توطئه جنایی برای ثروت «کانجی»
+88
رأی دهید
-2
روزنامه ایران : توطئه قتل یکی از سرشناسترین تجار ایرانی پس از گذشت سه سال پیش روی بازپرس جنایی تهران قرار گرفت.در حالی که تصور میرفت «محمدحسین کانجی» در بستر بیماری درگذشته است مدارکی به دست آمده که نشان میدهد این بازرگان بینالمللی به قتل رسیده است.مرگ در خاموشی
در سال 1389 محمدحسین کانجی با همسر و پسر ناتنیاش برای سرکشی به یکی از هتلهای خود راهی مشهد شد و در 85 سالگی دچار سکته مغزی شده و به تهران بازگردانده شد.
وقتی 48 ساعت بعد از بازگشت به تهران مرد ثروتمند به بیمارستان مهراد انتقال یافت، پزشکان متوجه شدند خانواده کانجی با وجود اینکه میتوانستند وی را در مشهد و بلافاصله پس از سکته مغزی به بیمارستان انتقال دهند اما با تأخیر اقدام به این کار کردهاند و کانجی به کما فرو رفته است.
تاجر سرشناس ایرانی با حالت کما در بیمارستان بستری شد و چون مشکلات تنفسی شدیدی داشت وی تحت عمل جراحی قرار گرفت و در حالی که لولهای در گلویش برای رفع مشکلات تنفسی قرار گرفته بود همسر و پسر خواندهاش با وجود بیهوشی کانجی وی را ترخیص کرده و با مهیا کردن سیسییوی خانگی کانجی را به خانهاش در زعفرانیه انتقال میدهند.
این تاجر چای و کنف در حالی که پرستاری شیفتی از بیمارستان و یک فیزیوتراپ مدام وی را تحت نظر داشتند در بیهوشی و کمای مطلق به سر میبرد و تنها به کنشهای سخت و دردناک واکنشهای کوچکی نشان میداد تا اینکه روز 6 مردادماه سال 90 به کام مرگ فرو میرود.
در حالی که تصور میرفت به خاطر سرشناس بودن کانجی در دنیای تجارت، هتلداری و اقدامات خیرخواهانه در ساخت مدارس و زائرسراها تشییع جنازه باشکوهی برای مرگ وی برگزار شود به خاطر نبود اطلاعرسانی همسر و پسر خواندهاش، کانجی در خاموشی به خاک سپرده میشود.
در سال 1389 محمدحسین کانجی با همسر و پسر ناتنیاش برای سرکشی به یکی از هتلهای خود راهی مشهد شد و در 85 سالگی دچار سکته مغزی شده و به تهران بازگردانده شد.
وقتی 48 ساعت بعد از بازگشت به تهران مرد ثروتمند به بیمارستان مهراد انتقال یافت، پزشکان متوجه شدند خانواده کانجی با وجود اینکه میتوانستند وی را در مشهد و بلافاصله پس از سکته مغزی به بیمارستان انتقال دهند اما با تأخیر اقدام به این کار کردهاند و کانجی به کما فرو رفته است.
تاجر سرشناس ایرانی با حالت کما در بیمارستان بستری شد و چون مشکلات تنفسی شدیدی داشت وی تحت عمل جراحی قرار گرفت و در حالی که لولهای در گلویش برای رفع مشکلات تنفسی قرار گرفته بود همسر و پسر خواندهاش با وجود بیهوشی کانجی وی را ترخیص کرده و با مهیا کردن سیسییوی خانگی کانجی را به خانهاش در زعفرانیه انتقال میدهند.
این تاجر چای و کنف در حالی که پرستاری شیفتی از بیمارستان و یک فیزیوتراپ مدام وی را تحت نظر داشتند در بیهوشی و کمای مطلق به سر میبرد و تنها به کنشهای سخت و دردناک واکنشهای کوچکی نشان میداد تا اینکه روز 6 مردادماه سال 90 به کام مرگ فرو میرود.
