فرار بشار اسد؛ مقایسه با صدام و اشرف غنی

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر: سقوط بشار اسد و حزب بعث سوریه در آذر 1403 و طی تنها دو هفته بی هیچ مقاومت ارتش یا حمایت مردمی تکمیل پازلی بود که با انفجار پیجرها در لبنان و بمباران ضاحیه بیروت و قطع ارتباط لبنان و سوریه شروع شد و 18 آذر با فرار بشار اسد به نقطه پایانی رسید چندان که هیأت تحریر شام به سادگی و سرعت و سهولت قدرت را در دمشق در دست گرفت.

     صدا و سیمای رسمی ایران که در چند روز اول از مخالفان اسد به عنوان تروریست های تکفیری یاد می کرد ابتدا واژه تکفیری را برداشت و بعدتر از تعبیر گروه های مسلح استفاده کرد. صحنه ای که خبرنگار اعزامی صدا و سیما بلافاصله اصلاح کرد نشان می داد سیاست تبلیغی مدام تغییر می کند.

سرعت حوادث در سوریه آن قدر سریع بود و نشان می داد حکومت اسد تا چه حد پوشالی و نزد اکثریت مردم این کشور بی اعتبار است که نمی‌دانستند چگونه تحلیل کنند و دست آخر دست به دامان محمد جواد اردشیر لاریجانی شدند تا شب سقوط بشار اسد در تلویزیون ظاهر شود و بگوید بشار سقوط نخواهد کرد ولی رییس جمهوری بعثی که به خاطر خجلت ذاتی و تبعیت از روسیه فاقد ویژگی های یک رهبر مستقل و شجاع بود به دستور کرملین زاهی پایگاه هوایی حمیمیم در لاذقیه شده بود تا فرمان بگیردچه کند و وقتی رفت گفتند سوریه را ترک کن و ترک کرد.

    هر چند تحلیل جواد براداران لاریجانی درباره سوریه شبیه تحلیل او درمورد عراق و همان قدر سست و مضحک بود ولی رفتار اسد مثل صدام حسین نبود چون صدام حسین در عراق ماند در حالی که اسد از دمشق رفت مثل اشرف غنی که از کابل.

    او شامگاه شنبه 17 آذر 1403 خورشیدی  در تلویزیون ظاهر شد و احتمال سقوط بشار اسد را بسیار بعید دانست و شرایط را عجیب ندانست و گفت به زودی در سوریه ورق برمی‌گردد!

      صبح روز بعد که بشار فرار کرد  ویدیوی سخنان دیشب او در تلویزیون در فضای مجازی با طعنه دست‌به‌دست می شد که می گفت:  "شرایط خیلی شرایط عجیبی نیست به این معنا که قبلاً در زمان تهاجم اولیه داعش آن‌ها تا نزدیک کاخ ریاست جمهوری پیش‌روی کرده بودند، اما شکست خورده و به عقب بازگشتند." این در حالی بود که سفیر ایران به صراحت گفته بود اینها  شبیه داعش نیستند.  
 
   به هر رو تا طالبان به کابل رسید اشرف غنی رفت و اینجا هم تا تحریر شام و نیروهای تحت امر احمد الشرع یا ابو محمد جولانی به دمشق رسیدند بشار اسد ترجیح داد صحنه را ترک کند چون فرمان از مسکو رسیده بود و همین نشان داد نه تابع تهران که گوش به فرمان کرملین است.

   در ایران اما در تبلیغات رسمی و خصوصا صدا وسیما مانده بودند چه بگویند. فروپاشی و نفرت مردم سوریه از بشار اسد نسبتی با ترسیم او به عنوان یکی از اضلاع جبهه مقاومت نداشت چرا که ترسویی او شباهتی به سید حسن نصرالله و یحیی سنوار دو ضلع دیگر این جبهه نداشت که کمتر از دو ماه قبل هدف عملیات تروریستی اسراییل قرار گرفته بودند. اسد اما یک تیر هم به سوی اسراییل شلیک نکرده بود و به دست مخالفان مسلح داخلی سرنگون شد.

    خوش‌حالی نیروهای حماس از سقوط او هم باعث شگفتی در ایران شد چون قاعدتا یک ضلع جبهه مقاومت که نباید از سقوط ضلع دیگر خوش‌حال باشد. واقعیت اما این بود که حماس با گرایش اخوان المسلمین در سال 1982 هدف کشتار و قتل عام حافظ اسد در حما قرار گرفته بود و بر خلاف تبلیغات رسمی و حکومتی در ایران به ویژه آنچه در صدا و سیما و شبکه افق ادعا می شد مخالفان بشار اسد تنها داعش نبودند و طیف متنوعی از گروه ها را شامل می شد که از سلطه اقلیت علوی و فساد و رشوه و توسعه نایافتگی به تنگ آمده بودند. رویارویی بخشی از نیروهای حماس با اسد در جریان درگیری های داخلی در سوریه حتی مدتی موجب تیرگی روابط ایران و حماس هم شده بود و شاید دلیل آن که بعد از اسماعیل هنیه حالد مشعل به رهبری حماس نرسید همین سابقه بود.

