خدمات جنسی به زنان پولدار توسط پسران تن فروش!

روزنامه مردم سالاری در گزارشی عجیب نوشت:
  در سالهای اخیر بازار فحشا شکل جدیدی پیدا کرده است. علاوه بر زنان و دختران در بخش‌هایی از تهران دیده شده است که پسران نیز در ازای دریافت پول، خود را به زنان متمول می‌سپارند. حتی خانه‌های تیمی‌پسران نیز شکل گرفته است. این موضوع متاسفانه روز به روز رو به پیشرفت است و بعضی ازمردان و پسران با این کار امرار معاش می‌کنند.
 
به نظر می‌رسد پسران و مردانی که به تن فروشی روی می‌آورند، افسردگی زنان روسپی را تجربه نمی‌کنند. همچنین درآمد بیشتری نیز نسبت به زنان دارند، اما سعی می‌کنند، کارخود را پنهان کنند. ازدواج‌های نامتعارف در بعضی از خانواده‌ها باعث شده است که این شکل از تن فروشی شکل گیرد و ریشه این مسائل را می‌توان در فقر فرهنگی و مالی جستجو کرد.
 
عقربه‌های ساعت وقتی از ۹ شب می‌گذرد، در خیابان‌های کد دار شهر کنار خرید و فروش لباس و مواد غذایی و دیگر اقلام مصرفی، بازار دیگری نیز شکل می‌گیرد.
 
بازاری که در آن تن، خرید و فروش می‌شود. در این بازار ماراتن ماشین‌ها و انسان‌هایی را می‌توان دید که برای خرید بهتر به رقابت می‌پردازند و پس از معامله کثیف و غیر‌قانونی، اما علنی، با افتخار از خرید خود از جلوی دیدگان دور می‌شوند. در این میان این بازار به میزان فراوانی پر درآمد و گسترده شده که خانه‌های تیمی‌فراوانی در شهر شکل گرفته است. افراد زیادی به عنوان رابط‌های موتورسوار نیز در این بازار درآمدهای فراوانی کسب می‌کنند. یک بازار پنهان در دل شب، که به صورت غیر قانونی، اما علنی به کار خود ادامه می‌دهد و در نقاط مختلف شهر نفوذ کرده است.
 
بر همین اساس سعی کردیم از زندگی این قبیل افراد سر در بیاوریم و عمق فاجعه‌ای را که در شب‌های تاریک این شهر رخ می‌دهد به تصویر بکشیم.
پرده اول
از جمعیت زنان خیابانی آمار دقیقی وجود ندارد. اما طبق تحقیقات «مردم‌سالاری» اکثر زنانی که به فساد روی آورده‌اند، این کار را برای امرار معاش انجام می‌دهند. البته بسیاری از آن‌ها بعد از مدتی معتاد به مواد مخدر می‌شوند و همین امر باعث فساد بیشتر در این زنان می‌شود. اما موضوع اصلی که بسیار به آن کم پرداخته می‌شود، چرایی وجود مردانی است که در خیابان‌ها به دنبال کالای مطلوبشان هستند. مشکلات اقتصادی و عوامل فرهنگی و رسانه‌ای در سالهای اخیر باعث شده است که آمار ازدواج کاهش یابد و همینطور به آمار طلاق‌ها افزوده شود. همین امر نیز باعث رشد روز افزون فساد و فحشا در سطح شهر شده است. از سوی دیگر گسترش خانه‌های تیمی در سطح شهر وشکل گیری آن‌ها در کنار منزل‌های افراد آبرومند باعث گول خوردن دختران و زنان بسیاری شده و آن‌ها را وارد این بازار کثیف کرده است.
صحنه نخست: آرزوی مرگ
جلوی در بام تهران ایستاده‌اند. دختر وسطی سیگاری می‌کشد و دودش را با نظم خاصی از دهانش خارج کند. می‌گوید: «پدر و مادرم پزشک هستند. نیازی به پول ندارم. اما از زمانی که یادم می‌آید هیچ کس به من محبتی نکرده است. مادر و پدرم سالهاست که من را نمی‌بینند و حتی نمی‌پرسند که شب‌ها کجا می‌روم. همین موضوع باعث شده به این کار روی بیاورم.» گلارا به شیشه نیز اعتیاد دارد و به جای پول از مشتری‌هایش مواد می‌گیرد. او دو ماه پیش ۲۰ ساله شده است. همانطور که سیگارش را به زمین می‌اندازد و با پاشنه ده سانتی کفشش بی‌معطلی فیلتر سیگار را له می‌کند ادامه می‌دهد: «وقتی آدمی‌آرزوهایش تمام شود، دیگر چیزی برایش مهم نیست.»
 
