پیام روشن ترامپ برای تهران با دستگیری مادورو: رهبر ایران هدف نظامی آمریکا است
+23
رأی دهید
-1
به عقیده تحلیلگران سیاسی، حمله آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو میتواند چند پیام برای تهران داشته باشددویچه وله: الینا فرهادی
حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو نه تنها مختصات ژئوپلیتیک آمریکای لاتین را به شکلی بنیادی دگرگون ساخته، بلکه زنگ خطر را برای دیگر متحدان اصلی کاراکاس، به ویژه جمهوری اسلامی ایران، به صدا درآورده است.
نیروهای آمریکایی به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، با حمله نظامی به کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، نیکلاس مادورو، رئیس جمهور این کشور، و همسرش سیلیا فلورس را روز شنبه (۳ ژانویه ۲۰۲۶) در عملیاتی نظامی بازداشت و از ونزوئلا خارج کردند. هر دوی آنها در حال حاضر در نیویورک در زندان به سر میبرند و قرار است به اتهام "توطئه در راستای تروریسم مرتبط با مواد مخدر" و همچنین "تجارت کوکائین" مورد محاکمه قرار گیرند.
این اقدام جسورانه و بیسابقه دولت دونالد ترامپ، که به طور مستقیم به سرنگونی یک رژیم مخالف انجامید، به مثابه یک مانیفست جدید در سیاست خارجی واشنگتن تلقی میشود؛ مانیفستی که خطوط قرمز دخالت نظامی را به شکلی بیسابقه جابجا کرده است.
این تحول شوکهکننده در کاراکاس، دقیقا در یکی از حساسترین برهههای داخلی ایران رخ داده است. در حالی که اعتراضات گسترده مردمی در شهرهای ایران، با انگیزههای معیشتی و سیاسی روز یکشنبه ۱۴ دیماه (۴ ژانویه) وارد هشتمین روز خود شده و ثبات حکومت را به چالش کشیده است، عملیات ونزوئلا یک معادله امنیتی-سیاسی پیچیده را پیش روی تهران قرار داده است. شرایط داخلی ایران، که با بحرانهای اقتصادی و نارضایتی عمیق مردمی گره خورده، حالا آسیبپذیری حکومت را در برابر فشارهای خارجی افزایش داده است.
اهمیت این تحولات زمانی دوچندان میشود که تهدید صریح و اخیر دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی در حمایت از معترضان را به خاطر بیاوریم. ترامپ روز جمعه دوم ژانویه تهدید کرد که اگر جمهوری اسلامی هر معترضی را بکشد، آمریکا وارد عمل میشود.
هشدار ترامپ به جمهوری اسلامی در حالی صورت گرفت که بنا به اعلام مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری ههنگاو، تاکنون ۱۰ شهروند در اعتراضات مردمی در ایران کشته شده و بیش از ۸۰ نفر نیز بازداشت شدهاند.
در این گزارش تحلیلی، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم عملیات نظامی در ونزوئلا برای جمهوری اسلامی ایران در تقاطع سهگانه حمله خارجی، تهدید صریح آمریکا و اعتراضات داخلی بررسی میشود. هدف این تحلیل، سنجش این موضوع حیاتی است که آیا سقوط حکومت مادورو در ونزوئلا صرفا یک هشدار است، یا نقطه آغاز تغییر استراتژی واشنگتن در قبال رژیمهایی که آنها را تهدیدکننده میداند. آیا کابوس سقوط مادورو، میتواند به "اَبَر چالش" بقای حکومت تهران تبدیل شود و کاخ سفید را برای پیادهسازی الگویی مشابه در خاورمیانه ترغیب کند؟
"ترامپ ثابت کرد فقط حرف نمیزند"
به عقیده تحلیلگران سیاسی، حمله آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو میتواند چند پیام برای تهران داشته باشد. اولین پیام این است که ترامپ صرفا حرف نمیزند و دومین پیام نوع برخوردش با دولت ونزوئلاست و اینکه سعی کرد اولا عملیاتی را طراحی کند که طولانی نباشد، دوما حداکثر منافع را برای آمریکا داشته باشد و سوم این که در این عملیات به اپوزیسیون ونزوئلا بهایی نداد.
مجتبی نجفی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، در اینباره به دویچه وله فارسی میگوید: «به عبارتی ما شاهد هستیم که دولت آمریکا از انقلاب در ونزوئلا استقبال نمیکند و بیشتر به دنبال این است که دولتی در راس کار باشد که منافع اقتصادی سیاسی ایالات متحده را تامین بکند.»
