پایان‌ کابوس ۱۲‌ساله

فرهیختگان :  مرد میانسال که در درگیری خیابانی دست به جنایت زده بود پس از 12 سال توانست رضایت اولیای‌دم را جلب کند و حکم آزادی‌اش در آستانه عید فطر صادر شد.
مجید 56 ساله 12 سال قبل هنگامی که 44 سال داشت در یک درگیری خیابانی در شهرری با ضربه پیچ‌گوشتی به سینه راننده یک پیکان کوبید و باعث مرگ او شد. این مرد که پیشتر محاکمه و به قصاص محکوم شده بود، چند روز قبل از اجرای حکمش توانست رضایت اولیای‌دم را جلب کند و دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربان‌زاده و با حضور دو قاضی مستشار از جنبه عمومی جرم محاکمه شد. این مرد پای میز محاکمه ابراز پشیمانی کرد و گفت: «به خاطر یک اشتباه 12 سال کابوس قصاص دیدم و همه زندگی‌ام را از دست دادم.»
هیات قضایی با توجه به اعلام رضایت شاکیان خصوصی و طبق ماده 612 قانون مجازات اسلامی، حکم آزادی این مرد را دیروز پس از 12 سال و در آستانه عید سعید فطر صادر کرد.
فرزندانم شاهد قاتل‌شدن پدرشان بودند
چقدر درس خوانده‌ای؟
 دیپلم ردی هستم. چون نتوانستم دیپلمم را بگیرم مشغول کار شدم.
شغلت چه بوده؟
در بازار در یک حجره پارچه‌فروشی کار می‌کردم و وضع مالی بدی نداشتم که ازدواج کردم.
چند فرزند داری؟
 یک دختر و پسر دارم. وقتی قتل اتفاق افتاد، آنها خیلی کوچک بودند. آنها صحنه‌ای را دیدند که می‌دانم هیچ‌وقت از خاطرشان پاک نمی‌شود. فرزندانم شاهد قاتل شدن پدرشان بودند.
از ماجرای قتل بگو.
من و همسر و دو فرزندم سوار پراید به میهمانی می‌رفتیم که یک راننده پیکان جلوی ماشین ما ویراژ داد. به او اعتراض کردم اما داوود که راننده پیکان بود شروع به حرکت مارپیچ کرد. او اجازه نمی‌داد که عبور کنم به همین خاطر به او اعتراض کردم اما فحاشی کرد و دعوا بالا گرفت.
چرا بی‌خیال دعوا نشدی؟
اشتباه کردم. چون فکر می‌کردم داوود مقابل زن و بچه‌ام به من فحش داده باید او را ادب کنم. وقتی دعوا بالا گرفت او از ماشین پیاده شد و با چاقو به من حمله کرد. من هم برای دفاع از خودم پیچ‌گوشتی را از داشبورد ماشین درآوردم اما نمی‌دانم چطور شد که پیچ‌گوشتی را به سینه‌اش کوبیدم.
بعد از آن چه کردی؟
وقتی خون از سینه راننده پیکان فوران کرد، ترسیدم. زن و بچه‌ام جیغ می‌کشیدند. بلافاصله راننده پیکان را سوار ماشین کردم و به بیمارستان رساندم اما کار از کار گذشته بود و پیچ‌گوشتی به قلب داوود فرورفته بود.
چرا پرونده‌ات 12 سال طول کشید؟
 یک‌بار محاکمه و به قصاص محکوم شدم اما دیوان‌عالی کشور به‌خاطر اینکه گفته بودم قصد قتل نداشتم و در درگیری ناخواسته پیچ‌گوشتی به سینه داوود برخورد کرده، حکم را تایید نکرد، به همین خاطر برای دومین‌بار محاکمه و به قصاص محکوم شدم.
چطور توانستی رضایت اولیای‌دم را جلب کنی؟
حکم قصاصم در دیوان‌عالی کشور تایید شده و مدت زمان زیادی به اجرای حکم نمانده بود که زن و بچه‌ام با سختی فراوان توانستند رضایت دو دختر مقتول را جلب کنند. پسرم وقتی به زندان افتادم 12 ساله بود اما حالا یک مرد است. او خانه‌ای را که داشتم، فروخت و رضایت اولیای‌دم را جلب کرد.
بعد از آزادی چه می‌کنی؟
نمی‌دانم. 12 سال است که از خانواده‌ام دور بوده‌ام. آنها در این سال‌ها به سختی زندگی‌شان را گذرانده‌اند. من همه زندگی‌ام را از دست داده‌ام و نمی‌دانم چطور می‌توانم گذشته را جبران کنم.
 
+19
رأی دهید
-2

نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.