همان لحظه تویوتا کمری جلوی پایش می‌ایستد و بعد از کمی‌چانه زدن سوار ماشین می‌شود. ماشین با سرعت زیادی به حرکت در می‌آید و چشمان دو دختر دیگر بر روی ماشین می‌ماند. دختر دیگر که موهای بلند مشکی دارد و از زیر شالش نمایان است، می‌گوید: «سه روز است که کسی سوارم نکرده و کنار خیابان‌ها خوابیده‌ام. من حتی پیشنهاد ۵ هزار تومان هم می‌پذیرم. فقط جای خوابی در این سرما می‌خواهم.» قطره اشکی از میان مژه‌های بلندش خارج می‌شود و ادامه می‌دهد: «از دست نامادریم فرار کردم و مدتی در خانه‌ای تیمی‌زندگی می‌کردم. اما بهم تهمت دزدی زدند واز آنجا بیرونم انداخته‌اند.» او از اینکه سوار ماشینی شود و بعد در خانه با چندین نفر روبرو شود وحشت دارد و با اشکهایی که شدت گرفته است، می‌گوید: «دلم می‌خواهد تمام پول‌هایی را که در می‌آورم آتش بزنم، اما چاره‌ای ندارم.»
 
سمیه که تمام مدت گوشه‌ای ایستاده است و به حرف‌های دختر با موهای مشکی بلند گوش می‌دهد، زیر لب می‌گوید: «دعا کن زودتر بمیریم.» بدون اینکه چیز دیگری بگوید در تاریکی شب گم می‌شود.
صحنه دوم: فحشای شیک!
نمای برج که از نوع معماری یونانی است، هر چشمی‌را به خود مجذوب می‌کند. این برج در یکی از مناطق شمال شهر تهران قرار دارد. لابی شیک و لاکچری خبر از گران‌قیمت بودن آپارتمان‌های این برج می‌دهد. دختر قد‌بلند و بسیار زیبایی درب آپارتمان را باز می‌کند. با چشم می‌توان حدس زد که متراژ آپارتمان حدود ۲۰۰ متر است.
 
با اینکه جلوی درب آپارتمان تابلویی مبنی بر آتلیه عکاسی نیست، اما به راحتی با وسایل موجود درآنجا می‌توان فهمید که از این مکان به عنوان آتلیه عکاسی استفاده می‌شود. بعد از چند دقیقه زنی با موهای شرابی و آرایش ملایم وارد می‌شود. خانم هاشمی صاحب این خانه است و شغل رسمی او عکاسی است؛ اما کار این آپارتمان به همین جا ختم نمی‌شود.
 
خانمی که لیوان شربت خود را می‌نوشد، می‌گوید: «مادر من سال‌ها دختران زیادی را تعلیم داده است و بعد از مرگش من این کار را انجام می‌دهم.» او با بادی که به غبغب می‌اندازد ادامه می‌دهد: «البته من بسیار شیک عمل می‌کنم. اولین بار با خواهرم شروع کردیم. ما مردهای ثروتمندی را در نظر می‌گیریم و فقط با آن‌ها کار می‌کنیم. دختر‌ها پیش ما امنیت دارند و پول خوبی در می‌آورند.»
 
در همین حین مرد قوی هیکلی وارد می‌شود و او را صدا می‌کند. بعد از خروج او دختر قد بلند که خواهر خانم او نیز است؛ همانطور که سومین سیگارش را روشن می‌کند، می‌گوید: «من از کارهای خواهرم خسته شده‌ام. سه سال است که ناراحتی اعصاب گرفته‌ام. خواهرم حتی از من هم برای پول درآوردن استفاده می‌کند.» ابروهایش را که با مداد قهوه‌ای پهن کرده به هم گره می‌خورد و با بغض ادامه می‌دهد: «دوست دارم ازدواج کنم و از دست این خانه، خواهرم و دخترهایی که به اینجا می‌آیند راحت بشوم. از اینکه مردان پیر و پولدار را تیغ بزنم، خسته شده‌ام.»، اما به اعتقاد خودش راهی برای بیرون آمدن از این باتلاق ندارد.
صحنه سوم: مردان متاهل
«بیشتر، مردان متاهل مشتری من هستند». در قسمت مردانه مترو سوار شده است. در هر ایستگاه به یک مرد نزدیک می‌شود و زیر لبی چیزهایی می‌گوید. همانطور که زیر چادر رژ لبش را پر رنگ می‌کند، می‌گوید: «شوهرم ۵ سال پیش به زندان افتاد و خرج ۴ بچه به عهده من افتاد. سه سال اول را درخانه مردم کار می‌کردم. بیشتر خانه‌هایی که می‌رفتم، مرد خانه بعد از مدتی به من پیشنهاد می‌داد و من مجبور می‌شدم از آنجا بروم. بعد با خانمی که همسایه روبرویم بود آشنا شدم. او به من گفت: تا جوانم از این فرصت استفاده کنم؛ چم و خم کار را مدتی به من یاد داد. من هم بعد از مدتی کارم را در مترو شروع کردم و قیمتم از ۵۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان است.» مردی با کت و شلوار خاکستری وارد مترو می‌شود.
 
