دونالد ترامپ چگونه میتواند گرینلند را «تصاحب» کند؟
+5
رأی دهید
-2
رئیسجمهور آمریکا بارها گفته است که گرینلند برای امنیت ملی ایالات متحده حیاتی استبی بی سی: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میخواهد گرینلند را تصاحب کند و کاخ سفید تایید کرده است که همه گزینهها، از جمله توسل به نیروی نظامی، روی میز است.هرچند عملیات نظامی تنها یکی از مجموعه گزینههای اقتصادی و سیاسی در دست بررسی است، اما از آنجا که چنین اقدامی به معنای حمله یک عضو ناتو به عضو دیگر خواهد بود، این سناریو میتواند کابوسی برای ائتلاف ناتو و شاید تهدیدی وجودی برای آن به شمار رود.
رئیسجمهور آمریکا بارها گفته است که گرینلند برای امنیت ملی ایالات متحده حیاتی است و بدون ارائه شواهد، مدعی شده است که این جزیره «پر از کشتیهای روسی و چینی» است.
در این مقاله با استفاده از نظر و تحلیل کارشناسان آمریکایی، بریتانیایی و دانمارکی، گزینههای مختلفی را که ممکن است رئیسجمهور آمریکا در نظر داشته باشد و توجیههای احتمالی هریک از این گزینهها را بررسی میکنیم.
اقدام نظامی
تحلیلگران دفاعی میگویند یک عملیات برقآسا برای تصرف گرینلند از نظر نظامی نسبتا آسان است، اما پیامدهای آن بسیار گسترده و تکاندهنده خواهد بود.
با وجود وسعت جغرافیایی عظیم، جمعیت گرینلند تنها حدود ۵۸ هزار نفر است که نزدیک به یکسوم آنها در نوک، پایتخت، زندگی میکنند و بقیه نیز عمدتا ساکن سواحل غربی این جزیرهاند.
این قلمرو ارتش مستقلی ندارد و مسئولیت دفاع از آن با دانمارک است که از نظر هوایی و دریایی توان محدودی برای پوشش دفاعی چنین سرزمین پهناوری دارد.
بخشهای گستردهای از این سرزمین را تنها «گشت سیریوس» پوشش میدهد که یکی از یگانهای عملیات ویژه در ارتش دانمارک است و عمدتا با سورتمههایی فعالیت میکند که سگها آنها را میکشند.
البته دانمارک در یک سال گذشته هزینههای دفاعی خود را در مناطق قطبی و شمال اقیانوس اطلس، از جمله گرینلند، به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
وسعت بسیار زیاد، جمعیت اندک و نبود نیروی نظامی مستقل، گرینلند را به هدفی جذاب برای آمریکا تبدیل میکند که در حال حاضر هم بیش از ۱۰۰ نیروی نظامی را به طور دائمی در پایگاه فضایی پیتوفیک در شمال غرب گرینلند مستقر کرده است.
این تاسیسات میتواند به عنوان پایگاهی لجستیکی برای عملیاتهای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
این پایگاه از زمان جنگ جهانی دوم وجود داشته است. در آن زمان نیروهای آمریکایی، پس از اشغال دانمارک به دست نازیها، برای ایجاد پایگاههای نظامی و راداری در این جزیره مستقر شدند.
هانس تیتو هانسن، کارشناس امنیتی اهل دانمارک و مدیرعامل شرکت ریسک اینتلیجنس، توضیح میدهد که عملیات احتمالی آمریکا برای تصرف گرینلند چگونه ممکن است انجام شود.
به گفته آقای هانسن، لشکر ۱۱ هوابرد مستقر در آلاسکا - که شامل دو تیپ قطبی با قابلیت انجام ماموریتهای چتربازی یا بالگردی است - «توانمندی اصلی» در هرگونه تهاجمی خواهد بود که «با پشتیبانی نیروی هوایی و دریایی انجام میشود».
این ارزیابی با نظر جاستین کرامپ، افسر ذخیره ارتش بریتانیا و رئیس شرکت تحلیل ریسک و اطلاعات سیبیلین، همخوانی دارد.
