مربی بدنسازی که در یک نزاع خیابانی به هواخواهی از دوستش جوانی را با شلیک گلوله بهقتل رسانده بود در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار حوادث«ایران»، رسیدگی به این پرونده از خرداد سال 98 بهدنبال وقوع درگیری مسلحانه در شرق تهران آغاز شد. پس از آن مأموران به محل اعزام شدند و با جسد خونین مرد جوانی بهنام سیروس مواجه شدند که شواهد نشان میداد وی با شلیک گلوله از پا در آمده است. با بررسی بیشتر مشخص شد که پدر و پسرعموی مقتول نیز در این درگیری زخمی شده و به بیمارستان منتقل شدهاند.
در تحقیقات بعدی عامل این جنایت شناسایی و مشخص شد پس از شلیک مرگبار به محل نامعلومی گریخته است. بعد از آن مأموران موفق شدند وی را که قصد فرار از مرز داشت، دستگیر کنند.
متهم که چندین سابقه کیفری در پروندهاش دارد و مربی بدنسازی است در بازجوییها گفت: من متأهلم و دو فرزند هم دارم. سالهاست در رشته بدنسازی فعالیت میکنم و 5 مدال طلای کشوری هم دارم. دو هفته قبل از این ماجرا یکی از دوستانم بهنام سهراب در تماس با من عنوان کرد که 6 میلیون تومان قرض میخواهد. سپس همراه یکی از دوستانش مقابل خانهمان آمد و من پول را به او دادم. سهراب آن روز یک اسلحه به همراه داشت که آن را به من امانت داد.
وی افزود: سهراب از قبل با مرد قصابی بهنام سیروس بر سر یک دختر اختلاف داشتند. روز حادثه دوستم با من تماس گرفت و گفت با سیروس درگیر شده ام. من هم اسلحهای را که خود سهراب به من داده بود برداشتم و به همراه یکی از دوستانم با موتور به محل درگیری رفتم. وقتی به محل درگیری رسیدم ناگهان سیروس با پدر و پسرعمویش با شمشیر به من حمله و مرا مجروح کردند. در همین حالت و برای دفاع از خودم با اسلحه بهصورت سیروس شلیک کردم و بعد هم با دوستانم از آنجا گریختیم.
متهم ادامه داد: وقتی شنیدم سیروس فوت شده قصد داشتم از کشور فرار کنم که دستگیر شدم.
سهراب 37 ساله نیز به اتهام مباشرت در قتل عمد، ایراد صدمات منتهی به غیر فوت، ایراد صدمات عمدی نسبت به پدر مقتول و مشارکت در نزاع دسته جمعی و حمل و نگهداری سلاح جنگی غیرمجاز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. در این جلسه پدر و پسرعموی مقتول نیز که به اتهام مشارکت در نزاع با وثیقه آزاد بودند از خود دفاع کردند.
در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: من قصد درگیری نداشتم.
متهم در پاسخ به سؤال قاضی مبنی براینکه اسلحه را چطور مسلح و سپس شلیک کردی؟ گفت: من بلد نبودم اسلحه را مسلح کنم. دوستم اسلحه را مسلح به من تحویل داده بود.
وقتی پدر قربانی در جایگاه ویژه ایستاد قاضی گفت: بهنظر میرسد شما از قبل انگیزه درگیری داشتید چون در صندوق عقب ماشین شمشیر پنهان کرده بودید که وی پاسخ داد: فقط برای حمایت از پسرم وارد درگیری شدم و قصد قبلی نداشتم. یک ماه قبل از این ماجرا پسرم و سهراب را آشتی دادم اما سهراب دست بردار نبود و پسرم را بارها تهدید به قتل بود. آن روز وقتی آنها با هم درگیر شدند برای کمک و حمایت پسرم وارد درگیری شدم. من قبول دارم اشتباه کردم و باید هر طور شده بود دست پسرم را میگرفتم و او را از درگیری دور میکردم. من داغدار پسر جوانم شدم در حالی که همه تلاش خودم را کردم تا پسرم آسیب نبیند.در پایان، هیأت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.