گزارشی شرم‌آور از "بچه بازی" در افغانستان!

فرادید| آنوج چپرا، کابل- بالاخره گوشی‌اش زنگ خورد. شاید هجدهمین یا نوزدهمین باری بود که شماره‌اش را می‌گرفتم. به حیاط دفتر خبرگزاری فرانسه در کابل رفتم تا موبایلم بهتر آنتن دهد. داشتم با ناامیدی تمام به پدری در ولایت محروم "اوروزگان" زنگ می‌زدم؛ یک فرمانده پلیس "پسرِ خوش سیمایش" را - به قول محلی‌ها – ربوده بود تا برده جنسی‌اش شود.
 
به گزارش فرادید به نقل از خبرگزاری فرانسه، از بس زنگ زدم که دیگر داشتم بی‌خیالش می‌شدم. به جای پخش شدن پیام معمولیِ "مخاطب در دسترس نمی‌باشد،" مدام صدای یک آهنگ پیشواز مذهبی را می‌شنیدم که بسیار پر همهمه بود.
 
اما وقتی هم که پدرش جواب داد، در کمال تعجب، از صحبت کردن با من خودداری می‌کرد – شاید از روی ترس یا شاید هم از روی شرم. تماس تلفنی ما پر از "نویز" بود، ولی پیش از آنکه قطع کند به من گفت: «گزارش شما هیچ چیزی را نمی‌تواند تغییر دهد.»
 
به خودم که آمدم، متوجه شدم در حال گوش دادن به صدای چهچهه پرنده‌های روی درخت هستم؛ انگار داشتم تقلا می‌کردم که از یک دیوار سکوت نامرئی عبور کنم. در جایگاه یک روزنامه نگار و در مسیر تحقق یک روایت هیچ‌گاه چنین حس تنهایی را تجربه نکرده بودم؛ روایت یا داستانی که هیچ کس دوست ندارد در مورد آن صحبت کند. داستانی که بوی گنداب شرم با تار و پودش گره خورده است.
یک پسر افغان که به عنوان برده جنسی از او نگهداری می‌شد – اکتبر 2016 میلادی در طول ماه‌های پس از آن ماجرا، تصمیم گرفتم تا به دنبال قربانیان سو استفاده جنسی از پسران افغان بروم ولی آن سناریو خود به خود چند باری پیچیده شد. اما احساس کردم که باید به کارم ادامه دهم. این روایت می‌بایست منعکس می‌شد.
 
در تابستان 2016 میلادی، گزارشی در مورد سو استفاده طالبان از برده‌های جنسی مذکر نوشتم که به عنوان ترفندی برای کشتن مقامات پلیس توسط طالبان به کار گرفته می‌شوند. این ماجرا از قربانی شدن دوگانه پسران افغان توسط طرف‌های درگیر این کشور حکایت دارد. آن گزارش که توسط خبرگزاری فرانسه منتشر شد، موجی از واکنش‌ها را در پی داشت.
 
اشرف غنی، رئیس جمهور، برنامه جامع تحقیقی را به راه انداخت و وعده داد که برای نیروهای افغان که کودکان را مورد سو استفاده جنسی قرار دهند، اشد مجازات را اعمال خواهد کرد. واکنش اشرف غنی موجب شد تا برخی از قانونگذاران آمریکایی درخواست اتمام "بچه بازی" نهادینه شده یا همان آزار جنسی پسران توسط نیروهای افغان تحت حمایت ایالات متحده را مطرح و پیشنهاد اعمال تحریم بر علیه نیروهای پلیس مجرم را مطرح کنند.
 
بین خودمان بماند که برخی از مقامات عصبانی افغانستان مرا متهم کردند که «تلاش می‌کنم اسم و رسم بدی برای افغانستان رقم بزنم» که خب البته بحثش اینجا نیست.
 
نجات به کجا؟
فقدان یک موضوع در مکالمات صورت گرفته بسیار آزار دهنده بود: موقعیت خطرناک کودکانی که به بردگی گرفته شده‌اند، خانواده‌هایشان و تلاش‌های رسمی (یا شاید هم فقدان آن) برای نجات پسران از دست سو استفاده گرهایشان.
 
