تاجزاده به صالحی: به جای حراج کشور واقعیات جهانی را به رهبر بگویید

مصطفی تاجزاده درنامه‌ای به علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه، خواستار آن شده است که دستگاه دیپلماسی به جای «چوب حراج» زدن به سرما‌یه‌های کشور، بخشی از انرژی خود را صرف تبیین واقعیت‌های جهانی برای آیت‌الله خامنه‌ای و قانع کردن رهبر جمهوری برای تجدیدنظر در مسیرش بکند.

 
در این نامه که وب‌سایت کلمه آن را روز  چهارشنبه ۱۸ مرداد، منتشر کرده،  مصطفی تاجزاده معاون سیاسی وزارت کشور دولت خاتمی،  خطاب به علی‌اکبر صالحی نوشته است که چرا  رویکرد «گفت‌وگو» با خارجی‌ها مطلوب است اما در داخل شیوه سرکوب و زندان جایگزین این روش شده است.
 
تاجزاده می‌نویسد مادامی که این «تناقض» در جمهوری اسلامی در مورد خارج و داخل وجود دارد، نظام هر چه هم به خارجی‌ها  امتیاز بدهد نمی‌تواند از سایه تهدید و تحریم خارجی‌ها در امان ماند.
 
تاجزاده می‌نویسد اینکه نظامی‌‌ها در ماه‌های اخیر کمتر مواضع سیاسی می‌گیرند حکایت از دستوری از بالا دارد که «ماهیت انتخابات صوری شاهانه»  لو نرود.
 
وی می‌افزاید خبرهایی هم که صدا و سیما از پهلوگیری کشتی‌های بزرگ در بندرهای‌ ایران پخش می‌کند نشان می‌دهد «قطعنامه‌های ورق‌پاره متاسفانه کار خود را کرده است.»
 
 این زندانی سیاسی در ادامه آرام جلوه دادن دمشق از سوی خبرنگاران سیما را حکایت از  «لجاجت» حاکمان کنونی در نپذیرفتن «اشتباهات راهبردی» درحمایت از بشار اسد دانسته است.
 
تاجزاده بی‌آنکه از آیت‌الله خامنه‌ای نام ببرد به سخنرانی‌ روز پنجم مرداد او اشاره می‌کند که گفته بود دشمن درصدد «واقعیت‌سازی» است.
 
معاون وزارت کشور  دولت خاتمی می‌نویسد: «وقتی بر واقع‌گرایی در ضمن آرمان‌گرایی تاکید می‌شود می‌توانم به وضوح دریابم که اقدامات شعاری تحت عنوان پایبندی به آرمان‌های انقلاب چه بلایی بر سر کشور آورده و طوفان دریا چگونه واقعیت خود را به خشایارشاه نمایانده است به طوری‌که حتی بدنه وفادار را نیز نگران و بیمناک کرده و در نتیجه باید به بدنه اطمینان و روحیه داد که ما کاملاً به واقعیت توجه داریم و به هر ضرب و زوری به آنها قبولاند که این گرانی و تورم و بیکاری، نرخ رشد صفر درصدی و فقر و فساد و تبعیض و انزو در جهان را که می‌بینند وهم و خیال و واقعیت‌سازی دشمن است و واقعیت این است که دشمن در بهمن گیر کرده و ما چیزی نمانده که به قله برسیم.»
 
تاجزاده سپس جمهوری اسلامی را متهم می‌کند که دستگاه دیپلماسی کشور را مامور  «اعطای امتیازات و باج‌های سنگین اقتصادی و سیاسی به روسیه و چین و چوب حراج زدن به ثروت ملی و فروش محموله‌های نفت سرگردان در دریا‌ها به بهای اندک و عشوه‌گری‌های اقتصادی در برابر اروپا و آمریکا» کرده تا به تعبیر  او «حلقه مکمل» سازش‌ناپذیری در  مقابل شهروندان ایرانی باشد.
 
وی با بیان اینکه در دوره اصلاحات، به پشتوانه حمایت‌های مردمی، گفتمان «محور شرارت» جورج بوش نتوانست برای ایران تهدید جدی محسوب شود، می‌نویسد: «امروز آقای اوباما سخنی از "محور شر" به میان نمی‌آورد و نیازی هم نمی‌بیند چنین کند؛ زیرا در سایه بی‌کفایتی اقتدارگرایان و به لطف شعارهای توخالی و مواضع ماجراجویانه ایشان به نام دفاع از آرمان‌های انقلاب فرصتی استثنایی به کف آورده تا به عنوان نماینده جامعه جهانی و به بهانه دفاع از امنیت جهانی علیه ایران دست به اقدامات عملی بزند.»
 
