دوقلوهای پهلوی؛ تمدن بزرگ در برابر سیاه‌چاله‌ی ارتجاع

شاه جوان و خواهرش اشرف - چهارم آبان ۱۳۹۸ صد سال از تولد دوقلوهای پهلوی، محمدرضاشاه و شاهدخت اشرف می‌گذرد.
- مردی که تاج سلطنت بر سر زنان ایران نهاد و در ادامه‌ی خدمات پدرش، تلاش کرد با «انقلاب سپید» راه کشورش را به سوی تمدن بزرگ بگشاید و زنی که در تلاش برای حقوق زنان همواره از سوی فرهنگ مردسالار و مذهبیون سنتی مورد حمله‌های رکیک قرار گرفت.
- شاهدخت اشرف به عنوان خواهر شاه و شهبانو فرح به عنوان همسر و نایب‌السلطنه‌ای که می‌توانست بر مردان مرتجع مانند خمینی نیز حکومت کند، همواره خار چشم ارتجاعیون ایدئولوژیک و مشروعه‌خواهان بودند.
- در مسیر تمدن بزرگ، جمهوری اسلامی سیاه‌چاله‌‌ای است که زنان از همان نخستین روز در برابرش ایستادگی کرده‌اند. 
بازنشرکیهان لندن - الاهه بقراط : این گزارش سال گذشته (۴ آبان ۹۸) به مناسبت صدمین سال تولد محمدرضاشاه پهلوی و شاهدخت اشرف پهلوی منتشر شد.
 
چهارم آبان ۱۳۹۸ صد سال از تولد دوقلوهای پهلوی، محمدرضاشاه و شاهدخت اشرف می‌گذرد.

اطلاعات شناسنامه‌ای و تاریخ و شرح رویدادها را در منابع مختلف می‌توان یافت. جمهوری اسلامی اما کم این تاریخ را تحریف نکرده و کم نسل‌های بی‌خبر جوان را از کودکی مغزشویی نکرده است.

آنچه اما چشم آنهایی را که از آن دوران هیچ خاطره‌ای ندارند و یا از بخت بد در چهل سال گذشته به دنیا آمده‌اند، به روی حقیقت گشود، نه کتاب و روایات و درس و مدرسه بلکه تجربه‌ی مستقیم آنها بود:
 
هرچه جمهوری اسلامی بر بمباران تبلیغاتی افزود، مردم آن را با زندگی واقعی خود مقایسه کرده و نتیجه‌ی دیگری گرفتند!
 
هرچه مشروعه‌خواهان تحریف کردند و دروغ گفتند و آموزش و پرورش را به زهر آموزه‌های ضدعلمی و بی‌خرد خود آلوده کردند، مردم آن را با واقعیات مقایسه کرده و نتیجه‌ی دیگری گرفتند!
 
عاقبت چنین معروف شد که ایرانیان تنها مردمانی هستند که آینده‌شان همان گذشته‌شان است!
 
اما چرا؟ چرا در دوران پهلوی کسی حسرت دوران قاجار را نمی‌خورد؟! چرا در آینده، حتی اگر به فرض، شرایط ایران بدتر از جمهوری اسلامی شود، باز هم کسی حسرت این سیاه‌چاله را نخواهد خورد و همچنان دوران پهلوی چون آرزویی دست‌یافتنی جلوه خواهد کرد؟
 
پاسخ روشن است: تنها زمانی که حکومتی قادر شود آزادی و امنیت و رفاه بیشتری از پهلوی‌ها به مردم ارائه کند، پهلوی‌ها با آرامش کامل در آغوش تاریخ آرام خواهند گرفت.
 
تا آن زمان اما دوران پهلوی بر تارک تاریخ معاصر ایران خواهد درخشید! این، همان آیینه‌ی دِقِ ارتجاع سرخ و سیاه است!
 
چهارم‌ آبان«چهارم آبان» برای دو سه نسل پیش از انقلاب فقط یک روز از ماه آبان نبود بلکه به یک مفهوم تبدیل شده بود: چهارم‌آبان!
 
