آیا جمهوری اسلامی میتواند مقابل معترضان مقاومت کند؟
+16
رأی دهید
-5
والاستریت ژورنال: *ری تکیه ، **روئل مارک گرشتایندیپندنت فارسی: رژیمهای انقلابی معمولا درسهای پیروزیهای خود را از یاد میبرند. وقتی اخگرهای آتش اولیه فروکش میکند، نسل جدیدی پدید میآید که میکوشد در نظام دست ببرد، قیدوبندهای ایدئولوژیک آن را سست کند و حتی نوعی قرارداد ملی را دوباره زنده سازد. در این اختلاف میان نسل جوان و پیر، جمهوری اسلامی با چالشی بزرگ و شاید وجودی مواجه است.
اعتراضهای سراسری بار دیگر طبقه حاکم را وادار میکند تصمیمهای دشواری بگیرند. آیا میتوانند بدون به خطر انداختن انقلاب اسلامی، خیابان را آرام کنند؟ آیا میتوانند شورشی نوپا را در هم بشکنند بیآنکه آتش تظاهراتی بزرگتر را شعلهور کنند؟ دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، تهدید کرده است که به هرگونه خشونت علیه معترضان با نیروی نظامی پاسخ خواهد داد، اما این تهدید احتمالا حامیان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را از این کار بازنمیدارد.
علی خامنهای میداند امتیازهای کوچک ناگزیر به امتیازهای بزرگتر میانجامد. رهبر جمهوری اسلامی احتمالا میداند که انقلاب اسلامی در عمل سکولاریزه شدن جامعه را تشدید کرده است.
اما جنگ ویرانگر ماه ژوئن قوه قضاوت این آیتالله ۸۶ ساله را زیر سوال برد. پروژه ۳۵ سالهاش برای رسیدن به آستانه ساخت بمب هستهای، استقرار نیروهای نیابتی در منطقه، و تعریف موفقیت انقلابی در خلال تحقیر آمریکاییها و اسرائیلیها اکنون از هم پاشیده است. رژیم گویی با خودش وارد مذاکره شده است: دیدگاههای سختگیرانه خامنهای همچنان احتمالا دست بالا را دارند (مردان در قدرت عمدتا از حلقه اطرافیان او محسوب میشوند)، اما این تردید میتواند به رشد اعتراضها و تبدیل آنها به تظاهراتی عظیم و تهدیدکننده بینجامد.
دولتی که با شکست در جنگ، اقتصادی درمانده و کمبود آب دستبهگریبان است برای دفع بحرانی بزرگتر، تا حدی آزادی اجتماعی عرضه میکند. مسئله موی زنان مدتها است ذهن فقهای اسلامی را به خود مشغول کرده است. اما اکنون بیحجابی بدون مجازات به پدیدهای ملی تبدیل شده است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، فعلا رویکردی ملایمتر در اجرای کدهای اخلاقی توصیه میکند: «نباید بیجهت برای مردم محدودیت ایجاد کرد یا آنها را تحت فشار گذاشت. هر اقدامی که باعث نارضایتی مردم شود دقیقا کمک به اسرائیل است.» تا همین چند وقت اخیر، چنین سخنانی میتوانست به برکناری پزشکیان بینجامد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده سابق سپاه پاسداران که اعتراضهای دانشجویی سال ۱۹۹۹ و جنبش سبز سال ۲۰۰۹ را با خشونت سرکوب کرده بود، اکنون تاکید میکند که با معترضان باید «با آرامش، مسئولیتپذیری و پاسخگویی کامل» رفتار شود.
برخی اعضای سپاه پاسداران مواضع تهدیدآمیزتری اتخاذ کردهاند و شماری از معترضان کشته شدهاند.
با این همه، ایرانیان با این ژستهای حکومت آرام نشدهاند. اعتراضهای کنونی از بازاریان آغاز شد که از کاهش ارزش ریال آسیب دیده بودند، اما بهسرعت از تورم فراتر رفت و معطوف رژیم شد.
