مروری بر وضعیت قتلهای ناموسی در ایران در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد سرکوبهای خانوادگی منجر به قتل زنان، در کنار تبلیغات ضدزن و سرکوبهای اجتماعی زنان، به شکلی چشمگیر افزایش داشته است.
تنها در زمستان ۱۴۰۳ جزییات و مستندات قتل ۷ زن به دست «ایرانوایر» رسیده که همگی بهدلیل نادیده گرفتن حق انتخاب سبک زندگی، درخواست جدایی یا خروج از رابطه پرخشونت بهدست همسران و پدرانشان به قتل رسیدهاند.
ایرانوایر بر حداقلی بودن این آمار تاکید میکند چرا که بسیاری از اخبار مرتبط با قتل زنان با انگیزههای ناموسی، به رسانهها راه پیدا نمیکند.
***
دنیا حسینی؛ دانشجوی تربیت معلمی که کاردآجین شد
دنیا سه روز بعد از جدایی به خانه پدر و مادرش بازگشت و تنها یک روز بعد به شکلی فجیع توسط پدرش کشته شدروز دوشنبه ۲۹بهمن۱۴۰۳، زن جوانی به نام «دنیا حسینی» بعد از هشت سال تحمل مداوم خشونت خانگی از سوی همسرش، تنها بهدلیل درخواست طلاق توسط پدرش کاردآجین شد.
«پردیس ربیعی»، فعال حقوق زنان در اینباره میگوید: «خانوادهاش مخالف این بودند که دنیا طلاق بگیرد اما همسرش هم بهشدت خشونتورز بود و بارها او را به مرگ تهدید کرده بود.»
دنیا در وضعیتی ناامیدکننده و دشوار به رغم آنکه میدانست خانواده و بهویژه پدرش مخالف سرسخت جدایی است، از خانه شوهرش به منزل پدر و مادرش بازگشت. بر اساس دستنوشتهای که از روزهای پایان زندگیاش به جا مانده خانواده دنیا او را در اتاقی محبوس کرده و تلفن همراهش را از او گرفته بودند.
او در این دستنوشته تاکید کرده به رغم اینکه «زندگی بسیار دشوار است اما من دست از تلاش برای جنگیدن دست بر نمیدارم.»
در طول سالهای گذشته صدها زن تنها بهدلیل آنکه بعد از تحمل خشونتهای بسیار در زندگیهای زناشویی که اغلب در سنین پایین و به شکل اجباری به آن تن داده بودند، قصد جدایی از همسرانشان را داشتند بهدست مردان نزدیک به خود، عموما همسران و پدران، کشته شدهاند.
خانواده دنیا حسینی به گفته پردیس ربیعی «همگی او را مقصر اصلی طلاق میدانستند. دنیا اما از نفرتی که نسبت به همسرش داشت و تهدیدهایی مداومی که به مرگ میشد، جان به لب شده بود.»
دنیا حسینی دل به دریا زد. در زندگی سرشار از مشکلات ناشی از فرهنگ پدرسالار و زنستیز برای طلاق تصمیم جدی گرفت اما از سوی خانواده برای بازگشت به خانه همسرش تحت فشار شدید قرار داشت. پردیس ربیعی میگوید: «طلاق در ساختار پدرسالار خانواده دنیا مثل بسیاری از خانوادههای سنتی، بهعنوان یک شکست اجتماعی و شخصی تلقی میشد. او بهشدت مورد تهدید قرار گرفت، نهتنها به خاطر انتخابهای شخصیاش، بلکه بهدلیل عدم تبعیت از انتظارات سنتی و مردسالارانه خانواده. او قربانی کودکهمسری بود.»
دنیا حسینی تنها نوجوانی ۱۵ ساله بود که در فضای سنتی کرمانشاه تن به ازدواج با یکی از نزدیکانش داد. هیچکس نمیداند با اینکه همسر دنیا به او هم اجازه تحصیل داد و هم اجازه کار، چرا همزمان هشت سال خشونت بیامان به او روا کرد تا جایی که طاقت او بهسر آمد و در نهایت طلاق گرفت. سه روز بعد از جدایی به خانه پدر و مادرش بازگشت و تنها یک روز بعد به شکلی فجیع توسط پدرش کشته شد.»
