ماجرای تجاوز به زن پناهجوی ایرانی و باردار شدنش در ترکیه

تصویری که رسانه های ترکیه از سعید فطرتی صاحب کار ایران «ک» و متین کارابایر ، متهم به تجاوز به او منتشر کرده اندایران وایر: آیدا قجر
هشتم فروردین ۱۴۰۱ جلسه بررسی پرونده حقوقی تجاوز به زن پناهجوی ایرانی در ترکیه برگزار شد. متهمان که نام و تصویر آن‌ها در رسانه‌های ترکیه منتشر شده است، «متین کارابایر» با همدستی صاحب‌کار قربانی، «سعید فطرتی» هستند. این دادگاه با وجود در اختیار داشتن ادله از جمله آزمایش دی‌ان‌ای از جنین ایجاد شده از تجاوز و احراز هویت آن که متعلق به متجاوز است، جلسه بعدی دادگاه را برای شش ماه بعد تعیین کرد؛ در حالی‌که متجاوز همچنان آزاد است.

«ایران‌وایر» در گفت‌وگو با «ک» قربانی این تجاوز به شرط محفوظ ماندن هویت او و چند روزنامه‌نگار ترک که این پرونده را دنبال کرده‌اند، به شرح آن‌چه تاکنون گذشته، می‌پردازد.

***

رسانه‌های ترکیه به تازگی به پرونده‌ حقوقی تجاوز به «ک» پرداخته‌اند که یک سال پیش با مادرش به این کشور مهاجرت کرد و در منطقه «حارامی‌دره» Haramidere استانبول مشغول به کار شد. قربانی این تجاوز برای تامین معیشت خود و مادرش در سالن زیبایی «ساینا بیوتی» مشغول به کار شد؛ اما در همان ابتدای شروع به اشتغال، صاحب‌کار او «سعید فطرتی» [هم‌دست متهم اصلی] او را با «متین کارابایر» [متهم اصلی] آشنا کرد. حدود دو ماه بعد، متهم اصلی در هماهنگی با سعید فطرتی و در پی اصرارهای او به قربانی، «ک» را فریب داد، به محل قرار کشاند، او را با خوراندن نوشیدنی بیهوش کرد و مورد تجاوز جنسی قرار داد.

روایت قربانی از برنامه‌ریزی برای تجاوز چیست؟

ماجرای فریب «ک» از چند روز پس از شروع به کارش در سالن زیبایی «ساینا بیوتی» شروع شد. او برای «ایران‌وایر» روایت کرد، متین کارابایر که مغازه‌اش روبه‌روی سالن زیبایی قرار داشت، به محل کار او می‌آید و شروع به ابراز علاقه و اصرار می‌کند که با هم قراری بگذارند. در این میان سعید فطرتی نه تنها واکنشی در حمایت از «ک» که مدام به خواسته‌های کارابایر پاسخ منفی می‌داد، نداشت؛ بلکه او هم به «ک» اصرار می‌کرد که با کارابایر قرار بگذارد.

«ک» در گفت‌وگو با پرتال زنان روزنامه Evrensel توضیح داده است که سعید فطرتی به او می‌گفت کارابایر در تصمیم خود جدی است و «ک» می‌تواند با اخذ گواهی تجرد با او ازدواج کند. «ک» در این گفت‌وگو تصریح کرد که برای یک ماه از سوی صاحب‌کار و کارابایر تحت فشار روحی و روانی بود تا خواسته آن‌ها را بپذیرد. او بالاخره شماره تماس خود را در اختیار متهم اصلی قرار می‌دهد.

او به «ایران‌وایر» نیز توضیح داد: «نمی‌خواستم از خانواده‌ام پول بگیرم. قصد داشتم به کارم ادامه دهم و برای همین علی‌رغم میلم با تشکر و روی خوش، اصرارها را از سرمی‌گذراندم. اصرارها و فشارهای صاحب‌کارم باعث شد شماره‌ام را به متین بدهم و حاضر شوم با او به رستوران بروم.»