به گفته تاجزاده بسیاری سخن باراک اویاما را در «داخل و خارج» جدی می گیرند، چراکه به تعبیر وی با هر سخن رئیس جمهور آمریکا علیه ایران «نظم اقتصاد به هم می‌ریزد و مردم هم با رفتار اقتصادی خود رفراندم بی‌اعتمادی علیه مسئولین برپا می‌کنند.»
 
این زندانی سیاسی بار دیگر تاکید می‌کند که گفتمان اصلا‌‌ح‌طلبی به ایران «قدرت نرم» و مصونیتی می‌بخشید که رزمایش‌های نظامیان هم‌اکنون نمی‌تواند این حاشیه امن را برای  کشور تامین کند.
 
وی تصریح می‌کند که ایران «هر گامی که از انتخابات آزاد و از مجلس واقعی دورتر می‌شود، گامی بلند به سوی کمپ‌های گرسنگی میلیونی کره شمالی و عراق عصر تحریم ۱۲ ساله بر می‌دارد.»
 
در بخشی دیگر از نامه خود  تاجزاده خطاب به وزیر خارجه می‌نویسد: «اگر خاتمی توانست از آن منظر رفیع و با شکوه مستقیما ملت و دولت امریکا را مخاطب خود قرار دهد و اعتراف "ما در جریان جنگ عراق علیه ایران اشتباه کردیم و به آغوش صدام افتادیم" را بر زبان کلینتون جاری کند، ... سخن او بر مبنای منطق گفتمانی "مردمسالاری در داخل و صلح در جهان" و با سوار شدن بر امواج میلیونی یک مشروعیت دموکراتیک میهنی بود که چنین بردی می‌یافت و چنین ابعاد جهان گستری به خود می گرفت. چگونه می‌توان از کودتاچیان انتخاباتی انتظار داشت که همچون خاتمی بتوانند گزاره عذرخواهی در قبال کودتای ۲۸ مرداد را بر زبان وزیرخارجه امریکا جاری کند؟»
 
به نوشته وی جمهوری اسلامی دچار تناقضی شده که تنها مذاکره را با طرف خارجی منحصر می‌داند و نه مردم و از اینجا نتیجه می‌گیرد که این رویکرد زمینه‌ساز فقر مادی و اقتصادی و تهدید امنیتی و نظامی کشور است.
 
وی در پایان  خطاب به علی‌اکبر صالحی نویسد: «به جای حراج زدن به منافع و منابع کشور به امید واهی راضی کردن طرف‌های خارجی به پایان دادن به فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها، بخشی از این تلاش را مصروف عرضه واقعیات جهانی به رهبری و قانع کردن ایشان به تجدید نظر در اداره کشور فرمایید که تا در داخل در بر همین پاشنه می‌چرخد، نه کابوس‌های شبانه را پایانی خواهد بود و نه طمع حرامیان به این خانه را اتمامی.»
 
تاجزاده در حالی خواستار تببین واقعیات برای آیت‌الله خامنه‌ای شده است که رهبر جمهوری اسلامی به تازگی، اصلا‌ح‌طلبان را متهم کرد که در مقابل آمریکا و غرب عقب‌نشینی کردند و  جورج بوش هم در نهایت ایران را در «محور شرارت» قرار داد.
 
 آیت‌الله خامنه‌ای روز پنحم مرداد بدون نام‌ بردن از دولت خاتمی گفت: «در آن روزى که ادبیات مسئولین ما آلوده شد به حرفها و تعبیرات تملق‌آمیز نسبت به غرب و فرهنگ غربى، در آن روز اینها ما را "محور شرارت" معرفى کردند.»

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای صالحی وزیر محترم امور خارجه

تجربه چند ساله زندان انفرادی که خود شکنجه مجسم و مجسمه شکنجه مستمر است، به من آموخته است که چگونه به خارج از این چهار دیواری سرد نقب بزنم و از ورای حصارهای بتونی و آهنین محدودیت‌های خبری، حقایق نهفته در پشت پرده نظام را ببینم و معانی پنهان در اظهارات مقامات را دریابم.