در همین رابطه، یک مقام غربی در جلسه‌ای خصوصی در کابل به من گفت: «اما نجات به کجا؟ اروپا که به خاطر بحران مهاجرت در حال انفجار است.»
 
فکم افتاده بود. توجیه آن مقام رسمی برای پاک کردن صورت مسئله مرا بسیار اذیت می‌کرد. زمانی هم که تلاش کردم تا از جامعه دیپلماتیک برای پرونده‌ سو استفاده جنسی یک کودک در نقطه‌ی محرومی از ولایت اوروزگان – پسری لاغراندام با چشمانی غمناک که به مدت دو سال برده جنسی یک فرمانده پلیس بود - کمک بگیرم، تنها چیزی که دستگیرم شد بالا انداختن شانه‌های افراد مسئول بود.
عکس از عارف کریمی – خبرگزاری فرانسهاصل چیزی که به من گفته شد این بود: فرهنگشان این است. حل درگیری‌های شدت گرفته اولویت اول آن‌ها است؛ سو استفاده جنسی کودکان را می‌توان گذاشت برای بعد.
 
همین بی‌تفاوتی‌ها بود که مرا وا داشت تا تحقیقات چند ماهه‌ام  در سه ولایت افغانستان را آغاز کنم: جستجو برای قربانیان سو استفاده جنسی و خانواده‌هایشان.
 
اظهارات مستندی که بیشتر از نواحی جنوبی ولایت هلمند، مناطق شمالی ولایت بغلان و ولایت اوروزگان جمع‌آوری شده بود، باعث شد تا ضمیمه‌ای دردناک به پژوهش‌های اولیه‌ام اضافه شود. تمام آن شهادت‌ها که از بسیاری از جوانب با هم شباهت‌هایی داشتند، باعث شد تا روزنه‌ای بی‌مانند به سوی جهان پرتنش خانواده‌های درمانده افغان برای آزادی پسران و اقوام نزدیکشان از چنگال عارضه فرهنگی شوم بردگی جنسی و تجاوز باز شود.
دو پسر افغان در حال بادبادک بازی در جشنواره بادبادک‌های کابل – نوامبر 2016 میلادیآن اظهارات بالاخص نسبت به منشأ شکل‌گیریِ سو استفاده‌های جنسی کودکان پرده افکند. فرضیه همگانی بر آن است که خانواده‌های فقیر فرزندانشان را به فرمانده‌های صاحب قدرت می‌فروختند و یا اینکه آن اشخاص با میل شخصی و به طمع هدایا و پول، زندگی نوکرمابانه را انتخاب می‌کردند.
 
اما در 13 مورد از آن گزارش‌هایی که تهیه کرده بودم، ردپای شیوع مخفیانه "آدم ربایی" را دیده می‌شد.
 
این پسران در روز روشن از خانه‌هایشان، مزارع کشت تریاک و یا زمین بازی ربوده شده‌اند.
 
نکته غم‌انگیز این است که فرماندهان پلیس که باید مجرمین را تعقیب قانونی کنند، خودشان مرتکب چنین جنایاتی می‌شوند. این مسئله موجب می‌شود تا خانواده‌های قربانیان هیچ راه فرار قانونی برای مبارزه با بچه بازی در اختیار نداشته باشند؛ هیچ ساز و کاری برای آن‌ها وجود ندارد تا علیه پلیس‌های سو استفاده‌گر اعلام شکایت کنند زیرا آن‌ها طرف به ظاهر مثبت درگیری‌های افغانستان محسوب می‌شوند.
 
مردی اهل ولایت هلمند که برادر زن نوجوانش توسط پلیس ربوده شده بود، به من گفت: «برای کمک باید نزد چه کسی برویم؟ طالبان؟»
عمل "بچه بازی" که در افغانستان به چشم همجنسگرایی به آن نگاه نمی‌شود، باعث شده تا فرماندهان پلیس برای اثبات برتری خود به یکدیگر به شکلی رقابتی به این فرهنگ خشن و زننده روی بیاورند زیرا هر فرمانده تلاش می‌کند تا پسر دارای ظاهر بهتری را برباید.
 