این روز برای آنهایی که پنجاه شصت ساله و بیشتر هستند، یادآور جشن‌های سراسری شامل موسیقی و رقص و پایکوبی از جمله در مدارس و ورزشگاه‌ها و همچنین چراغانی و «طاق نصرت‌»های رنگارنگ در شهرهاست.رضاشاه و دوقلوهایشاین روز با اینکه تولد شاه و شاهدخت هر دو بود، اما طبیعتا خواهر دوقلو هم در سایه‌ی برادر شاهنشاه‌اش و هم در سایه‌ی ملکه‌ی کشور قرار داشت. «چهارم ‌آبان» جشن تولد شاه بود نه خواهر دوقلویش! تولد شهبانو نیز هرگز بطور عمومی جشن گرفته نمی‌شد حتی پس از آنکه نایب‌السلطنه شد. اما هم خواهر، چنانکه خود همواره می‌گفت، عاشق برادرش بود و هم همسر، چنانکه هیچ نشانه‌ای جز عشق و مهر از او در جایی ثبت نشده، عاشق همسرش بود (کتاب‌ها و خاطرات دروغین و اختراعی تاریخ‌نویسان امنیتی رژیم ایران فقط به درد استفاده‌ی پیروان ارتجاع سرخ و سیاه می‌خورد تا در خیال خود با شمشیرهای چوبین همچنان با پهلوی‌ها مبارزه کنند!)
 
خار چشم ارتجاع سرخ و سیاهدر سال‌های اخیر به اصطلاح روشنفکران و برخی مذهبیون وابسته به جمهوری اسلامی تا آنجا در بیان حقیقت جلو آمده‌اند که به دستاوردها و خدمات دوران رضاشاه اعتراف می‌کنند. موفقیت‌های وی پس از انقلاب مشروطه در تثبیت نهادهای مدرن کشوری و لشکری چیزی نیست که قابل انکار باشد. اینهمه در زمانی بود که اروپای مدرن و متمدن زیر چکمه‌ی فاشیسم و نازیسم و استالینیسم له می‌شد. در چنین شرایطی و در کشاکش جنگ جهانی دوم ولیعهد جوان به پادشاهی کشوری با  موقعیت استراتژیک رسید تا آن را به سلامت از دوران متلاطم عبور دهد.
 
در این میان، یکی از مهمترین رویدادها و دستاوردهای دوران رضاشاه اعلام کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴ است که پاسخی شایسته و بجا به جنبش نوپای زنان و تقاضای روشنفکران آن دوران بود. کشف حجاب راه پیشرفت را به روی نیمه‌ی دیگر جامعه گشود.
 
در اصلاحات بنیادین دوران شاه نیز که خود آن را «انقلاب سپید» نامید، حقوق زنان نقش کلیدی بازی می‌کرد. اگر رضاشاه با کشف حجاب توانست زنان را از پستوها و اندرونی‌های قجری بیرون بکشد، اصلاحات پسرش از جمله با حق رأی زنان آتش به جان ارتجاع سرخ و سیاه زد!
 
هر یک از این دو ارتجاع اما از زوایای متفاوت و گاه متضاد با پهلوی‌ها و اصلاحات آنها مخالف بودند:
 
ارتجاع سیاه و مذهبیون اساسا با هر نوع آزادی و دانش و پیشرفت مخالف‌اند چه برسد به اینکه به زنان مربوط شود! آنها امروز در قرن بیست و یکم نیز اگر می‌توانستند زنان را در اندرونی‌ها حبس کنند، لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. اما هم پیشینه‌ی پنجاه سال پهلوی و هم تکنولوژی ارتباطات این فرصت را برای همیشه از آنها ربود.
 
ارتجاع سرخ اما دانسته یا نادانسته می‌دیدید که هر آن اهدافی که در زمینه‌ی عدالت اجتماعی ادعایش را دارد، با اصلاحات حکومتی و «انقلاب شاه و مردم» در حال انجام است: اصلاحات ارضی و سهیم شدن کارگران در سود کارخانجات نه تنها دو طبقه‌ی مورد ادعای آنها را از چنگ‌شان به درمی‌آورد بلکه حقوق اقلیت‌های مذهبی و حق رأی زنان، بخش مهم دیگری از نیروهای اجتماعی مورد ادعای آنها را از آنان جدا می‌کرد!
 
در کنار همه اینها، به راه افتادن سپاهیان دانش و بهداشت و انصاف برای گسترش آموزش همگانی،  عرصه‌ی تحمیق مردم را بر هر دو ارتجاع تنگ می‌کرد.
 