در شب تجاوز چه گذشت؟

روایت «ک» از ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ (۱۸ مه ۲۰۲۱):

«تازه بعد از ۲۰ روز قرنطینه همه‌جا باز شده بود. در تمام این ۲۰ روز صاحب‌کارم مدام پیغام می‌داد که با متین قرار بگذارم. بالاخره برای شام به محلی که آدرس آن را متین برایم فرستاد، رفتم. یک رستوران در محله آوجی‌لار استانبول، در فیروزکوی بود. متین به همراه یک مرد دیگر پشت میزی نشسته بود. گفت دوستش پلیس است و چون ایرانی‌ـترک است، برای ترجمه حرف‌های‌مان آمده است. مادرم با من تماس تصویری گرفت و کارابایر به او گفت که می‌خواهد با من ازدواج کند، اما مادرم گفت که زود است و اول باید با هم آشنا شویم. بعد از اتمام تماس، به تدریج چند مرد دیگر به عنوان دوستان متین به سر میز آمدند. یکی از آن مرد‌ها مسلح بود و من با دیدن اسلحه‌اش مضطرب شدم و تصمیم گرفتم که بروم. حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب بود که گفتم می‌خواهم بروم. متین اصرار کرد یک نوشیدنی بنوشیم و بعد من را برساند. از ترسم یک ودکا پلمب خواستم. خودم در بطری را باز کردم و کمی نوشیدم، به دست‌شویی رفتم و بعد از بازگشت به میز و بیان این‌که می‌خواهم آن‌جا را ترک کنم، دیگر چیزی به یاد ندارم. البته به خاطر دارم که در مسیر یک جا نگه داشتند و من به توالت عمومی رفتم. حالم خیلی بد بود. بعد که چشم‌هایم را باز کردم، روی یک تخت افتاده بودم و متین روی من بود و من زیر دستش تقلا می‌کردم که رهایم کند. ولی نکرد. تاکسی گرفتم و با استفاده از گوشی موبایل راننده به مادرم خبر دادم. اما تازه وقتی به خانه برگشتم متوجه شدم لباس زیرم پاره شده و تنم کبود است.»

«ک» می‌گوید که نمی‌داند که تا قبل از تجاوز، آیا دوستان پلیس متین به او کمک کرده بودند یا نه و حتی نمی‌داند آیا مورد تجاوز از سوی آن‌ها هم قرار گرفت است یا خیر؛ چون بی‌هوش بوده است.

این روایت‌ در جلسه دادگاه به تاریخ ۸ فروردین ۱۴۰۱ توسط قربانی بیان شده و متهم نیز به حضور شخص سوم به عنوان «پلیس» اشاره کرده است.

واکنش سعید فطرتی به روایت قربانی، فردای تجاوز

«ک» فردای شب تجاوز به محل کار خود مراجعه می‌کند و واقعه را با سعید فطرتی در میان می‌گذارد و می‌گوید که قصد طرح شکایت حقوقی دارد. اما صاحب‌کار، به جای حمایت و دفاع از او، قربانی را تشویق به سکوت می‌کند و می‌گوید خودش با متین کارابایر صحبت خواهد کرد.

قربانی به «ایران‌وایر» توضیح داد که پس از طرح مساله با صاحب‌کار، دوستان پلیس و مسلح متین کارابایر از راه رسیدند و او را تهدید کردند که اگر شکایت کند، هم او و هم مادرش را خواهند کشت.

اما این تنها باری نبود که «ک» برای ادامه دادن سکوتش مورد تهدید قرار گرفت.

بارداری قربانی و جنین حاصل از تجاوز

سه هفته از شب تجاوز گذشته بود که «ک» شکم‌درد گرفت و برای آزمایش به آزمایش‌گاه مراجعه کرد و متوجه شد که باردار است. او از طریق دوستی، با کارابایر تماس گرفت و او را مطلع کرد و گفت که نمی‌خواهد بچه را نگه دارد. از کارابایر خواسته شد که هزینه‌ سقط جنین را تامین کند تا در بیمارستان این جراحی انجام شود. اما متین کارابایر پاسخ می‌دهد که «برود شکایت کند. هرچقدر باشد خرج می‌کنم تا ک را از روی زمین محو کنم.»

به شهادت «ک» او بارها از سوی کارابایر تهدید به مرگ شد تا مجبور به ادامه سکوت شود. اما در نهایت پس از گرفتن برگه تجرد از سفارت ایران در ترکیه و با طرح شکایت و به دستور قضایی، توانست با حضور ماموران پلیس در بیمارستان، به این بارداری پایان دهد.

