ردپای حشد الشعبی و فاطمیون در سرکوب معترضان
+27
رأی دهید
-20
پنجشنبه و جمعه، هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، خیزش ملی ایرانیان که از حدود دو هفته قبل آغاز شده بود، با استقبال گسترده از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی وارد مرحلهای تازه شد و بنیانهای حکومت اسلامی را به لرزه درآورد. دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، در واکنش به گسترش اعتراضها، ابتدا با قطع سراسری اینترنت و خطوط تلفن، کشور را در وضعیت خاموشی ارتباطی قرار داد و سپس به سرکوب گسترده معترضان پرداخت.
گزارشها و شواهد میدانی حاکی از آن است که در جریان این سرکوب، شمار بسیاری از معترضان هدف شلیک مستقیم سلاحهای جنگی قرار گرفتهاند. همزمان، گزارشهایی در حال انتشار است مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی با تکرار الگوهای پیشین، برای مهار اعتراضات مردمی از گروههای نیابتیاش، ازجمله حشد الشعبی و فاطمیون استفاده کرده است.
استفاده سازمانیافته از نیابتیها برای سرکوب
اوایل تابستان ۱۴۰۲، در حالی که صدها دانشجوی ایرانی بهدلیل مشارکت در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ به کمیتههای انضباطی احضار و بسیاری از آنان از دانشگاهها تعلیق یا اخراج شده بودند، محمدعلی زلفیگل، وزیر علوم دولت سیزدهم، از جذب و پذیرش نیروهای وابسته به حشد الشعبی در دانشگاههای ایران، ازجمله دانشگاه تهران، خبر داد. این اظهارات در همان زمان با واکنش گسترده فعالان دانشجویی، مدنی و سیاسی روبهرو شد.
منتقدان هشدار دادند که چنین روندی میتواند زمینهساز استفاده سازمانیافته از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در ساختار آموزشی و در نهایت در پروژههای امنیتی و سرکوب داخلی باشد.
بهخصوص که در جریان دیدار گروه حشد الشعبی با رئیس وقت دانشگاه تهران، حسین موسوی بخاتی، معاون آموزشی این گروه شبهنظامی، اعلام کرد که حدود ۹۵ هزار دانشجوی وابسته به حشد الشعبی برای تحصیل به دانشگاههای ایران اعزام شدهاند. این اعتراف پرسشهای جدیتری درباره ماهیت این حضور و نسبت آن با کارکردهای صرفا آموزشی برانگیخت.
نگرانیها درباره حضور نیروهای وابسته به حشد الشعبی در ایران بیدلیل نبود و نشانههای پیامدهای اجتماعی و امنیتی این حضور، پیش از خیزش ملی ایرانیان در دیماه نیز بروز کرده بود.
در مهرماه ۱۴۰۴، پس از انتشار گزارشهایی درباره ایجاد مزاحمت برای دانشجویان دختر از سوی دانشجویان عراقی وابسته به حشد الشعبی در دانشگاه بوعلی سینا همدان، شماری از دانشجویان این دانشگاه دست به اعتراض زدند و خواستار اخراج این افراد شدند.
اما دانشگاه بوعلیسینا، به جای رسیدگی به مطالبات دانشجویان معترض، با صدور بیانیهای آنها را به پیگرد قضایی تهدید کرد و دانشجویان وابسته به حشد الشعبی را «میهمانان عزیز» خواند. این موضعگیری واکنشهای گستردهای را در میان افکار عمومی و فعالان دانشجویی برانگیخت.
در همین بازه زمانی، قائممقام وزیر کشور ایران با تایید ضمنی وقوع تعرض به دانشجویان دختر ایرانی از سوی دانشجویان عراقی، تعداد دانشجویان وابسته به حشد الشعبی در ایران را حدود ۸۰ هزار نفر اعلام کرد.
در ۱۹ مهر ۱۴۰۴، شماری از شهروندان همدان در اعتراض به این رویدادها قصد داشتند مقابل آرامگاه بوعلیسینا تجمع اعتراضی برگزار کنند، اما این تجمع با واکنش نیروهای حکومتی مواجه شد و ماموران امنیتی معترضان را با ضربوشتم متفرق کردند.
