بهرام بیضایی در آرامگاهی در آمریکا به خاک سپرده شد
+26
رأی دهید
-2
بهرام بیضایی، کارگردان برجسته سینما و تئاتر و پژوهشگر سرشناس، روز شنبه ۱۳ دی با حضور خانواده، دوستان و دوستداران و شاگردانش در آرامگاه اسکای لاون سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد.بهرام بیضایی، کارگردان برجسته سینما و تئاتر و پژوهشگر سرشناس، روز شنبه ۱۳ دی (سوم ژانویه ۲۰۲۶) با حضور خانواده، دوستان و دوستداران و شاگردانش در آرامگاه اسکای لاون سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد.
در آغاز مراسم "بدرقه" بهرام بیضایی که به دعوت خانواده او و دانشگاه استنفورد برگزار شده بود، مژده شمسایی، بازیگر و همسر بیضایی قطعهای مناجاتخوانی اجرا کرد. سپس عباس میلانی به نمایندگی از بخش ایرانشناسی دانشگاه استنفورد و همچنین برادر بهرام بیضایی سخنرانیهای کوتاهی ایراد کردند.
سپس مژده شمسایی قطعهای از نمایشنامه "سیاوشخوانی" بیضایی را خواند و مراسم با پخش "گلبانگ کهن" ساخته حسین علیزاده، موسیقی مورد علاقه بیضایی، به پایان رسید.
مژده شمسایی پیشتر در واکنش به گمانهزنیها درباره انتقال پیکر بیضایی به ایران، گفته بود که پیکر این کارگردان برجسته در آمریکا به خاک سپرده خواهد شد، زیرا "پیکر بهرام بیضایی کلمات و اندیشهی اوست. فیلمها و آثار نوشتاری اوست." همسر بیضایی تأکید کرده بود که: «مطالبهی ملی باید انتشار کتابهای "جاناوبلادور"، "گزارش اردویراف"، "طربنامه" و "داشآکل به گفتهی مرجان" باشد. مطالبهی ملی به نمایش درآمدن عمومی "غریبه و مه"، "چریکهی تارا" و "مرگ یزدگرد" است.»
شمسایی در ادامه با بیان اینکه «پیکر بیصدای بیضایی فقط مطلوب کسانیست که مسبب خروج او از ایران بودهاند»، افزوده بود: «بهرام بیضایی هر کجا باشد آنجا ایران است!»
بهرام بیضایی متولد پنجم دی ۱۳۱۷، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر، شاعر و استاد دانشگاه بود. او از فیلمسازان صاحبسبک سینمای ایران و از متفکران برجسته نمایش و ادبیات نوین فارسی به شمار میرود. در کارنامهاش ۱۰ فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه، نزدیک به هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنههای ایران و خارج از ایران دیده میشود.
از مهمترین فیلمهایش میتوان به "رگبار"، "کلاغ"، "سفر"، "باشو غریبه کوچک"، "چریکه تارا"، "مسافران"، "شاید وقتی دیگر" و "سگکشی" اشاره کرد. در تئاتر نیز نمایشنامههایی چون "پهلوان اکبر میمیرد"، "فتحنامه کلات"، "هشتمین سفر سندباد"، "ندبه"، "سهرابکشی"، "سلطان مار" و "داشآکل به گفته مرجان" جایگاهی ماندگار دارند.
***************************
بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان و پژوهشگر ایرانی، که سالها در ایالت کالیفرنیای آمریکا بود در نزدیکی شهر سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد.
مژده شمسایی، بازیگر، در نوشتهای که در شبکههای اجتماعی منتشر کرده بود، پیشتر گفته بود که پیکر همسرش، بهرام بیضایی، به ایران بازگردانده نمیشود و از دوستدارانش در داخل کشور خواسته بود که به یاد آقای بیضایی درختی بکارند: «درختی در آرامگاهِ فردوسی، درختی در حافظیه، درختی در آرانِ کاشان یا جای جای ایران که همیشه قلبش به عشق آن میتپید و لحظهای از آنجا دور نشد.»
خانم شمسایی در نوشته خود همچنین گفته که بازگرداندن پیکر آقای بیضایی خواسته «کسانی است که مسببِ خروج او از ایران بودهاند.»