یکی از مقامات ارشد امنیتی ولایت هلمند به من گفت: «بسیاری به دنبال "پسران آفتاب ندیده‌اند." اصطلاحی که برای زیبایی‌شان به کار می‌رود.» در جامعه‌ای که بین جنسیت‌ها کاملا حصار کشیده شده، دارا بودن پسران زیبا با لباس‌های "زنانه" می‌تواند به شکلی نشانه جایگاه اجتماعی، قدرت و مردانگی این افراد باشد.
 
همین مسئله موجب شده تا خانواده‌ها لباس‌های کثیف و گِلی بر تن پسرانشان کنند تا از گزند پلیس‌ها در امان بمانند. یک فعال حقوق بشر در ولایت هلمند به من گفت: «شیوع بچه بازی در حال تخریب جامعه ما است. فرزندانمان دارند به شکلی بزرگ می‌شوند که فکر می‌کنند تجاوز به پسرها امری عادی است.»برخی از ماموران پلیس حتی "تاراج" خود را به صورت عمومی به رخ دیگران می‌کشند.
 
غم‌انگیزترین و دردناک‌ترین روایت را از زبان "سردار والی" شنیدم. او پس از چند ماه جستجو برای یافتن پسر ربوده شده‌اش، به ناگهان توانست در بازار شلوغ منطقه گرشک در ولایت هلمند پسرش را ببیند. من هم بیشتر پرونده‌ها را در همین منطقه تهیه کردم.
 
سردار والی از اعماق وجود دلش می‌خواست به سمت پسرش برود تا او را نزد خودش نگه دارد، اما اصلا جرات نزدیک شدن نیروهای پلیس اطراف پسرش را نداشت. سردار والی به من گفت: «نگاهش کردم تا اینکه کاملا محو شد. مادرش مرتب غم و غصه می‌خورد و یک بند گریه می‌کند: پسرمان را برای همیشه از دست داده‌ایم.»
 
درد از دست دادن فرزند در بردگی جنسی با نگرانی نحوه اسارتش دو چندان می‌شود زیرا آدم‌ربایان برای اینکه آن‌ها را بیشتر مطیع خود کنند، به افیون معتادشان می‌کنند.
 
از آن بدتر اینکه ممکن است این پسران به خطوط مقدم جنگ اعزام شوند زیرا شمار تلفات پلیس در جنگ با طالبان افزایش یافته و آن‌ها مشکل کمبود نیرو دارند. حتی ممکن است که آن‌ها در جریان تیراندازی و حمله شورشیان طالبان به ایستگاه‌های بازرسی کشته شوند.
 
یک مقام رسمی با توجه به حملات پیشین اضافه کرد: «گاهی اوقات تنها راه ممکن برای فرار پسران برده جنسی معامله با طالبان است: مرا آزاد کنید و در عوض به شما کمک خواهم کرد تا سر و اسلحه فرمانده سو استفاده‌گر را مال خود کنید.»
با این وجود، تنها دلخوشی دردناک برخی از خانواده‌ها این است که می‌دانند تنها نیستند. روستاهای مختلف مملو از قربانیان "بچه بازی" است؛ بسیاری از این قربانیان هنگامی که ریش‌هایشان درآمد، آزاد شدند؛ البته امکانش وجود دارد که آن‌ها در آینده به عنوان سو استفاده‌گر و نه قربانی وارد این چرخه باطل شوند.
 
اما تقریبا تمام خانواده‌هایی که با آن‌ها گفتگو داشتم، تمام امیدشان را از دست داده بودند – تنها یک خانواده خوش‌شانس موفق شده بود که به کمک یکی از مامورین اطلاعاتیِ آشنا و صاحب نفوذ پسر 11 ساله‌شان را پس از 18 روز آزاد کنند.
 
آن مامور اطلاعات به من گفت: «خانواده قربانی خواهان اجرای عدالت بودند اما به آن‌ها توصیه کردم که هر چه زودتر از هلمند فرار کنند زیرا آن‌ها دوباره سراغ پسرشان خواهند آمد. بچه بازی در افغانستان جرمی نیست که مجازاتی داشته باشد.»
 
