طنز نوشته « روزنوشت‌های رهبری؛ گفتیم همین مجتبی!»

 تصویر منتشرشده از مجتبی خامنه‌ای قبل از بالا رفتن از صندلی!رادیو فردا :طنزنوشته‌ای از جلال سعیدی
در گزارش‌های محرمانه بیت آمده بود در فضای مجازی شایعه‌ راه افتاده که ما به ملکوت اعلی پیوسته‌‌ایم و امت شهید‌پرور نگران شده‌اند. خودمان هم نگران شدیم و سریع شماره آقای دکتر مرندی، پزشک مخصوص‌مان، را گرفتیم و گفتیم دکتر، حال ما چطور است؟

ایشان زد زیر خنده و از طبع طنزآلود فوق‌العاده ما حیرت‌زده شد. بعد که گفتیم سؤال‌مان جدی بود، کمی معذب شد و گفت بحمدالله همه‌چیز تحت کنترل است و با توجه به این‌که معظم‌له مدت‌هاست کمتر موجود زنده‌ای را از نزدیک ملاقات کرده‌اند، جای نگرانی نیست.

گفتیم این شایعه ارتحال ملکوتی ما از کجا درآمده پس؟ نکند چیزی هست که به ما نمی‌گویید؟ ایشان قسم جلاله خورد که جز اندکی پروستات و مقداری مسائل مربوط به کهولت سن، به‌طور کلی بقیه موارد مثل بنز دارد کار می‌کند.

با وجود تکذیب شایعه، آقای محمدی گلپایگانی پیشنهاد داد جلسه‌ای در جهت بررسی مسئله جانشینی برگزار کنیم. این صحبت‌ها گفتیم برای ما بسیار تلخ است، ولی چاره‌ای نیست. بالأخره برای بعد از ۱۲۰ سال باید یک فکری بکنیم. پرسیدند از مجلس خبرگان رهبری هم کسی را دعوت کنیم؟ گفتیم نیازی نیست، بعداً نتایج جلسه را به آن‌ها اطلاع می‌دهیم.

آقای صادق لاریجانی تماس گرفت و با صدایی خش‌دار چنان جملات عاشقانه‌ای خطاب به ما گفت که خودمان معذب شدیم و قطع کردیم. بعد از او رئیسی پیامک داد:

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی / آره، بازم منم همون دیوونه همیشگی/ فدای مهربونیات، چه می‌کنی با سرنوشت؟ / دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

جواب دادیم «جهل یعنی این‌که تو باور کنی / می‌توانی رهبرت را خر کنی!» و دادیم معاونت فضای مجازی بیت بلاک‌آن‌بلاکش کنند. ظاهراً خبر این جلسه به گوش آن‌ها رسیده و دارند تلاش‌شان را می‌کنند.

وارد جلسه که شدیم، دیدیم اعضای بیت دکور غدیر خم را برایمان سوار کرده‌اند و اصرار دارند که ما جانشین‌مان را به شکلی غدیرگونه به آن‌ها معرفی کنیم. مجتبی جلو آمد و گفت پدر، اگر مشکلی نیست، لطفاً جهت نوآوری هم که شده، دست من را بالا نبرید.

گفتیم خب کجایت را بالا ببرم پسرم؟ می‌خواهی یک خمت را بگیرم تبدیل به دو خم کنم و بیارمت بالا روی شانه‌هایم؟ زد زیر خنده. او هم فکر کرد شوخی می‌کنیم و بعد که از نگاه ما فهمید داریم جدی می‌گوییم، گفت نه، مثلاً یک صندلی کنارتان بگذارید من بروم بالا و شما اعلام کنید.

سخنان‌مان را برای اعضای بیت شروع کردیم. تا ب بسم‌الله را گفتیم، آقای وحید غش کرد و روی دست بردندش بیرون. بسم‌الله که تمام شد، آقای حجازی از حال رفت و او را هم بردند بیرون. گفتیم فرزندان من! آقای حداد عادل کبود شد و به سرفه افتاد.

دیدیم اگر این‌طور ادامه پیدا کند، همه از دست می‌روند. پس خیلی سریع گفتیم: «روزی خدمت خودمان بودیم، داشتیم با خودمان جلوی آیینه خلوت می‌کردیم و از بابت این‌که کسی نیست اندازه میخ صندلی ما هم توان رهبری نظام را بعد از ما داشته باشد نگران بودیم که یکهو به اذن خدا خودمان در آینه گفتیم: چرا نداریم؟ همین آقای خامنه‌ای! ما جا خوردیم و بعد از تحقیق و تفحص فراوان در احوالات خودمان در آینه، فهمیدیم «همین آقای خامنه‌ای» که خودمان فرمودیم، به این آقا مجتبی خامنه‌ای بر می‌گردد.»

و سعی کردیم بیشتر از این وارد جزئیات نشویم و برای این‌که مجتبی هم بیشتر از این پررو نشود، پایانش را باز گذاشتیم و از جلسه بیرون آمدیم.

بیرون جلسه، آقای حداد عادل دوان‌دوان آمد و گفت شعر جدیدی سروده و اجازه خواست بخواند. اجازه دادیم، خواند:

از عشق تو مجتبی! نمردن ظلم است
در گوشه خانه‌ جان سپردن ظلم است
من مقـلد و مرده بابای توام
در راه تو آرپی‌جی نخوردن ظلم است

گفتیم در مصرع سوم بابا را به مولا تبدیل کنید تا مفهوم بهتر برسد. دودستی توی سرش زد و رفت که بابا را مولا کند.
+39
رأی دهید
-3

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۵۰
    یویوماما - خاش، ایران

    ایشون ولایت عهد هستند و امام پانزدهم در شیعه اثنی اعشری به علاوه سه. بارها گفتم . حالا شما تا می تونید مسخره کنید . ما همان هایی هستیم که اسکندر به ما حمله کرد اسم بچه های ما را اسکندر گذاشتیم محمد حمله کرد اسم بچه های مان را محمد گذاشتیم حسین حمله کرد اسم بچه های ما را حسین گذاشتیم ورضا امد پادشاهی کند اسم بچه مان را و حتی شاهان ما رضا گذاشتیم چنگیز حمله کرد اسم بچه های را چنگیز و تیمور گذاشتیم .با گریه بگویم ما استحقاق از مجتبی بهتر را نداریم.
    2
    26
    ‌پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۵
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۲۲
    varied - ریزه، ترکیه

    این پاسخ شعر بالا مرگ مجتبی! ندیدن ظلم است /. در طویله رهبری لمیدن وچریدن ظلم است///. بر قبر خمینی و دهان بابای تو هم/. با آفتابه بدون آب رفتن ظلم است/
    2
    24
    ‌پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۵
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    ۶۱
    vg2000 - اسلو، نروژ
    فردای اومد شد رهبر گوسفندهای ایران که براشون فرقی نمیکنه فقط هم بلدن برن تو صف و خودکشی کن ایرانیان مردمان خیلی ترسو ای هستند
    0
    10
    ‌پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۵
    پاسخ شما چیست؟
    0%
    ارسال پاسخ
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.