در حالی که تصور میرفت به خاطر سرشناس بودن کانجی در دنیای تجارت، هتلداری و اقدامات خیرخواهانه در ساخت مدارس و زائرسراها تشییع جنازه باشکوهی برای مرگ وی برگزار شود به خاطر نبود اطلاعرسانی همسر و پسر خواندهاش، کانجی در خاموشی به خاک سپرده میشود.
سفر وراث از پاکستان به ایران
محمدحسین کانجی در پاکستان خواهری داشت و وی وراث اصلی این تاجر به حساب میآمد.
این خواهر که در جریان سکته برادرش قرار گرفته بود در تماس با تهران جوابی قانعکننده در خصوص مرگ و ارثیه برادرش نمیگیرد و دو سال از مرگ کانجی نگذشته بود که این زن نیز در پاکستان میمیرد و از آنجایی که 9 دختر و پسر داشت آنان که خود را وارث بخش اصلی داراییهای نجومی داییشان میبینند از پاکستان به ایران سفر میکنند.
با این اقدام وقتی خواهرزادههای مرد بازرگان خودشان به پرسوجو پرداختند به موارد مشکوکی برخوردند که نشان میداد داییشان با مرگ طبیعی و برخلاف گواهی فوت به خاطر کهولت سن نمرده است و همین کافی بود تا با وجود گذشت دو سال پرونده مرگ مشکوک تاجر سرشناس پیش روی بازپرس حسینپور در دادسرای امور جنایی تهران قرار گیرد.
محمدحسین کانجی در پاکستان خواهری داشت و وی وراث اصلی این تاجر به حساب میآمد.
این خواهر که در جریان سکته برادرش قرار گرفته بود در تماس با تهران جوابی قانعکننده در خصوص مرگ و ارثیه برادرش نمیگیرد و دو سال از مرگ کانجی نگذشته بود که این زن نیز در پاکستان میمیرد و از آنجایی که 9 دختر و پسر داشت آنان که خود را وارث بخش اصلی داراییهای نجومی داییشان میبینند از پاکستان به ایران سفر میکنند.
با این اقدام وقتی خواهرزادههای مرد بازرگان خودشان به پرسوجو پرداختند به موارد مشکوکی برخوردند که نشان میداد داییشان با مرگ طبیعی و برخلاف گواهی فوت به خاطر کهولت سن نمرده است و همین کافی بود تا با وجود گذشت دو سال پرونده مرگ مشکوک تاجر سرشناس پیش روی بازپرس حسینپور در دادسرای امور جنایی تهران قرار گیرد.
تحقیقات جنایی
بازپرس پرونده پس از مطالعه پرونده بالینی محمدحسین کانجی در بیمارستان مهراد و روند سکته مغزی وی در مشهد و نحوه انتقال این تاجر به تهران برای رازگشایی از این معما به تحقیقات از شاهدان و مطلعان پرداخت.بازپرس جنایی که با یک معمای عجیب روبهرو شده بود ابتدا به بررسی شخصیت کانجی پرداخت و خود را در برابر یکی از تاجران بزرگ دنیا در زمینه چای و واردکننده کنف دید که تشییع جنازه بیسر و صدای وی میتوانست پررمز و راز باشد.
این شاخه تجسسی نشان داد کانجی صاحب شرکتهای بزرگی در ایران بود و همزمان سهامدار شرکتهای سرشناسی در سریلانکا و دوبی بود و در تهران، مشهد و چالوس دارای املاک و مستغلات نجومیای بود.
بدین ترتیب بازپرس با مرگ مرموز مردی روبهرو شد که از خیرین مدرسهساز، احداثکننده یتیمخانه و مؤسس بنیاد خیریهای به نام خانه زائران شاهخراسان بود که مسافرخانههایی در تهران، مشهد و قم را شامل میشود تا جایی که سفیر پاکستان در ایران به واسطه اقدامات انساندوستانه وی در سطح بینالملل نشان ستاره قائد اعظم در زمینه بشردوستی را در حضور کمال خرازی وزیر امورخارجه وقت به وی اهدا کرده بود.
