رضا براهنی، نویسنده و شاعر سرشناس ایرانی درگذشت

خانواده رضا براهنی، شاعر، نویسنده و منتقد برجسته ادبیات، بامداد جمعه پنجم فروردین ماه از درگذشت او خبر دادند.

اکتای براهنی، فرزند آقای براهنی خبر درگذشت او را بدون اشاره به علت آن در شبکه اجتماعی اینستاگرام منتشر کرد. با این حال در سال‌های اخیر گزارش‌هایی مبنی بر بیماری آلزایمر او منتشر شده بود.
رضا براهنی ۸۶ ساله هنگام مرگ در تورنتوی کانادا به‌ سر می‌برد، جایی که او از نیمه دهه ۱۳۷۰ به آن مهاجرت کرده بود.

آقای براهنی از اعضای هیات موسس کانون نویسندگان ایران بود و مبارزه با سانسور دولتی در سال‌های پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران او را در برابر حکومت‌های ایران قرار داد.

بهار ۱۳۹۷ خبرگزاری ایلنا در گفت‌وگویی با اکتای براهنی به سانسور گسترده آثار او در جمهوری اسلامی پرداخت. آن گزارش فاش می‌کرد که کتاب‌های آقای براهنی برای سال‌ها نتوانسته بودند مجوز انتشار بگیرند به‌طوری که حتی ترجمه او از نمایشنامه «ریچارد سوم» شکسپیر نیز به سد سانسور وزارت ارشاد برخورده بود.
 
رضا براهنی در ۲۱ آذرماه ۱۳۱۴ در شهر تبریز به دنیا آمد، در ۲۲ سالگی از دانشگاه این شهر لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت، سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجه دکتری به ایران بازگشت. او از آبان ۱۳۴۳ با سمت استادیاری، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و در اردیبهشت ۱۳۴۷ به سمت دانشیاری ارتقا یافت.
رضا براهنی از جمله شاعران و نویسندگان مدرن ایران بود که سابقه‌ای طولانی در مبارزه با سانسور داشت. او از اعضای هیات موسس کانون نویسندگان بود. وی پیش و بعد از انقلاب بارها به سانسور اعتراض کرده بود.
 
از مشهورترین آثار رضا براهنی می توان به کتاب «خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» اشاره کرد، همچنین «اسماعیل» و «ظل‌الله» دیگر کتاب‌های مهم او در حوزه شعر هستند که آنگونه که فرزندش در مصاحبه ای با ایلنا در بهار ۱۳۹۷ اشاره کرد، آثارش با سانسور گسترده در جمهوری اسلامی رو به رو بوده است. از نویسنده چند رمان از جمله «آزاده خانم و نویسنده‌اش»، «رازهای سرزمین من» است.
آقای براهنی در طول فعالیت خود موفق شد افتخاراتی را کسب کند که از آن میان می توان به این موارد اشاره کرد:
 
    دریافت تندیس چهره‌های شاخص شعر آوانگارد ۱۳۹۵
    جایزه ادبی یلدا برای یک عمر فعالیت فرهنگی در زمینه نقد ادبی ۱۳۸۴
    جایزه بهترین روزنامه‌نگار حقوق انسانی ۱۳۵۶
آثار رضا براهنی به زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، سوئدی و فرانسوی ترجمه شده‌است.
+62
رأی دهید
-11