او به سمت مرد می‌رود و زیر لب چیزهایی به مرد می‌گوید. مرد از جیبش ۵۰ هزار تومان در می‌آورد و کف دست زن می‌گذارد. ایستگاه بعد نیز سریع خارج می‌شود. او سریع پول را در کیفش می‌گذارد و ادامه می‌دهد: «اقدس خانم به بعضی از زن‌های دیگر محله نیز آموزش داده است. آن‌ها وارد این کار می‌شوند، چون پول خوبی می‌توانند از این راه در بیاورند و به شوهرهایشان کمک مالی کنند. البته اقدس خانم هم در این بین درصد خود را می‌گیرد.» بلند می‌خندد و می‌گوید: «شوهر بعضی از آن‌ها می‌دانند زنشان چگونه پول در می‌آورد؛ ولی به خاطر اینکه پول خوبی به دست می‌آورند سکوت می‌کنند.» او سی و چهار سال سن دارد و فرزندانش بزرگ می‌شوند بدون اینکه بدانند مادرشان با چه پولی شکم آن‌ها را سیر می‌کند.
صحنه چهارم: آرزوهای رنگی گلبرگ
دور هم ماهواره نگاه می‌کنند و تخمه می‌شکنند. گلبرگ دختری با چشمان آبی‌رنگ است که فقط ۱۵ سال سن دارد. اومی‌گوید: «ما منتظر می‌مانیم که رابط بیاید و یکی از ما را ببرد یا کسی را با خود بیاورد.» او یک سال می‌شود که از خانه فرار کرده و از همان اول با گروه اکبر آشنا شده است.
 
گلبرگ از آرزوهای دور و دراز خود می‌گوید: «شنیده‌ام مشتری یکی از دختر‌ها عاشقش می‌شود و با او ازدواج می‌کند. من هم خیلی دعا می‌کنم که این اتفاق برایم بیفتد.» همانطور که هق هق می‌کند به اتاق داخل راهرو پناه می‌برد. سودابه با پوزخندی که کنار لبش است، می‌گوید: «تازه کار است و هنوز رویابافی می‌کند. دخترانی که یک بار پاهایشان به این خانه‌ها برسد از نظر جامعه مرده‌اند. وقتی خانواده‌هایمان نمی‌خواهند ما را ببینند از دیگران چه انتظاری می‌توان داشت.» نرگس بلند می‌خندد و می‌گوید: «اگر یک روز در خیابان بماند وبا ۲۰ هزار تومان مجبور به فحشا شود، قدر این جا را می‌فهمد.» نرگس ده سال است که تن فروشی می‌کند و از اینکه وارد خانه‌های تیمی‌شده است ابراز خوشحالی می‌کند.
 
او می‌گوید: «تا چند سال پیش کنار خیابان می‌ایستادم و خیلی وقت‌ها پولم را نمی‌دادند و یا با توقع‌های نامتعارف روبرو می‌شدم. اما در این خانه امنیت دارم و قیمتم از ۳۰ هزار تومان به ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.» او از نگاه‌های مردان در لحظه انتخابشان متنفر است. بعد از چند لحظه سکوت ادامه می‌دهد: «تحمل اینکه یک نفر به قصد لذت نگاهم کند بدم می‌آید. اما با عضویت در این گروه کمی احساس امنیت می‌کنم.» او معتاد است و از راه تن فروشی مواد خود را تهیه می‌کند.
 
در ادامه می‌گوید: «اولین بار شوهرم که معتاد بود، مجبورم به تن فروشی کرد. بعد از مدتی هم خودم معتاد شدم و حالا هم کارم به اینجا کشیده شده است.»، اما سودابه شرایط متفاوتی دارد و حامل ویروس اچ. ای. وی است.
 
