انتقال تجهیزات نظامی آمریکا برای حمله به ایران

همزمان با ادامه انقلاب ملی ایرانیان، منابع ایران اینترنشنال خبر داده‌اند آمریکا احتمالا در هفته‌های پیش رو به ایران حمله می‌کند و حالا مشغول انتقال تجهیزات نظامی لازم به منطقه است. در همین حال قالیباف آمریکا و اسراییل را به حملات تلافی‌جویانه تهدید کرد.

مجتبا پورمحسن در گزارش روزش، به خبرها درباره انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه برای حمله به ایران در حمایت از معترضان می‌پردازد و هوشنگ حسن‌یاری، کارشناس خاورمیانه و امور نظامی، از اهداف حمله احتمالی آمریکا می‌گوید.
ایران در نقطه بی‌بازگشت: چرا جهان باید مداخله کند؟ایران اینترنشنال: نعیمه دوستدار
قطع کامل اینترنت، تحویل برنامه‌ریزی‌شده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانواده‌های سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست. آنچه در ایران می‌گذرد، پروژه‌ای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بی‌بازگشت رسیده است.

آنچه در این روزها در ایران رخ می‌دهد، صرفا خشونت حکومتی نیست؛ ما با تغییر کارکرد مرگ در منطق قدرت مواجه‌ایم. آنچه در فیلم‌های منتشر شده از کهریزک می‌بنیم، مصداق بارز کشتار جمعی‌ست، خشونت افسارگسیخته‌ای از جنس تاریک‌ترین نقاط تاریخ بشر، شبیه خونین‌ترین جنگ‌ها، و سیاه‌ترین جنایت‌هاست.

جنازه‌ها در کیسه‌های سیاه، بر خاک، حاصل تصادف نیستند. این شکل نمایش مرگ، خود پیام است.

قدرتی که این جسدها را روی زمین می‌گذارد، نه فقط می‌کشد، بلکه معنا را ارادی تولید می‌کند: معنای بی‌ارزشی جان شهروندان، تعلیق انسان حتی پس از مرگ، معنای این‌که بدن معترض دیگر متعلق به خانواده، جامعه یا آیین‌های انسانی نیست، بلکه به دولت تعلق دارد تا به خیال خود، آنطور که می‌تواند تحقیرش کند.

این‌جا باید به ترتیب وقایع توجه کرد، چون ترتیب، خودِ سیاست است. اول اینترنت قطع می‌شود. نه به‌عنوان واکنش، بلکه به‌عنوان پیش‌شرط اعمال خشونت. قطع ارتباط، به معنای حذف شاهد است؛ حذف امکان همدلی جمعی و جهانی، دهن‌کجی به فشار خارجی. در این تاریکیِ عمدی، کشتن «کم‌هزینه» می‌شود.

سپس کشتار رخ می‌دهد.
و بعد، جنازه‌ها نه پنهان، بلکه آشکارا و کنترل‌شده تحویل داده می‌شوند؛ گاه با تهدید، گاه با مطالبه پول تیر، گاه مشروط به سکوت. این مرحله تصادفی نیست. این ادامه همان منطق است: مرگ هم باید مدیریت شود.

مطالبه پول تیر، اگرچه از نظر اخلاقی تکان‌دهنده است، اما از نظر تحلیلی افشاگرانه‌تر است. این مطالبه نشان می‌دهد که دولت، قتل را نه استثنا، بلکه خدمت امنیتی قابل‌ محاسبه می‌داند. گلوله هزینه دارد، و این هزینه باید از خانواده قربانی بازستانده شود. این‌جا خشونت از سطح سرکوب عبور می‌کند و به سطح تحقیر نهادینه می‌رسد؛ جایی که قربانی باید بهای مرگ خود را بپردازد.

این سیاست، فقط حذف فیزیکی معترض نیست. هدف اصلی، ویران‌کردن روان جمعی است.