دوستی اهل فضل می‌گفت آن چه به انسان در مقام یک متفکر هنر اندیشیدن و درکی عمیق از امور می‌بخشد، مطالعه انبوه و خواندن سطور سیاه کتاب‌ها نیست بلکه خواندن معانی نهفته در فضای سفید میان سطور است، که مؤلفان به هر علت یا دلیل یا قصد بیان آن را ندارند و یا حتی بدان خودآگاهی ندارند. این سفید خوانی بیش از سیاه خوانی به آگاهی انسان ژرفا می‌بخشد و من در زندان انفرادی یادگرفته‌ام چگونه عزم زندانبانان حاکم را در ایجاد محدودیت و ایزوله کردن و بی‌خبری زندانی از جهان خارج را به چالش بکشم و با سفید خوانی به حقایق و اطلاعات پشت پرده و مسکوت در رسانه‌هاکه حاکمان از بیان آن اجتناب می‌کنند، پی ببرم.

فی المثل وقتی نظامیان و نیروهای امنیتی نظامی بر خلاف گذشته دیگر پشت سرهم بیانیه‌های سیاسی صادر نمی‌کنند و فرماندهان و سرداران کمتر در باره نحوه مهندسی و مدیریت انتخابات و نحوه مهندسی امنیتی جامعه سیاسی سخن می‌گویند، می‌توانم بفهمم که در پس پرده صراحتاً به آن‌ها تذکر داده شده که بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های سیاسی – نظامی آنان به وضوح لو دهنده ماهیت انتخابات صوری شاهانه است و باید بیش از گذشته مراقب اظهارات و مواضع خود باشند و حفظ ظاهر کنند و وقفه‌ای هر چند کوتاه در مسیر خود افشاگری‌های غیر عاقلانه ایجاد کنند. یا مثلاً وقتی در صدر اخبار رسانه ملی از انبوه مشتریان نفت ایران خبرداده می‌شود و گوینده اخبار با شور و شوقی تصنعی و مضحک از انبوه کشتی‌هایی خبر می‌دهد که برای بارگیری نفت به سوی پایانه‌های صدور نفت ایران در حرکت‌اند، به روشنی می‌توانم بفهمم که آن قطعنامه‌های ورق‌پاره متأسفانه کار خود را کرده است.

یا وقتی خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دوربین به دست و پرانگیزه‌تر از خبرنگاران سیمای بعث سوریه درخیابان‌های دمشق به راه می‌افتد و با شهروندان خوشبخت سوری!! مصاحبه می‌کند تا نشان دهد دمشق چقدر آرام است، می‌توانم بفهمم که مواضع لجوجانه و کینه‌توزانه بشاراسد و سرکوب منتقدان و مخالفان چگونه سوریه را رفته رفته به کام هیولای جنگ داخلی فروبرده است و حاکمان کنونی ایران تا چه اندازه در برابر واقعیت و در پذیرش اشتباهات راهبردی خود در حمایت از رژیم سوریه در برابر مردمش، لجاجت و سرسختی به خرج می‌دهند.

یا وقتی بر واقع‌گرایی در ضمن آرمان‌گرایی تأکید می‌شود می‌توانم به وضوح دریابم که اقدامات شعاری تحت عنوان پایبندی به آرمان‌های انقلاب چه بلایی بر سر کشور آورده و طوفان دریا چگونه واقعیت خود را به خشایارشاه نمایانده است به طوری‌که حتی بدنه وفادار را نیز نگران و بیمناک کرده و در نتیجه باید به بدنه اطمینان و روحیه داد که ما کاملاً به واقعیت توجه داریم و به هر ضرب و زوری به آن‌ها قبولاند که این گرانی و تورم و بیکاری، نرخ رشد صفر درصدی و فقر و فساد و تبعیض و انزو در جهان را که می‌بینند وهم و خیال و واقعیت سازی دشمن است و واقعیت این است که دشمن در بهمن گیر کرده و ما چیزی نمانده که به قله برسیم.