تیم خبرگزاری فرانسه پس از هفته‌های جستجو آن پسر را در مکانی مخفی و دورافتاده در جنوب افغانستان پیدا کرد. وی همچنان با گذشت دو سال از آن ماجرا در خفا زندگی می‌کند.
 
آن پسر نوجوان هنوز داشت با آسیب روحی و روانی که به او تحمیل شده بود، دست و پنجه نرم می‌کرد. او بدون اینکه حرفی بزند، در کنار پدرش نشسته بود و به سمت سینی چای و شکلات خم شده بود. آن پسر هنوز هم نمی‌توانست ماجرای دردناکش را به زبان بیاورد.
ملاقات با او نشان داد که حمایت روانی از چنین پسرانی که اغلب قربانیان تجاوز جنسی هستند، در افغانستان تا چه اندازه کم است. در نهایت می‌توان گفت تمام پرونده‌هایی که جمع‌آوری کردم تنها نمونه‌های مختصر از این مشکل شایع و ریشه‌دار در افغانستان است.
 
من به کمک فعالان، ریش‌سفیدان قبایل و رهبران اجتماعی مردم توانست با بسیاری از این خانواده‌ها آشنا شوم. حتی از طریق برخی از خانواده‌ها موفق شدم با خانواده‌های دیگر آشنا شوم. همچنین برخی از خانواده‌ها در مناطق دورافتاده‌ای زندگی می‌کردند که به دلیل عدم پوشش آنتن موبایل و همچنین محدودیت‌های امنیتی امکان سفر به آنجا وجود نداشت. برخی از خانواده‌ها نیز مانند پدر خانواده‌ ساکن ولایت اوروزگان تمایلی به همکاری و صحبت کردن نداشتند.
 
برخی از فعالان نیز در ابتدا تمایل به همکاری داشتند اما مدتی بعد از ترس به مشکل خوردن با مقامات از هرگونه همکاری خودداری کردند. آن‌ها اطلاعات زیادی در اختیار دارند اما هیچ کاری انجام نمی‌دهند.
 
مشکل به این زودی‌ها از بین نخواهد رفت و بعید است اکثر قربانیان و خانواده‌هایشان طعم عدالت را بچشند. در این بین، تنها کورسوی امید این است که سکوتِ پیرامون مسئله بچه بازی احتمالا در آینده شکسته شود.
 
اخیرا یک میزگرد تلویزیونی حول محور آخرین گزارش من در افغانستان برگزار شد که تقریبا با تمام میزگردهای قبلی تفاوت داشت.
 
شاید، فقط شاید، در آینده سکوت دیگر یکی از گزینه‌ها نباشد.
 منبع: خبرگزاری فرانسه
+175
رأی دهید
-15

  • قدیمی ترین ها
  • جدیدترین ها
  • بهترین ها
  • بدترین ها
  • دیدگاه خوانندگان
    ۴۲
    Dara20 - تهران، ایران

    همیشه گفتم و باز هم میگم این جماعت از جانوران وحشی هم پست تر و کثیف ترند. ایران را هم به گند کشیدن این زباله‌های متجاوز و عقب افتاده
    138
    163
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۱
    ۶۱
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    لابد باز گشت به صدر اسلام و زنده کردن سنت پیغمبر را وظیفه شرعى میدانند.
    85
    147
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۵
    ۸۷
    تفکر اسلامی - اودنسه ، دانمارک

    برای جماعت عمرییه؛ بهیچ عنوان عجیب نیست. سنت خلیفشون رو انجام میدن. رجوع شود به یوتوپ «تجاوزعمارة بن ولید به عمربن خطاب در بیابان».
    165
    103
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۷
    ۵۲
    iran2015 - وین، اتریش

    این فرهنگ واقعی اسلام عزیز است.وقتی به مومنین وعده پسر بچه در بهشت داده میشود چرا در همین دنیا استفاده نکند.این افکار منحرف یک عرب بیمار است که به پیامبری م برگزیده میشود قدرت الهی هم میگیرد و
    75
    148
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۲
    ۵۲
    oghab - هلسینکی، فنلاند