این، همان بستر آینده‌ای بود که شاه فقید آن را «تمدن بزرگ» می‌نامید. او معتقد نبود که ایران به این تمدن رسیده است بلکه هم در اوج قدرت و هم پس از سقوط ، مرتب از آینده‌‌‌ای می‌گفت که ایرانیان باید به آن برسند. از همین رو استراتژی دولت‌های قبل از انقلاب مشخص بود: توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی با گسترش آموزش و پرورش همگانی و تدارک زمینه‌های توسعه‌ی سیاسی. و در پیشبرد این امر، جامعه‌ی زنان و افرادی چون شاهدخت اشرف و شهبانو فرح، نقش مؤثر بازی می‌کردند. هر آنچه جمهوری اسلامی در رابطه با میراث فرهنگی و هنری و اجتماعی هنوز نتوانسته از بین ببرد، یادگار تلاش‌های آنهاست.تاجی که بر سر زنان ایران قرار گرفتعیب و ایرادهای حکومت شاه قطعا در این تلاش‌ها نبود بلکه اتفاقا به آن نیروهای اجتماعی بر می‌گردد که به اشکال مختلف مانع موفقیت این تلاش‌ها بودند!
 
ارتجاع مذهبی که خود را همواره یکی از ستون‌های قدرت سیاسی می‌دانست، می‌دید که در حال ساقط شدن است.
 
در جهان دوقطبی که در آن غرب به نماد پیشرفت و آزادی تبدیل شده بود، ارتجاع سرخ نیز خود را به واپسگرایان و آزادی‌ستیزان نزدیکتر می‌دید.
 
آنها علاوه بر غرب‌ستیزی، در یک نکته‌ی مهم اشتراک داشتند: هیچکدام ادعای دموکراسی و آزادی بیان و حقوق بشر نداشتند و اگر به حکومت شاه تحت چنین عناوینی ایراد می‌گرفتند، منظورشان چیزی جز «آزادی سرکوبگرِ» خودشان نبود.
 
تجربه عینی نیز نشان داد هر جا که ارتجاع سرخ و سیاه به قدرت رسیدند، دیگران را سرکوب و قلع و قمع کردند. مبارزه آنها با پهلوی‌ها تا به امروز نیز به خاطر ترقی و پیشرفت و آزادی نیست! وگرنه چه کسی جمهوری اسلامی را به دوران پهلوی ترجیح می‌دهد جز این دو ارتجاع؟!
 
مردی که تاج سلطنت بر سر زنان ایران نهاد و در ادامه خدمات پدرش، تلاش کرد با «انقلاب سپید» راه کشورش را به سوی تمدن بزرگ بگشاید و زنی که در تلاش برای حقوق زنان همواره از سوی فرهنگ مردسالار و مذهبیون سنتی مورد حمله‌های رکیک قرار می‌گرفت، همان زمان هم قابل بخشایش نبودند چه برسد به اینکه ارتجاع سرخ و سیاه در اتحادی شوم به قدرت نیز رسیده باشند!
 
در چهل سال گذشته یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاری‌های جمهوری اسلامی روی تبلیغات و تحریف تاریخ و بازنویسی آن صورت گرفت. نتیجه؟! نور به قبرش بباره!، خدا بیامرزدش!، رضاشاه روحت شاد!، کشور که شاه نداره، حساب کتاب نداره!، ای شاه ایران، برگرد به ایران! و…
 
این روزها، در صدسالگی دوقلوهای پهلوی، مردم ایران با شعارهای خود بیش از پیش نشان می‌دهند که هرگز جمهوری اسلامی را هضم نکرده‌اند و از هر فرصتی برای دفع آن تلاش می‌کنند.
 
شاید دست سرنوشت بود که یک خواهر و برادر، یک زن و مرد، مُهر تلاش‌های خود را چنان بر مسیر تاریخ ایران به سوی آینده بکوبند که هیچ تحریف و مغزشویی و سرکوبی نه تنها قادر به محو آن نباشد بلکه استراتژی رسیدن به «تمدن بزرگ» در مقابله با سیاه‌چاله‌ی جمهوری اسلامی، بار دیگر در دستور کار ایرانیان قرار گیرد.
+62
رأی دهید
-8

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۵۹
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    روان هر دو‌شان شاد باد. گر چه تماشای زوال ایران و پایمال شدن دست آورد‌هایشان برای آندو نیز درد آور است.
    7
    76
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۲
    ۵۳
    تنها در اینجا - کپنهاگ، دانمارک

    یادشان گرامی
    5
    68
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۵
    ۴۸
    جناب سروان - مونرآل، کانادا

    ننگ بر خاندان جهل و جعل و جرم و جنایت جهلوی
    100
    3
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۶
    ۵۹
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    [::جناب سروان - مونرآل، کانادا::]. دو تا هاها هم مینوشتی که تکه .... اهدایی آخوند حلال باشه برات.
    4
    48
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۳
    ۴۰
    amirgheryou - تهران، ایران