تصویر جنازه‌ها، خانواده‌های سرگردان، تکیه‌دادن سرها به شانه هم، و صدای گریه… همه بخشی از یک سازوکارند: جامعه باید دچار شوک، ترس، و فروپاشی عاطفی شود: «النصر بالرعب». جامعه‌ باید در وحشت معلق نگه داشته شود، تا توان سازمان‌یابی، همبستگی و آینده‌سازی را از دست بدهد. این همان جایی است که نفرت، عامدانه در بافت اجتماعی پخش می‌شود؛ نفرت از حکومت و نفرت از همدیگر، نفرت از زندگی روزمره.

این وضعیت، آخرالزمانی است نه به‌معنای استعاری، بلکه به‌معنای دقیق نظری. آخرالزمان، لحظه‌ای است که هنجارها فرو می‌ریزند و مرگ عادی می‌شود. وقتی جسد ابزار پیام است، وقتی سوگواری کنترل می‌شود، وقتی ارتباط با جهان بیرون قطع می‌شود، ما وارد نقطه‌ای می‌شویم که بازگشت اخلاقی از آن بسیار دشوار است. این جنایت، به همین دلیل، غیرقابل بازگشت و غیرقابل گذشت است. نه به‌خاطر شدت خشونت، بلکه به‌خاطر تخریب آگاهانه امکان ترمیم.

در چنین وضعیتی، تاکید بر «راه‌حل داخلی» یا «صبر تاریخی» نوعی خود فریبی اخلاقی است. وقتی دولتی عامدانه ارتباط مردم با جهان را قطع می‌کند و سپس به کشتار دست می‌زند، این دیگر صرفا مساله حاکمیت ملی نیست؛ یک بحران انسانی است. منطق حقوق بین‌الملل و اخلاق بشردوستانه دقیقا برای همین لحظات طراحی شده است: لحظاتی که دولت، خود به منبع تهدید برای جان شهروندانش بدل می‌شود.
دخالت بین‌المللی در این‌جا به‌معنای جنگ یا اشغال نیست؛ به‌معنای شکستن محاصره اطلاعاتی، حفاظت از غیرنظامیان، و ایجاد سازوکار پاسخگویی است. بی‌عملی جهان، نه بی‌طرفی، بلکه مشارکت منفعلانه در استمرار خشونت است.

و در نهایت، مسئولیت را نمی‌توان در مه ساختار گم کرد و تقلیل داد، این سیاستِ مرگ، بدون اراده در رأس، ممکن نیست. این جنایت، جنایت خامنه‌ای است؛ نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان تحلیل مسئولیت سیاسی. نظامی که سال‌هاست بقا را بر حذف، تحقیر و ارعاب بنا کرده، در این نقطه به نهایت منطق خود رسیده است.

این متن برای ثبت یک حقیقت نوشته شده است: این‌جا دیگر فقط انسان‌ها کشته نمی‌شوند؛ امکان زندگی جمعی، اعتماد و آینده نیز به گلوله بسته شده است.

و این، چیزی نیست که جهان بتواند از کنار آن عبور کند.
+16
رأی دهید
-5

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۳۵
    FTH12 - تبریز، ایران
    چلاق علی شیره ای ، بی ناموس ، فردا چند تا بمب میندازیم وسط بسیجیانی که اوردی وسط تظاهرات تا نصف نیروهات به هلاکت برسن نصف دیگه هم از ترسشون کارت های خودشونو بسوزونن بشینن خونه هاشون بعد با بمب های بی ۲ میایم بیت سراغت نکبت مفعول !
    0
    7
    دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۳۵
    FTH12 - تبریز، ایران
    فردا طبقه پانزده زیر زمین بافور شیره تو دست چپ مقام عظما و بافور اصلی سعید طوسی در دست راست و چلاقش ! یهو بمب بی دو میره ماتحتش که خوشی عظما رو صد چندان میکنه !
    0
    5
    دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۱:۳۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.