در این سکانسها، محسن تنابنده، جدا از دقت و قدرتنمایی در شناخت و ارائه و ثبتِ لهجههای گوناگون، آن هم با ظرایف و ریزهکاریهای سخت و پیچیدهی هر لهجه-، کار مهمِ دیگری هم میکند: او تمام این لهجهها را، و تمام این کاراکترهای بومی و محلی را، در پکیج و گونهای ارائه میدهد که، نه رئالیسمِ محض است، و نه تیپ و شِبههتیپ... اما هم رئال و واقعیست؛ و هم آشکارا، بارِ «نمایشی» دارد... هم روزمره و طبیعیست؛ و هم مشخصاً، «بازی» و بازیگریست... در این سکانسها و لهجهها، مخاطب، بازیگری را میبیند که برای درآوردنِ هر لهجه، هیچ «زور نمیزند»؛ و هیچ سعی و اصرار به جلوهگریِ لهجهها ندارد...

