جنجالهای سینمایی لاله، پرویز پرستویی و کلاه قرمزی؛ سینمای ایران در سال ۹۱
سالی را که گذشت، شاید بتوان یکی از بحرانی ترین سالهایی دانست که سینمای ایران پشت سرگذاشته است. از پرده پایین کشیده شدن چندین اثر سینمایی، ادامه درگیریهای مربوط به خانه سینما و توقف اکران در سینما آزادی، مهم ترین پردیس سینمایی تهران، از جمله مواردی است که به بحرانی تر شدن سینمای ایران کمک کرده است.
مروری بر سینمای ایران در سال ۹۱ را در زیر می خوانید.
فیلمهای جنجالی
نخستین بحران سینمایی سال در همان تعطیلات نوروزی آغاز شد. اکران فیلمهای «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» با مخالفت های شدیدی از سوی اصولگرایان مواجه شد و انصار حرب الله در اعتراض به آن تجمع کردند و به سیاستهای سینمایی وازرت ارشاد تاختند. مقاومت نیم بند مسیولان سینمایی دولت بی نتیجه ماند و این فیلمها از روی پرده پایین کشیده شدند. این فصل نخست از سلسله بحران هایی بود که در تمام طول سال بر سر آنچه اصولگرایان آن را «ابتذال در سینما» میخواندند میان آنها و دولت جریان داشت.
قربانی بعدی این بحران، فیلم فریدون جیرانی ،« من مادر هستم» بود که به تحصن انصار حرب الله در مقابل ارشاد و اعتراض ائمه جمعه و برخی از نمایندگان مجلس انجامید. با این حال، مقاومت وزارت ارشاد و تلاش کارگردان برای توضیح اینکه فیلم او نه نمایش فحشا، که نقدی است بر عدم رعایت اخلاق در طبقات خاصی از جامعه، در نهایت و پس از جنجال فراوان به آن انجامید که فیلم با تغییر چند صحنه روی پرده بماند و به دلیل حواشی بسیارش به فروشی میلیاردی دست پیدا کند.
لاله پرحاشیه
فیلم لاله قرار است بر اساس زندگی لاله صدیق، قهرمان مسابقات اتومبیلرانی، ساخته شود
تم خیانت و روابط نامشروع، تنها تمی نبود که به مذاق محافظه کاران خوش نیامد؛ کلیک پروژه پنج میلیادری «لاله»، یکی دیگر از عرصه های جدل میان دولت و مخالفانش بود.
این فیلم که بنا بود بر مبنای داستان زندگی قهرمان زن ایرانی رالی «لاله صدیق» و با استفاده از عوامل بینالمللی و به زبان انگلیسی ساخته شود، از چند جهت به شدت حساسیتها را برانگیخت: کارگردان این فیلم معروف به «اسی نیک نژاد» به دلیل سوابق کاریش، توسط رسانههای اصولگرا «پورنو ساز» خوانده شد و وزیر ارشاد نیز تهدید شد که در صورت پافشاری بر صرف این هزینه گزاف برای معرفی لاله صدیق به عنوان الگوی زن ایرانی، استیضاح او در دستور کار قرار خواهد گرفت.
این پروژه در چند مقطع متوقف شد و با دردسر های بسیاری دست و پنجه نرم کرد، اما کماکان، هرچند با سرعتی اندک، در جریان است و فعلا اعتراض تازه ای به آن نشده است.
یک خانواده محترم، سلحشور و کلاه قرمزی
اسدالله نیک نژاد در جریان ساخت آثاری از جمله سریال اروتیک 'خاطرات کفش قرمز' همکاری داشته است
«یک خانواده محترم» به کارگردانی مسعود بخشی که با پس زمینهای از جنگ هشت ساله ایران و عراق شرحی از سوء استفاده گسترده نیروهای امنیتی در زمان حاضر را روایت می کرد، جنجال سینمایی بعدی را رقم زد. تم به شدت انتقاد آمیز فیلم و اشارات واضح سیاسی آن و نمایش و موفقیتش در چند جشنواره بینالمللی عکسالعملهای تندی را در داخل ایران برانگیخت تا آنجا که وزیر ارشاد اعلام کرد دست اندرکاران این فیلم بابت سیاه نمایی وضعیت کشور باید «تاوان» بپردازند و فرج الله سلحشور از این نیز فراتر رفت و مسعود بخشی و افرادی مانند او را خائن، محارب و مستحق اعدام خواند. اما نبودن مسعود بخشی در ایران فعلا مانع از عملی شدن تهدیداتی از این دست شده است.