   سقوط اسد برای بلندگوهای رسمی در ایران چاره ای جز این باقی نگذاشت که کل قصه را به اسراییل و آمریکا و ترکیه نسبت دهند و هر چند قابل انکار نیست آنها هم دست داشتند یا از این آشفته بازار خرسند بودند اما عامل اصلی همان حکومت فردی بود که به نام جمهوری قدرت را از پدر به پسر منتقل کرده و پسر ناخواسته بر کرسی پدر نشست و اگر برادرش کشته نشده بود قدرت به او نمی رسید و در لندن طبابت می کرد.
سقوط اسد برای کیهان و اصول گرایان رادیکال داخلی از حوادث لبنان و غزه هم تلخ تر بود چرا که از فرار بزدلانه بشار اسد نمی توانستند حماسه بسازند و در انتقاد از او هم باید احتیاط می کردند زیرا زنده بود و احتمال داشت از مسکو واکنش نشان دهد.

کما این که تنها 9 روز بعد بیانیه صادر و این گونه روایت کرد:

    "خروج من از سوریه نه برنامه‌ریزی‌شده بود و نه در ساعات پایانی نبردها رخ داد، همان‌طور که برخی ادعا کرده‌اند. برعکس، من در دمشق ماندم و وظایف خود را تا ساعات اولیه یکشنبه ۸ دسامبر ۲۰۲۴ انجام دادم. زمانی که نیروهای تروریستی به دمشق نفوذ کردند، به لاذقیه منتقل شدم تا در هماهنگی با متحدان روس خود عملیات جنگ را نظارت کنم.

 پس از رسیدن به پایگاه هوایی «حمیمیم» در آن صبح، مشخص شد که نیروهای ما به‌طور کامل از تمامی خطوط نبرد عقب‌نشینی کرده‌اند و آخرین مواضع ارتش سقوط کرده‌اند.

 همان‌طور که اوضاع میدانی در منطقه به وخامت گذاشت، خود پایگاه نظامی روسیه نیز تحت حملات فزاینده هواپیماهای بدون سرنشین قرار گرفت. با نبود هیچ راه خروجی، مسکو درخواست کرد فرماندهی پایگاه ترتیبی برای تخلیه فوری به روسیه در شامگاه یکشنبه ۸ دسامبر بدهد. این امر تنها یک روز پس از سقوط دمشق رخ داد، که پس از آن فروپاشی نهایی مواضع نظامی و فلج شدن تمامی نهادهای دولتی روی داد.

 در هیچ یک از این رویدادها من هرگز به کناره‌گیری یا پناهندگی فکر نکردم و چنین پیشنهادی نیز از سوی هیچ فرد یا گروهی مطرح نشد. تنها اقدام ممکن ادامه مبارزه علیه هجوم تروریستی بود.

 من تأکید می‌کنم که فردی که از اولین روز جنگ از معامله نجات ملت برای منافع شخصی یا سازش بر سر مردمش در برابر پیشنهادها و وسوسه‌های بی‌شمار خودداری کرد، همان فردی است که در کنار افسران و سربازان ارتش در خط مقدم ایستاد؛ فقط چند متر با تروریست‌ها در خطرناک‌ترین و شدیدترین میدان‌های نبرد فاصله داشت.

 او همان فردی است که در تاریک‌ترین سال‌های جنگ، نرفت و همراه با خانواده خود در کنار مردمش باقی ماند، بمباران‌ها و تهدیدات مداوم تروریستی علیه پایتخت طی چهارده سال گذشته را تحمل کرد. علاوه بر این، کسی که هرگز مقاومت در فلسطین و لبنان را رها نکرده و به متحدانی که کنارش ایستاده بودند خیانت نکرده است، نمی‌تواند همان فردی باشد که از ارتش و ملت خود روی برگرداند.

 من هرگز به دنبال منافع شخصی نبوده‌ام و همواره خود را نگهبان یک پروژه ملی در نظر گرفته‌ام که با ایمان مردم سوریه، که به چشم‌انداز آن اعتقاد داشتند، حمایت می‌شد. من باور و تعهد راسخ خود را برای دفاع از دولت، نهادهای آن و پایبندی به انتخاب‌های مردم تا آخرین لحظه حفظ کرده‌ام."