آقای کرامپ میگوید: «ایالات متحده قدرت دریایی درهمکوبندهای دارد و از توانایی جابهجایی تعداد بسیار زیادی از نیروها برخوردار است. آنها میتوانند به راحتی و تنها در یک نوبت جابهجایی هوایی، آنقدر نیرو وارد کنند که به ازای هر چند نفر از جمعیت [گرینلند]، یک سرباز وجود داشته باشد.»
او میافزاید که این گزینهای قاطعانه است، اما احتمالا با مقاومت اندک و حتی بدون خونریزی قابل انجام است.
گرینلند با وجود پهناوری، جمعیت پراکندهای دارد و همین میتواند اجرای یک عملیات نظامی سریع را ممکن سازدبا این حال، چند مقام پیشین و تحلیلگر دفاعی در آمریکا گفتهاند که با توجه به پیامدهای گسترده اقدام نظامی برای روابط ایالات متحده و اروپا، چنین گزینهای بسیار بعید به نظر میرسد.میک مولروی، تفنگدار دریایی سابق، افسر عملیاتی پیشین سیا و معاون سابق وزارت دفاع آمریکا، میگوید: «این اقدام آشکارا برخلاف تمام قوانین بینالمللی خواهد بود. نهتنها آنها هیچ تهدیدی برای آمریکا نیستند، بلکه متحد پیمانی ما هستند.»
او افزود اگر کاخ سفید به سمت گزینه نظامی حرکت کند، احتمالا با مخالفت قانونگذاران روبهرو خواهد شد. آنها میتوانند با استناد به «قانون اختیارات جنگی» ـ که با هدف محدود کردن توان رئیسجمهور برای آغاز جنگ بدون مجوز کنگره طراحی شده ـ مانع چنین اقدامی شوند.
او گفت: «فکر نمیکنم در کنگره هیچ حمایتی برای نابود کردن ائتلاف ناتو وجود داشته باشد.»
خرید گرینلند
آمریکا منابع مالی عظیمی دارد، اما به گفته مقامهای نوک و کپنهاگ، گرینلند فروشی نیست.
شبکه سیبیاس، شریک خبری بیبیسی در آمریکا، به نقل از یک قانونگذار و منبعی آگاه از مذاکرات گزارش داده است که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به اعضای کنگره گفته خرید گرینلند گزینه ترجیحی دولت است.
اما حتی اگر گرینلند مایل به فروش بود، چنین معاملهای بسیار پیچیده میبود.
هرگونه پرداخت مالی باید به تصویب کنگره برسد و تصاحب گرینلند از طریق معاهده مستلزم حمایت دوسوم سنای آمریکا است؛ حمایتی که به گفته کارشناسان به سختی به دست میآید.
اتحادیه اروپا نیز باید با این معامله موافقت کند.
در حالی که دونالد ترامپ از نظر تئوری میتواند سعی کند به طور یکجانبه و بدون دخالت دادن گرینلند یا کنگره، معاملهای را منعقد کند، اما کارشناسان معتقدند که چنین چیزی بسیار بعید است.
پروفسور مونیکا حکیمی، استاد حقوق بینالملل در دانشگاه کلمبیا، گفت: «میتوان وضعیتی را تصور کرد» که در آن دانمارک، آمریکا و گرینلند بر سر انتقال این قلمرو به توافق برسند.
او افزود: «اما برای آنکه چنین توافقی کاملا منطبق با حقوق بینالملل باشد، احتمالا باید مشارکت خود گرینلندیها و حق تعیین سرنوشت آنها نیز در نظر گرفته شود.»
مشخص نیست که خرید این جزیره چقدر هزینه خواهد داشت. این موضوع میتواند کار را برای آقای ترامپ که شعار «اول آمریکا» را به عنوان محور مبارزات انتخاباتی خود مطرح کرده بود، دشوار کند.
صرف میلیاردها یا حتی تریلیونها دلار از پول مالیاتدهندگان آمریکایی برای خرید جزیرهای پوشیده از یخ، میتواند بازخورد بسیار بدی در پایگاه هواداران جنبش ماگا (عظمت را به آمریکا برگردانیم) داشته باشد.