جمهوری اسلامی پیشتر شیوهای برای مواجهه با اعتراضهای مردمی داشت. اگر اعتراضها به اندازه کافی گسترده میشد، وجود برخی مطالبات تایید میشد، اما هیچ شکایتی اجازه نداشت به نظام حکومتی اسلامی معطوف شود. اگر انتقادها ماهیتی وجودی پیدا میکرد، رژیم معترضان را فتنهگر و عامل قدرتهای خارجی میخواند. و در صورت لزوم، حاضر بود با شیوههای قهری و حتی مرگبار پاسخ دهد. همانگونه که خامنهای در ۳ ژانویه گفت: «مسئولان باید با معترضان گفتوگو کنند. [اما] با آشوبگر حرفی نیست. آشوبگر باید سر جایش نشانده شود.»
دولت امیدوار بوده است نرمی باعث شود معترضان به بیان پیامشان بسنده کنند. اگر چنین نشود، نرمکنندههایی که قالیباف و پزشکیان ترجیح میدهند احتمالا جای خود را به سختگیری مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی خواهد داد.
دستکم یک قرن است که افکار عمومی ایران خواستار مشارکت سیاسی معنادار بوده است. ایرانیان هرگز به شرایطی تن ندادهاند که در آن حقوق سیاسی را در برابر منافع اقتصادی یا آزادیهای اجتماعی واگذار کنند.
اعتراضهای جاری در داخل ایران بر اساس منطق خود پیش خواهد رفت. خارجیها در چنین کشمکشهایی عمدتا تماشاگرند، مگر آنکه بخواهند و بتوانند مقتدر عمل کنند، موضوعی که شاید ترامپ بهزودی دریابد.
باید دید آیا رژیمی تضعیفشده، زخمی از جنگ و تحریمها، و تحت رهبری گروهی مردد میتواند خط دفاعیاش را حفظ کند یا خیر. اگر اعتراضها تشدید شود، واقعا نباید خامنهای را مقصر دانست: او بارها به زیردستانش هشدار داده بود که حفظ حکومت دینی، مانند پیروزی در انقلاب، به عزم آهنین و خونریزی نیاز دارد.
اعتراضهای سراسری بار دیگر طبقه حاکم را وادار میکند تصمیمهای دشواری بگیرند. آیا میتوانند بدون به خطر انداختن انقلاب اسلامی، خیابان را آرام کنند؟ آیا میتوانند شورشی نوپا را در هم بشکنند بیآنکه آتش تظاهراتی بزرگتر را شعلهور کنند؟ دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، تهدید کرده است که به هرگونه خشونت علیه معترضان با نیروی نظامی پاسخ خواهد داد، اما این تهدید احتمالا حامیان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را از این کار بازنمیدارد.
علی خامنهای میداند امتیازهای کوچک ناگزیر به امتیازهای بزرگتر میانجامد. رهبر جمهوری اسلامی احتمالا میداند که انقلاب اسلامی در عمل سکولاریزه شدن جامعه را تشدید کرده است.
اما جنگ ویرانگر ماه ژوئن قوه قضاوت این آیتالله ۸۶ ساله را زیر سوال برد. پروژه ۳۵ سالهاش برای رسیدن به آستانه ساخت بمب هستهای، استقرار نیروهای نیابتی در منطقه، و تعریف موفقیت انقلابی در خلال تحقیر آمریکاییها و اسرائیلیها اکنون از هم پاشیده است. رژیم گویی با خودش وارد مذاکره شده است: دیدگاههای سختگیرانه خامنهای همچنان احتمالا دست بالا را دارند (مردان در قدرت عمدتا از حلقه اطرافیان او محسوب میشوند)، اما این تردید میتواند به رشد اعتراضها و تبدیل آنها به تظاهراتی عظیم و تهدیدکننده بینجامد.