او با لبخندی که انگار بر روی لبانش مهر شده است می‌گوید: «حدود یک سال پیش فهمیدم ایدز دارم. نمی‌دانم از چه زمانی و توسط چه کسی به این ویروس مبتلا شده‌ام و ممکن است افراد زیادی را مبتلا کرده باشم.» مقداری صدای تلویزیون که سریال ترکیه‌ای نشان می‌دهد را کم می‌کند و ادامه می‌دهد: «خیلی وقت‌ها دلم برای همسر بعضی از این مردان که بی‌گناه فقط برای لذت یک ساعته مرد زندگیشان مبتلا به ایدز می‌شوند، می‌سوزد.»
 
نرگس با کنایه می‌گوید: «دلت برای خودت بسوزد که اگر اکبر از اینجا بیرونت کند دیگر جایی برای زندگی نداری.» او در ادامه می‌گوید: «بیشتر این خانه‌های تیمی‌با هم در ارتباط هستند و رابط‌های مشترکی دارند. به همین دلیل اگر کسی را از یک خانه بیرون کنند ممکن است، دیگر نتواند عضو گروه دیگری شود.» خانه آن‌ها در اطراف یکی از خیابانهای مرکزی تهران قرار دارد و ساختمان خانه بسیار قدیمی‌است.
صحنه پنجم: فحشای مدرن
«دختران و پسرانی که با ما شروع به کار می‌کنند، حدود ۳ الی ۵ ماه تحت آموزش قرار می‌گیرند.» پرویز و آتوسا، زن و شوهری هستند که دختران و پسران را آموزش می‌دهند تا روش‌های نوین فحشا را ارائه دهند. پرویز می‌گوید: «در چند سال اخیر روش‌های گذشته از مد افتاده است و الان روابط افراد با حضور یک زن و شوهر مد شده است.»
 
این زن و شوهر یک باشگاه ورزشی دارند که در صبح مخصوص بانوان است و شب‌ها مردان در آنجا ورزش می‌کنند. آتوسا در ادامه می‌گوید: «بیشتر مشتریان را در همین باشگاه پیدا می‌کنیم. نصف در آمد دختر و پسر‌ها نیز مال ما است.» پرویز معتقد است که کار آن‌ها بسیار تخصصی و به روز است و آن‌ها از درآمد خود راضی هستند. آتوسا می‌گوید: «ما ممکن است شبی ۲۰ میلیون تومان بدست بیاوریم و این موضوع باعث شده است که ما به فکر گسترش کارمان نیز بیفتیم»!
پرده دوم
در سالهای اخیر بازار فحشا شکل جدیدی پیدا کرده است. علاوه بر زنان و دختران در بخش‌هایی از تهران دیده شده است که پسران نیز در ازای دریافت پول، خود را به زنان متمول می‌سپارند. حتی خانه‌های تیمی‌پسران نیز شکل گرفته است. این موضوع متاسفانه روز به روز رو به پیشرفت است و بعضی ازمردان و پسران با این کار امرار معاش می‌کنند. به نظر می‌رسد پسران و مردانی که به تن فروشی روی می‌آورند، افسردگی زنان روسپی را تجربه نمی‌کنند. همچنین درآمد بیشتری نیز نسبت به زنان دارند، اما سعی می‌کنند، کارخود را پنهان کنند. ازدواج‌های نامتعارف و غرب زدگی در بعضی از خانواده‌ها باعث شده است که این شکل از تن فروشی شکل گیرد و ریشه این مسائل را می‌توان در فقر فرهنگی و مالی جستجو کرد.
صحنه ششم: سیکس پک عامل مهم
«زن‌ها به سراغ من می‌آمدند و من به دلیل مشکلات مالی پذیرفتم.» سامان مربی بدنسازی است و لیسانس تربیت بدنی دارد. همانطور که سیب زمینی‌های آب‌پز جلوی رویش را می‌خورد، می‌گوید: «چندین بار در خیابان زنان به من پیشنهاد داده بودند. اما من از این کار بدم می‌آمد. اما با بیمار شدن مادرم و هزینه‌های بالای درمان مجبور به این کار شدم.» اکثر دخترانی که از کنار سامان می‌گذرند او را با دقت نگاه می‌کنند.
 
او ادامه می‌دهد: «اولین بار را با خانم بسیار زیبایی که همسر مسنی داشت بودم و برای یک هفته ۱۲ میلیون تومان به من پول داد. همین پول بی زحمت باعث شد که به این کار ادامه دهم.» سامان عامل اصلی درآمد بالایش را سیکس پک و صورت زیبایش می‌داند. او می‌گوید: «من تا زمانی که قصد ازدواج نداشته باشم به کارم ادامه می‌دهم.» سامان این کار را برای مردان بد نمی‌داند، با این حال دوست ندارد کسی از کارش با خبر شود.
صحنه هفتم: پول برای ازدواج
سه نفری باهم زندگی می‌کنند. امیر حسابدار یک شرکت است و ۲۸ سال سن دارد. او از همه جذاب‌تر است و سالهاست بدنسازی کار می‌کند. کمی‌از چایی داخل فنجانش را می‌نوشد و می‌گوید: «من از کاری که انجام می‌دهم، پشیمان نیستم. چندین زن متمول را می‌شناسم که پول خوبی به من می‌دهند.»
 