    حالا همین ها در دنیای مجازی به ایرانی ها فحاشی میکنند...البته آنهایی که در سوریه میجنگند. .واقعا هم میهنمان و داوران ایران هستند. .و آنهایی که حس ایرانی بودند دارند. .دستشو داریم ..ولی بقیه آبروی فارسی زبانها را بردند
    58
    85
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۴
    ۴۰
    Iranemaa - قم، ایران

    یک کشور مسلمان دیگر و محدودیت و...اعمال غیر انسانی که زیاد عجیب نیست
    31
    105
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۷
    ۳۹
    mehrdaduk - لندن، انگلستان

    در مملکت ما هم کم نیستا
    53
    110
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۰
    ۴۶
    محسن ۵۵ - گنت، بلژیک

    افغانها از هروی وجهی یکی از نزدیکترینها به ایرانیان هستند،اما آنقدر چپاول شده اند که الان تا حد سومالی تنزل دارند پس نمی توان توقع زیادی داشت،زمان نیاز دارند.
    36
    66
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۲
    ۶۱
    Sabokbalam - کالیفورنیا، ایالات متحده امریکا

    پس اونها هم طوسى دارن؟
    26
    83
    جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۲
    ۲۸
    boysboys - مونیخ، آلمان
    خب ک. دوست دارن.چکارشون دارین؟
    51
    58
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۱
    ۳۰
    agha_ehsan - تهران، ایران

    خواهشا ایرانیان عزیز.... اضافی در این مورد نزنین که اتفاقا این مورد که به تاریخ ما برمی گرده با تاریخ افغانستان که استانی از ایران (پرشیا) بوده یکی هست . متاسفانه شاهد بازی در تاریخ و فرهنگ ما به قدری عامیانه و عادی بوده که حتی امروز هم آثارش رو میبینیم . متاسفانه 80 درصد اشعار ناب عاشقانه شاعرهای معروف ما نه برای دختر که برای پسر ها نوشته شده و چون در زبان فارسی مذکر و مونث معلوم نیست امروزه فکر می کنیم که مثلا وحشی بافقی داشته در حسرت دختر همسایه شعر می گفته ! پسر بازی و بچه بازی از زمان رضا شاه منقرض شد . مخصوصا با فرهنگسازی که اون ملعون ، اشرف در کنار کارهایی مثل حقوق زنان یا تاسیس سازمان تامین اجتماعی انجام داد . حالا گذشته از اینها حال می کنین که چقد خرین ؟ حال می کنین که الان سه ماهه دارم مغز معیوب فسیل خاک گرفتتون رو آموزش میدم ؟ به چه امیدی ؟ به ..... امیدی هست واقعا ؟
    63
    16
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۲:۳۷
    razmandeh - استکهلم، سوئد