بازپرس پرونده پس از مطالعه پرونده بالینی محمدحسین کانجی در بیمارستان مهراد و روند سکته مغزی وی در مشهد و نحوه انتقال این تاجر به تهران برای رازگشایی از این معما به تحقیقات از شاهدان و مطلعان پرداخت.بازپرس جنایی که با یک معمای عجیب روبهرو شده بود ابتدا به بررسی شخصیت کانجی پرداخت و خود را در برابر یکی از تاجران بزرگ دنیا در زمینه چای و واردکننده کنف دید که تشییع جنازه بیسر و صدای وی میتوانست پررمز و راز باشد.
این شاخه تجسسی نشان داد کانجی صاحب شرکتهای بزرگی در ایران بود و همزمان سهامدار شرکتهای سرشناسی در سریلانکا و دوبی بود و در تهران، مشهد و چالوس دارای املاک و مستغلات نجومیای بود.
بدین ترتیب بازپرس با مرگ مرموز مردی روبهرو شد که از خیرین مدرسهساز، احداثکننده یتیمخانه و مؤسس بنیاد خیریهای به نام خانه زائران شاهخراسان بود که مسافرخانههایی در تهران، مشهد و قم را شامل میشود تا جایی که سفیر پاکستان در ایران به واسطه اقدامات انساندوستانه وی در سطح بینالملل نشان ستاره قائد اعظم در زمینه بشردوستی را در حضور کمال خرازی وزیر امورخارجه وقت به وی اهدا کرده بود.
ازدواج در 70 سالگی
کانجی صاحب فرزندی نشده بود و در سن 70 سالگی و اردیبهشت ماه سال 74 با زنی که همسرش فوت کرده بود، ازدواج کرد و این در حالی بود که این زن چند فرزند داشت و پسرجوانش در امریکا زندگی میکرد.پس از ازدواج بود که پسرش از امریکا به ایران بازگشت و تحت حمایت جدی کانجی قرار گرفت. این مرد که در غربت شرایط سختی را میگذراند در شرکت پدرخواندهاش اختیاراتی گرفت و با حمایت کانجی یکی از باشکوهترین مراسم عروسی را برای خود تدارک دید.بازپرس در تحقیق از شاهدان و مطلعان پی برد در زمان مرگ کانجی، همسر و پسرخواندهاش در سفر مشهد بودند و تنها عروس خانواده در خانه حضور داشته است.
کانجی صاحب فرزندی نشده بود و در سن 70 سالگی و اردیبهشت ماه سال 74 با زنی که همسرش فوت کرده بود، ازدواج کرد و این در حالی بود که این زن چند فرزند داشت و پسرجوانش در امریکا زندگی میکرد.پس از ازدواج بود که پسرش از امریکا به ایران بازگشت و تحت حمایت جدی کانجی قرار گرفت. این مرد که در غربت شرایط سختی را میگذراند در شرکت پدرخواندهاش اختیاراتی گرفت و با حمایت کانجی یکی از باشکوهترین مراسم عروسی را برای خود تدارک دید.بازپرس در تحقیق از شاهدان و مطلعان پی برد در زمان مرگ کانجی، همسر و پسرخواندهاش در سفر مشهد بودند و تنها عروس خانواده در خانه حضور داشته است.
اشکهای پنهانبازپرس حسینپور که به دنبال سرنخی از وقوع یک قتل بود، در این شاخه تحقیقی به زنی با نام سکینه برخورد کرد وی مدت 23 سال در یکی از شرکتهای کانجی کارکرده اما پس از مرگ وی بهطرز مرموزی اخراج شده بود.
سکینه وقتی در برابر بازپرس جنایی قرار گرفت، گفت: «من یک زن پاکستانی ایرانیتبار هستم و در 23 سال کارم در اتاقی کنار دفتر اصلی «کانجی» حضور داشتم و به گفته خود وی من محرم رازش بودهام.»
وی افزود: «کانجی وقتی زنده بود هیچگاه به عملکرد من ایرادی وارد نکرد و با اعتماد به امانتداریام همیشه سپاسگزارم بود.
کانجی که به خاطر موفقیتهایش همیشه مردی سربلند بود بارها به خاطر رفتارهای پسر ناتنیاش نزدم گریه کرد و از ازدواج خود راضی نبود.شاهد بودم پسرناتنیاش را از روی دلسوزی به شرکتش پذیرفت و بزرگترین جشن عروسی را برایش مهیا کرد .»
