۱۶ ژانویه، سالروز خروج شاه از ایران؛ چرا ایرانیان دوباره نام پهلوی را فریاد می‌زنند؟

یورونیوز: چهل و هفت سال پس از خروج محمدرضا پهلوی و پایان ۲۵۰۰ سال سلطنت در ایران، نام خاندان پهلوی دوباره در اعتراضات خیابانی به گوش می‌رسد.

۲۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۱۶ ژانویه ۲۰۲۶) چهل‌و‌هفتمین سالگرد خروج محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران از کشور و آغازی بر پایان رسمی سلطنت ۲۵۰۰ ساله ایران بود.

روزی که در سال ۱۳۵۷، ایرانیان پس از ماه‌ها اعتراض و آشوب، خیابان‌های تهران را غرق شادی و سرور کردند و با شعار «شاه رفت» پایان دوران سلطنت را جشن گرفتند. شادی مردم به دیگر نقاط جهان عرب و پاریس نیز رسید، جایی که آیت‌الله خمینی، رهبر مخالفان شاه، با شنیدن خبر خروج او «الله اکبر» گفت.

در آن روزها، مجسمه‌های شاه در تهران به زمین کشیده شد، تصویر او از اسکناس‌ها جدا شد و مردم با بوق، کیک و شیرینی، جشن پیروزی خود را در خیابان‌ها برگزار کردند. با این حال، همه ایرانیان از خروج شاه خشنود نبودند و گزارش‌های دیپلماتیک از شلیک نیروهای وفادار به شاه به سمت معترضان حکایت داشت.

مردم یکدیگر را برای جشن پیروزی در سالی خونین و طولانی از مبارزه مردمی علیه کسی که از شهریور ۱۳۲۰ به مدت ۳۷ سال بر کشورشان حکومت کرده بود، تشویق می‌کردند.

در سراسر ایران، معترضان شادی‌کنان پرتره‌های آقای خمینی را بالا بردند. او سوگند خورده بود که جمهوری اسلامی در ایران برقرار کند.

سایر ایرانیان امیدوار بودند که کشورشان پس از یک سال اعتصاب‌ها و شورش‌های ضدشاهی که به گزارش آن زمان آسوشیتدپرس، دست‌کم ۱۵۰۰ کشته برجای گذاشت، بتواند به حالت عادی بازگردد.

جیمی کارتر چند روز پیش از خروج شاه از ایران در مصاحبه‌ای گفته بود که تغییر حکومت در ایران «به این معنا نیست که ایران دیگر وجود نخواهد داشت.»
بازگشت شعار «جاوید شاه»
اکنون پس از ۴۷ سال، معترضان در ایران با خشم از وضعیت بی‌ثبات اقتصادی و انتقاد مستقیم از آیت‌الله علی خامنه‌ای به خیابان‌های ایران آمدند. در این میان، شعار «جاوید شاه» که زمانی بیان آن در سیاست غیرممکن به نظر می‌رسید دوباره شنیده شد و صدای جمعیت آن را فریاد می‌زد.

ویدئوهای ارسالی از داخل ایران نشان می‌دهد که معترضان علنا از خاندان پهلوی که از زمان سقوط آخرین شاه در تبعید به سر می‌برند، حمایت می‌کنند و همزمان برخی از آن‌ها خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی هستند.

برای حکومتی که بر سرنگونی سلطنت و محو میراث پهلوی بنا شده است، این شعار تهدیدی وجودی محسوب می‌شود. این نشان می‌دهد که خشم فراتر از نارضایتی از سیاست‌های اقتصادی یا شخصیت‌ها رفته و به سمت رد کلی جمهوری اسلامی حرکت کرده است.

برای ناظران بین‌المللی، فریادهای «جاوید شاه» ممکن است به‌صورت صریح تقاضایی برای بازگشت سلطنت جلوه کند، اما در درون ایران، این شعار مفهومی پیچیده‌تر و چندلایه دارد.

برای حکومتی که انرژی زیادی را صرف سرکوب ایده دوران سلطنت ایران کرده است، بازگشت چنین شعارهایی بسیار نگران‌کننده است. اگر جمهوری اسلامی تا سال ۲۰۲۹ به ۵۰ سالگی برسد، کمتر از ۲٪ از تاریخ ایران را تشکیل خواهد داد. در بیشتر این تاریخ، ایران نه توسط روحانیون، بلکه توسط پادشاهان، شاهان و امپراتورها اداره می‌شد.

شعار «جاوید شاه» تا حدی نشان‌دهنده آرزوی ایرانیان برای بازگشت به چیزی است که در طول تاریخ طولانی خود تجربه کرده یا بسته به دیدگاه نسبت به سلطنت تحمل کرده‌اند.

جمهوری اسلامی در این ۴۷ سال از دوران پهلوی به عنوان دوره‌ای فاسد، نامشروع و ضدایرانی یاد کرده است. به همین دلیل، فریاد «جاوید شاه» امروز صرفا بیان نوستالژیک نیست؛ بلکه به‌طور مستقیم به روایت بنیان‌گذاری حکومت روحانیون حمله می‌کند.
نقش تاریخی بازاریان و اپوزیسیون ایرانی
طی قرن‌ها، طبقه بازاری ایران نقش سیاسی برجسته‌ای ایفا کرده است و هم به‌عنوان ستون اقتصادی و هم به‌عنوان نیروی بسیج‌کننده در لحظات بحران ملی عمل کرده است.