اظهار نظرهای عجیب سلحشور اما به این مورد محدود نشد: هنگامی که شایعه حضور آنجلینا جولی به عنوان بازیگر فیلم لاله بالا گرفت، سلحشور در مصاحبه ای وی را "فاحشه ای بین المللی" خواند که دعوتش به سینمای ایران که "فاحشه خانه" است هیچ عجیب نیست. این اظهار نظر با اعتراض گسترده تعدادی از بازیگران زن مواجه شد و در نهایت ١٣ نفر از آنها نیز علیه این کارگردان اقامه دعوا کردند.
یکی دیگر از فیلم هایی که بی تردید باید نامش را در میان فیلم های مهم سال گذشته جا داد، "کلاه قرمزی و بچه ننه" به کارگردانی ایرج طهماسب است که درست در غائله دعواهای سیاسی موفق شد در پنج روز نخست به فروشی بیش از ٧٥٠ میلیون تومان دست پیدا کند و در نهایت به رکورد بی نظیر پنج میلیارد تومان برسد.
آرگو و وکیل فرانسوی
از سوی دیگر، حساسیت مقامات ایرانی محدود به فیلمهای تولید داخل ایران نشد، سال گذشته فیلم «آرگو» با موضوع ماجرای اشغال سفارت آمریکا در ایران با کارگردانی بن افلک توانست جایزه اسکار بهترین فیلم را از آن خود کند. این جایزه که توسط میشل اوباما، همسر رئیس جمهوری آمریکا، به کارگردان فیلم اهدا شد، چنان مقامات ایرانی را بر آشفت که علاوه بر انجام مصاحبه هایی در محکوم کردن فیلم، ضمن استخدام وکیلی فرانسوی، علیه سازندگان فیلم به دلیل آنچه "ارائه تصویری سیاه از ایران" می خواندند، اقامه دعوا کردند.
اعتراض تند پرویز پرستویی
در سالی که گذشت، شکاف میان اصولگرایان و آنچه که آن را «جریان انحرافی» می نامند به جنگی تمامعیار تبدیل شد که سینما نیز از ترکش های آن در امان نماند. در یک سو دولت و مدیران وزارت ارشاد قرار گرفته اند و در سوی دیگر امامان جمعه، نمایندگان اصولگرا، حوزه هنری، شهرداری تهران و انصار حرب الله که سینمای ایران را مبلغ فساد و فحشا و سیاه نمایی میخوانند و دولت را در این مورد پاسخگو می دانند.
پرویز پرستویی: چرا باید انصار حزبالله درباره سینما تصمیم بگیرند؟
اظهار نظرها در باب سینما از سوی نیروهای نظامی- انتظامی و مدیران ارشد سپاه و شخصیتهای حوزه علمیه و انصار حزب الله چنان بالا گرفت که به عکسالعملهای بسیاری از جمله اعتراض تند پرویز پرستویی انجامید که صلاحیت چنین نهادها و گروههایی را برای سخن گفتن از سینما زیر سؤال برد و گفت همان طور که خود وی به عنوان بازیگر در مورد سیاستهای سپاه، مجلس یا انصار حزب الله تصمیم گیرنده و صاحب نظر نیست، در مقابل این نهادها نیز باید تصمیم گیری در حوزه سینما را به مدیران سینمایی بسپرند.
جنگ بر سر اکران
از سوی دیگر پس از ماجرای اکران نوروزی حوزه هنری اعلام کرد که از این پس فیلمهای «ضد ارزشی» را در بیش از هفتاد سالن سینمایی که در مالکیت خود دارد اکران نخواهد کرد و شهرداری تهران نیز که متولی بسیاری از پردیس های سینمایی تهران است با حوزه همراه شد. بیانیه ها و مصاحبههای بسیاری منتشر شدند و دو طرف از یکدیگر به دادگاه شکایت بردند، اما همزمان با کشدار شدن این غائله بسیاری از فیلمهای دارای مجوز یا به کل از اکران بازماندند یا در سینماهای متعلق به حوزه هنری و شهرداری اجازه اکران نیافتند.
این بحران در مورد سینما آزادی که مهمترین و پر مخاطب ترین پردیس سینمایی کشور است به اوج خود رسید. در مقابل خودداری حوزه هنری از اکران فیلمهایی که آنها را «مبتذل» می نامید در این سینما، شورای اکران (با حمایت معاونت سازمان سینمایی، علیرضا سجاد پور) اعلام کرد در صورت ادامه این رویه مجوز اکران هیچ فیلمی را برای سینما آزادی صادر نخواهد کرد، هرچند در نهایت این وزارت خانه در مقابل حوزه هنری عقب نشست، علیرضا سجاد پور از مقامش استعفا کرد و حوزه موفق شد به اکران سلیقه ای فیلمها ادامه بدهد.