با تشدید اعتراضات مردمی به حضور نیروهای حشد الشعبی با پوشش دانشجو در ایران و گزارشهای مربوط به تعرض به دانشجویان دختر، احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی، با فرمانده حشد الشعبی دیدار و بر ضرورت تقویت همکاریهای امنیتی با این گروه شبهنظامی تاکید کرد.
حشد الشعبی، که با عنوان «بسیج مردمی» نیز شناخته میشود، گروههای شبهنظامی در عراق هستند که تحت حمایت مستقیم سپاه قدس، شاخه برونمرزی سپاه پاسداران، قرار دارند. این گروه در سال ۲۰۱۴ با ادعای مقابله با داعش شکل گرفت، اما در عمل به یکی از ابزارهای پیشبرد منافع منطقهای جمهوری اسلامی بدل شد.
لشکر فاطمیون نیز از مهمترین نیروهای نیابتی سپاه پاسداران در سوریه بود؛ گروهی شبهنظامی که در راستای اهداف سیاسی جمهوری اسلامی، در کنار رژیم بشار اسد علیه مخالفان وارد درگیری نظامی شد. اگرچه تعداد زیادی از اعضای این لشکر در جنگ سوریه کشته شدند، اما گزارشها حاکی از آن است که شماری از نیروهای باقیمانده پس از بازگشت به ایران برای پیشبرد اهداف امنیتی و منطقهای جمهوری اسلامی به کار گرفته شدهاند.
استفاده از الگوهای تکراری سرکوب
جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات گذشته، بهویژه در مقاطع بحرانی، از الگویی استفاده کرده است که بر بهرهگیری مستقیم و غیرمستقیم از نیروهای نیابتی و نیروهای آموزشدیده خارج از ساختارهای رسمی انتظامی تکیه دارد.
در جریان اعتراضات دیماه ۱۳۹۶، گزارشهایی از حضور نیروهای لباسشخصی با لهجههای غیربومی و با الگوهای مقابله متفاوت از الگوهای معمول بسیج منتشر شد. این الگو در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تشدید شد؛ زمانی که سرکوبی کمسابقه و هماهنگ، با استفاده از سلاحهای جنگی و روشهایی مشابه تجربههای میدانی نیروهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و عراق، در میدان اعتراضهای مردمی به اجرا درآمد.
در خیزش سراسری ۱۴۰۱ نیز برخی از شواهد و گزارشهای میدانی از حضور نیروهای نیابتی برای سرکوب معترضان حکایت داشتند؛ شبکهای که گروههایی مانند لشکر فاطمیون و حشد الشعبی از اعضای شناختهشده آن محسوب میشوند.
چنین به نظر میرسد که همین الگو منتها به شکل سازمانیافتهتری در سرکوب اعتراضهای دیماه نیز تکرار شده است.
سرکوبگران غیربومی
روز هجدهم دیماه، همزمان با دوازدهمین روز خیزش ملی ایرانیان، فاکسنیوز در گزارشی به نقل از دو «منبع مستقل» نوشت که با گسترش اعتراضات ضدحکومتی در سراسر ایران، جمهوری اسلامی برای مهار این وضعیت به نیروهای شبهنظامی خارجی متوسل شده است. بر اساس این گزارش، حدود ۸۵۰ نفر از نیروهای وابسته به حزبالله لبنان، گروههای شبهنظامی عراقی و نیروهای مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران وارد ایران شدهاند تا نیروهای امنیتی حکومت را تقویت کنند.
به نوشته فاکسنیوز، این جابهجایی نشاندهنده تشدید قابلتوجه واکنش حکومت به اعتراضها است و بیانگر آمادگی جمهوری اسلامی برای تکیه بر نیروهای متحد خارجی دارای تجربه رزمی، با هدف سرکوب نارضایتیهای داخلی.
این گزارش به نقل از یک کارشناس مسائل ایران تاکید میکند: «این اقدام برای رژیم چیز تازهای نیست، بلکه امتداد منطقی الگویی است که حاکمیت از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون به کار گرفته است.»
بر اساس تحلیل منتشرشده در این گزارش «بهروزرسانی ایران» که بهصورت روزانه از سوی موسسه مطالعات جنگ و «پروژه تهدیدهای حیاتی» وابسته به موسسه «امریکن اینترپرایز» منتشر میشود، استفاده از نیروهای غیرایرانی برای جمهوری اسلامی مزیت امنیتی مشخصی دارد، چراکه این نیروها بهدلیل نداشتن پیوندهای اجتماعی، خانوادگی و عاطفی با جوامع محلی ایران، در مقایسه با نیروهای امنیتی داخلی آمادگی بیشتری برای خشونتورزی علیه معترضان دارند؛ در حالی که نیروهای انتظامی ایرانی ممکن است در شلیک به هموطنان خود دچار تردید شوند.