آقای کرامپ بر این باور است که شکست در خرید موفقیتآمیز این جزیره میتواند گزینه نظامی را برای ترامپ جذابتر کند، به ویژه از آن جهت که دولت او ممکن است بابت عملیات اخیر برای دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا، روحیه گرفته باشد.
آقای کرامپ میگوید دونالد ترامپ خواهد گفت «پس میرویم آن را تصاحب میکنیم».
مارکو روبیو که قرار است هفته آینده برای گفتوگو درباره گرینلند با مقامهای دانمارکی دیدار کند، گفته است دونالد ترامپ «اولین رئیسجمهور آمریکا نیست که بررسی کرده یا به این فکر افتاده که چگونه میتوانیم» این قلمرو را به دست آوریم.
او به هری ترومن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، اشاره کرد که در سال ۱۹۴۶ ایده پرداخت معادل ۱۰۰ میلیون دلار طلا به دانمارک برای خرید گرینلند را مطرح کرده بود.
کارزار جلب نظر گرینلندیها
نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت گرینلندیها خواهان استقلال از دانمارک هستند.
اما همین نظرسنجیها نشان میدهد آنها نمیخواهند بخشی از آمریکا باشند.
با این حال، آمریکا میتواند تلاشهای خود را برای جلب نظر ساکنان جزیره از طریق مشوقهای مالی کوتاهمدت یا وعده منافع اقتصادی در آینده افزایش دهد.
رسانههای آمریکایی پیشتر گزارش دادهاند که نهادهای اطلاعاتی آمریکا نظارت بر جنبش استقلالطلبی گرینلند را تشدید کردهاند و میکوشند چهرههایی را شناسایی کنند که از اهداف دولت آمریکا حمایت میکنند.
عمران بایومی، کارشناس ژئواستراتژی در اندیشکده شورای آتلانتیک در واشنگتن و مشاور پیشین سیاستگذاری وزارت دفاع آمریکا، به بیبیسی گفت «کارزار نفوذ» بسیار محتملتر از هرگونه اقدام نظامی است.
او توضیح داد که چنین کارزاری میتواند گرینلند را به سمت استقلال سوق دهد.
او گفت: «بعد از آن، وقتی گرینلند استقلال خود را اعلام کرد، دولت آمریکا میتواند در نقش شریک آنها ظاهر شود. هزینه اقدام نظامی بیش از حد بالاست.»
چنین شراکتی بیسابقه نیست.
برای مثال، آمریکا با کشورهای اقیانوس آرام مانند پالائو، میکرونزی و جزایر مارشال توافقهای مشابهی دارد؛ کشورهایی مستقل که اختیارات و دسترسیهای دفاعی مشخصی در اختیار آمریکا گذاشتهاند.
در مقابل، شهروندان این سه کشور امکان زندگی و کار در آمریکا را به دست آوردهاند.
اما این ممکن است آقای ترامپ را راضی نکند، چرا که او در حال حاضر نیز بر اساس توافقهای موجود، اختیار دارد هر تعداد نیروی نظامی که بخواهد به گرینلند اعزام کند.
علاوه بر این، چنین ترتیبی حق مالکیت آمریکا بر ذخایر عظیم معدنی گرینلند ـ که زیر یخهای قطبی مدفون هستند ـ را تضمین نمیکند.
هانس هانسن، تحلیلگر دانمارکی، استدلال میکند که هر کارزاری برای «در اختیار گرفتن» گرینلند ـ بدون اقدام نظامی ـ تا زمانی که مردم این سرزمین با آن مخالف باشند، ناکام خواهد ماند.
در حال حاضر، هیچیک از احزاب سیاسی در این جزیره برای پیوستن به ایالات متحده تبلیغ نمیکنند.
آقای هانسن میگوید: «احتمال بیشتری دارد که گرینلند بار دیگر به عضویت اتحادیه اروپا درآید.»
او میافزاید: «دولت کنونی آمریکا سه سال دیگر در قدرت است، اما مردم گرینلند شاید افقی هزارساله پیش رو داشته باشند.»