    [::تفکر اسلامی - کپنهاک، دانمارک::]. بگو ببینم تو که اطلاعات مشکلات جنسیت زیاده !!! سعید طوسی هم عمری بود؟؟؟؟ راستی تو دفتر اغات چکار میکرد؟؟؟ تو هم قران خوندن را پیش سعید طوسی یاد گرفتی؟؟؟؟؟
    21
    44
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۳:۴۴
    ۳۲
    غریبه_021 - تهران، ایران
    به گفته برنامه صفحه آخر سرزمین مادری سعید طوسی ...!!!فهمیدیم جناب غاری!! مشکلاتشون رو از کجا اوردن.
    20
    15
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۴:۰۷
    ۳۲
    parsi6 - نیویورک، ایالات متحده امریکا
    ابوبکر بغدادی ، دنباله رو امیر الواطین عمر هم ، این اواخر گفته که اگر اینکار جهت روحیه دادن به جهادیها ی داعش باشه، اشکال نداره و در کنار خواهران جهاد نکاحی و با هماهنگی با انها میتونن بدین شکل در خدمت خلیفه باشند .
    33
    23
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۴:۲۱
    ۷۴
    hassan5 - تهران، ایران
    با حمایت رهبر از طوسی:هیچ بعید نیست که خلوت سران نظام اسلامی از این قلمان ها زیاد باشد!؟!؟
    22
    22
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۶:۰۸
    ۳۸
    raha1984 - هامبورگ، آلمان
    خوب مثل همیشه این یکی رو به ایران و ایرانی نچسبوندن که کار کار اوناست
    24
    28
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۷:۵۳
    ۵۱
    dektstier - استند، بلژیک
    خدایا بچه بازی خود چه کار است ...........که بر آن عارف و آمی دچار است.خدا رحمت کنه ایرج میرزا رو .این ربطی به اسلام نداره و همحنسگرایی همه جای دنیا هست و البته دلایل مختلفی داره.در خاورمیانه بدلیل جدا کردن زن از مرد و در غرب به دلیل دادن بها و آزادی زیاد به زنها.باید با این مسایل کنار اومد .البته تماس جنسی بدون تمایل طرف مقابل تجاوز و سکس با زیر 18 سال پدوفیلی که از نظر اکثر جوامع جرمه.باقیش به ما مربوط نیس
    14
    13
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۱
    ۴۲
    بوزرجمهر - تهران، ایران
    [::dektstier - استند، بلژیک-دوست عزیز خودت میگی که در خاور میانه بدلیل جدایش زن و مرد.حالا بفرمایید این جدا کردن سنت اسلام نیست؟دین مردم خاور میانه نکنه زرتشتیه جای اسلام؟ببینید این اسلام ... همه مصائب ما از آن است.البته عبید زاکانی عرب تبار نیز گرایش بچه بازی داشته و هیچ عفت کلامی در شعرش نیست .بدبختی آنجا بیشتر شد که تنگ چشمان آسیای مرکزی را نیز مسلمان کردند.تمام خوی دزدی و وحشیگریشان با اسلام عزیز فیت شدند.بچه بازی از زمان تسلط ترکان بر ایران آن زمان وبلخ و غزنه از زمان غزنویان توسط آن قوم جرار باب شد.خود سلطان محمود عند پسر بازی بود و حکایت عشقش به ایاز غلامش در تاریخ و ادبیات موجوداست.بچه بازی در طول تسلط ترکان بر ایران نهادینه شد تا به صفویه و قاجار رسید که همه قراین و شواهد آن غیر قابل انکار است.اکثر شاهان صفوی لواط کار بودند.ایرج میرزا که نسب شاهزاده قجری دارد نیز بچه باز بود و با کمال وقاحت این مزخرفات را به قلم ملوث کرده.
    17
    13
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۳
    ۵۲
    iran2015 - وین، اتریش
    [::بوزرجمهر - تهران، ایران::]افرین سخن درستی گفتی فقط چیزی که من را ناراحت کرد مطلبی در مورد ایرج میرزا بود که اگر واقعیت داشته باشد جای تاسف بسیار است .
    14
    6
    شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۸
    ۵۱
    dektstier - استند، بلژیک
    [::بوزرجمهر - تهران، ایران::]. دوست من.منظور من حمایت از اسلام نیست به هیچ وجه.من به شدت از اسلام و عقایدش متنفرم و به اندازه کافی از این بابت تاوان دادم.همجنس گرایی و گرایش به پدوفیلی در غرب شاید کمتر از کشورهای اسلامی نیست.اینجا که دیگه دلیلش اسلام نیست هست.این گرایش در درون انسانها وجود داره که به همراه برخی عوامل تحریک کننده همچون جدایی زن از مرد و یا دادن آزادی و اختیار بیش از حد به زنها که در نهایت باعث فاصله گرفتن اونها از مردها میشه به یه معضل اجتماعی مبدل میشه و بروز میکنه.البته حق میدم که شما حرف من رو قبول نکنی اما من مردای زیادی رو اینجا دیدم که چطوری غرورشون و همه چیشون توسط زنای هوسباز غربی له شده و در نهایت رو به همجنس گرایی اوردن
    13
    3
    یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰
    نظر شما چیست؟
    جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.