داستان عجیب تعرض جنسی به یک پسر ۱۷ ساله: آقای دکتر خب مرام گذاشته بود

روایت یک تعرض جنسی عجیب به پسری ۱۶-۱۷ساله؛ در برنامه زنده تلویزیونی

راننده‌ای بوق میزند، سوار میشود، بفرما میزند بیا تو، خونه ما خالیه.

بعد از تعرض جنسی، فردای آن روز هم مدرسه نمی‌رود و می‌روند گردش و تفریح!

روان‌شناس: شک نکردی؟
پسر نوجوان: آقای دکتر خب مرام گذاشته بود
+16
رأی دهید
-114

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۷۹
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا

    به یقین این پسر قبلا هم مورد تعرض قرار گرفته بوده است و مسئله ساده لوحی نیست
    2
    53
    ‌پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۰۲:۲۸
    ۴۲
    Momiji - توکیو، ژاپن

    پسره احتمالاً از شاگردان سعید طوسی بوده ، الان هم دیر نیست میتونه در حوزه بُشکیه ثبت نام کُنه و اونجا شب و روز با طلبه ها مرام بازی کُنه !! دنیا رو چه دیدی ، یکوقت هم ممکنه بشه رهبر مفعول آینده ، البته اگر تا اونزمان این رژیم مفعول فعلی سرنگون نشده باشه .
    8
    55
    ‌پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۰۳:۴۶
    ۵۶
    nooshin tehrani - روم، ایتالیا

    دقیقا. نود درصد تعارض جنسی در ایران، تعرض نیست، رابطه است. فقط زمانیکه رسوائی میشه، میرن شکایت برای تعرض میکنند. همشون. هیچ فرقی نداره.
    5
    52
    ‌پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۰۴:۳۸
    ۳۷
    مطلب روز - تهران، ایران

    از همون اول معلوم بوده پسره دلش میخواسته طرف هم چنان بهش حال داده که باقی حالشو مدرسه نرفته رفته تفریح که یکی دیگه رو پیدا کنه که بیاد بهش حال بده چه حال تو حالی شد این داستان چون باقی شو نه به مامانش گفته نه به اقای دکتر
    3
    35
    ‌پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۰۹:۵۰
    ۳۲
    Dermis - لندن، انگلستان

    کاملا واضحه پسره اینکاره بوده یارو هم سوار کرده برده ترتیبش رو داده بعد هم با هم رفتن گردش و خوش گذرونی.هیچ ربطی به سادگی نداره مگه طرف عقب مونده ذهنی باشه که اینجور ماجرایی رو ناخواسته تجربه کنه.
    0
    24
    ‌پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۱۱:۳۴
    ۳۸
    mayhem - کیتو، اکوادور
    داشت خاطره بچگی خودشو تعریف میکرد
    9
    6
    ‌پنجشنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۰
    ۴۳
    Humpy - سیدنی، استرالیا
    جالبه با یه داستان نصوه نیمه، همه زود قاضی میشن شروع می‌کنن به تهمت زدن که حتما اون یکی‌ اینجوری بوده ، اون یکی‌ اونجوری بوده ! اگه این بلا سر برادر یا بچه خودتم اومده بود همین حرفو میزدی ؟ کی‌ میخوایم آدم بشیم ؟!
    14
    7
    جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ - ۱۱:۵۶
    ۳۲
    Dermis - لندن، انگلستان
    [::Humpy - سیدنی، استرالیا::]. مثلا الان تو آدم شدی که بخودت اجازه میدی به نظر دیگران حمله کنی و توهین کنی؟ تو از کجا میدونی برداشت تو درسته و برداشت دیگران غلط؟ الفبای آزادی بیان و ابراز عقیده و تحمل نظر متفاوت رو یادنگرفته اومده از آدم شدن حرف میزنه.
    2
    13
    جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۲
    ۳۹
    Aydin2009 - استانبول، ترکیه
    هیچ پسر سالمی سوار ماشین مرد غریبه که براش بوق زده نمیشه،اگه هم بشه مرد نره خر رو نمیاره خونه اش خلوت کنن و وقتی بهش “تعرض” شد فرداش با متجاوز نمیره گردش و تفریح،و بعدش هم نمیگه مرده گناه داشت با مرام بود. واقعا شما نمیدونید تو‌جامعه چه خبره؟ بهرحال افرادی که اینجور تمایلات دارن خیلی زیاده،و برای کم سن و سالهاش هم مشتری زیاد.ایشون گی تشریف داشته و باره اولش هم نبوده.
    1
    11
    جمعه ۱۰ تیر ۱۴۰۱ - ۲۰:۵۳
    ۴۳
    Humpy - سیدنی، استرالیا
    [::Dermis - لندن، انگلستان::]. بی‌ حسابو کتاب به آدما تهمت زدن می‌شه آزادی بیان ؟! کجای حرف من برداشت داشت که میگی‌ از کجا می‌دونم برداشت من درسته ؟؟ یه خط از یه پاراگراف رو خوندی بدون این که کلشو بخونی واسه خودت نتیجه گیری کردی ! منظورم دقیقا همین رفتار بود.
    2
    4
    شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱ - ۲۱:۲۴
    ۴۳
    Humpy - سیدنی، استرالیا
    [::Aydin2009 - استانبول، ترکیه::]. دوست عزیز ظاهراً دورو ورت آدم ساده لوح نبوده. آدم‌هایی‌ رو دیدم که از روی ساده لوحی خیلی‌ کار‌های عجیب تر می‌کنن. یه سری هم هستن که توی کارشون خیلی‌ حرفیی‌ تر از این هستن که فکرشو بکنی‌. همه فکر می‌کنن خودشون بهشن و گول نمیخورن تا وقتی‌ گیر یکی‌ از اینا بیفتن. تا حالا با ماشین فروشا یا دلا ل ‌های خونه دمخور بودی ؟ یه جوری سر ملت گول میمالن دهن آدم باز میمونه! . اول انقلاب گفتن ماه رو توی ماه دیدن، فکر میکنی‌ کسی‌ باور نکرد ؟فکر میکنی‌ همه میخواستن مملکت اینجوری بشه رفتن توی خیابون خمینی رو گذاشتن سر کار؟ .
    0
    3
    شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱ - ۲۱:۳۶
    ۱۰۵
    Kefli Iskender - مریخ، وانواتو
    این روایت مربوط به یک پسر بچه در سال ۵۷ است. و یک هواپیمای ایرفرانس که داشت از آسمان ایران رد می شد. مردم دعوتش می کنند خانهو بعد با هم می روند مرام بازی. با وجودیکه در هوواپیما از طرف پرسیده بودند مرام شما چیست، و جواب داده بود: هیچی! اومدم فقط خواهر مادر این ملت یکی کنم که دیگه هوس مرام بازی نکنند. البته کات کرد، ولی مردم که به مرام بازی عادت کرده بوند دست بردار نبودند. همینطوری ادامه دادند تا همین امروز که سوار لکوموتیر می شوند.
    0
    6
    یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱ - ۰۱:۰۷
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.