کامی‌که پسر دیگر است با خنده در ادامه می‌گوید: «امیر کلی کتاب خوانده است که چگونه با زنان رفتار کند.» امیر با لبخند می‌گوید: «من با علاقه این کار را انجام می‌دهم و سعی می‌کنم ظرافت‌های زنانه را بشناسم. در ازای کاری هم که انجام می‌دهم از ۶۰۰ هزار تومان به بالا می‌گیرم.» کامی‌در ادامه با غیظ می‌گوید: «امیر خوب پول می‌گیرد، چون سیکس پک دارد. اما من از سیصد هزار تومان به بالا می‌گیرم. البته من ترجیح می‌دهم بیشتر مشتریانم زنان زیر ۵۰ سال باشند؛ ولی همیشه دنیا بر وفق مراد من نیست.»
 
بهروز که با نامزدش تلفنی مشغول حرف زدن بود، قطع می‌کند و می‌گوید: «من ۳ سال است که این کار را انجام می‌دهم، تا پول خوبی برای ازدواجم جمع کنم.» سیگاری روشن می‌کند و ادامه می‌دهد: «کار پردرآمدی است، ولی به همان اندازه حال آدم را بد می‌کند. من اولین بار به خاطر چکی مجبور به این کار شدم و بعد دیدم که از این راه می‌توانم پول سنگینی در بیاورم.» امیر و کامی از کار خود راضی هستند. اما بهروز دوست ندارد نامزدش و هیچکس دیگر از تن فروشی‌اش با خبر شود. او شب‌ها با وحشت اینکه نامزدش از کارش اطلاع پیدا کند بار‌ها از خواب می‌پرد.
صحنه هشتم: مردان فاحشه نیستند
دیوارها، سقف و زمین کافی‌شاپ از جنس چوب است. بوی سیگار و توتون از همه جا می‌آید. فرهاد جامعه شناسی می‌خواند و از شهرستان برای تحصیل به تهران آمده است. او می‌گوید: «من برای تحصیل در تهران به پول نیاز داشتم و روزی در خیابان فرشته قدم می‌زدم، که خانم مسنی بهم پیشنهاد داد.
 
از آن روز در این کار افتاده‌ام.» فرهاد از ۸۰۰ هزار تومان به بالا می‌گیرد. همانطور که قهوه تلخش را می‌نوشد، ادامه می‌دهد: «هزینه‌های زندگی‌ام از زمانی که به این کار مشغول شدم بسیار افزایش یافته است. چون باید به خودم و لباس‌هایم برسم.» او دیگر نمی‌تواند مثل گذشته زندگی کند به همین دلیل به تن فروشی ادامه می‌دهد. در آخر با لبخندی می‌گوید: «من زن نیستم که فاحشه خوانده شوم. از درآمدم و کارم راضی هستم.» او از زنانی که برده می‌خواهند بیزار است و سعی می‌کند مشتریانش از این نوع نباشند.
پرده آخر
با پاک کردن صورت مسئله نمی‌توان وجود مسئله را انکار کرد. مساله‌ای که امروز به شکل فاجعه‌ای در شهر تبلور یافته است. شاید به جای انکار کل موضوع، بهتر است به فکر یک راهکار باشیم؛ قبل از آنکه خیلی دیر شود.
+278
رأی دهید
-31

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۵
    دهقان خلافکار - لیما، پرو

    وای بر ما ! وای بر مسئولین !
    93
    126
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰
    ۴۵
    آریاتس - سئول، کره جنوبی

    هر دم از این باغ بری میرسد . لعنت به روح اون خمینی شیطان صفتخودش بی آبرو و فاسد بود تمام ایران را هم تبدیل به لجنزار کردند
    109
    157
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۶
    ۶۰
    شاه و شیخ - قم، ایران