به باور این کارشناس، این شاید بدان معنا باشد که آمریکا چنانچه جمهوری اسلامی ایران تن به خواستههایی اعم از غنیسازی صفر دهد، در صورت حذف علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با سایر اجزا و نهادهای حکومت به توافق برسد.
مجتبی نجفی معتقد است که تامین منافع اسرائیل هم برای آمریکا اهمیت و اولویت دارداما نکتهای که باید در نظر گرفت این است که در مورد جمهوری اسلامی صرفا نمیتوان بحث ایالات متحده را مطرح کرد زیرا یک پای قضیه هم دولت اسرائیل به عنوان یک بازیگر اصلی است.
به عقیده نجفی، در این پرونده تامین منافع اسرائیل هم برای آمریکا اهمیت و اولویت دارد.
او در ادامه توضیح میدهد: «در هر صورت اهمیت سقوط دولت ونزوئلا و بازداشت مادورو در این است که ترامپ نشان داده حتی حاضر به مصالحه به شرط اصلاحات عمیق در سیاست خارجی است و در مورد جمهوری اسلامی، میتواند در صورت پذیرش غنی سازی صفر اورانیوم و کاهش تهدیدها علیه اسرائیل، با نظام سیاسی مستقر در ایران سازش کند.»
به گفته این تحلیلگر مسائل سیاسی، ولی مساله اصلی این است که رهبر جمهوری اسلامی بر سر این گزارهها ایستاده و اگر ما بر اساس مدل ونزوئلا بخواهیم این وضعیت را تحلیل کنیم احتمالا برنامه دولت آمریکا حذف رهبر جمهوری اسلامی و تلاش برای مذاکره با سایر ارکان و نهادهای نظام سیاسی مستقر در تهران است.
پیام روشن ترامپ: «رهبر ایران هدف نظامی آمریکاست»
هشدار دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا برای مداخله در ایران در صورت کشتن معترضان آماده و مهیا است—هشداری که تنها یک روز پیش از بازداشت مادورو صادر شد—یک پیام روشن را به تهران میفرستد. پیامی که به گفته دامون گلریز، تحلیلگر امور بینالملل و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک در لاهه، معنایش برای تهران این است که فرمانده کل قوای ایران اکنون هدف اصلی نظامی آمریکاست. گواه آن نیز، واکنشهای قاطع و تند مقامات ایرانی از جمله علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در واکنش به تهدید ترامپ است که در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «مواظب سربازان خود باشید.» این واکنشها نشان میدهد پیام تهدید ترامپ به ترور خامنهای بهخوبی دریافت شده است.
این تحلیلگر امور بینالملل به دویچه وله فارسی میگوید: «در حقیقت تهدید ترامپ به ترور خامنهای نشان دهنده یک تغییر موضع از سوی رئیس جمهور آمریکا است، آنهم با توجه به مخالفت قبلی او با طرح اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه برای کشتن رهبر جمهوری اسلامی.»
"فقدان اپوزیسیون موثر، مطالبات مردم را به حاشیه رانده است"
به عقیده تحلیلگران سیاسی، عملیات نظامی در ونزوئلا همچنین محاسبات جناحهای رقیب در درون دستگاه نظامی و امنیتی رژیم تهران را بازتنظیم خواهد کرد—جناحهایی که هماکنون در حال شکلدهی به آینده پس از خامنهای ایراناند.
به گفته دامون گلریز، تصمیمگیرندگان پشتپرده حالا از خود میپرسند: اگر خامنهای بهدست اسرائیل و آمریکا حذف شود، چه کسی باید چهره سیاسیِ انتقالی باشد و چه کسی بهتر میتواند منافع آنان را نمایندگی کند؟
به گفته گلریز، تصمیمگیرندگان پشتپرده از خود میپرسند: اگر خامنهای حذف شود، چه کسی باید چهره سیاسیِ انتقالی باشد؟در ونزوئلا، دلسی رودریگز، معاون مادورو، و برادرش، رئیس مجلس ملی ونزوئلا، از حمایت واشنگتن برخوردارند و بهواسطه پیوندهای نظامیشان ظاهراً در حال پر کردن خلأ قدرتاند.