    من مخالف این مطلب هستم. اتفاق حکومت پهلوی به شدت دینگرایی و آخوندیزم رو پرورش داد. صحن مشهد و قم زمان قاجار فقط یک ساختمان و امام زاده معمولی بودن. حوزه علمیه قم اصلا وجود نداشت. در هر مسجد یک آخوند وجود نداشت اینها همه در حکومت پهلوی به وجود اومد.
    43
    13
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۹
    ۴۸
    جناب سروان - مونرآل، کانادا

    [::Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا::]. جاییکه لازم باشه می نویسم یعنی میخندم و می نویسم الان مثلا به نادانی تو خندیدم هاهاها
    59
    2
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۰
    ۵۰
    hamid411 - لس آنجلس، ایالات متحده امریکا
    [::جناب سروان - مونرآل، کانادا::]. شما بیا برو تو یه جا ....نگیرت
    1
    15
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۱:۴۰
    ۳۰
    tiger.man - لوبومو، کنگو
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. دقیقا. سیاست‌های احمقانه محمد رضا شاه بود که به آخوند بال و پر داد. این ملت یه طرف قضیه را می‌بینند و آن معضلات اقتصادی موجوده که الحق و الانصاف محمد رضا شاه واقعا سعی کرد ولی نتونست ولی عمیق تر و کلی تر نگاه کنی ظهور دایناسورهایی مثل خمینی و خامنه ای پدیده خمینیستی ناخواسته نتیجه کلی سیاست های دوره دوم پهلویه. ولی تکرار میکنم همون محمد رضا شاه با تمام تنفری که ازش دارم ولی الحق و الانصاف سگش به سرتاپای خمینی و خامنه ای و ج اصنامی میارزه.
    18
    2
    یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۳:۳۸
    ۴۸
    جناب سروان - مونرآل، کانادا
    [::amirgheryou - تهران، ایران::]. اصلا بتوچه؟سر پیازی؟ته پیازی؟این وسط چکاره حسنی؟کسی ازتو نظر خواست؟کسی گفت خودتو مثل قاشق نشسته داخل بحث کنی نخودهرآش؟
    17
    1
    دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۵
    ۴۸
    جناب سروان - مونرآل، کانادا

    ننگ بر خاندان جهل و جعل و جرم و جنایت جهلوی ننگ و نفرین ابدی بر اون خاندان ملعون و روانپریش باد
    23
    2
    دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۶
    ۳۸
    Chokam - ری، ایران
    شاه سرطانش پیشرفت کرده بود ، سرطان غددلنفاوی داغون کرده بودش ، اشتباه کرد ادامه داد با بیماری ،تا لحظه آخربیماری رو مخفی کردش. وگرنه قبل بیماری این بحرانهای سخت تر از این رو پشت سرگذاشته بود. باید از سال ۵۰ که بیماری عود کرد قدرت رو میداد به ملکه یا جانشینش. این اشتباهش برباد داد تمام زحماتش رو
    4
    4
    دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ - ۰۲:۲۶
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران
    شاه تمام فکر و ذکرش ایران بود و میخواست این کشور هم رده امریکا و آلمان بشه ولی اشتباهاتی داشت که مهمترینش تکروی بود حتی نخست وزیری که خودش منصوب کرده و وزرا رو با فکرهاش سهیم نمیکرد مردم که هیچی! در نهایت مردم تحت تاثیر ارتجاع او و افرادش رو بعنوان یه عده اشغالگر دیدند
    5
    6
    دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۲:۱۷
    ۵۹
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
    [::جناب سروان - مونرآل، کانادا::]. تو دوست داری دشنامت بدن؟! جاییت میخاره؟
    2
    8
    دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۱
    ۵۹
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا
    [::آذرمیانه - آذربادگان، ایران::]. من از طرف پهلوی از تو عذر میخوام که تو و یا نسل پیشین تو را بعنوان مشاور انتخاب نکرد که راه درست رو پیش پایش بگذارید! اگرچه به آن سازتان هم اگر میرقصید، هنوز از رو نمیرفتید.
    4
    9
    دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۳
    ۲۵
    آذرمیانه - آذربادگان، ایران
    [::Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا::]. شاه خودش هویدا رو منصوب کرده بود که البته چنین حقی رو نداشت با اینحال در مذاکرات راهش نمیداد و هویدا خودش میگفت من دفتردار هستم. اینها عوامل سقوطش شدند و ما بعنوان شهروند نظراتمون رو میدیم . تو پلیس اینترنت هستی یا اینکه بیمار روانی هستی که میخواهی جلوی نظرات ما رو بگیری؟
    7
    4
    ‌سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ - ۰۴:۴۴
    نظر شما چیست؟