«موسسه مطالعات جنگ» یک اندیشکده مستقل و معتبر آمریکایی در حوزه جنگ، امنیت بینالملل و منازعات نظامی است که تمرکز ویژهای بر ایران، خاورمیانه و شبکههای نیابتی جمهوری اسلامی دارد، و دولتها، رسانههای بینالمللی و نهادهای پژوهشی بهطور گسترده به گزارشهای آن استناد میکنند.
شواهد میدانی و مشاهدات معترضان، بهمنزله یکی از مهمترین شواهد غیررسمی، نقش پررنگی در طرح فرضیه استفاده از نیروهای غیربومی در سرکوب اعتراضات دارد. در ویدیوها و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از شهرهای مختلف تعدادی از معترضان اعلام کردهاند که برخی از نیروهای سرکوبگر به زبان عربی صحبت میکردهاند یا در مواجهه با فریادها و هشدارهای فارسی معترضان دچار سردرگمی بودهاند.
همزمان، گزارشهایی درباره تفاوت محسوس در پوشش، تجهیزات و حتی جثه فیزیکی برخی از این نیروها منتشر شده است؛ افرادی که بهگفته شاهدان، از نظر ظاهر و ابزار سرکوب با یگان ویژه فراجا و نیروهای بسیج متفاوت بوده و در محلههای ملتهب پایتخت و شهرهای مرزی حضور فعالتری داشتهاند.
مجموعه شواهد و گزارشهای گردآوریشده نشان میدهد که استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی و غیربومی در سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هرچند هنوز به شکل رسمی و حقوقی اثبات نشده، اما به دلیل وجود شواهد متعدد، قابل توجه و نیازمند تحقیق مستقل بینالمللی است.
گزارشها و شواهد میدانی حاکی از آن است که در جریان این سرکوب، شمار بسیاری از معترضان هدف شلیک مستقیم سلاحهای جنگی قرار گرفتهاند. همزمان، گزارشهایی در حال انتشار است مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی با تکرار الگوهای پیشین، برای مهار اعتراضات مردمی از گروههای نیابتیاش، ازجمله حشد الشعبی و فاطمیون استفاده کرده است.
استفاده سازمانیافته از نیابتیها برای سرکوب
اوایل تابستان ۱۴۰۲، در حالی که صدها دانشجوی ایرانی بهدلیل مشارکت در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ به کمیتههای انضباطی احضار و بسیاری از آنان از دانشگاهها تعلیق یا اخراج شده بودند، محمدعلی زلفیگل، وزیر علوم دولت سیزدهم، از جذب و پذیرش نیروهای وابسته به حشد الشعبی در دانشگاههای ایران، ازجمله دانشگاه تهران، خبر داد. این اظهارات در همان زمان با واکنش گسترده فعالان دانشجویی، مدنی و سیاسی روبهرو شد.
منتقدان هشدار دادند که چنین روندی میتواند زمینهساز استفاده سازمانیافته از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در ساختار آموزشی و در نهایت در پروژههای امنیتی و سرکوب داخلی باشد.
بهخصوص که در جریان دیدار گروه حشد الشعبی با رئیس وقت دانشگاه تهران، حسین موسوی بخاتی، معاون آموزشی این گروه شبهنظامی، اعلام کرد که حدود ۹۵ هزار دانشجوی وابسته به حشد الشعبی برای تحصیل به دانشگاههای ایران اعزام شدهاند. این اعتراف پرسشهای جدیتری درباره ماهیت این حضور و نسبت آن با کارکردهای صرفا آموزشی برانگیخت.
نگرانیها درباره حضور نیروهای وابسته به حشد الشعبی در ایران بیدلیل نبود و نشانههای پیامدهای اجتماعی و امنیتی این حضور، پیش از خیزش ملی ایرانیان در دیماه نیز بروز کرده بود.
در مهرماه ۱۴۰۴، پس از انتشار گزارشهایی درباره ایجاد مزاحمت برای دانشجویان دختر از سوی دانشجویان عراقی وابسته به حشد الشعبی در دانشگاه بوعلی سینا همدان، شماری از دانشجویان این دانشگاه دست به اعتراض زدند و خواستار اخراج این افراد شدند.