    ببینید شیخ متحجر نادان ارتجأعی مردم را چگونه آواره خیابان کرده؟؟ نور به قبرش بباره اگر الان اعلی زرت همایونی حاج ممرضا بر مسند بود به متمدنانه‌ترین شکل ممکن یک دو جین [new city] مدرن در هر کلان شهری میساخت همه را میتپاند آن‌ داخل جلو هر کدامشان هم یک پاسگاه از ارتش شاهنشاهی مستقر میکرد که راه فرار به بیرون نداشته و در خیابان و خانه‌های تیمی ول نگردند تا آبروی حکومت و تمدن شاهی‌ حفظ میشد. حتی اگر تعداد دختر و پسر کم بود و تعصبات فرهنگی‌ مردم نمیگذاشت که جوانانشان به این راه کشیده شوند از فیلیپین وارد میکرد تا خدای ناکرده مردم در مضیقه نباشند. البته این نظر من است تا ببینیم نظر متخصصان سبک عقل که امار دقیق از چگونگی شکل گیری تا جمعیت و زاد و ولد و کلا کارزار این دستاورد شاهی‌ که همچون زندان و شکنجه و اعدام ریشه در خاک این مملکت دوانده چیست؟؟؟!!با ز هم نور افکن به قبرش ببارد که چه دستاورد و چه سرمایه و چه ارثی از خود به جای گذاشت !!
    204
    121
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۴
    ۵۵
    shaboruz - پاریس، فرانسه
    وای وای زنه ایدز داره نمیگه این که همه شهرو آلوده میکنه ! حکومت عمام اَشو بذاره بالاتر ! هر بار از این مطالب میخونم بیشتر خوشحال میشم که ایران زندگی نمیکنم . آقای دکتر فیروز نادری شغل داره اینام شغل دارن !
    99
    114
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۷
    ۶۱
    mina minavand - هانور، آلمان

    چه صحنه های دردناکی :( راستی شوکه شدم و قلبم درد گرفت.جه دردی بالاتر از اینکه یکی میدونه ایدز داره اما با بقیه همبستر میشه، چه دردی بالاتر از این که مردی که تن‌فروشی میکنه هنوز هم فکر میکنه فاحشه نیست و فقط زنها فاحشه هستند. چه دردهایی :( :(
    95
    158
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۶
    ۶۱
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    چشم هاى کورت روشن روح الله، چه میهنى ساختى برامون.
    122
    154
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۰
    ۴۸
    ابن ملجم - مونیخ، آلمان
    استقلال ازادای جمهورا اسلامی، به این میگن جمهوری اسلامی و مملکت امام زمان به معنی واقعی کلمه....خلاصه راضی به این مقدار نباشید،من نه تنها دنیای شما را که اخرت شما را سیاه خواهم کرد،ناموس شماها را مجانی میکنم،دختران شما را به اولاد علی و حسن و حسین (یا مزدوران بعثی ضهیونیستی سابق) به عنوان کنیز و صیغه هدیه خواهم کرد،لاکن باید کمی صبر کنید و مرگ بر امریکا را از یاد نبرید!،وقتی جو گیرگای انقلابی که به دستور امثال خمینی شهر نو را خراب کردند،برای این نبود که با فحشا میخواستند مبارزه کنند،نه تصمیم داشتند مملکت را به شهر نو تبدیل کنند و ملت حالیشون نبود،ولی کم کم میبینند!
    121
    111
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۷
    ۶۲
    سلطنت طلب - ابوظبی، امارات متحده عربی

    چندان تعجب اور نیست ، وقتی مملکت را یک انسان مجهول ( امام زنان) اداره میکند و تازه این موجود بی هویت نائب دارد( خامنه ای چلاغ) و جامعه از هویت و یاد خدا خالی میشود و شرک سراسر کشور را فرامیگیرد و مردم برای رفع حاجت به سوی قبرها و سنگها و گنبد ها و زیارت خانه ها ( بت پرستی مدرن) سرازیر میشوند اوضاع از این بهتر نمیشود. سالهاست که با غم و حسرت مردمان سرزمینم را اینگونه پریشان میبینم و حیف و صد حیف که خرافات مذهبی انچنان انان را مسخ کرده که برای این جمع راه نجاتی نمیبینم . این سزای مردمانیست که فریفته ملا و اخوند شده اند و امیدوارند که این روحانی نماها و این دزدان بی ناموس برایشان رفاه و اسایش بباورد
    106
    62
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۸
    ۳۳
    مجتبی تهرونی - تهرون، ایران

    از این زن های پولدار متومل سن دار کسی سراغ داره بنده حاضرم با قیمت ارزان تر و با صرفه تر سرویس بدم ;) :) حتی حاضرم ساعات بیشتری پیشش بمانم و خریدهای منزلش را هم انجام بدم و. ;)
    136
    35
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۸
    ۶۱
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    [::شاه و شیخ - قم، ایران::]. مزخرف ننویس آقا.... و انقلاب کردید, دو قورتو نیمتون هم باقیه!
    144
    47
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۳
    ۳۸
    raha1984 - هامبورگ، آلمان