وی افزود: «بعد از مرگ کانجی، آنها به جای اینکه پزشک معالج خود وی را بر بالینش ببرند از پزشک موردنظر خودشان استفاده کردند.»
سکینه گفت:آنها به من تهمت زدند که فاکتورهایی در شرکت را آتش زدهام یا آنها را در اختیار دیگران قرار دادهام سپس از من در دادسرای ناحیه 3 تهران شکایت کردند و یک روز مأموران به شرکت آمده و مرا بازداشت کردند. در دادسرا بازپرس برایم وثیقه میلیاردی در نظر گرفت، چهار روز زندانی شدم تا توانستم وثیقه را تهیه کرده و آزاد شوم و دیدم از شرکتی که سالهای زیادی در آنجا کار کردهام اخراج شدهام و پسر ناتنی و مادرش مدیریت کامل همه داراییهای کانجی را برعهده گرفتهاند.
سکینه وقتی در برابر بازپرس جنایی قرار گرفت، گفت: «من یک زن پاکستانی ایرانیتبار هستم و در 23 سال کارم در اتاقی کنار دفتر اصلی «کانجی» حضور داشتم و به گفته خود وی من محرم رازش بودهام.»
وی افزود: «کانجی وقتی زنده بود هیچگاه به عملکرد من ایرادی وارد نکرد و با اعتماد به امانتداریام همیشه سپاسگزارم بود.
کانجی که به خاطر موفقیتهایش همیشه مردی سربلند بود بارها به خاطر رفتارهای پسر ناتنیاش نزدم گریه کرد و از ازدواج خود راضی نبود.شاهد بودم پسرناتنیاش را از روی دلسوزی به شرکتش پذیرفت و بزرگترین جشن عروسی را برایش مهیا کرد .»
وی افزود: «بعد از مرگ کانجی، آنها به جای اینکه پزشک معالج خود وی را بر بالینش ببرند از پزشک موردنظر خودشان استفاده کردند.»
سکینه گفت:آنها به من تهمت زدند که فاکتورهایی در شرکت را آتش زدهام یا آنها را در اختیار دیگران قرار دادهام سپس از من در دادسرای ناحیه 3 تهران شکایت کردند و یک روز مأموران به شرکت آمده و مرا بازداشت کردند. در دادسرا بازپرس برایم وثیقه میلیاردی در نظر گرفت، چهار روز زندانی شدم تا توانستم وثیقه را تهیه کرده و آزاد شوم و دیدم از شرکتی که سالهای زیادی در آنجا کار کردهام اخراج شدهام و پسر ناتنی و مادرش مدیریت کامل همه داراییهای کانجی را برعهده گرفتهاند.
اسناد و مدارکهمزمان با تجسسهای بازپرس ویژه قتل در زمینه مرگ مشکوک تاجر سرشناس وقتی وراث اصلی ثروت کانجی متوجه اسناد و مدارک مرموزی شدند که در آن همه داراییهای داییشان یکی پس از دیگری و در زمانهای مختلف به نام پسر ناتنیاش، همسرش، عروس خانواده و حتی کودک آنها سند خورده بود در دادسرای ناحیه یک تهران به طرح شکایت مبنی بر تحصیل مال نامشروع دست زدند.
در این مرحله سرپرست دادسرا وقتی در بررسی این شکایت پی برد که پرونده دیگری مبنی بر مرگ مشکوک کانجی در دادسرای امور جنایی تهران مطرح است خواستار تجمیع این دو پرونده در شعبه ویژه قتل شد که با دستور دادستان تهران این اقدام صورت گرفت و شاخههای تازهای پیش روی بازپرس حسینپور و تیمی از مأموران اداره 13 پلیس آگاهی تهران باز شد که نشان میداد پیش و بعد از مرگ تاجر ثروتمند مانورهای متقلبانهای از سوی همسر و پسرخواندهاش صورت گرفته است. این سری از تحقیقات در اختیار مأموران اداره 13 که متخصص پروندههای جعل اسناد و مدارک هستند قرار گرفت و در نخستین مراحل مشخص شد که پسر ناتنی تا 18 ماه بعد از مرگ کانجی و در دفعات زیادی مرتب در حال انتقال اسناد ملکی و شرکتهای مرد بازرگان بوده است.
