«رضاشاه روحت شاد» از کجا میآید؟ و چرا گفتمان چپ ایرانی به تبلیغ ضد خودش بدل شد؟
+24
رأی دهید
-12
سعید رفیعی منفرد - کیهان لندنچرا مدام شعارهای پادشاهی خواهانه در اعتراضات اجتماعی بیشتر میشود؟ آیا این صرفاً ایدهای نوستالژیک است که مردم از سر نادانی به آن پناه بردهاند؟
چه چیز در واقعیت تجربه تاریخی مردم هست که آنان را به سوی چیزی در گذشته میکشاند؟ نقش گفتمانهای دیگر، به ویژه چپ ایرانی چیست؟ آیا چند فیلم مستند درباره دوران پهلوی و فعالیتهای تعدادی شخصیت ملیگرا یا پادشاهیخواه میتواند چنین موجی را در کف خیابان ایجاد کند؟
بیگمان بخشی از آنچه امروز در ایران اتفاق میافتد، واکنشی است به تجربه تاریخی مردم ایران از چپگرایی و نیز جنس گفتمان این گروه در حال حاضر.
در یک جمع بندی ساده و کلی، گفتمان چپ ایرانی سه گزاره مرکزی دارد که در سهگانه: ستیز با بازار، ستیز با قدرت، حقوق اقلیتها نمایان میشود. (نوعی از ایدئولوژی که قرار است رهاییبخش باشد) اما چرا سه گزارهای که باید ستون هویتی چپ باشد، در عمل به تبلیغ علیه خودشان بدل شده است؟ در سادهترین شکل ممکن تجربه مردم ایران در دهههای گذشته این است.
ستیز با بازار که قرار بود به برابری بیانجامد، در عمل به مصادره و ملیسازیهای بیبرنامه، اقتصاد دولتی ناکارآمد، بوروکراسی سنگین و دولت حجیم با ظرفیتهای بیشمار رانت، فساد، تبعیض و ویژهخواری و در نتیجه فقر و کمبود و ویرانی اقتصادی انجامید و این بدترین بلایی بود که چپهایِ سرمایهستیز، بر سر ایران آوردند.
ستیز با قدرت که در حرف در پی نفی سیستمهای کنترل و سرکوب بود، تبدیل به ستیز با امر ملی با شعار مبارزه با مرکزگرایی شد و مردم که تجربه هرج و مرجهای مکرر در دورههای بی قدرتی را داشتند، به هوش جمعی دریافتند که یک دولت ملیگرای مقتدر و خیرخواه علیرغم ضعفهایش بستری مناسبتر برای امنیت و توسعه است.
این در حالی است که مردم تجربه تاریخیِ وابستگی حزب توده به شوروی، خشونتهای کور چریکهای چپ و تسویههای خونین درون گروهی آنان را هم داشتند. در واقع برداشت کلی این است که «چپها فقط میخواهند قدرت را از این دیکتاتور بگیرند و دیکتاتوری خودشان را شکل بدهند.» تجربههای جهانی هم در قرن گذشته مؤید همین امر است.
حقوق اقلیتها نیز که قرار است به حقوق اتنیکها و زنان و گروههای فرهنگی بپردازد، در عمل گفتمان تجزیهطلبی را تقویت کرد که نتایج آن را مردم ایران این روزها در یکی از استادیومها میبینند.
البته وابستگی بیش از حد به متون ترجمهای که اغلب با بافتار و پیکربندی جامعه ایرانی ناهمخوان است نیز منجر به فاصله گرفتن بدنه اجتماع و هراس مردم از آنها شد. چرا که ایران همیشه جامعهای با تنوع زبانی و دینی بوده و ایرانیان با انتخاب فارسی به عنوان زبان میانجی برای آن راه حل داشتهاند و بسیاری از تئوریهای دیگرساز که عمدتاً از اندیشههای نواستعماری و ترجمهای میآیند با ریختشناسی رفتار جمعی این مردم بیگانه است.
در نتیجه مردم ایران از دیرباز و به مدد هوش جمعی و تجربه تمدنی دریافتهاند که برای بقا و تأمین امنیتشان در جهان و برای قدرتیابی و ایجاد زمینههای رفاه و توسعه، به دولت مقتدر خیرخواه نیاز دارند و امروزه آن را در شمایل پهلوی به عنوان نمونه پیشینی و تجربه شده بازآفرینی میکنند.
«رضاشاه روحت شاد» پاسخ مردم ایران به تجربه تلخ و شکست خورده اسلامگرایان و چپهاست که با عنوان کلی پنجاه و هفتی نامگذاری شدهاند و هیچگاه به دنبال شناخت واقعی جامعه ایران و رفع ضعفهای تئوریک و عملی خود نبودهاند و همواره فاصلهشان با مردم را در پس تئوریهای توطئه، انگ زدن به دیگران و نادان فرض کردن مردم پنهان کردهاند.
بخش بزرگی از جامعه ایران تصمیم گرفته از بین تجارب یک قرن اخیر، به آنی مراجعت کند که ضامن تقویت گفتمان ملی، حفظ تمامیت ارضی و بردن ایران به سمت توسعه و رفاه است. درست و غلطش را البته تاریخ نشان خواهد داد.
چپ ایرانی بهتر است نه با رقیب سیاسی خود، بلکه با تصویر خودساختهاش که برخاسته از رفتار و سابقهی سیاسیاش است مبارزه کند. مردم ایران به تمامیت ارضی کشور حساساند و در پی بهدست آوردن رفاه، توسعه و امید به آینده، در زمین واقعیت ایستادهاند؛ زمین سرد و سیاه واقعیت، نه در دنیای فانتزی و دستنیافتنیِ چپهایی که نظریههای آزمودهشدهشان جز فقر و مصیبت چیزی برای مردم نداشته است.
«رضاشاه، روحت شاد» پاسخ مردم است به جماعت آزموده و مردودشدهی پنجاهوهفتی؛ از اسلامگرا و اصلاحطلب تا چپ سنتی و آلترناتیو.
۴۱