به دستور قاضی، روی جنین سقط شده آزمایش دی‌ان‌ای صورت گرفت و پس از هفت ماه، نتیجه نشان داد که جنین حاصل تجاوز متین کارابایر به «ک» بوده است.

در دادگاه چه گذشت؟

خبرگزاری «مزوپوتامیا»، در گزارشی که درباره جلسه دادگاه هشتم فروردین منتشر کرده، نوشته است که دادستان، به جای بازجویی از متجاوز، از خانم «ک» بازجویی کرده و حتی با اشاره به شب تجاوز، با کنایه از او پرسیده است: «خوش گذراندید؟!»

البته در بسیاری از سیستم‌های حقوقی، در چنین پرونده‌هایی شاکی برای مدت‌ها و در جلسه دادگاه هم مورد سوال و جواب قرار می‌گیرد تا سندیت ادعای او محرز شود. مساله‌ای که اتفاقا فشار روانی بسیاری به قربانی وارد می‌کند و یکی از دلایلی است که بسیاری از شاکیان چنین پرونده‌هایی از میانه طرح شکایت، از ادامه پیگیری حقوقی منصرف می‌شوند.

اما استفاده از کنایه‌هایی که مثل «خوش‌گذرانی» مساله‌ای است که می‌تواند چند موضوع را هم‌زمان مطرح کند؛ مسایلی که مورد انتقاد رسانه‌ها و جامعه مدافع حقوق زنان نیز قرار گرفته است. مثل قدرت دادگاه و طرف مقابل شاکیان تجاوز جنسی قرار گرفتن، یعنی عدم رعایت بی‌طرفی و همچنین فرودست دانستن زنان و خصوصا پناهجویان.

در همین‌ راستا و با توجه به سابقه چنین پرونده‌هایی، زنان عضو «حزب کارگران ترکیه» پیش از برگزاری جلسه دادگاه، با انتشار محل دادگاه و زمان برگزاری جلسه، از فعالان حوزه دفاع از حقوق زنان و فعال در زمینه خشونت‌های جنسی، خواسته بود که مقابل دادگاه برای حمایت از قربانی این پرونده تجمع کنند. در توییت آن‌ها عنوان شده بود که این زن پناهجو و کارگر ایرانی، تنها نیستم.
رسانه ها و گروه های فمنیستی ترکیه در حمایت از «ک» به پرونده او پرداخته انددر جلسه دادگاه متهم اصلی یعنی متین کارابایر ضمن بیان اظهارات ضد و نقیض، ابتدا ادعا کرده بود که جنین متعلق به او نیست و به گفته «ک» متهم اصلی اظهار داشته بود که موقع تجاوز از کاندوم استفاده کرده بود. اما قاضی دادگاه به او پاسخ داد که بنا به نتیجه آزمایش تست دی‌ان‌ای جنین به احتمال ۹۹درصد متعلق به او و حاصل این واقعه است که کارابایر برای آن در دادگاه حضور دارد.

از سوی دیگر، «ک» به «ایران‌وایر» توضیح داد: «متین گفت من ۴۰۰ لیر بابت سکس گرفتم. اما دوستش گفت ۱۰ هزار لیر و بعد گفت نمی‌دانم چقدر گرفته. بحث را در دادگاه سمت علایق سیاسی و مذهبی من برد که اصلا ربطی به تجاوز ندارد. فقط می‌خواست فضا را برای من ناامن کند.»

در نهایت، طبق گزارش روزنامه «یئنی گون» دادگاه مقرر کرد که دو مامور پلیس که گفته می‌‌شود با اسلحه قربانی و شاکی پرونده را تهدید کرده‌اند، به عنوان شاهد به دادگاه فراخوانده شوند. دادستان دادگاه نیز طی این جلسه خواستار رفع نواقص شد. در عین‌حال، بنا به تصمیم دادگاه قرار است اظهارات سعید فطرتی در جلسه بعدی دادگاه یعنی شش ماه دیگر، شنیده شود.

وکیل «ک» خواستار بازداشت کارابایر شد؛ اما دادگاه ضمن رد این خواسته، حتی کنترل قضایی او را برای امضای هفتگی، لغو کرد.