بر همین سیاق به شما نیز می توانم با اطمینان بگویم که دستگاه دیپلماسی کشور ماموریت یافته تا آنجا که می تواند نسخه بازسازی شده روش قذافی قبل از قیام های عربی رادر سازش باخارجی ها پیاده کند و نشان دهد اعطای امتیازات و باج‌های سنگین اقتصادی و سیاسی به روسیه و چین و چوب حراج زدن به ثروت ملی و فروش محموله‌های نفت سرگردان در دریا‌ها به بهای اندک و عشوه‌گری‌های اقتصادی در برابر اروپا و آمریکا با عرضه ظرفیت‌های ایران در همکاری‌های اقتصادی!! حلقه مکمل سیاست سازش ناپذیری در برابر ملت و لجاجت در برابر مطالبات بر حق شهروندان است.

با توجه به اینکه جنابعالی تاکنون کوشش کرده‌اید تصویری اخلاقی از خودتان ارائه دهید و در محاصره دنیایی از بی‌اخلاقی‌های دولتی و سیاسی اطراف خود، متفاوت جلوه کنید، می‌توانم به راحتی عمق ناراحتی شما را از پیشبرد وظیفه دشوار و متناقض نمایی که در شرایط اسف بار کنونی برعهده دستگاه دیپلماسی کشور نهاده شده تصور کنم. منظورم تناقضی است که از ماهیت معیارهای دوگانه اخلاقی و سیاسی برمی خیزد و من سال ها قبل طی مقاله‌ای در مجله آیین بدان پرداخته و در کمال خیرخواهی خطرات آن را برای بقای نظام بیان کرده‌‌ام در آن مقاله تأکید کردم:

“در عصر ارتباطات و جهانی شدن، باید تکلیف خود را با استانداردهای دوگانه روشن کنیم، در غیر این صورت نه تنها در عرصة سیاست معیاری اخلاقی برای ارزیابی عملکردها نداریم، بلکه از بعد نظری نیز با تناقضاتی جدی مواجه می‌شویم. افزون بر آن، بی‌توجهی به این مسأله می‌تواند به منافع ملی و حتی منافع حیاتی کشور آسیب بزند و آن را در وضعیتی مخاطره‌آمیز قرار دهد.”

اگرچه اکنون خطر مذکور در خانه مشترک و عزیز ما ایران را کوبیده است اما در همان حال با آشکار شدن سرشت دوگانه مواضع نظام حاکم فرصتی بی نظیر برای به قاعده درآوردن آن آشفته گویی ها و ایجاد توازن بین گفتار و کردار و بین آنچه که به خارجی ها گفته می شود و آنچه که فی الواقع در داخل و در مواجهه با حقوق مسلم شهروندان اعمال می شود به وجود آمده است.

در آن مقاله از جمله پرسیده بودم “آیا نقض حقوق مدنی منتقدان حکومت و جلوگیری از تشکیل حزب یا غیرقانونی خواندن احزاب آنان و ممانعت از فعالیت آزاد و علنی و امن احزاب منتقد، در کشوری موجه است و در کشوری دیگر ناموجه؟”

جمهوری اسلامی ایران امروز آشکارا خواهان گفت و گو و مذاکره با طرف‌های آمریکایی و اروپایی جهت حل بحران هسته‌ای است. رئیس تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران آشکارا می‌گوید که سیاست گام به گام را پذیرفته و خواهان آن است که با هر گامی که ایران در صرفنظر کردن از حقوق خود و یا تأمین خواسته‌های طرف مقابل بر می‌دارد طرف اروپایی و آمریکایی نیز گامی در جهت تأمین خواسته‌های حداقلی ایران بردارد. اکنون در ادامه همان پرسش هایی که پاسخش را به زبان زندان و کیفرخواست گرفتم می پرسم:

چرا مذاکره و گفت و گو با قدرت‌های خارجی و وارد شدن به توافقات گام‌به گام و تأمین کننده منافع هر دو طرف امری معقول و پسندیده است اما چنین مذاکره و گفت‌وگویی با شهروندان خود که به افزایش قدرت ملی در برابر بیگانگان می‌انجامد امری ناممکن؟آ یا باید با امریکا و دول غربی به زبان “گفتمان” سخن گفت و با شهروندان خودی و منتقد به زبان زندان؟