مصدق روحت شاد - تهران، ایران
رضا خان پالانی ضد ملی بود نه ملی گرا! انگلیسیها با روی کار آوردن رضا خان مسیر دموکراسی خواهی انقلاب مشروطه رو وارونه کردند و ایران رو دوباره به سمت یه سلطنت مطلقه برگردانند. اگر کودتای انگلسی سوم اسفند ۱۲۹۹ رخ نمیداد احتمالا ایران میتونست با آزمایش و خطا به سطح مطلوبی از دموکراسی دست پیدا کنه و الگوی بقیه کشورهای نفتخیز خاور میانه بشه و این خواست انگلیس نبود. اکر شک دارید که هنوز هم رضا خان پالانی مورد حمایت انگلیسیهاست، یه نگاهی به منبع این مطلب بندازید!
27
9
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۹
۲۶

zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
مصدق روحت شاد - تهران، ایران
گاوی که در زمان صلح برای زهر چشم گرفتن از مشروطه خواهان ، لباس جنگ می پوشید و در زمان جنگ برای اثبات سرسپردگی و اطاعت از فرمان ارباب ، کت و شلوار و لباس فرنگ ،19
5
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۰
۲۶

راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش
رصا گاو پالانی با حمایت انگلیس سرکار آمد ارتشی ساخت که فقط برای جنگ داخلی ساخته شده بود. بعد از نابودی مشروطه و کشتن آزادیخواهان یکباره ارباب و صاحب عوض کرد و نوکر هیتلر. شد و با آمدن یک هنگ سیک ارتش انگلیس چنان گریخت که پدر گرجی اش در قبر به سمت دیگر چرخید. استارت کل مدرنیته از قاجار به پهلوی در دوران مشروطه زده شد و رضا گاوی که دستش بخون مردم یهود آلوده است هرامزاده ای بیش نبود. اسراییل همه چیز را میداند شما اوباش شاه اللهی فکر میکنید مثلا موساد از همخوابگی های رضا نکبت و پیرزن هرزه اش یاسیمین فیلم ندارد؟ 🤣🤣منتظر باشید. هرزه ها
14
5
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۴
۴۱

مصدق روحت شاد - تهران، ایران
zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان
حق با شماست.7
3
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۳