    چون خوشی زد به زیر دل ، انگاه یکهویی انقلاب میچسبد
    140
    40
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۴
    ۴۲
    شب تاب - یوکوهاما، ژاپن

    جامعه ما گوشه هاى پنهان فاجعه بار و درد آور فراوون داره ! بوقتش که پرده ها فرو بیوفته ، باید بحال ایران و مردم و خودمون خون گریه کنیم !!
    100
    54
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۸
    ۳۸
    خان بختیاری - ریو، برزیل

    وقتی اول انقلاب طالقانی گفت هر مسجدی یه توالت هم میخواد، بزارین فاحشه خونه ها باز باشه فکر همچین روزهایی رو میکرد....من 2 سال پیش تهران بودم وسط روز تو شلوغ ترین جاهای شهر هم فاحشه ها راحت بغل خیابون ایستادند منتظر مشتری،نه نظارتی نه بهداشتی. تقریبا همشون ناقل بیماری هستند یعنی خدا به داد تهران برسه که تا پنج سال دیگه همه ایدز و هپاتیت گرفتن........سگ تو روحت خمینی دجال که چنان گند زدی تو این مملکت که تا 100 سال دیگه هم درست نمیشه
    127
    82
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۰
    ۴۰
    paksan - ایران، ایران

    به نظر من این گزارش فقط و فقط یک گزارش خیالی بود. نود درصد این حرفای این گزارش ساختگی بود. فقط فک کنید زن و شوهری که باشگاه بدنسازی دارند و احتمال گیر افتادنشون صددرصد هستش بیان خودشون این مطالب رو حتی به رفیقشون بگن!!! الان هیچکس حتی به برادر و خواهرشم این موضوعات و بیزینسش رو نمیگه بعد این یارو آمده مطلب ساخته تا چهارنفر جذبش بشن. این گزارش و این نحوه گزارش نویسی مثل یه شو یا کنسرت یه خواننده اس که برای اینکه ملت تماشا کنندش ۵ تا دختر رقاصه میزاره که تقریبا لخت هی یه جایشون رو نشون بدن. حواس ملت به رقصنده هاس نه صدای خواننده ولی همه میگن انقدر میلیون تماشاچی داشت. موضوع این گزارش هم تماما دروغ نیست ولی بعضی جاهاش مثل روز روشنه که تصورات و خیالات و چیزهایی هستش که نویسنده حدس میزنه و حدسش اینه که شاید اینطوری عمل میشه
    119
    40
    ‌پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۱
    ۳۲
    یه ایرونی - تهران، ایران

    [::خان بختیاری - ریو، برزیل::]. طالقانی غلط کرد با اون شاه ! مگه زن آفتابه هست یا کاسه توالت که این چرت رو هرجایی اسپرم پرستها تکرار میکنن؟! رابطه جنسی یه چیز توافقی بین دو انسان دارای عقل و شعوره.نه یه خدمات عمومی مثل توالت یا شهر نو و هر برده و کنیز کده ای! فرق نمیکنه تو غربش هم باشه و یا هرجایی که مثل میمون تقلید میکنن ازشون.که چی هه چندتا دختر و زن بدبخت که محتاج هستن رو جمع کنن یه جا و هر تن لش و مرد کثافت و هوس بازی باهاشون بخوابه.تازه با اون بالندهای کثیفی که وجود داشته و آتو از این دخترای بدبخت میگرفتن و کنیزی میگرفتن در اصل! خاک بر سر همه این بیشعورها! باید اینقدر شعور جامعه بالا بره که رابطه بین هر کسی با هرکسی که دوست داره صورت بگیره نه بصورت تجارت!
    118
    43
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۵:۲۶
    ۵۲
    oghab - هلسینکی، فنلاند

    بجای اینکه برید حق تونو ازاین حکومت غیرایرانی بگیرید...یا مفعول میشید...یا فاحشه میشید .یا دزد .یا معتاد .. فرزندان کورررررررررررررروش...
    94
    18
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۹
    ۳۸
    خان بختیاری - ریو، برزیل