کارآگاهان دریافتند پسرخوانده کانجی، گلچینی از مهم ترین اموال این تاجر ثروتمند شامل 23 برند معروف چای و شرکتهای آن، هتل 5 ستاره ای در مشهد، پاساژهای تجاری در چالوس و سهام پرارزش و میلیارد دلاری شرکتها، آپارتمانها و پنتهاوس در زعفرانیه و سهام شرکتهای داخلی و خارجی را با همکاری گروهی محضردار، اعضای خانواده خود و یکی از کارمندان متخلف شرکت کانجی بهنام خود، مادر و اعضای خانوادهاش انتقال داده است.
بازداشت پسرخوانده
تیم اداره تخصصی 13 پلیس آگاهی که تحت نظارت مستقیم سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران اقدامات اطلاعاتی، کارشناسی و پلیسی را آغاز کرده بود و با مدارکی که افشاکننده قتل خاموش بازرگان کانجی برای بالا کشیدن ثروت نجومی وی با جعل گسترده اسناد بود روبهرو شدند. همین یافتهها کافی بود تا دستور بازداشت پسرخوانده مرموز کانجی صادر شود. اواخر دیماه سال جاری پسر ناتنی پس از احضار به پلیس آگاهی تحت بازجویی قرار گرفت. این مرد 46 ساله در بازجوییها یک وکالتنامه به امضا و اثر انگشت کانجی را ارائه داد که متعلق به سال 86 بود و در آن وکالت کلی و کاری به وی داده شده بود. در حالی که صحت و سقم این وکالتنامه مورد تردید قرار داشت، کارآگاهان تحقیقات خود را روی این شاخه متمرکز کردند و عجیب اینکه بررسیها نشان داد وی بعد از مرگ کانجی اگر وکالتنامه واقعی بوده و جعلی در کار نبوده است باتوجه به باطل شدن آن اجازه نقل و انتقالهای محضری را نداشته و تحصیل مال نامشروع کاملاً آشکار است چرا که تا 18 ماه بعد از درگذشت مرد بازرگان این پسر ناتنی به وکالت از وی که دیگر زنده نبود در حال جابهجایی اسناد و املاک میلیاردی بوده است. پسر ناتنی در این سری از بازجوییها گفت: «اشتباه کردهام و نمیدانستم این وکالتنامه از درجه اعتبار ساقط شده است و من بعد از مرگش دیگر وکیل وی نبودهام.» همین اقرار کافی بود که بازپرس حسینپور با عنایت به اینکه وی در مسائل کاری وکیل داشت و حتی از قوانین رایج کشورمان مطلع بود دستور بازداشت موقت وی را صادر کند.
اقدامات کارشناسانه
بازپرس حسینپور در این مرحله دستور داد تیمی از کارشناسان زبده دادگستری تهران به بررسی اسناد مکشوفه که هزاران برگ است دست بزنند تا پرده از جزئیات این توطئه شوم برداشته شود. از سوی دیگر باتوجه به مدارک و اظهارات شاهدان درخصوص مرگ مرموز کانجی، کمیسیونی از پزشکی قانونی در حال بررسیهای تخصصی برای افشای جزئیات توطئه قتل بازرگان سرشناس است.
بازداشت و ممنوعالملاقات
بازپرس ویژه قتل باتوجه به جنایی بودن مرگ کانجی و یک توطئه تریلیاردی، پسر ناتنی را با قرار بازداشت موقت که در آن نمیتوان با سپردن وثیقه آزاد شد وی را ممنوعالملاقات در اختیار کارآگاهان قرار داد. بنابر این گزارش، مادر وی به همراه یکی از کارمندان شرکت کانجی نیز در این پرونده ممنوعالخروج هستند.