«ک»، در گفت‌وگو با پرتال زنان روزنامه Evrensel با اشاره به شش ماه فاصله تا جلسه بعدی گفته است: «در دادگاه احساس تنهایی کردم چون نمی‌توانستم به زبان ترکی صحبت کنم و خیلی آزاردهنده بود. یک بار دیگر متوجه شدم که چقدر سخت است نتوانی خود را ابراز کنی. دادگاه با وجود همه شواهد و قرائن جلسه بعدی را ۶ ماه به تعویق انداخت و قرار بازداشت کارابایر را هم رد کرد. اگر می‌دانستید که در این ۶ ماه چه فشار روانی بر من تحمیل می‌شود؛ در حالی‌که آن مرد آزاد است.»

قربانی و شاکی این پرونده، در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» با اشاره به فشارهای روحی به صراحت گفت: «اگرچه کارابایر با وجود همه تهدیدها آزاد است و این امنیت روانی من و مادرم را در خطر قرار داده است اما تا به ثمر رسیدن این دادخواهی ادامه می‌دهم. احتمالا من تنها قربانی این مرد و هم‌دستان او نیستم.»

بخشی از روایت‌های «ک» از قربانی تجاوز شدن و پیگیری‌های حقوقی‌اش برای انجام دادخواهی، پیش از برگزاری دادگاه در صفحه «می‌‌تو ایران» منتشر شده بود. در این گزارش با پرداختن به زوایای دیگری از این پرونده و روند دادگاه، در گفت‌وگو با «ک» حقیقتی را منتشر کردیم که ابعاد گسترده‌تری خصوصا برای زنان پناهجو دارد. زنان پناهجو به دلایل مختلف اعم از فرودستی اقتصادی و اصل پناهجو بودن به شکل مداوم، مورد سوءاستفاده و خشونت‌های جنسی قرار می‌گیرند.

پرونده حقوقی «ک» نخستین پرونده‌ با شکایت حقوقی زنی پناهجو است که از جمله برگ برنده آن در دادگاه، نتیجه آزمایش دی‌ان‌ای روی جنین حاصل از تجاوز است و توانسته چنین ابعاد  گسترده رسانه‌ای در خود ترکیه هم داشته باشد.
+101
رأی دهید
-17

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۲
    Momiji - توکیو، ژاپن

    اگر این ماجرا بی کم و کاست و حقیقت محض باشه ، میشه نتیجه گرفت که سعید فطرتی چه پست فطرت و ..... بوده و همینطور اون خر نر متین که بر خلاف اسمش چه نجاست و کثافتی بوده !! البته این خانوم هم خودش کم مقصر نیست ، وقتی رضایت قلبی و شخصی در این ارتباط نداشته و هیچ حمایتی هم از طرف صاحبکارش نمیدیده ، باید کارش رو ول میکرد و دنبال کار جدید میگشته ( با وجود سختی و مشکلات گذران زندگی در بیکاری و در یک کشور خارجی ) . در آخر ، ترکیه هم یه خرابشده ایست مثل اکثر کشورهای اسلامی که اسلام و مرد حاکم هست و زن ، بیچاره و زیر دست و بی پناه !!
    11
    158
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۳:۵۴
    ۴۶
    تحت تعقیب وزارت - لندن، انگلستان