گلریز میافزاید: «اکنون بسیاری در تهران نیز در حال بازاندیشیاند: دلسی رودریگز یا احمد شرعِ جمهوری اسلامی چه کسانی میتوانند باشند؟ هر پاسخی ناگزیر باید نگرانیها و منافع روسیه و چین را نیز در نظر بگیرد.»
به عقیده پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک در لاهه، تراژدی اما اینجاست که فقدان یک اپوزیسیون مؤثر، کثرتگرا و فراگیر در ایران، اپوزیسیونی که بتواند سازوکار انتقال قدرتی قابل اتکا باشد، سبب شده مطالبات مردم ایران در حاشیه سیاست قدرت بازیگران جهانی باقی بماند. در این میان ترامپ ترجیح میدهد با یک جناح از رژیم ایران به توافق برسد تا اینکه روی یک جایگزین لیبرال دموکراتیک مردمی بیرون از رژیم اسلامی سرمایهگذاری کند.
او تاکید میکند: «آنچه فقدان آن حس میشود، اپوزیسیونی است که قدرت عملی و نه فقط شعاری، زنجیره فرماندهی، همسویی بخشهای اطلاعاتی و نظامی، کنترل نهادهای قدرت و برنامه حکمرانی معتبر در آینده داشته باشد و درعین حال بتواند مطالبات هستهای و نظامی آمریکا را بیآنکه منافع روسیه و چین را تهدید کند، بپذیرد.»
"آمریکا توان و اراده اقدام مستقیم برای تغییر سرِ قدرت را دارد"
روز شنبه سه ژانویه ۲۰۲۶ یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، با هشدار به جمهوری اسلامی با لحنی تهدیدآمیز گفت که رژیم ایران باید به تحولات ونزوئلا توجه کند. رضا طالبی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران و کارشناس امور بینالملل، نیز تائید میکند که پیام تهدیدهای اسرائیل و آمریکا برای متحدان کاراکاس، بهویژه جمهوری اسلامی، دقیقاً این است: آمریکا اگر لازم بداند، از تحریم و جنگ نیابتی فراتر میرود و توان و اراده اقدام مستقیم برای تغییر سرِ قدرت را دارد.
او در گفتگو با دویچه وله فارسی خاطرنشان میکند: «حمله به ونزوئلا را میتوان بهعنوان الگوی رفتاری تنبیه زنجیرهای متحدان متخاصم آمریکا فهم کرد. وقتی رئیسجمهوری آمریکا این اقدام را هشدار به رهبران متخاصم قاببندی میکند، دقیقا منطق نمایش تنبیه برای اثرگذاری بر دیگران فعال میشود و در این چارچوب، ونزوئلا بهعنوان حلقه ضعیفتر زنجیره هدف قرار میگیرد: کشوری دور، منزوی، زیر فشار تحریم و با اقتصادی نفتپایه و آسیبپذیر، تا اثر روانی و محاسباتی این تنبیه به حلقههای سختتر از جمله ایران منتقل شود.
طالبی معتقد است که از نظر روانی، حمله آمریکا به ونزوئلا اثر مستقیمی بر تصمیمگیران امنیتی و نظامی تهران دارد به این معنا که نخست، شوکِ قابلیت ایجاد میکند: اگر آمریکا در نیمکره غربی چنین اقدامی انجام دهد، چرا در جغرافیای دیگر نتواند؟ در نتیجه، محاسبات جمهوری اسلامی در مواجهه با آمریکا و اسرائیل احتمالا تغییر میکند، اما این امر بستگی دارد به اینکه تهران حمله آمریکا به کاراکاس را "استثنای ونزوئلا " بداند یا "الگویی قابل تکرار ".
به گفته طالبی، این تصور که هدف فشارهای دولت ترامپ بر جمهوری اسلامی، حمایت از مردم ایران است، به نظر میرسد برداشتی سادهانگارانه و سطحی باشدبه گفته کارشناسان سیاسی، افزون بر اینها نباید از نظر دور داشت که حمله آمریکا به ونزوئلا حتی اگر پیامی از جمله تهدید جمهوری اسلامی به دنبال داشته باشد، پیامدهای ناخواستهای بر پویش اعتراضات داخلی ایران دارد، پیامدهایی که نه الزاما به نفع مردم است و نه به سود گذار دموکراتیک.
