فال روز پنجشنبه ۹ مارچ - ۱۸ اسفند

فروردین
 
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست***سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید***تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست
تعبیر:زندگی بدون او برایت میسر نیست. غم دوری و هجران را نمی توان تحمل کنی ولی فعلا" چاره ای جز این نداریو با گریه و زاری کردن کاری درست نمی شود. شاید در آینده وصال یار میسر شود. با امید رسیدن به مقصود با مرگ دست و پنجه نرم کن.

اردیبهشت
 
کنون که بر کف گل جام باده صاف است***به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر***چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
تعبیر: اگر کار را برای رضای خداوند انجام داده ای پس چرا دیگر شکایت می کنی. خداوند مزد تو را می دهد. پیر دانایی راه تاریک تو را با علم خودش روشن می کند ولی راه بسیار طولانی و مقصد دور است. تو از عاقبت گناه باخبری پس چرا گناه می کنی. با توسل به قرآن آبروی ریخته ات بر می گردد.

خرداد
 
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت***و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت
خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز***کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت
تعبیر:در کمک و خدمت به دیگران از هیچ چیزی مضایقه نمی کنید. برای دوست خوب جان خود را هم فدا می کنید اما انتظار نداشته باشید دوستانتان هم مثل شما رفتار کنند، زیرا این خصلت شماست. کمی در خدمت دل خودتان باشید و فکری برای درد خودتان بکنید.

تیر
 
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت***به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود***زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
تعبیر:در کمک و خدمت به دیگران از هیچ چیزی مضایقه نمی کنید. برای دوست خوب جان خود را هم فدا می کنید اما انتظار نداشته باشید دوستانتان هم مثل شما رفتار کنند، زیرا این خصلت شماست. کمی در خدمت دل خودتان باشید و فکری برای درد خودتان بکنید.

مرداد
 
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست***منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری***سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
تعبیر:صلاح در این است که فعلا" به عهدی که بسته ای عمل کنی. درست است که پشیمان شده ای اما خود را به دست سرنوشت سپرده ای. رحمت خداوند شامل حالت می شود و اقبال بلند و ثروت زیادی به تو می بخشد. اما مواظب باش با وزیدن باد غفلت زود همه چیز را از دست ندهی.

شهریور
 
روضه خلد برین خلوت درویشان است***مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد***فتح آن در نظر رحمت درویشان است
تعبیر:با هر کس طرح دوستی نریز که هر چه صدمه دیده ای از دوست بد بوده است. در عشق شکست خورده ای. اما همه چیز دوباره رو به راه می شود. عشق پاک و بی آلایشت را نصیب هر کسی نکن زیرا آنان ظاهر خوب و باطنی تیره دارند. در زمان احتیاج هم در هر خانه ای را نزن که حاجت تو در زور بازویت می باشد.

مهر
 
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت***درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم***عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
تعبیر:خداوند نعمت و رحمت زیادی به تو ارزانی داشته و آنچه را که احتیاج داری فراهم نموده است، پس مغرور نباش. او از حال تو خئب آگاه است. روزی تو قطع نمی شود. در زندگی به پستی و بلندی اعتقاد داشته باش قبله ی معبود تو فقط و فقط خداوند باشد.

آبان
 
حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست***باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است***غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
تعبیر: از انتظار خسته شده اید. منتظر جواب ثانیه شماری می کنید. باز هم شانس خود را محک بزنید. برای رسیدن به جواب به کسی دروغ نگویید، چون مشت شما باز می شود. متوسل به حیله نشوید. صبر داشته باشید. انشاالله جواب خواهید گرفت.

آذر
 
چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت***حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا***که کارخانه دوران مباد بی رقمت
تعبیر:صلاح در این است که فعلا" به عهدی که بسته ای عمل کنی. درست است که پشیمان شده ای اما خود را به دست سرنوشت سپرده ای. رحمت خداوند شامل حالت می شود و اقبال بلند و ثروت زیادی به تو می بخشد. اما مواظب باش با وزیدن باد غفلت زود همه چیز را از دست ندهی.

دی
 
المنه لله که در میکده باز است***زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی***وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
تعبیر:به قولی که داده ای عمل کن. کار ناتمامت را تمام کن ولی پایت را از گلیمت درازتر نکن چون باعث رسوایی ات می شود. در حق کسی بدی نکن چون نتیجه اش دامنت را می گیرد. نصیحت این پیر دانا را گوش کن تا سعادتمند شوی و گره ی کار تو باز شود. اقبال و ستاره ی تو چون خوشه ی پروین است.
 
بهمن
 
تعبیر: هر چیزی را که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. خود را گرفتار مسئله ای کرده ای که نجات از آن بسیار سخت است. آنقدر خود را غرق در این کار کرده ای که اطرافیان را از یاد برده ای. مقاومت کن حتی اگر مجبور شوی التماس کنی. خود را رهایی ده.

اسفند
 
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت***ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی***هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
تعبیر:به درگاه خداوند دست نیاز بلند کرده ای و عاجزانه طلب مراد می کنی. دنبال طبیبی برای درمان دل بیمار خود هستی. حاضری برای رسیدن به مقصود جان خود را هم فدا کنی. بالاخره فیض رحمت خداوندی شامل حالت می شود. روزگار تلخ برایت شیرین شده، نسیم بهاری هم دل سرد و بی روح تو را به گلزاری مصفا مبدل خواهد ساخت..
+9
رأی دهید
-1

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.