بازداشت پسران پدرکش
+46
رأی دهید
-2
دو پسر که در اقدامی جداگانه پدرانشان را کشته بودند و با صحنهسازی قصد گمراه کردن پلیس را داشتند، بازداشت شدند و به قتل اعتراف کردند.ساعت 15:15 پنجم اردیبهشت امسال خبر مرگ مشکوک یک مرد 78 ساله به نام عبدالله در خانهاش در خیابان جشنواره به کلانتری 144 تهرانپارس اعلام شد. با اعلام این خبر، پلیس به ساختمان مورد نظر رفت و به تحقیق از فرزندان این مرد پرداخت.
آنها گفتند که گمان میکنند پدرشان هنگام انتقال بخاری به داخل انباری تعادلش را از دست داده و از بالای راهپله به پایین سقوط کرده و همین موضوع باعث مرگش شده است.
جنازه در حالی به پزشکی قانونی فرستاده شد که به نظر میرسید علت مرگ پیرمرد سقوط نبوده است.
وقتی پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی ناشی از انسداد مجاری تنفسی اعلام کرد، پرونده رنگ و بوی جنایی به خود گرفت و به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 27 تهران، برای بررسی بیشتر در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
پسر 45 ساله و دختر 20 ساله قربانی در تحقیقات گفتند که هنگام مرگ پدرشان در خانه حضور نداشتهاند و بنا به گفته برادر 23 سالهشان به نام سعید، اعلام کردهاند که احتمالا پدرشان بر اثر سقوط از پلهها جان سپرده است.
با توجه به اظهارات این دو نفر، بازجویی از سعید در دستور کار پلیس قرار گرفت اما این پسر همزمان با مرگ پدرش به طرز مرموزی ناپدید شده بود.
به این ترتیب فرضیه جنایت خانوادگی قوت گرفت و تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه سعید آغاز شد تا اینکه سعید بامداد سیزدهم اردیبهشت با پای خودش به اداره آگاهی پلیس رفت و به قتل اعتراف کرد.
سعید در تشریح جزئیات ماجرا گفت: «آن روز سرگرم کار با کامپیوتر بودم که پدرم مثل همیشه ایراد گرفت و به من ناسزا گفت. من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم داخل راهرو او را به عقب هل دادم که سرش به دیوار خورد. چند لحظه بعد پدرم در اتاق پذیرایی به سراغم آمد. او میخواست مرا کتک بزند که در اوج عصبانیت گلویش را گرفتم و فشار دادم. وقتی پدرم جان سپرد ترسیدم. نمیدانستم چه کار کنم. چون در خانه تنها بود تصمیم گرفتم با صحنهسازی اعضای خانواده و پلیس را گمراه کنم؛ به همین خاطر جنازه را از داخل اتاق به راه پلهها کشاندم و از داخل حیاط، بخاری را آوردم و روی جنازه پدرم قرار دادم. سپس با برادرم تماس گرفتم و مرگ پدرم را به او اطلاع دادم.»
او ادامه داد: «بعد از این ماجرا از ترس فرار کردم و بهعنوان کارگر در منطقه بومهن و شهرک صنعتی سیاهسنگ مشغول به کار شدم تا اینکه چند روز بعد در تماس با اعضای خانوادهام فهمیدم پلیس به واقعیت پی برده است. چون میدانستم دیر یا زود دستگیر میشوم، تسلیم پلیس شدم.»
پسر جوان با قرار قانونی روانه بازداشتگاه شده و تحقیق از او ادامه دارد.
قتل هولناک پدر با ضربههای کلنگ
پسر جوان دیگری نیز که پدرش را به خاطر گرفتن چهار میلیون تومان، با ضربههای مهیب کلنگ کشته بود و قصد گمراه کردن پلیس را داشت، دستگیر شد.
بیستوسوم فروردینماه امسال، مرد جوانی به پلیس مراجعه کرد و از ناپدید شدن پدر 55 سالهاش خبر داد. تلاش برای افشای راز ناپدید شدن مرد سالخورده آغاز شده بود که خبر رسید جنازه خونین او در حاشیه یکی از روستاهای دماوند پیدا شده است. جنازه با هماهنگی قضایی به پزشکی قانونی فرستاده شد و رازگشایی جنایت در دستور کار پلیس قرار گرفت.
پلیس در نخستین گام از تحقیقات دریافت قربانی از مدتها پیش با پسرش اختلاف داشته و چندین بار نیز از سوی او مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. با افشای این ماجرا نوک پیکان اتهام به سوی پسر قربانی چرخید و وی بازداشت شد.
او که سعی داشت خود را بیگناه نشان دهد وقتی در بنبست اطلاعاتی قرار گرفت به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: «من نیاز به پول داشتم، اما پدرم پولی به من نمیداد. سر همین موضوع چند بار با هم درگیر شدیم. چون میدانستم آن روز بابت دستمزدش از صاحبکارش چهار میلیون تومان دریافت کرده، طبق نقشه از پیش طراحی شده با همدستی یکی از دوستانم پدرم را به حاشیه روستا کشاندم و با ضربات کلنگ او را کشتم. سپس چهار میلیون تومانی را که همراهش داشت دزدیدم. من همان موقع برای گمراه کردن پلیس به اداره آگاهی رفتم و به دروغ گفتم که پدرم ناپدید شده است.»
سرهنگ شیخمراد مرادی فرمانده انتظامی شهرستان دماوند در این باره گفت: «این متهم و همدستش با قرار قانونی بازداشت شدهاند و تحقیق از آنها ادامه دارد.»
۴۹

Leopard Lover - لندن، انگلستان
گُرگم آرزوست. بی رحمی و شقاوت امت همیشه در صحنه روی گُرگها را هم سفید کرده است! در این میان دولت اسقاطی اسلامی به فکر زیرابروی جوانان و مدل موی آنهاست ! خانه وحشتی بنام ایران.
1
32
سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۷