به عقیده رضا طالبی، از یکسو، تشدید تهدید خارجی میتواند به افزایش سطح سرکوب معترضان از سوی حکومت منجر شود، چرا که حاکمیت، اعتراض را ذیل منطق "امنیت ملی" بازتعریف میکند. از سوی دیگر، شکلگیری امید به "حمله نظامی" یا "ناجی خارجی" میتواند ماهیت مستقل، مدنی و مردمی اعتراضات علیه سیاستهای جمهوری اسلامی را تضعیف کند و آن را از نیروی اجتماعی درونزا به انتظار مداخله بیرونی تقلیل دهد.
به گفته این تحلیلگر سیاست خارجی، در این چارچوب، این تصور که هدف فشارهای دولت ترامپ بر جمهوری اسلامی، حمایت از مردم ایران است، به نظر میرسد برداشتی سادهانگارانه و سطحی باشد.
ورود معاملات قدرتهای بزرگ به مرحلهای عملی
از منظر جهانی، موضوع مداخله نظامی و سرنگونی رهبری ونزوئلا معاملههای قدرتهای بزرگ را وارد مرحلهای عملی و عینی کرده است.
به گفته دامون گلریز، در این میان دیگر کسی تعجب نخواهد کرد، اگر آمریکا برای تصرف گرینلند، حاکمیت پادشاهی دانمارک را که از همپیمانان ناتو است، نقض کند. در این نظم در حال ظهور، قدرتهای بزرگ با اتکا به قدرت عریان نظامی، اقتصادی و فناورانه، حوزههای نفوذ خود را ترسیم و تقسیم میکنند: روسیه سوریه را (از طریق ترکیه) به آمریکا واگذار کرد؛ ایالت متحده نیز در حال واگذاری امنیت اوکراین و اروپا به روسیه است. آمریکا نیمکره غربی را-با شروع از ونزوئلا-از آنِ خود میداند، در حالی که چین برای تصرف کشور تایوان آماده میشود.
گلریز در پایان میافزاید: «در چارچوب این معماری جهانی، ایران باید تحت سلطه منطقهای اسرائیل قرار گیرد؛ سلطهای که با قدرت نظامی آمریکا تضمین میشود. با این حال، بجز مقاومت و دشمنی ذاتی نظام ولایی با اسرائیل و آمریکا، پیچیدگی خود ایران بهعنوان یک تمدن و یک دولت-ملت واقعی، این نظم نوین جهانی مورد نظر آمریکا و سلطه اسرائیل در منطقه را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.»
نیروهای آمریکایی به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، با حمله نظامی به کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، نیکلاس مادورو، رئیس جمهور این کشور، و همسرش سیلیا فلورس را روز شنبه (۳ ژانویه ۲۰۲۶) در عملیاتی نظامی بازداشت و از ونزوئلا خارج کردند. هر دوی آنها در حال حاضر در نیویورک در زندان به سر میبرند و قرار است به اتهام "توطئه در راستای تروریسم مرتبط با مواد مخدر" و همچنین "تجارت کوکائین" مورد محاکمه قرار گیرند.
این اقدام جسورانه و بیسابقه دولت دونالد ترامپ، که به طور مستقیم به سرنگونی یک رژیم مخالف انجامید، به مثابه یک مانیفست جدید در سیاست خارجی واشنگتن تلقی میشود؛ مانیفستی که خطوط قرمز دخالت نظامی را به شکلی بیسابقه جابجا کرده است.
این تحول شوکهکننده در کاراکاس، دقیقا در یکی از حساسترین برهههای داخلی ایران رخ داده است. در حالی که اعتراضات گسترده مردمی در شهرهای ایران، با انگیزههای معیشتی و سیاسی روز یکشنبه ۱۴ دیماه (۴ ژانویه) وارد هشتمین روز خود شده و ثبات حکومت را به چالش کشیده است، عملیات ونزوئلا یک معادله امنیتی-سیاسی پیچیده را پیش روی تهران قرار داده است. شرایط داخلی ایران، که با بحرانهای اقتصادی و نارضایتی عمیق مردمی گره خورده، حالا آسیبپذیری حکومت را در برابر فشارهای خارجی افزایش داده است.
اهمیت این تحولات زمانی دوچندان میشود که تهدید صریح و اخیر دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی در حمایت از معترضان را به خاطر بیاوریم. ترامپ روز جمعه دوم ژانویه تهدید کرد که اگر جمهوری اسلامی هر معترضی را بکشد، آمریکا وارد عمل میشود.