   بیانیه اما موجی برنینگیخت و حامیان اسد در تهران هم چندان به آن نپرداختند و شاید در دل می گفتند کاش مانده بود و کشته می شد تا با نام گذاری خیابانی در تهران به نام  او در کنار نصرالله و سنوار از او یاد می شد نه آن که به اشرف غنی تشبیه شود.

   پس از آن باز در رسانه های اصول‌گرا به جای بررسی چرایی سقوط سریع حکومتی که دهه‌ها از آن حمایت شده بود به تغییر پوشش ابومحمد جولانی گیر دادند که از دستار به کراوات رسیده است و دل بستند به این که ترکیه زیر بار میدان دادن به کردهای سوریه نخواهد رفت.

    خطای بزرگ محاسباتی در ایران این بود که تمام مخالفان دیکتوری بشار اسد را به داعش نسبت دادند در حالی که در ابتدای بهار عربی مثل دیگر کشورهای منطقه اعتراضات مدنی بود و داعش بعدتر وارد شد تا سوء استفاده کند. دیگر این که بعد از دفع داعش اسد فرصت داشت دست به اصلاحات بزند اما هیچ کاری نکرد و حتی به حضور تحریر شام در بخش هایی از سوریه رضایت داد.

    اندک اندک که گروه جدید مستقر و بازگشت اسد منتفی شد صداهای متفاوتی هم در ایران شنیده شد و از جمله سخنان یک فرمانده سابق سپاه در سوریه بسیار بازتاب داشت. سردار بهروز اثباتی مسئول قرارگاه فضای مجازی ستاد کل نیروهای مسلح و از فرماندهان سپاه در سوریه در سخنرانی عمومی  نکاتی را گفت که نقل آنها گزارش آذرماه را غنی می‌کند:

   "-در سوریه، مردم قیام کردند و یک سیستم فاسد فاسق رو حذف کردند.

 بعد از طوفان الاقصی، هر اقدامی در شامات انجام شد روس ها در جهت منافع رژیم صهیونیستی انجام دادند. هر وقت صهیونیست ها می خواستند مقرهای بزرگ ما را بزنند روس ها تمامی سیستم های راداری خود را خاموش کردند.

 -در سوریه در زمان بشار اسد، حتی می خواستند از فرمانده نظامی ایران در سوریه هم رشوه بگیرند.

 -جناب رئیسی که به دمشق آمدند وزارت اعلام سوریه گفتند از فرودگاه تا قصر را پرچم می زنیم اما فهمیدیم قرار نیست از آقای رئیسی استقبال کنند. سریع قرارگاه تاسیس کردیم در 5 یا 6 ساعت کل جاده فرودگاه تا قصر را تزیین و آماده کردیم و شهر را تغییر دادیم. چند وقت دیگر دیدیم از فرودگاه تا قصر (بشار اسد) را پرچم امارات زدند. چون وزیر خارجه امارات می خواست صبح بیاید و عصر برگردد. ما اعتراض کردیم.

 -زن بشار اسد از اهل سنت بود و به دنبال جایگزینی کشورهای عربی با ایران بود.

 -خط امارات و عربستان سعودی به بشار اسد گفته بودند همه هزینه ها و پول ها را می دهیم اما شما ایران را محدود کنید و کرد. در سه ماه گذشته بشار اسد و دولتش بیشترین فشار را به ایرانی ها آورد. بیش از 80 درصد از خانواده های ایرانی شامل سفارت و مدرسه و مهندسان ایرانی در دولت بشار اسد را با اثاث از خانه هاشان بیرون کردند و خیلی ها از آنها شب ها در ماشین می خوابیدند.

 -یکی از سرداران ما در آخرین روزها با بشار اسد دیدار مخفیانه داشت و گفت او مسخ شده بود.

    -حتی ماهر اسد (برادر بشار اسد و یکی از فرماندهان ارشد ارتش سوریه)  هم رشوه می گرفت. از زائران عراقی زینبیه هر اتوبوس 100 دلار رشوه می گرفت."
+28
رأی دهید
-1

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۲۵
    zan,zendgi,azadi - کلن، آلمان

    فرار اشرف غنی از جنس فرار محمد رضا پهلوی بود و فرار بشار با خوانواده از جنس فرار رضا خان میرپنج و خوانواده . صدام جرات داشت و غیرت که هیچ کدام از این دیکتاتورهای دیگر نداشتند.
    62
    4
    شنبه ۰۹ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۱
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.