اما دانشگاه بوعلیسینا، به جای رسیدگی به مطالبات دانشجویان معترض، با صدور بیانیهای آنها را به پیگرد قضایی تهدید کرد و دانشجویان وابسته به حشد الشعبی را «میهمانان عزیز» خواند. این موضعگیری واکنشهای گستردهای را در میان افکار عمومی و فعالان دانشجویی برانگیخت.
در همین بازه زمانی، قائممقام وزیر کشور ایران با تایید ضمنی وقوع تعرض به دانشجویان دختر ایرانی از سوی دانشجویان عراقی، تعداد دانشجویان وابسته به حشد الشعبی در ایران را حدود ۸۰ هزار نفر اعلام کرد.
در ۱۹ مهر ۱۴۰۴، شماری از شهروندان همدان در اعتراض به این رویدادها قصد داشتند مقابل آرامگاه بوعلیسینا تجمع اعتراضی برگزار کنند، اما این تجمع با واکنش نیروهای حکومتی مواجه شد و ماموران امنیتی معترضان را با ضربوشتم متفرق کردند.
با تشدید اعتراضات مردمی به حضور نیروهای حشد الشعبی با پوشش دانشجو در ایران و گزارشهای مربوط به تعرض به دانشجویان دختر، احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی، با فرمانده حشد الشعبی دیدار و بر ضرورت تقویت همکاریهای امنیتی با این گروه شبهنظامی تاکید کرد.
حشد الشعبی، که با عنوان «بسیج مردمی» نیز شناخته میشود، گروههای شبهنظامی در عراق هستند که تحت حمایت مستقیم سپاه قدس، شاخه برونمرزی سپاه پاسداران، قرار دارند. این گروه در سال ۲۰۱۴ با ادعای مقابله با داعش شکل گرفت، اما در عمل به یکی از ابزارهای پیشبرد منافع منطقهای جمهوری اسلامی بدل شد.
لشکر فاطمیون نیز از مهمترین نیروهای نیابتی سپاه پاسداران در سوریه بود؛ گروهی شبهنظامی که در راستای اهداف سیاسی جمهوری اسلامی، در کنار رژیم بشار اسد علیه مخالفان وارد درگیری نظامی شد. اگرچه تعداد زیادی از اعضای این لشکر در جنگ سوریه کشته شدند، اما گزارشها حاکی از آن است که شماری از نیروهای باقیمانده پس از بازگشت به ایران برای پیشبرد اهداف امنیتی و منطقهای جمهوری اسلامی به کار گرفته شدهاند.
استفاده از الگوهای تکراری سرکوب
جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات گذشته، بهویژه در مقاطع بحرانی، از الگویی استفاده کرده است که بر بهرهگیری مستقیم و غیرمستقیم از نیروهای نیابتی و نیروهای آموزشدیده خارج از ساختارهای رسمی انتظامی تکیه دارد.
در جریان اعتراضات دیماه ۱۳۹۶، گزارشهایی از حضور نیروهای لباسشخصی با لهجههای غیربومی و با الگوهای مقابله متفاوت از الگوهای معمول بسیج منتشر شد. این الگو در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تشدید شد؛ زمانی که سرکوبی کمسابقه و هماهنگ، با استفاده از سلاحهای جنگی و روشهایی مشابه تجربههای میدانی نیروهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و عراق، در میدان اعتراضهای مردمی به اجرا درآمد.
در خیزش سراسری ۱۴۰۱ نیز برخی از شواهد و گزارشهای میدانی از حضور نیروهای نیابتی برای سرکوب معترضان حکایت داشتند؛ شبکهای که گروههایی مانند لشکر فاطمیون و حشد الشعبی از اعضای شناختهشده آن محسوب میشوند.
چنین به نظر میرسد که همین الگو منتها به شکل سازمانیافتهتری در سرکوب اعتراضهای دیماه نیز تکرار شده است.