بازاریان که ریشه در بازارهای سنتی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد دارند، از طریق وقف‌های مذهبی با شبکه‌های روحانیت ارتباط نزدیکی داشته‌اند و همین امر به آنها هم نفوذ مالی و هم اعتبار اخلاقی بخشیده است.

نفوذ بازاریان بارها جهت تاریخی ایران را تغییر داده است. تعطیلی بازارها در دهه ۱۸۹۰ باعث لغو امتیاز تنباکو شد، نقش مهمی در انقلاب مشروطه اوایل قرن بیستم داشت و از جنبش ملی‌سازی نفت محمد مصدق در دهه ۱۹۵۰ حمایت کرد. مهم‌تر از همه، اعتصاب‌های پایدار بازار در سال‌های ۱۹۷۸-۱۹۷۹، درآمد و ثبات لجستیکی دولت پهلوی را کاهش داد و فروپاشی سلطنت را سرعت بخشید.

بازاریان حتی پس از تأسیس جمهوری اسلامی نیز در دوره‌های بحران اقتصادی یا سقوط ارزش پول با اعتصابات و اعتراضات، بارها نفوذ خود را نشان داده‌اند.

سوالی که در ابتدای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران مطرح شد این است که آیا بازاریان صرفا به دلیل نارضایتی مالی دست به اعتصاب زده‌اند، یا علاوه بر این با حکومت روحانیون نیز مخالفت دارند؟

در طول دهه‌ها، جمهوری اسلامی ایران اپوزیسیون داخلی خود را سرکوب کرده و منتقدان از جمله مقامات پیشین را زندانی ساخته است.

این وضعیت باعث تقویت اپوزیسیون خارج از ایران شده است؛ جامعه گسترده ایرانیان مهاجر نقش مهمی در برجسته شدن چهره‌هایی مانند رضا پهلوی ایفا کرده است و او را از حاشیه نسبی به کانون توجه عمومی آورده است.

شنیدن نام پهلوی بر زبان معترضان در ایران به نظر پاسخ را نشان می‌دهد. در این شرایط، رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، به محور اصلی و نماد اپوزیسیون پراکنده کشور بدل شده است.

رضا پهلوی تنها ۱۶ سال داشت که انقلاب ۱۳۵۷ ایران حکومت چندین ساله پدرش را سرنگون کرد. او بزرگ‌ترین پسر شاه محمدرضا پهلوی بود و نخستین فرد در صف به ارث بردن امپراتوری هزارساله و غنی از نفت به شمار می‌رفت.

اکنون، با رسیدن به سن ۶۵ سالگی و نزدیک به نیم قرن پس از از دست رفتن میراث پدری‌اش، به نظر می‌رسد که انتظار رضا پهلوی برای بازگشت به صحنه سیاسی ایران بیش از پیش قوت گرفته است.

رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران روز جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ در جریان یک کنفرانس خبری در واشنگتن گفت که مطمئن است جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد و خواستار مداخله جامعه بین‌الملل شد.

او گفت: «جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد؛ فقط زمان آن مشخص نیست؛ و من به ایران باز خواهم گشت.»

رضا پهلوی گفت که می‌خواهد رهبری گذار به یک دموکراسی سکولار را بر عهده بگیرد و افزود: «من به ایران برخواهم گشت و فقط مسئولیت دوره گذار را برعهده خواهم گرفت.»

رضا پهلوی همچنان شناخته‌شده‌ترین چهره اپوزیسیون ایران باقی مانده است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به‌عنوان برجسته‌ترین حامی او شناخته می‌شود و این موجب تقسیم‌بندی دیدگاه‌ها در میان ایرانیان، به‌ویژه با توجه به حملات اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، شده است.

آرش عزیزی، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب «ایرانی‌ها چه می‌خواهند»، در گفتگو با سی‌ان‌ان می‌گوید: «رضا پهلوی شخصیتی ندارد که برای ترامپ جذاب باشد. او بیشتر اهل مطالعه و فاقد کاریزمای شخصی لازم برای جلب توجه فردی مثل ترامپ است.»

او افزود: «جلب حمایت ترامپ برای پهلوی کار آسانی نخواهد بود.» او معتقد است که «با این حال، او با مشکلات زیادی مواجه است؛ پهلوی چهره‌ای است که بیشتر باعث تفرقه می‌شود تا اتحاد.»

تحلیلگران می‌گویند، تجمع‌ها حول محور پهلوی نشان مطمئن‌ترین نشانه است که جمهوری اسلامی ایران به بن‌بست رسیده است. اقتصاد آن تحت فشار سال‌ها فساد و تحریم‌ها خمیده است و با وجود تلاش‌های دولت‌های اصلاح‌طلب متعدد، نتوانسته است وضعیت طردشدگی خود را از میان بردارد. جوانان از حاکمیت محافظه‌کار و سرکوب آزادی‌های سیاسی ناراضی هستند.

صلاحیت رضا پهلوی بدون شک از سوی دیگر مخالفان آیت‌الله علی خامنه‌ای زیر سؤال خواهد رفت، چرا که او از زمان خروج خانواده‌اش در ابتدای انقلاب اسلامی، تاکنون در ایران نبوده است. بسیاری نسبت به میزان حمایت عمومی از او تردید دارند، هرچند در برخی اعتراضات نام او سر داده شده است.

آقای پهلوی روز جمعه با فراخوان به غرب برای کمک به برکناری آقای خامنه‌ای تاکید کرد که جمهوری اسلامی به هر حال محکوم به فروپاشی است، چه این کمک خارجی صورت گیرد و چه نگیرد.
+1
رأی دهید
-2

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.