هشدار ترامپ به جمهوری اسلامی در حالی صورت گرفت که بنا به اعلام مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری ههنگاو، تاکنون ۱۰ شهروند در اعتراضات مردمی در ایران کشته شده و بیش از ۸۰ نفر نیز بازداشت شدهاند.
در این گزارش تحلیلی، پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم عملیات نظامی در ونزوئلا برای جمهوری اسلامی ایران در تقاطع سهگانه حمله خارجی، تهدید صریح آمریکا و اعتراضات داخلی بررسی میشود. هدف این تحلیل، سنجش این موضوع حیاتی است که آیا سقوط حکومت مادورو در ونزوئلا صرفا یک هشدار است، یا نقطه آغاز تغییر استراتژی واشنگتن در قبال رژیمهایی که آنها را تهدیدکننده میداند. آیا کابوس سقوط مادورو، میتواند به "اَبَر چالش" بقای حکومت تهران تبدیل شود و کاخ سفید را برای پیادهسازی الگویی مشابه در خاورمیانه ترغیب کند؟
"ترامپ ثابت کرد فقط حرف نمیزند"
به عقیده تحلیلگران سیاسی، حمله آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو میتواند چند پیام برای تهران داشته باشد. اولین پیام این است که ترامپ صرفا حرف نمیزند و دومین پیام نوع برخوردش با دولت ونزوئلاست و اینکه سعی کرد اولا عملیاتی را طراحی کند که طولانی نباشد، دوما حداکثر منافع را برای آمریکا داشته باشد و سوم این که در این عملیات به اپوزیسیون ونزوئلا بهایی نداد.
مجتبی نجفی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، در اینباره به دویچه وله فارسی میگوید: «به عبارتی ما شاهد هستیم که دولت آمریکا از انقلاب در ونزوئلا استقبال نمیکند و بیشتر به دنبال این است که دولتی در راس کار باشد که منافع اقتصادی سیاسی ایالات متحده را تامین بکند.»
به باور این کارشناس، این شاید بدان معنا باشد که آمریکا چنانچه جمهوری اسلامی ایران تن به خواستههایی اعم از غنیسازی صفر دهد، در صورت حذف علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با سایر اجزا و نهادهای حکومت به توافق برسد.
مجتبی نجفی معتقد است که تامین منافع اسرائیل هم برای آمریکا اهمیت و اولویت دارداما نکتهای که باید در نظر گرفت این است که در مورد جمهوری اسلامی صرفا نمیتوان بحث ایالات متحده را مطرح کرد زیرا یک پای قضیه هم دولت اسرائیل به عنوان یک بازیگر اصلی است.به عقیده نجفی، در این پرونده تامین منافع اسرائیل هم برای آمریکا اهمیت و اولویت دارد.
او در ادامه توضیح میدهد: «در هر صورت اهمیت سقوط دولت ونزوئلا و بازداشت مادورو در این است که ترامپ نشان داده حتی حاضر به مصالحه به شرط اصلاحات عمیق در سیاست خارجی است و در مورد جمهوری اسلامی، میتواند در صورت پذیرش غنی سازی صفر اورانیوم و کاهش تهدیدها علیه اسرائیل، با نظام سیاسی مستقر در ایران سازش کند.»
به گفته این تحلیلگر مسائل سیاسی، ولی مساله اصلی این است که رهبر جمهوری اسلامی بر سر این گزارهها ایستاده و اگر ما بر اساس مدل ونزوئلا بخواهیم این وضعیت را تحلیل کنیم احتمالا برنامه دولت آمریکا حذف رهبر جمهوری اسلامی و تلاش برای مذاکره با سایر ارکان و نهادهای نظام سیاسی مستقر در تهران است.
پیام روشن ترامپ: «رهبر ایران هدف نظامی آمریکاست»
هشدار دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا برای مداخله در ایران در صورت کشتن معترضان آماده و مهیا است—هشداری که تنها یک روز پیش از بازداشت مادورو صادر شد—یک پیام روشن را به تهران میفرستد. پیامی که به گفته دامون گلریز، تحلیلگر امور بینالملل و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک در لاهه، معنایش برای تهران این است که فرمانده کل قوای ایران اکنون هدف اصلی نظامی آمریکاست. گواه آن نیز، واکنشهای قاطع و تند مقامات ایرانی از جمله علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در واکنش به تهدید ترامپ است که در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «مواظب سربازان خود باشید.» این واکنشها نشان میدهد پیام تهدید ترامپ به ترور خامنهای بهخوبی دریافت شده است.