    لعنت ابدی بر آنهایی که کشوری که قطب ذخایر نفت و گاز جهان است و روزگاری ابرقدرت منطقه و شهروندی آن باعث مباهات بود را از نظر اقتصادی آنقدر ضعیف کردند که زن و مردش مجبور به مهاجرت به جایی مثل ترکیه شوند و چندین میلیون آواره مسیرهای قاچاق و سرگردان در دنیا، روزگاری کارگرهای بنگلادشی و‌فیلیپبنی در ایران ما مشغول خدمات اجتماعی بودند و آرزوی اتباع کشورهای همسایه ما اخذ اقامت ایران بود و آرزوی آمریکائیها و تروپائی ها سفر توریستی به این سرزمین ، امروز خدمات سکسی دادن به عربهای کثیف عراقی در مشهد شده افتخار نماینده ولی فقیه در آنجا و رقابت شدید بین همه مسئولان طراز اول در بردگی سگی مثل پوتین و‌خوش خدمتی به بشار اسد آدمکش . راستی راستی چقدر همه ما پوست کلفت و بی خیال و بی غیرت شدیم . افسوس
    15
    133
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۵:۱۸
    ۶۵
    pirzan e irani - استکهلم، سوئد
    [::تحت تعقیب وزارت - لندن، انگلستان::] هم کامنتی: خشونت و تجاوز و کشتار باید محکوم بشود. با نظر جنابعالی حدودی موافقم. ولی قرار نیست دیگران و یا یک ملت(عراقی ها) را بکوبیم و توهین بکنیم تا خود را از زیر مشکلات زیربنایی تبرئه بکنیم. یاد آوری بکنم در کشورهایی چون عربستان و شیخ نشین ها اکثر کسانی که خدمات اجتماعی را ارایه میدهند، خارجی و ایرانی هستند. آیا این برگ برنده ای است؟ این کارگران آیا حقوق بازنشستگی و بیمه و غیره ای دارند؟ آیا این کشورها در رده کشورهای دمکراتیک و آزاد محسوب می شوند؟ لیبی در دفاع از حقوق شهروندان خود بیشترین حساسیت را نشان میداد. حتی قذافی برای کشتن یک شهروند خود در رومانی گویا مقصر هم بود. رابطه دیپلماسی خود را با رومانی قطع کرد. ولی قذافی کی بود؟ بنابراین گرچه در گذشته شهروندان خارجی در ایران کار میکردند، ولی ایرانی های زیادی هم در کشورهای عربی مشغول به کارهای فیزیکی بودند. بنظرم بهتر است از مباحث سطحی خارج بشویم. وارد بحث بی غیرت بودن و با غیرت بودن نمی شوم نظر جنابعالی است. موفق باشید. پاچه بگیران به پیش!
    18
    16
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۷:۴۳
    ۲۲
    راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش
    [::Momiji - توکیو، ژاپن::]. چرا جفنگ می‌گویی؟؟ مثل آخوندها حرف میزنی. اگر این نباشد اگر آن نباشد؟! زن بیچاره را مسموم کردن! مگر تو داری در تلویزیون حرف میزنی و مواظبی که ازت اتو نگیرند و شکایت کنند. اگر این نباشد و اگر آن نباشد. دختر بیچاره چقدر بدبخت است که هم وطنان بی‌غیرتی مثل من و تو دارد.
    17
    30
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۸:۲۲
    ۲۲
    راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش
    [::تحت تعقیب وزارت - لندن، انگلستان::]. و لعنت بر کسانی مثل من و تو که نشسته اند و فقط در سایت‌های مختلف زر می‌زنند و چی بودیم چی شدیم می‌کنند. یک عده حماقت کردند و انقلاب کردند و یک عده هم بجای مقاومت مثل گلوله در رفتند و ولینعنت خود را تنها گذاشتند. انها که انقلاب کردند حالا پشیمانند. نه بخاطر اینکه مملکت گل و بلبل بود بلکه به خاطر اینکه از چاه در آمدند افتادن تو چاه. حالا آن فلنگ بسته ها ول نمی‌کنند. چی بودیم چی شدیم 😂😂😂پس چرا نماندید؟ چرا الان نمیجنگید؟؟نشستن وزر زدن که همه می‌توانند. تا یکی هم حرف زد. یا ساندیس است یا کمونیست یامجاهد؟ بکشین بهم و برین جلو! ما ملت نامرد باشیم پشت سرتان نیاییم.ملت دادش یکبار خر شدن و رفتن برای آخوند جنگیدن. باید بری جلو تا پشت سرت بیان
    25
    22
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۳
    ۴۶
    تحت تعقیب وزارت - لندن، انگلستان
    [::راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش::]. لطفا تعمیم نده ،زر زدن حداقل کار من نبود ۲۲ سال پیش حتی .
    3
    8
