فرمانروای بلامنازع قم علی خامنهای است؛ نزدیکی به خامنهای و دوری از او است که رابطه قم با مقامهای سیاسی را تعیین میکند
خامنهای از همان ابتدای رهبریاش میدانست که برای تثبیتش به عنوان «رهبر انقلاب» ناگزیر باید قم را رام کند. خمینی در نتیجه رهبری انقلاب ۵۷ و جایگاهش در حوزه آنچنان کاریزمایی داشت که قم را تهدیدی برای خود نمیدید. ماجرای خامنهای متفاوت بود. نه جایگاه حوزوی داشت و نه اساسا نقشی مهم در انقلاب که از آن به عنوان منبع قدرت استفاده کند. دو خطر بزرگ در قم، رهبری او را تهدید میکرد: اول، روحانیون سنتی و عالیرتبهای که او را «هیچ» میدانستند و اساسا با تشکیل حکومت دینی هم مخالف بودند و دوم، روحانیون سیاسی مانند حسینعلی منتظری که جایگاهش در قم و ایران از او بالاتر بود.
او برای همین از طلبههای جوانی که هنوز به مدار روحانیون سنتی وارد نشده بودند یا مطرود سنتیها بودند خواست که به خطابه و وعظ اکتفا نکنند. اینکه او از تکواندو کار شدن روحانیون هم تجلیل میکرد اشاره پرت و پیشپا افتادهای به آن معنا بود که به شما اختیار و اجازه میدهم در هر فعالیتی که مایلید وارد شوید، خودم حصن و حصار شما خواهم بود و اگر تابع من باشید سعادتمندتان میکنم. همین روحانیون پروژه سرکوب قم را پیش بردند و نهایتا دومین حوزه بزرگ شیعیان به تیغی در دست علی خامنهای بدل شد.
خامنهای در سه دهه گذشته این تیغ بران را هر زمان خواسته به صورت هر کسی کشیده است. نه فقط حذف و حصر منتظری و آذری قمی که نخستین شعارهای علنی علیه اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در قم شنیده شد.
سررشته امور در پایتخت مذهبی ایران در دست کسی است که اکنون بر مسند رهبری جمهوری اسلامی تکیه زده است. کارت هدیه و برقراری بیمه و مستمری و بازنشستگی قم را راضی نمیکند. روحانی حتی برای به دست آوردن دل بزرگان قم برخلاف محمود احمدینژاد هیچ وزیر زنی را به مجلس معرفی نکرد. او در سیاستهای فرهنگیاش متحجرترین افراد را به کار گرفت تا قم از او نرنجد. اما بیفایده بود.
دوران ریاستجمهوری حسن روحانی نشان داد که فرمانروای بلامنازع قم علی خامنهای است. نزدیکی به خامنهای و دوری از او است که رابطه قم با مقامهای سیاسی را تعیین میکند و به همین دلیل روحانی در دوران ریاستجمهوریاش چهره منفور قم بود.
قدیمی ترین هاجدیدترین هابهترین هابدترین هادیدگاه خوانندگان