سرکوبگران غیربومی
روز هجدهم دیماه، همزمان با دوازدهمین روز خیزش ملی ایرانیان، فاکسنیوز در گزارشی به نقل از دو «منبع مستقل» نوشت که با گسترش اعتراضات ضدحکومتی در سراسر ایران، جمهوری اسلامی برای مهار این وضعیت به نیروهای شبهنظامی خارجی متوسل شده است. بر اساس این گزارش، حدود ۸۵۰ نفر از نیروهای وابسته به حزبالله لبنان، گروههای شبهنظامی عراقی و نیروهای مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران وارد ایران شدهاند تا نیروهای امنیتی حکومت را تقویت کنند.
به نوشته فاکسنیوز، این جابهجایی نشاندهنده تشدید قابلتوجه واکنش حکومت به اعتراضها است و بیانگر آمادگی جمهوری اسلامی برای تکیه بر نیروهای متحد خارجی دارای تجربه رزمی، با هدف سرکوب نارضایتیهای داخلی.
این گزارش به نقل از یک کارشناس مسائل ایران تاکید میکند: «این اقدام برای رژیم چیز تازهای نیست، بلکه امتداد منطقی الگویی است که حاکمیت از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون به کار گرفته است.»
بر اساس تحلیل منتشرشده در این گزارش «بهروزرسانی ایران» که بهصورت روزانه از سوی موسسه مطالعات جنگ و «پروژه تهدیدهای حیاتی» وابسته به موسسه «امریکن اینترپرایز» منتشر میشود، استفاده از نیروهای غیرایرانی برای جمهوری اسلامی مزیت امنیتی مشخصی دارد، چراکه این نیروها بهدلیل نداشتن پیوندهای اجتماعی، خانوادگی و عاطفی با جوامع محلی ایران، در مقایسه با نیروهای امنیتی داخلی آمادگی بیشتری برای خشونتورزی علیه معترضان دارند؛ در حالی که نیروهای انتظامی ایرانی ممکن است در شلیک به هموطنان خود دچار تردید شوند.
«موسسه مطالعات جنگ» یک اندیشکده مستقل و معتبر آمریکایی در حوزه جنگ، امنیت بینالملل و منازعات نظامی است که تمرکز ویژهای بر ایران، خاورمیانه و شبکههای نیابتی جمهوری اسلامی دارد، و دولتها، رسانههای بینالمللی و نهادهای پژوهشی بهطور گسترده به گزارشهای آن استناد میکنند.
شواهد میدانی و مشاهدات معترضان، بهمنزله یکی از مهمترین شواهد غیررسمی، نقش پررنگی در طرح فرضیه استفاده از نیروهای غیربومی در سرکوب اعتراضات دارد. در ویدیوها و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از شهرهای مختلف تعدادی از معترضان اعلام کردهاند که برخی از نیروهای سرکوبگر به زبان عربی صحبت میکردهاند یا در مواجهه با فریادها و هشدارهای فارسی معترضان دچار سردرگمی بودهاند.
همزمان، گزارشهایی درباره تفاوت محسوس در پوشش، تجهیزات و حتی جثه فیزیکی برخی از این نیروها منتشر شده است؛ افرادی که بهگفته شاهدان، از نظر ظاهر و ابزار سرکوب با یگان ویژه فراجا و نیروهای بسیج متفاوت بوده و در محلههای ملتهب پایتخت و شهرهای مرزی حضور فعالتری داشتهاند.
مجموعه شواهد و گزارشهای گردآوریشده نشان میدهد که استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی و غیربومی در سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هرچند هنوز به شکل رسمی و حقوقی اثبات نشده، اما به دلیل وجود شواهد متعدد، قابل توجه و نیازمند تحقیق مستقل بینالمللی است.
۴۷

amirHassna - سیدنی، استرالیا
مردم باید با امکانات جنگی و دفاعی برن بیرون و از خودشون در مقابل سوسکای بسیجی و سپاهی دفاع کنن و هزینه طرف مقابل بالا بره وگرنه به مرور تلفات بالا میره. به امید خبرای خوش!
11
55
شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۳
۴۷

سیمرغ ایران - برلین، آلمان
یکی از دلایل برای سرکوبی این اجنبی ها این هست که فاطی افغانی چند روزی پیداش نیست رفته سرکوبی که یک شیشه یک لیتری روغن بهش بدن
10
40
شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۷
۴۸

ماینر - اسن، آلمان
مادر یک یکتان رو به خ ر میکشیم مخصوصا اون افغانی ها که بزودی بعد از این رژیم وادارتان می کنیم که با دستهای خودتان قبر خودتان را بکنین
0
12
شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۶