    [::یه ایرونی - تهران، ایران::]. از منبر بیا پایین که صدقه سر آخوند ها گوشمون پر از این چرت و پرت هایی که میگی...من موندم با این هوش زیادی که داری چجوری تا حالا آمریکا ندزدیدت؟؟چرا هیچ جای دنیا از این طرح فوق العادت استفاده نمیکنن؟؟؟زیاد پای منبر نشین، فیلم تخیلی هم زیاد نگاه نکن.. یه نگاه هم به آمار تجاوز و قتل های به خاطر تجاوز و اعدامهای بعد از اون و آمار ایدز و هپاتیت و آمار زنان تن فروش در ایران بکن بعد بیا اینجا برو بالا منبر
    119
    36
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۷:۳۶
    ۳۲
    یه ایرونی - تهران، ایران

    [::خان بختیاری - ریو، برزیل::]. چرت و پرت اون چیزاییه که تو میگی که باید بری بالا منبر و واسه یه عده جنگلی تر و غیر متمدن تر از خودت بلغورشون کنی! البته من نوشته بودم شاه ....... که بیشتر بسوزونتتون که نمیدونم چرا منتشر نشده! زن هم اگه بفهمی اگه بفهمی یه انسان مستقل و دارای فهم و شعوره نه یه وسیله که تو هر وقت دوست داشتی یکیشون رو اجاره کنی و حالتا رو کردی مثل دستمال بندازی دور! پنج تا هم مثبت گرفتی حتما از همونها که توی تایلند و دوبی از این کسب و کارها دارین! حالا انگار تو خود آمریکاش آمار تجاوز و تن فروشی وجود نداره! همیشه تاریخ بوده.آدمای بیمار هم همیشه تاریخ بوده.اینکه حکومتها باید تو این مسایل دخالت نکنند و بفکر رفاه و پیشرفت جامعه باشند فرق میکنه با افکار مردسالارانه و عقب مونده امثال تو!
    107
    33
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۷
    ۵۲
    sahel21 - لوبکl، آلمان

    وقتی‌ مرد متأهل میره اینجور جاها باید ایدز هم بگیره ، فقط طفلک زنش .....
    85
    14
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۸
    ۳۸
    خان بختیاری - ریو، برزیل

    [::یه ایرونی - تهران، ایران::. البته از کاسه لیس ها و پاچه خوارهای آخوندها بیشتر از این هم انتظار نمیره، شما مفت خورها فقط خوب بالا منبر میرین برای روضه خونی اما در عمل از خودتون کثیف تر خودتونید..از نظر شما اگه 4 تا زن بگیری زن وسیله نیست، اگه 40 تا صیغه بکنی برای استقلال زنان خیلی خوبه ولی اگه زنهای خیابونی که ناقل هزاران آسیب اجتماعی و بیماری مقاربتی هستند زیر نظر یه ارگان رسمی و تحت نظر کار کنند اون برای شخصیت زنان بده. برو بچه برای چهار تا مثل خودت روضه بخون، امثال تو در خفا به سوراخ دیوار هم رحم نمکنید ولی جلوی دیگران جا نماز آب میکشید. تایلند ودوبی اینجور جاها جای امثال تو که جانماز اب میکشین ولی پاتوقتون این جور جاهاست،همه جای دنیا تجاوز هست ولی نه مثل ایران که میریزن تو باغ طرف جلوی شوهراشون به زاناشون تجاوز کنند این وحشیگری رو جمهوری استفراغی و امثال تو بوجود آووردن،تو تمام دنیا خانمها تا دم صبح راحت تو خیابونها تفریح میکنند ولی تو ایران اگه مرد هم شب از خونه بیرون بمونه بهش تجاوز میشه چه برسه به زن
    110
    24
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۰
    ۳۲
    یه ایرونی - تهران، ایران

    [::خان بختیاری - ریو، برزیل::]. آهان فهمیدم طرف صحبتم یه فسیل اسپرم پرست دو آتیشه است :)). همه این توهینهایی که کردی لایق خودت و ..... خودتونه! شما که رابطه تون با آخوندها خوبه بقیه رو چرا متهم میکنی ....! شعبان بیمخ که پای منبر آخوندها سینه میزد و واسه شاهتون هم که قمه میزد؟! تو هنوز عقلت رشد نکرده بفهمی تجارت سکس اونم اونجوری که توی امثال شهرنو بوده خودش کنیز داری هست.از بس .....که اینقدر به حاج طوسی علاقه داری چرا نمیگی یه جاهایی درست کنن پسرهای خوشگل رو اونجا جمع کنن تا این مشکل جوامع هم حل بشه؟! چرا فقط زنها؟ تو هم شاید ......نکه فسیلی :). بهرحال اگه .....داشتی چیزی که نوشتم رو درک میکردی نه اینکه به چیزای دیگه ربط بدی بخاطر همین امیدی به امثال شما نیست درک کنید جامعه انسانی کدوم سمت میره.
    101
    27
    جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۲
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.