این تحلیلگر امور بینالملل به دویچه وله فارسی میگوید: «در حقیقت تهدید ترامپ به ترور خامنهای نشان دهنده یک تغییر موضع از سوی رئیس جمهور آمریکا است، آنهم با توجه به مخالفت قبلی او با طرح اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه برای کشتن رهبر جمهوری اسلامی.»
"فقدان اپوزیسیون موثر، مطالبات مردم را به حاشیه رانده است"
به عقیده تحلیلگران سیاسی، عملیات نظامی در ونزوئلا همچنین محاسبات جناحهای رقیب در درون دستگاه نظامی و امنیتی رژیم تهران را بازتنظیم خواهد کرد—جناحهایی که هماکنون در حال شکلدهی به آینده پس از خامنهای ایراناند.
به گفته دامون گلریز، تصمیمگیرندگان پشتپرده حالا از خود میپرسند: اگر خامنهای بهدست اسرائیل و آمریکا حذف شود، چه کسی باید چهره سیاسیِ انتقالی باشد و چه کسی بهتر میتواند منافع آنان را نمایندگی کند؟
به گفته گلریز، تصمیمگیرندگان پشتپرده از خود میپرسند: اگر خامنهای حذف شود، چه کسی باید چهره سیاسیِ انتقالی باشد؟در ونزوئلا، دلسی رودریگز، معاون مادورو، و برادرش، رئیس مجلس ملی ونزوئلا، از حمایت واشنگتن برخوردارند و بهواسطه پیوندهای نظامیشان ظاهراً در حال پر کردن خلأ قدرتاند.گلریز میافزاید: «اکنون بسیاری در تهران نیز در حال بازاندیشیاند: دلسی رودریگز یا احمد شرعِ جمهوری اسلامی چه کسانی میتوانند باشند؟ هر پاسخی ناگزیر باید نگرانیها و منافع روسیه و چین را نیز در نظر بگیرد.»
به عقیده پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک در لاهه، تراژدی اما اینجاست که فقدان یک اپوزیسیون مؤثر، کثرتگرا و فراگیر در ایران، اپوزیسیونی که بتواند سازوکار انتقال قدرتی قابل اتکا باشد، سبب شده مطالبات مردم ایران در حاشیه سیاست قدرت بازیگران جهانی باقی بماند. در این میان ترامپ ترجیح میدهد با یک جناح از رژیم ایران به توافق برسد تا اینکه روی یک جایگزین لیبرال دموکراتیک مردمی بیرون از رژیم اسلامی سرمایهگذاری کند.
او تاکید میکند: «آنچه فقدان آن حس میشود، اپوزیسیونی است که قدرت عملی و نه فقط شعاری، زنجیره فرماندهی، همسویی بخشهای اطلاعاتی و نظامی، کنترل نهادهای قدرت و برنامه حکمرانی معتبر در آینده داشته باشد و درعین حال بتواند مطالبات هستهای و نظامی آمریکا را بیآنکه منافع روسیه و چین را تهدید کند، بپذیرد.»
"آمریکا توان و اراده اقدام مستقیم برای تغییر سرِ قدرت را دارد"
روز شنبه سه ژانویه ۲۰۲۶ یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، با هشدار به جمهوری اسلامی با لحنی تهدیدآمیز گفت که رژیم ایران باید به تحولات ونزوئلا توجه کند. رضا طالبی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران و کارشناس امور بینالملل، نیز تائید میکند که پیام تهدیدهای اسرائیل و آمریکا برای متحدان کاراکاس، بهویژه جمهوری اسلامی، دقیقاً این است: آمریکا اگر لازم بداند، از تحریم و جنگ نیابتی فراتر میرود و توان و اراده اقدام مستقیم برای تغییر سرِ قدرت را دارد.
او در گفتگو با دویچه وله فارسی خاطرنشان میکند: «حمله به ونزوئلا را میتوان بهعنوان الگوی رفتاری تنبیه زنجیرهای متحدان متخاصم آمریکا فهم کرد. وقتی رئیسجمهوری آمریکا این اقدام را هشدار به رهبران متخاصم قاببندی میکند، دقیقا منطق نمایش تنبیه برای اثرگذاری بر دیگران فعال میشود و در این چارچوب، ونزوئلا بهعنوان حلقه ضعیفتر زنجیره هدف قرار میگیرد: کشوری دور، منزوی، زیر فشار تحریم و با اقتصادی نفتپایه و آسیبپذیر، تا اثر روانی و محاسباتی این تنبیه به حلقههای سختتر از جمله ایران منتقل شود.
