد ابراهیمی، کافهدار و پدر یک دختر ۱۵ ساله، اهل ساری، شامگاه ۱۸ دی کشته شدرادیو فردا: یک پزشک زن که بهتازگی از ایران خارج شده، در گفتوگو با رادیو فردا مشاهدات خود از اعتراضات اخیر در شهر ساری و دیگر شهرهای استان مازندران را روایت کرده است.بهگفته این پزشک، همزمان با آغاز اعتصاب بازاریان از صبح ۱۸ دی ماه در شهرهای مختلف، موج اعتراضها در مازندران از جمله ساری، قائمشهر، بابل و جویبار نیز شکل گرفت.
او میگوید فضای روزهای نخست «بسیار پرامید» بود و مردم با آمادگی و انگیزه برای حضور در خیابانها از ضرورت مشارکت سخن میگفتند. با این حال، از همان ابتدا جو شهر بهشدت امنیتی بود. نیروهای بسیج، سپاه و یگانهای ویژه در خیابانها و سرکوچهها مستقر بودند و نیروهای لباسشخصی در میان مردم حضور داشتند.
این پزشک میگوید افراد یگان ویژه با وجود پوشش زرهی، اغلب جثههای کوچکی داشتند و برخی به نوجوانان شباهت داشتند.
در روز پنجشنبه ۱۸ دی، نیروهای انتظامی مسیرهای منتهی به مرکز شهر را مسدود کردند تا از تجمع در یک نقطه جلوگیری شود. همین امر باعث شد مردم در محلههای مختلف تجمع کنند.
او که خود در یکی از این تجمعها حضور داشته، میگوید بسیاری از معترضان ماسکهای تیره به صورت داشتند و در عین ترس، مصمم و امیدوار بودند. بهگفته او، جوانان حاضر در خیابان با دیدن افراد مسنتر از حضورشان قدردانی میکردند.
این پزشک روایت میکند که حوالی ساعت ششونیم یا هفت عصر، در نقطهای که حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر تجمع کرده بودند، با هجوم موتورسواران مواجه شدند. جمعیت به سمت کوچههای فرعی پراکنده شد و تیراندازی آغاز شد. در ابتدا تصور میشد تیرها هوایی یا از نوع پینتبال باشد، اما شبهنگام خبر رسید که دو نفر از معترضان هدف گلوله قرار گرفته و جان باختهاند.
به گفته او، یکی از این کشتهشدگان محمد ابراهیمی بود؛ ورزشکار و صاحب کافهای در ساری که همان روز پیش از پیوستن به تجمع، کافهاش را بسته و به دوستانش گفته بود شاید این آخرین عکس یادگاریشان باشد.
او دختری ۱۵ ساله داشت و کافهاش پاتوق جوانان محل بود. مراسم تشییع پیکر او در یکی از روستاهای اطراف ساری تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و در روزهای بعد، با وجود فضای امنیتی، جوانان مقابل کافهاش گل میگذاشتند.
دومین کشتهشده فردی به نام فردین، دوست محمد ابراهیمی، معرفی شده است.
این پزشک میگوید در روز جمعه نیز تجمعها ادامه یافت و شمار بیشتری کشته و زخمی شدند. بیمارستانها در حالت آمادهباش بودند و به گفته او کادر درمان کمکهای گستردهای ارائه دادند.
بهگفته این پزشک، دامنه جراحات از زخمهای سطحی تا مواردی با ۴۰۰ تا ۵۰۰ ساچمه در بدن متغیر بود و شمار مجروحان چشمی «بسیار زیاد» گزارش شده است. همزمان بازداشتهای گستردهای نیز صورت گرفت.
او تأکید میکند که نیروهای انتظامی نیز کشته و زخمی داشتند و احتمال میدهد شمار تلفات آنان نسبت به دورههای پیشین بیشتر بوده باشد.
منابع حقوق بشری میگویند دستکم سه تا پنج هزار نفر در جریان سرکوب اعتراضات توسط مأموران حکومتی کشته شدهاند. حکومت ایران نیز شمار مأموران کشتهشده را حدود ۱۵۰ نفر اعلام کرده است.
پزشک اهل مازندران که از کشور خارج شده، به رادیو فردا میگوید بهرغم وجود اسلحههای شکاری مجوزدار در مازندران و با اینکه «گروهی از جوانان خودشان را برای تقابل با نیروی انتظامی آماده کرده بودند»، مسلح بودن جمعی و سازمانیافته مردم صحت نداشت و او شخصاً شاهد خشونت مستقیم از سوی معترضان نبوده است.
بهگفته این شاهد عینی، پس از سرکوب شدید در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، شهرهای شمالی بهتدریج آرام شد، اما موج بازداشتها گسترده بود. جوانان را از خانهها بازداشت میکردند و برای جلوگیری از آزادی با وثیقه یا نفوذ آشنایان، زندانیان میان ساری و قائمشهر جابهجا میشدند.
او با اشاره به «تعداد زیاد کشتهشدگان» خواستار پیگیری حقوقی در زمان مناسب شده و از فعالان حقوق بشر میخواهد توجه ویژهای به وضعیت بازداشتشدگان، مجروحان و بهویژه آسیبدیدگان چشمی داشته باشند.
به گفته او، نیروهای اطلاعات سپاه از بیمارستانها خواسته بودند اسامی مجروحان را ارائه دهند، اما کادر درمان تا حد امکان از افشای هویت آنان جلوگیری میکردند.
این پزشک همچنین از فضای تهران در روزهای پس از سرکوب میگوید. بهگفته او، روز دوشنبه ۲۲ دی شهر پر از بنرها و پیامهایی بود که از «پیروزی حکومت بر تروریستها» سخن میگفت و پیامکهایی از نهادهای مختلف برای دعوت به شرکت در تجمعهای حکومتی ارسال میشد. همان روز بسیاری از ادارات از ظهر تعطیل شدند تا کارکنان در این مراسم حضور یابند.
او میافزاید که روز چهارشنبه ۲۴ دی در مسیر خیابان انقلاب تا حافظ، دهها داربست و غرفه با عنوان «مهمانی برای مردمی که در جنگ با تروریستها پیروز شدند» برپا شده بود؛ تصویری که بهگفته او تضادی آشکار داشت با آنچه در شهرهای شمالی کشور گذشته بود.
رادیو فردا، بهدلیل قطع اینترنت و راههای ارتباطی با ایران، قادر به تأیید همه جزئیات روایت این شاهد عینی نیست.