مژده شمسایی در این مراسم بخشهایی از «سیاوشخوانی» اثر بهرام بیضایی را خواندبهرام بیضایی زمانی تصمیم به خروج از ایران گرفت که میگفت نه اجازه فیلمسازی داشته و نه میتوانسته آن طور که میخواهد نمایشنامههایش را به صحنه ببرد و چاپ کند.خانم شمسایی در مراسم روز شنبه سیزدهم دی ماه ۱۴۰۴ بر بالای مزار همسرش، بخشهایی از نمایشنامه «سیاوشخوانی» او را خواند: «فغان خون سیاوش به ایران رسد. و خروش از ایرانیان برخیزد.»
بیژن بیضایی هم در این مراسم از برادرش گفت و بخشهایی از شعری از پدرشان را خواند که میگفت در سوگ دوستی سروده و برای برادرش هم صادق است.
عباس میلانی سخنران دیگر مراسم بود. آقای میلانی که رییس بخش ایرانشناسی دانشگاه استنفورد است، کمی درباره مفاهیم کلیدی در آثار بهرام بیضایی و زندگی او گفت.
بیژن بیضایی شعری از پدرش را خواند که میگفت بخشهایی از آن به زندگی برادرش شباهت دارد
حمید احیا نفر اول در سمت راست از شاگردان بهرام بیضایی در دانشگاه تهران بودآقای بیضایی در این سالها مدرس دانشگاه استنفورد هم بود و نمایشنامههایش را در آنجا به روی صحنه میبرد.بهرام بیضایی که از خانوادهای بهایی میآمد، بعد از انقلاب نتوانست به تدریس در دانشگاه تهران ادامه دهد. اما پیش از انقلاب او سالها در آنجا تدریس میکرد و حتی ریاست گروه تاتر را هم به عهده داشت.
حمید احیا که در روز شنبه زیر تابوت استادش را گرفته بود از شاگردان سالهای دور آقای بیضایی است. او میگوید که استادش بیش از هرچیز به «تفکر و خرد» اهمیت میداده است. آقای احیا از استادش نقل میکند که در همین سالها وقتی به دانشجویان استنفورد درس فیلم میداده از آنها میخواسته که برای هر فیلمی که تماشا میکنند یک صفحه بنویسند اما به سه شرط: «یک – از هیچ منتقدی نقل قول نکنند. [دو] اینکه از تاریخ سینما صحبت نکنند و [سه] اینکه در گوگل جستوجو نکنند.» او میگوید که دلیل آقای بیضایی این بود که دانشجو مجبور شود خودش فکر کند و نظرش را بنویسد.
شبنم طلوعی در نمایش طربنامه از بهرام بیضایی بازی کرده که در آمریکا روی صحنه رفته است.شبنم طلوعی، بازیگری که در ایران و آمریکا برای آقای بیضایی بازی کرده بود، میگوید که در سالهای زندگی در آمریکا آقای بیضایی به شدت مشغول کارهایی بود که در ایران نمیتوانست انجام دهد: «در سالهایی که خیلیها در مهاجرت در اندوه غربتنشینی بودند، آقای بیضایی نوید زندگی میدادند، با حضورشان و کارکردنشان.»او میگوید که در ایران به آقای بیضایی اجازه تدریس در دانشگاه نمیدادند ولی اینجا توانست تدریس کند و به دانشجویان ایرانی و غیر ایرانی درس دهد و «در این سالها توانست کارهایی که دلشان میخواست تا جایی که فرصت شد بدون هیچ سانسوری روی صحنه ببرند.»
پیشنهاد شبنم طلوعی به کسانی که میخواهند از رویکرد بهرام بیضایی به زندگی و مرگ آگاه شوند این است که فیلم «مسافران» او را تماشا کنند تا بدانند «ما امروز اینجا جمع شدیم که زندگی را پاس بداریم، به یاد بهرام بیضایی.»
۸۶

siavash786 - شیکاگو، ایالات متحده امریکا
چند ماه دیگر همراه با دیگر هنرمندان به ایران باز خواهد گشت
0
2
یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۵
۶۵

چلیپا - جزایر سلیمان، جزایر سلیمان
این مرحوم رفته بود آمیریکا گفته بود من تو ایران بیکار بودم.
5
0
یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۲
۷۲

senator x - تهران، ایران
روح این هموطن فریخته و قابل احترام؛شاد و خجسته.درود بروانش که با آثارش ؛بنظر من هنوز زنده است.دین یک معقله فریبکارنه برای ابنیای بشر است.بهترین آئینی که من شناختم که بابت آن یک قطره خون بروی این کره خاکی ا ؛چکیده نشد,این پیام بود؛گفتارنیک؛کردارنیک؛پندارنیک.این سه پیام تا ابد جاودانه خواهد بود.درود بی پایان به پیروان این سه پیام؛ و عمل کنندگان آن.
1
2
یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۱