کارآگاهان دریافتند پسرخوانده کانجی، گلچینی از مهم ترین اموال این تاجر ثروتمند شامل 23 برند معروف چای و شرکتهای آن، هتل 5 ستاره ای در مشهد، پاساژهای تجاری در چالوس و سهام پرارزش و میلیارد دلاری شرکتها، آپارتمانها و پنتهاوس در زعفرانیه و سهام شرکتهای داخلی و خارجی را با همکاری گروهی محضردار، اعضای خانواده خود و یکی از کارمندان متخلف شرکت کانجی بهنام خود، مادر و اعضای خانوادهاش انتقال داده است.
بازداشت پسرخوانده
تیم اداره تخصصی 13 پلیس آگاهی که تحت نظارت مستقیم سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران اقدامات اطلاعاتی، کارشناسی و پلیسی را آغاز کرده بود و با مدارکی که افشاکننده قتل خاموش بازرگان کانجی برای بالا کشیدن ثروت نجومی وی با جعل گسترده اسناد بود روبهرو شدند. همین یافتهها کافی بود تا دستور بازداشت پسرخوانده مرموز کانجی صادر شود. اواخر دیماه سال جاری پسر ناتنی پس از احضار به پلیس آگاهی تحت بازجویی قرار گرفت. این مرد 46 ساله در بازجوییها یک وکالتنامه به امضا و اثر انگشت کانجی را ارائه داد که متعلق به سال 86 بود و در آن وکالت کلی و کاری به وی داده شده بود. در حالی که صحت و سقم این وکالتنامه مورد تردید قرار داشت، کارآگاهان تحقیقات خود را روی این شاخه متمرکز کردند و عجیب اینکه بررسیها نشان داد وی بعد از مرگ کانجی اگر وکالتنامه واقعی بوده و جعلی در کار نبوده است باتوجه به باطل شدن آن اجازه نقل و انتقالهای محضری را نداشته و تحصیل مال نامشروع کاملاً آشکار است چرا که تا 18 ماه بعد از درگذشت مرد بازرگان این پسر ناتنی به وکالت از وی که دیگر زنده نبود در حال جابهجایی اسناد و املاک میلیاردی بوده است. پسر ناتنی در این سری از بازجوییها گفت: «اشتباه کردهام و نمیدانستم این وکالتنامه از درجه اعتبار ساقط شده است و من بعد از مرگش دیگر وکیل وی نبودهام.» همین اقرار کافی بود که بازپرس حسینپور با عنایت به اینکه وی در مسائل کاری وکیل داشت و حتی از قوانین رایج کشورمان مطلع بود دستور بازداشت موقت وی را صادر کند.
اقدامات کارشناسانه
بازپرس حسینپور در این مرحله دستور داد تیمی از کارشناسان زبده دادگستری تهران به بررسی اسناد مکشوفه که هزاران برگ است دست بزنند تا پرده از جزئیات این توطئه شوم برداشته شود. از سوی دیگر باتوجه به مدارک و اظهارات شاهدان درخصوص مرگ مرموز کانجی، کمیسیونی از پزشکی قانونی در حال بررسیهای تخصصی برای افشای جزئیات توطئه قتل بازرگان سرشناس است.
بازداشت و ممنوعالملاقات
بازپرس ویژه قتل باتوجه به جنایی بودن مرگ کانجی و یک توطئه تریلیاردی، پسر ناتنی را با قرار بازداشت موقت که در آن نمیتوان با سپردن وثیقه آزاد شد وی را ممنوعالملاقات در اختیار کارآگاهان قرار داد. بنابر این گزارش، مادر وی به همراه یکی از کارمندان شرکت کانجی نیز در این پرونده ممنوعالخروج هستند.
۵۰

apocryphal - بوستون، ایالات متحده امریکا
آخه این خدابیامرز چرا در اون سن و سال برای خودش میراث خوری آورده که مطمئنا بلای جونش هم بوده، حالا اگه توطئه. و جرمی وقوع گرفته و خواهرزاده هاش پیگیر نمی شدن، همینطوری پرونده این مرحوم بسته شده میشوند و کسی متوجه نمیشد؟
0
20
یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۷