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۷۹
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    یک مخبط کامل تجزیه طلب و ضد ایرانی و عقده ای درگذشت. این همان امامزاده ای است که شعر مزخرف "رضاشاه" را سرود و پوست خربزه زیر پای محسن نامجو گذاشت. خودش را هم خیلی قبول داشت. فکر میکرد که ملک الشعر است. از شعر زمین و زمان ایراد می گرفت در صورتیکه خودش حتی یک شعر ماندگار ندارد.
    27
    37
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۳:۰۰
    ۱۰۵
    Kefli Iskender - مریخ، وانواتو
    آفتابی است مرا در دیدار که مکدر نمی شود نگهش - نور را جویم اندر شب تار.(ا.ط). ایشیقلار ایچینده اویاسان رضا براهنی.
    7
    24
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۴:۰۵
    ۵۷
    ضدبشر - گراتس، اتریش
    روحش شاد.
    13
    22
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۴:۱۵
    ۵۹
    رها از جهل - اوین، ایران
    درود به روان پاک و وطن پرستش که انسانهای آزاده ای همچون خود را آموزش داد تربیت کرد. یادش برای همیشه بر تارک تاریخ ادبیات معاصر ایران میدرخشد.
    18
    18
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۶:۳۹
    ۵۹
    رها از جهل - اوین، ایران
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::]. واقعا که از پیری و خرفتی زودرس به خرافه گویی رسیدی. مخبط اون شاه دیکتاتور و خودخواه شما بود که تحمل حتی یک شاعر و نویسنده قلم بدست را هم نداشت.چرا چ.ن مثل او نمی اندیشیدند. همین شاعر صلح طلب در زمان بلانسبت تمدن بزرگ اجازه نداشت که در محافل عمومی (برای شما که نه چون اصلا مال این حرفها نیستید و نبودید) ولی برای مخاطبین و دوستداران خودش کلاس بگذارد و مجبور بود در زیرزمین خانه خودش گردهمایی ادبی و نه سیاسی بگذارد.
    25
    22
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۶:۴۸
    ۵۹
    رها از جهل - اوین، ایران
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::]. از بین کل تربیت شدگان مکتب واهی و خودپرستی شاهتان یکنفر را اسم ببرید که بعد از سرنگونی او در دنیا به یک جایگاهی اجتماعی رسیده باشد. سرسپرده ترینشان همان تیمسارهای زپرتی بودند که همچون توی بی سواد به امریکا فرار کرده و ناوگان تاکسی یکی از فرودگاه ها را برای خود قرق کرده و همدیگر را هم امیر صدا میکردند. ولی همین دکتر براهنی رانده شده از دو حکومت منفور شاه و شیخ برای دو دوره متوالی رییس انجمن قلم کانادا شد.و همه میدانند در بین آن همه نویسنده و شاعران بزرگ چنین جایگاهی مثل ظرفشویی نیست که نصیب همه شود!! و حال شمای بی سواد و خرفت او را مخبط مینامی؟؟. راستی با این سن و سال و عشق و علاقه همایونی ت به کجا رسیدی؟ چه بودی و چه کردی برای وطن ات؟؟ جز ظرف شویی و جارو کشی و نوکری اجنبی تاج دیگری بر سر اربابتان گذاشتید؟؟ .
    15
    18
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۶:۵۹
    ۵۹
    رها از جهل - اوین، ایران
    [::گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا::]. اگر اون شاه عاری از مهر شما با دگراندیشان وطن پرستی چون بختیار-فروهر- صدیقی و دیگر نویسندگان و شاعران وطن پرست, کمی, فقط کمی ایجاد ارتباط میکرد و نظراتشان را فقط میشنید, امروز حال روز ایران و خاندان نکبت بار خودش و شما فراریان بدینجا نکشیده بود. افسوس که او فقط میگفت خودم, و اندیشه ها و تفکرات و نظرات خودم و زمانی دست بسوی مخالفین خود دراز کرد که آیت الله بی بی سی و همپالگی هاشان, آتش هرج و مرج را برافروخته بودند.
    13
    19
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۷:۱۱
    ۴۰
    paksan - ایران، ایران
    خداوند رحمتش کنه. واقعا عمر پربرکتی داشت که آرزوی همه ماست.
    11
    18
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۸:۱۳
    ۷۹
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    [::رها از جهل - اوین، ایران::]. عقل کل چرا همه چیز را به شاه ربط میدهی! مگر من سلطنت طلب هستم!؟ من حقیقت طلب هستم. نه حزب الهی نه منافق و نه شاه اللهی. انتخاب اصلح بهترین گزینه است. کسانیکه کسی را می پرستند مقلد و مثل میمون هستند. فرقی نمی کند که بت شما محمد و یا رجوی و یا شاه باشد. همگی مثل همدیگر و تابع دیگری هستید. این اقا تجزیه طلب بود و حتما شما هم مثل او هستید که مفتونش شده اید.
    16
    27
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۸:۲۷
    ۳۲
    مطالبه گر - تورنتو، کانادا
    روحش شاد
    5
    15
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۹:۱۴
    ۷۹
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    این آقا مطلقا در زمان شاه تحت سانسور نبود و دو صفحه در مجله ی فروسی در دستش بود که هرچه می خواست می نوشت و به صغیر و کبیر هم حمله میکرد و فکر می کرد اشعار خودش در حد شکسپیر است. انقدر نخوت داشت که فکر نمیکنم که شکسپیر و فردوسی را کسی بر میشمرد. در زمان شاه حداقل 15 شاعر مطرح داشتیم که یکی این اقا نبود. این ادم نژادپرست فوق العاده خود بزرگ بین حتی حافظ و فردوسی را هم قبول نداشت. چنان مفتون اشعار بی سر و ته خودش بود که از سیمین بهبهانی هم ایراد میگرفت. هر کس در دوران شاه تحت سانسور بود این اقا نبود. شاهد من دوره ی کامل مجله ی فردوسی است. در غرب هم در مجله ی عباس پهلوان قلم میزد تا فهمیدند که نژاد پرست افراطی و تجزیه طلب است و او را بیرون کردند. با این همه یک شعر مطرح ندارد. کج و کوله میسرود و عده ای انتلکتوال هم بدون فهمیدن معانی برایش هورا میکشیدند تا خودشان را روشنفکر بشناسانند. همکاری مستقیم با رژیم شاه داشت. وقتی انقلاب شد با رژیم خمینی لاس زد. وقتی انجا دیگر تحویلش نگرفتند به پان ترکیزم پیوست تا ایران تجزیه شود و شاید شغل نان و آب داری نصیبش شود.
    10
    25
    جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۸
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.