آیا تنها کاربرد گفت و گو که در عصر اصلاحات طنینی ویژه یافت آن است که خطاب به اوباما بگوییم “سخن گفتن مقامات امریکایی را به زبان تهدید نشان دهنده عجز واشنگتن از مقابله منطقی و گفتمانی با جمهوری اسلامی است” و در همان حال همین شیوه مقامات امریکایی را در برابر منتقدین داخلی به کار گیریم و به این وسیله عجز خودمان را از تعمیم منطق گفت و گو به عرصه های داخلی و در برابر منتقدان خود به معرض نمایش جهانیان بگذاریم؟

پرسش‌هایی مشابه و در سطحی عام‌تر نیز قابل طرح است. از جمله این که آیا می‌توان سیاست‌های تبعیض‌آمیز آل خلیفه علیه شیعیان بحرین را محکوم کرد و در همان حال در داخل کشور منتقدان و معترضان را سرکوب کرد و به زندان انداخت و از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی حتی حق کار محروم کرد؟ مگر خون شیعیان بحرین رنگین‌تر از خون شیعیان ایران است؟

چگونه کشوری که شهروندان اهل سنت خود را از داشتن یک مسجد و یا برگزاری نماز جمعه در خانه‌های خود در پایتخت محروم می‌کند، می‌تواند عربستان سعودی را به خاطر اعمال سیاست‌های ناروا علیه شهروندان شیعی این کشور محکوم کند؟

اصلاحات آمده بود تا این نگاه تک سویه به خارج را جایگزین نگاه جامع الاطراف بین خارج و داخل کشور نماید و به این ترتیب روح تازه‌ای به ظرفیت گفتمان سازی و منطق گفتمانی نظام جمهوری اسلامی ببخشد.

در همان مدت کوتاه به رغم همه کارشکنی ها و اقدامات ضدملی اقتدارگرایان، اصلاحات به دستاوردهایی در عرصه جهانی دست یافت که حاکمیت کنونی برای نیل به درصد بسیاراندکی از آن دست گدایی به جانب واسطه های دست چندم منطقه ای دراز کرده است. اگر خاتمی توانست از آن منظر رفیع و با شکوه مستقیما ملت و دولت امریکا را مخاطب خود قرار دهد و اعتراف “ما در جریان جنگ عراق علیه ایران اشتباه کردیم و به آغوش صدام افتادیم “را بر زبان کلینتون جاری کند، تنها به اتکای نیروی زبان آوری فردی و قدرت خطابی روحانی اش نبود، بلکه سخن او بر مبنای منطق گفتمانی «مردمسالاری در داخل و صلح در جهان» و با سوار شدن بر امواج میلیونی یک مشروعیت دموکراتیک میهنی بود که چنین بردی می یافت و چنین ابعاد جهان گستری به خود می گرفت. چگونه می توان از کودتاچیان انتخاباتی انتظار داشت که همچون خاتمی بتوانند گزاره عذرخواهی در قبال کودتای ۲۸ مرداد را بر زبان وزیرخارجه امریکا جاری کند؟

یکی از مصادیق بارز معیار دوگانه که در مقاله مذکور به چالش گرفتم این بود که “آیا اعتراف گرفتن از زندانی، تحت فشار روانی و جسمی، در همه جا فاقد وجاهت قانونی و اخلاقی است یا از کشوری به کشور دیگر، فرق می‌کند؟ “و اکنون که رسوایی داخلی و جهانی آن شوها و نمایش های سپاهی-قضایی علیه فعالان انتخاباتی جریان رقیب در سال ۸۸ نتایج فاجعه بار خود را در خلع مشروعیت حاکمیت آشکار کرده است، می پرسم: آیا می توان در داخل کشور با جریان سیاسی اصلاح طلبی که با مدد منطق گفتمانی خود مقامات امریکایی را ناگزیر از آن اعترافات کرد، بر مبنای منطق سرکوب و اعتراف گیری اجباری عمل کرد و در عین حال با رئیس جمهور امریکا از “منطق” و “گفتمان” سخن گفت؟