دولتی که با شکست در جنگ، اقتصادی درمانده و کمبود آب دستبهگریبان است برای دفع بحرانی بزرگتر، تا حدی آزادی اجتماعی عرضه میکند. مسئله موی زنان مدتها است ذهن فقهای اسلامی را به خود مشغول کرده است. اما اکنون بیحجابی بدون مجازات به پدیدهای ملی تبدیل شده است.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، فعلا رویکردی ملایمتر در اجرای کدهای اخلاقی توصیه میکند: «نباید بیجهت برای مردم محدودیت ایجاد کرد یا آنها را تحت فشار گذاشت. هر اقدامی که باعث نارضایتی مردم شود دقیقا کمک به اسرائیل است.» تا همین چند وقت اخیر، چنین سخنانی میتوانست به برکناری پزشکیان بینجامد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده سابق سپاه پاسداران که اعتراضهای دانشجویی سال ۱۹۹۹ و جنبش سبز سال ۲۰۰۹ را با خشونت سرکوب کرده بود، اکنون تاکید میکند که با معترضان باید «با آرامش، مسئولیتپذیری و پاسخگویی کامل» رفتار شود.
برخی اعضای سپاه پاسداران مواضع تهدیدآمیزتری اتخاذ کردهاند و شماری از معترضان کشته شدهاند.
با این همه، ایرانیان با این ژستهای حکومت آرام نشدهاند. اعتراضهای کنونی از بازاریان آغاز شد که از کاهش ارزش ریال آسیب دیده بودند، اما بهسرعت از تورم فراتر رفت و معطوف رژیم شد.
جمهوری اسلامی پیشتر شیوهای برای مواجهه با اعتراضهای مردمی داشت. اگر اعتراضها به اندازه کافی گسترده میشد، وجود برخی مطالبات تایید میشد، اما هیچ شکایتی اجازه نداشت به نظام حکومتی اسلامی معطوف شود. اگر انتقادها ماهیتی وجودی پیدا میکرد، رژیم معترضان را فتنهگر و عامل قدرتهای خارجی میخواند. و در صورت لزوم، حاضر بود با شیوههای قهری و حتی مرگبار پاسخ دهد. همانگونه که خامنهای در ۳ ژانویه گفت: «مسئولان باید با معترضان گفتوگو کنند. [اما] با آشوبگر حرفی نیست. آشوبگر باید سر جایش نشانده شود.»
دولت امیدوار بوده است نرمی باعث شود معترضان به بیان پیامشان بسنده کنند. اگر چنین نشود، نرمکنندههایی که قالیباف و پزشکیان ترجیح میدهند احتمالا جای خود را به سختگیری مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی خواهد داد.
دستکم یک قرن است که افکار عمومی ایران خواستار مشارکت سیاسی معنادار بوده است. ایرانیان هرگز به شرایطی تن ندادهاند که در آن حقوق سیاسی را در برابر منافع اقتصادی یا آزادیهای اجتماعی واگذار کنند.
اعتراضهای جاری در داخل ایران بر اساس منطق خود پیش خواهد رفت. خارجیها در چنین کشمکشهایی عمدتا تماشاگرند، مگر آنکه بخواهند و بتوانند مقتدر عمل کنند، موضوعی که شاید ترامپ بهزودی دریابد.
باید دید آیا رژیمی تضعیفشده، زخمی از جنگ و تحریمها، و تحت رهبری گروهی مردد میتواند خط دفاعیاش را حفظ کند یا خیر. اگر اعتراضها تشدید شود، واقعا نباید خامنهای را مقصر دانست: او بارها به زیردستانش هشدار داده بود که حفظ حکومت دینی، مانند پیروزی در انقلاب، به عزم آهنین و خونریزی نیاز دارد.
*ری تکیه پژوهشگر ارشد «شورای روابط خارجی»
**روئل مارک گرشت پژوهشگر «بنیاد دفاع از دموکراسیها»
۶۰

Geelongcats - سیدنی، استرالیا
مبارک باد خیزش مردم ایران و همبستگی جهانی برای رهایی از ظلم آخوند کثیف.
1
15
شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۷