طالبی معتقد است که از نظر روانی، حمله آمریکا به ونزوئلا اثر مستقیمی بر تصمیمگیران امنیتی و نظامی تهران دارد به این معنا که نخست، شوکِ قابلیت ایجاد میکند: اگر آمریکا در نیمکره غربی چنین اقدامی انجام دهد، چرا در جغرافیای دیگر نتواند؟ در نتیجه، محاسبات جمهوری اسلامی در مواجهه با آمریکا و اسرائیل احتمالا تغییر میکند، اما این امر بستگی دارد به اینکه تهران حمله آمریکا به کاراکاس را "استثنای ونزوئلا " بداند یا "الگویی قابل تکرار ".
به گفته طالبی، این تصور که هدف فشارهای دولت ترامپ بر جمهوری اسلامی، حمایت از مردم ایران است، به نظر میرسد برداشتی سادهانگارانه و سطحی باشدبه گفته کارشناسان سیاسی، افزون بر اینها نباید از نظر دور داشت که حمله آمریکا به ونزوئلا حتی اگر پیامی از جمله تهدید جمهوری اسلامی به دنبال داشته باشد، پیامدهای ناخواستهای بر پویش اعتراضات داخلی ایران دارد، پیامدهایی که نه الزاما به نفع مردم است و نه به سود گذار دموکراتیک.به عقیده رضا طالبی، از یکسو، تشدید تهدید خارجی میتواند به افزایش سطح سرکوب معترضان از سوی حکومت منجر شود، چرا که حاکمیت، اعتراض را ذیل منطق "امنیت ملی" بازتعریف میکند. از سوی دیگر، شکلگیری امید به "حمله نظامی" یا "ناجی خارجی" میتواند ماهیت مستقل، مدنی و مردمی اعتراضات علیه سیاستهای جمهوری اسلامی را تضعیف کند و آن را از نیروی اجتماعی درونزا به انتظار مداخله بیرونی تقلیل دهد.
به گفته این تحلیلگر سیاست خارجی، در این چارچوب، این تصور که هدف فشارهای دولت ترامپ بر جمهوری اسلامی، حمایت از مردم ایران است، به نظر میرسد برداشتی سادهانگارانه و سطحی باشد.
ورود معاملات قدرتهای بزرگ به مرحلهای عملی
از منظر جهانی، موضوع مداخله نظامی و سرنگونی رهبری ونزوئلا معاملههای قدرتهای بزرگ را وارد مرحلهای عملی و عینی کرده است.
به گفته دامون گلریز، در این میان دیگر کسی تعجب نخواهد کرد، اگر آمریکا برای تصرف گرینلند، حاکمیت پادشاهی دانمارک را که از همپیمانان ناتو است، نقض کند. در این نظم در حال ظهور، قدرتهای بزرگ با اتکا به قدرت عریان نظامی، اقتصادی و فناورانه، حوزههای نفوذ خود را ترسیم و تقسیم میکنند: روسیه سوریه را (از طریق ترکیه) به آمریکا واگذار کرد؛ ایالت متحده نیز در حال واگذاری امنیت اوکراین و اروپا به روسیه است. آمریکا نیمکره غربی را-با شروع از ونزوئلا-از آنِ خود میداند، در حالی که چین برای تصرف کشور تایوان آماده میشود.
گلریز در پایان میافزاید: «در چارچوب این معماری جهانی، ایران باید تحت سلطه منطقهای اسرائیل قرار گیرد؛ سلطهای که با قدرت نظامی آمریکا تضمین میشود. با این حال، بجز مقاومت و دشمنی ذاتی نظام ولایی با اسرائیل و آمریکا، پیچیدگی خود ایران بهعنوان یک تمدن و یک دولت-ملت واقعی، این نظم نوین جهانی مورد نظر آمریکا و سلطه اسرائیل در منطقه را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.»
۳۱

گشتاسپ - تهران، ایران
این رهبر اینکاره رفته زیر امام رضا خوابیده،ببخشید،زیر گور امام رضا ،اما ترامپ باید بزنه این پسمانده گور تازیان رو با سید علی نواده عنش با هم گوربگور کنه،که ملت بدونن نه محمد راست میگفته و اسلام و الله قدرتی ندارن.
0
9
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۴۲