زهرا اصغری؛ هفت ضربه چاقو در برابر دیدگان دخترش
روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۳ زنی به نام «زهرا اصغری»، مادر دو کودک با ۷ ضربه چاقوی همسر به سینهاش به قتل رسید پیش از این گفته شده بود که در دیماه۱۴۰۳ چهار زن به نامهای «زهرا شهبازی»، «غزاله حدودی»، زنی به نام «زهرا» ۲۳ ساله و «کوثر دارابی» بهدست مردان نزدیک به خود کشته شدهاند. حالا میشود یک نام دیگر به این آمار افزود. بر اساس اطلاعات رسیده به ایرانوایر، روز ۱۹دی ۱۴۰۳ زنی به نام «زهرا اصغری»، مادر دو کودک با ۷ ضربه چاقوی همسر به سینهاش به قتل رسید.
همسر زهرا بارها در زندگی زناشویی به او خیانت کرده و هربار که زهرا برای طلاق اقدام کرده بود، او را به مرگ تهدید کرده بود.
پردیس ربیعی، فعال حوزه زنان ساکن ایران درباره زندگی پررنج زهرا اصغری میگوید: «این جنایت، نه در خلوت، بلکه در برابر چشمان دختر ۱۴ ساله زهرا رخ داد. شوهر زهرا حتی دخترشان را تهدید کرده بود که او را هم خواهد کشت.»
به گفته پردیس ربیعی، این زن رنجدیده بارها شنیده بود که همسرش، با زنان دیگری رابطه دارد اما هر بار که برای طلاق چمدان بست و به منزل خانوادهاش پناه برد همسرش با وعدههایی از جنس خانه و ماشین، او را به بازگرداند: «زهرا، شاید از سر سادگی یا شاید به امید روزهایی بهتر برای فرزندانش، میپذیرفت که برگردد. همسرش از او خواسته بود مهریهاش را ببخشد در عوض خانه و ماشین به نامش خواهد شد. زهرا هم چنین کرد اما شوهرش با یک بنگاه املاک تبانی کرد و با قولنامهای جعلی او را بیپناه رها کرد.»
همسر زهرا بارها در زندگی زناشویی به او خیانت کرده و هربار که زهرا برای طلاق اقدام کرده بود او را به مرگ تهدید کرده بودبه گفته منابع نزدیک به زهرا اصغری بعد از بخشیدن مهریه، همسر او شروع کرد به کنترل کردن زهرا در همه ابعاد: «بدبینی شوهرش داشت او را از بین میبرد. گویی زهرا نه همسر، بلکه بخشی از اموالش بود. دوربینهای خانه، چشمهای همیشه بیدار شوهرش بودند . او که خودش بارها خیانت کرده زهرا را با سوءظن و خشم آزار میداد، تا اینکه روزی، چاقو به دست گرفت و زندگی زهرا را در برابر چشمان دخترش پایان داد.»
پردیس ربیعی که زنکشیهای بسیاری را در ایران رسانهای کرده، به ایرانوایر میگوید: «در جامعهای که مردسالاری ریشه در فرهنگ، قانون و عرف دارد، زنانی مثل زهرا نه تنها از خشونت خانگی در امان نیستند، بلکه قربانی سیستمی میشوند که آنها را بیحقوق و بیپناه رها کرده است. خیانت، کنترلگری و خشونت جسمی، زنجیره آزارهایی است که بسیاری از زنان ایرانی در آن گرفتارند. مهریه، که قرار بود ابزاری برای حمایت از زنان باشد، در بسیاری موارد با فریب و فشار از دست میرود و زنان را در برابر مردان بیرحم بیپشتوانه میمانند.»
آمار زنکشی در ایران، هرگز بهصورت رسمی و دقیق منتشر نمیشود، اما گزارشهای پراکنده و اخبار روزانه نشان از بحرانی عمیق دارد. بر اساس برخی برآوردها، سالانه صدها زن در ایران قربانی قتلهای ناموسی یا خشونت خانگی میشوند. در سال ۱۴۰۳، فعالان حقوق زنان از افزایش نگرانکننده این آمار خبر دادند. آماری که تنها نوک کوه یخ را نشان میدهد، چرا که بسیاری از این جنایات در سکوت و پشت دیوارهای خانهها مدفون میمانند. قتلهایی مانند قتل زهرا اصغری که حالا دیگر در این دنیا نیست اما روایت رنج او باید زنگ خطری باشد برای همه کنشگران.