خانه سینما
جدال حوزه هنری و وزارت ارشاد را بسیاری به حضور مدیران خانه سینما در حوزه و لجبازی آنها با مدیران ارشاد نسبت می دهند. غائله خانه سینما البته در سال ۹۰ و با انحلال این نهاد صنفی توسط وزارت ارشاد و جایگزینی آن با نهادی جدید و کاملاً دولتی به نام «سازمان سینمایی» زیر نظر شخص رئیس جمهور آغاز شد، اما دامنه آن به سال ۹۱ نیز کشیده شد. از ابتدای بالا گرفتن زمزمه های تعطیلی خانه سینما ، بسیاری از دست اندرکاران و هنرمندان هشدار دادند که دولت با این کار در واقع قصد از ریشه در آوردن سینمای غیر دولتی و محدود کردن فعالیتهای سینماگران مستقل را دارد.
حضور ایرانی در جشنواره های غیرایرانی
معترضان به سیاست های سینمایی وزارت ارشاد
سختگیری های صورت گرفته در مورد فیلمهایی که مدیران حکومتی آنها را حاوی «سیاه نمایی» میخوانند تبعا جضور فیلمهای ایرانی تولید داخل را در جشنواره های خارجی با دردسرهایی توأم کرد:
علیرغم درخواست های برگزار کنندگان جشنواره برلیناله، جعفر پناهی اجازه حضور در این جشنواره را نیافت، اما فیلم وی و کامبوزیا پرتوی با نام «پرده» توانست خرس نقره ای را در بخش فیلمنامه از آن خود کند. البته این انتخاب از سوی برخی از اهالی سینما با انتقاداتی نیز مواجه شد، اما شیرین نشاط که جزو هیئت داوارن این دوره جشنواره برلین بود طی مصاحبهای از این تصمیم دفاع کرد. به هر حال بعد از اتمام جشنواره و با بازگشت مریم مقدم و کامبوزیا پرتوی که به نمایندگی از این فیلم در جشنواره شرکت کرده بودند، پاسپورت هر دو آنها توقیف شد و مدیران وزارت ارشاد اعلام کردند جشنواره برلین باید رفتارش را عوض کند و فیلمهای فاقد مجوز دولتی را نپذیرد.
مسعود بخشی نیز با «یک خانواده محترم» در جشنواره کن مورد توجه قرار گرفت و کاندیدای جایزه دوربین طلایی شد و در جشنواره فیلم ابوظبی توانست جایزه بهترین فیلم بخش افق های تازه را از آن خود کند.
علاوه بر آقای بخشی، گلشیفته فراهانی نیز موفق شد برای ایفای نقش یک زن جوان افغان در فیلم «سنگ صبور»، اثر عتیق رحیمی، نویسنده شناخته شده افغان، برنده جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره ابوظبی شود. اما این جایزه تنها چیزی نبود که گلشیفته را در سال گذشته در مرکز توجهات قرار داد.
پدیده گلشیفته فراهانی
حضور کوتاه گلشیفته در تیزری مربوط به جایزه سزار که در سایت مادام فیگارو منتشر شد جنجالی تمامعیار به پا کرد. در این تیزر گلشیفته در کنار چند بازیگر جوان دیگر کاندیدای جایزه سزار در حال عریان شدن دیده میشود. هرچند اندکی بعد تصویر گلشیفته از روی سایت حذف شد، اما همان فرصت کوتاه کافی بود که این تصویر با سرعت سرسام آوری در فضای وب فارسی منتشر شود.
بسیاری سعی کردند از این حرکت او برداشتی سیاسی کنند و بسیاری نیز به دلیل گرایش های مذهبی یا سنتی خود به شدت آن را محکوم کردند، اما خود وی توضیح زیادی در مورد این ماجرا نداد و به گفتن اینکه این حرکت به هیچ عنوان سیاسی نبوده، بسنده کرد.
هرچند گلشیفته در ابتدای مسیر تبدیل شدن به یک بازیگر بینالمللی قرار دارد اما در سال اخیر او ضمن خارج شدن از چارچوب های معمول بازیگران زن ایرانی، چندین بار به عنوان بازیگر روی جلد مجلات خارجی ظاهر شده و در فیلمهای «سنگ صبور» و «درست مثل یک زن» نیز حضوری قابل تامل ارائه داده است.