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۸
    ۵۱
    رزم جو - لوس انجلس، ایالات متحده امریکا
    آخه شکایت کردن تو اون کشور داغون با اون پلیس و سیستم فاسدشون به کجا میرسه؟ مملکت خودتو ول کردی با یه بچه راه افتادی ترکیه رفتی سالن زیبایی کار کنی؟ خوب میمیرید تو همون کشور خودت بمونی حتما باید بیایی ترکیه تا این بلا سرت بیاد. یعنی تو ایران سالن آرایش نیست این خانوم مجبور شده بره ترکیه کار کنه، عجب!!
    12
    11
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۲:۱۱
    ۴۶
    تحت تعقیب وزارت - لندن، انگلستان
    [::راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش::]. لطفا تعمیم نده، حداقل من اهل زر زدن نیستم ۲۲ سال پیش حتی قبل از درگیری های معروف دانشگاه تهران در شرایطی که جوانی ۲۴ ساله بودم و در زمان خاتمی کثافت به اتفاق برادرم دستگیر شدم به علت همکاری با نشریه دانشجویی دانشگاه ۹ روز انفرادی بودم با وثیقه آزاد شدم چند ماه بعد رای دادگاه آمد و به یک سال حبس محکوم شدم با تبعید به زندان قزوین که ناچار به به گذراندن حبس شدم و از دوره فوق لیسانس دانشگاه اخراج، مجددا پس از آزادی به علت درگیری در مراسم سخرانی فائزه رفسنجانی توسط وزارت اطلات دستگیر شدم و ۹روز انفرادی بودم با وثیقه آزاد و این بار وکیلم مطمئن بود دادگاه انقلاب حبس سنگین برایم می دهد و به ناچار با اینکه سند منزل پدرم در تهران در وثیقه بود از مرز غربی کشور فرار کردم و سال هاست منزل پدر مصادره و رای ۳سال و نیم حبس قطعی برایم صادر شده. نمی خواستم ۳.۵ سال حبس را برای مردمی که اصلا برایشان فرق نمی کرد من کی هستم و چرا زندان هستم را تحمل کنم. اگر شما بیرون گود نشسته اید و می گویید لنگش کن من و دو نفر اعضای خانواده ام طمع زندان های جمهوری اسلامی را چشیدیم
    3
    16
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۲:۳۶
    ۴۲
    Momiji - توکیو، ژاپن
    [::راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش::]. اولاً جفنگ نشستی . معلومه که دیمی و بادی میخونی و خیلی سطحی به قاضی میری ! نقل خبر از ایران وایر هست ، بعضی از منابع خبری ، خبرگزاریها ، روزنامه ها ، مجلات و کُلاً Media دخل و تصرف در اصل خبر دارند ، حالا به نفع جریانی و یا برای تحت تأثیر قرار دادن مردم و یا بعناوین و اهداف خاص !! بهمین خاطر گفتم اگر داستان بی کم و کاست و حقیقت محض باشه ! بعد هم که بیهوشش کردند ، بله منهم نگفتم بهوش بوده و یا ماجرا رو دروغ گفته ، گفتم مقصره که با اون کثافت قرار ملاقات گذاشته و با اینکه رضایت قلبی نداشته با پای خودش به دام اون شیاد و شیطان رفته و اون بلا سرش اومده !! تو اول کامنت رو کامل و بدقت بخوان , کمی با مغز علیلت تجزیه و تحلیل کن و بعد قدقد کن ! در ضمن از خودت مایه میذاری که بیغرتی ، اون مربوط بخودت هست ، دیگران رو متهم به بیغرتی نکن !
    2
    14
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۴:۱۲
    ۳۵
    hitman01 - استوکهلم، سوئد
    در این که تجاوز کار شنیعی هست بحثی نیست و مجرم باید به سزاش برسه. ولی در عجب هستم از دخترانی که با این که می دونن در یک مملکت سنتی هستن که مرد ها تصمیم می گیرن و هیچ حمایتی در صورت اتفاق برای زنان صورت نمی گیره باز هم‌می رن نصف شب با یه نفر غریبه الکل می خورن. مخصوصا ودکا که از قویترین مشروبات هست که یک خانم حتی با مصرف کم می تونه بی حال و بیهوش بشه.
    4
    14
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۵:۱۴
    ۲۲
    راستگوی بی طرفدار - سالزبورگ، اتریش
    [::Momiji - توکیو، ژاپن::]. تو اگر بیغرت نبودی به یک زن ایرانی تهمت نمیزدی. ..خیلی بیغرت تر از خامنه ای هستی ..
    3
    3
    ‌پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۸:۰۷
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.