زنی که هم مادر قاتل و هم مادر مقتول بود از قصاص گذشت

مرد جوان که برادرش را به قتل رسانده و متواری شده بود، در حالی دستگیر شد که مادرش به‌عنوان تنها ولی دم از قصاص او گذشت کرد.

به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، ظهر هفتمین روز شهریور امسال مأموران کلانتری ۱۵۹ بی‌سیم در تماس با بازپرس مصطفی واحدی از وقوع جنایتی در یک خانه قدیمی اطراف میدان خراسان خبر دادند.

نخستین بررسی‌های تیم تحقیق نشان می‌داد جنایت در حیاط خانه‌ای دو طبقه رخ داده و پسر بزرگ خانواده به‌نام شاهین از سوی برادر کوچکش شهریار و با ضربه کارد به قتل رسیده است.

در تحقیقات اولیه خواهر مقتول به بازپرس کشیک قتل پایتخت گفت: من 5 برادر دارم و همراه مادرم در این خانه قدیمی و دو طبقه زندگی می‌کنیم. من و برادرم شهریار که کوچک‌ترین فرزند خانواده است هر کدام در یکی از اتاق‌های طبقه اول زندگی‌ می‌کردیم و مادرم و سه برادر دیگرم در طبقه دوم ساکن بودند. شاهین برادر بزرگم که به قتل رسیده‌ است گاهی برای آشپزی به آشپزخانه‌ای که در گوشه حیاط است می‌آمد اما شهریار همیشه به او اعتراض می‌کرد. امروز هم وقتی شاهین به آشپزخانه رفت همین مسأله دوباره باعث دعوا و درگیری بین آنها شد. وقتی صدای درگیری را شنیدم از اتاق خارج شدم که دیدم شهریار با عصبانیت چاقویی را از داخل اتاقش برداشت و از پنجره به داخل حیاط پرید و به شاهین ضربه‌ای زد و بعد هم از خانه متواری شد.

این در حالی بود که برادر دیگر مقتول ادعا کرد  اختلاف آنها بر سر ارثیه خانه پدری بوده و قاتل درخواست سهم الارثش را داشته اما مقتول با این موضوع مخالف بوده است.

تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌داد متهم از تهران خارج شده است. در حالی که عامل جنایت متواری بود، مادر مقتول به دادسرای امور جنایی پایتخت رفت و از قصاص پسرش به اتهام برادرکشی گذشت کرد.

با گذشت 50 روز از این جنایت، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت متوجه شدند که متهم به پایتخت برگشته است. بدین ترتیب با زیر نظر گرفتن پاتوق‌های شهریار، او شناسایی و دستگیر شد.

مرد جوان زمانی که در مقابل بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی پایتخت قرار گرفت به قتل برادرش اعتراف کرد و در حالی که پشیمان بود، گفت: نمی‌خواستم او را به قتل برسانم. عصبانی شدم و ناخواسته این اتفاق رخ داد. وقتی برادرم را به قتل رساندم به یکی از شهرستان‌های جنوبی کشور رفتم و مدتی در آنجا ماندم، اما عذاب وجدان لحظه‌ای مرا رها نمی‌کرد، با این حال می‌ترسیدم که خودم را معرفی کنم. وقتی به تهران برگشتم فقط چند ساعت بعد توسط کارآگاهان پلیس دستگیر شدم.

او درباره انگیزه قتل گفت: برادرم در طبقه بالا زندگی می‌کرد اما مدام به حیاط و طبقه پایین می‌آمد و در کارهای من دخالت می‌کرد. هر بار که وارد حیاط می‌شد، داخل اتاق مرا نگاه می‌کرد و همین مسأله مرا عصبانی می‌کرد. هر بار هم از من بهانه‌ای می‌گرفت. آن روز خیلی عصبانی شدم و با چاقو به او ضربه‌ای زده و از ترس متواری شدم.

به دستور بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی پایتخت، متهم جوان در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
+7
رأی دهید
-2

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۸۱
    گفتگوگر - پیتزبورگ، ایالات متحده امریکا
    قوانین مسخره و عقب افتاده ی مذهبی که منشعب از تورات یهودیان است و دیگر یهودیان هم ان ها را به دور افکنده اند و مسلمین فکر میکنند که این قوانین از اسمان ها امده و غیر قابل تغییر هستند
    0
    0
    یکشنبه ۹ آبان ۱۴۰۰ - ۱۳:۴۵
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.