قدرت نرم و گفتمانی نظام در آن سال ها فقط یک “گفتار” صرف نبود بلکه به شهادت دوست و دشمن کارکرد اقتصادی و امنیتی در افزایش و تحکیم اقتدار نرم کشور داشت. این توانایی در چنان اوجی بود که گفتمان شیطانی “محور شرارت” را به محض بر زبان آمدن به انزوا راند و موجب شد که این گفتمان با همه تندی و تیزی شیطانی خود نه در سطح افکار عمومی جهانی و نه در داخل کشور هرگز نتواند بازار سیاست و اقتصاد را آشفته سازد. نهایتاً کار به جایی رسید که لبه تیز این سخن علیه گوینده اش تغییر جهت یافت و در همان امریکا و در نزد افکار عمومی غربی به عنوان یک حربه گفتمانی علیه جرج بوش به کار رفت. در ادامه همین پویایی و تحرک گفتمانی بود که جان کری سناتور با نفوذ جمهوری خواه و رقیب انتخاباتی جرج بوش در نشست داوس در حضور خاتمی عذر تقصیر به پیشگاه این برگزیده تاریخی ملت ایران آورد و صراحتا امریکا را “نجس جهانی” در نزد افکار عمومی جهانیان خواند. اکنون در نهایت تأسف و اندوه باید از هدیه سخاوتمندانه اقتدارگرایان به امریکا و حتی اسرائیل سخن گفت. آن ها با رفتار سرکوبگرانه خود موهبت سخنگویی به نام “جامعه جهانی” را به رئیس جمهوری امریکا اعطا کرده اند و این یعنی آن امداد غیبی که جرج بوش خواب آنرا هم نمی توانست ببیند و با وجود اصلاح طلبان تصور هم نمی‌کرد که آمریکا روزی بتواند جامعه جهانی را پشت سر خود علیه ایران بسیج کند و سیاست‌های تک جانبه خود علیه ایران را نه به نام “منافع و امنیت امریکا” بلکه به نام “دفاع از صلح و امنیت جهانی” عملی سازد. امروز آقای اوباما سخنی از “محور شر” به میان نمی آورد و نیازی هم نمی بیند چنین کند زیرا در سایه بی کفایتی اقتدارگرایان و به لطف شعارهای توخالی و مواضع ماجراجویانه ایشان به نام دفاع از آرمان‌های انقلاب فرصتی استثنایی به کف آورده تا به عنوان نماینده جامعه جهانی و به بهانه دفاع از امنیت جهانی علیه ایران دست به اقدامات عملی بزند.

بسیاری نیز در داخل و خارج سخن او را جدی می گیرند، به این نشان که با هر سخن او علیه ایران نظم اقتصاد به هم می ریزد و مردم هم با رفتار اقتصادی خود رفراندم بی اعتمادی علیه مسئولین برپا می کنند.

اکنون بر همگان و حتی بر بسیاری از منکران و مخالفان اصلاحات این حقیقت آشکار شده است که قدرت نرم اصلاح طلبی ملت ایران چه تاثیر شگرفی در خنثی سازی قدرت سخت افزاری و نظامی امریکا داشته و کارکرد دفاعی و امنیتی سخنان انتقادی فعالان مدنی و سیاسی و همان آزادی نیم‌بند مطبوعاتی چگونه در تحکیم مبانی دفاعی کارآمدتر از سلاح نظامیان و مانورهای پی‌درپی نظامی پر هزینه و کم بازده عملمی‌کرده است.

در تاثیر ملموس و عملی گفتمان اصلاح طلبی در حفظ و توسعه اقتدار نظام همین بس که این گفتمان باعث شد ایران فقط در حد گفتار و روی میز کار آقای بوش “محور” کذایی بماند و عملا در فضای جهانی آن روز جایگاه منطقه‌ای و جهانی مورد احترامی را به خود اختصاص دهد و به همین ترتیب در تاثیر منحوس گفتمان اقتدار و روش سرکوبگرانه حاکمان کنونی نیز همین بس که ایران امروز در مسیر کودتا علیه اصلاحات و مردمسالاری و در سایه شوم اختناق نهادهای امنیتی نظامی، عملا در نوک پیکان همان “محور” کذایی جای گرفته است و با هر گامی که از انتخابات آزاد و از مجلس واقعی دورتر می شود، گامی بلند به سوی کمپ های گرسنگی میلیونی کره شمالی و عراق عصر تحریم ۱۲ ساله بر می‌دارد.

به عبارت دقیق‌تر باید گفت اعمال معیار دوگانه که کاربرد گفت و گو و مذاکره را منحصر به عرصه خارجی می‌داند و عرصه ملی را از دایره شمول آن خارج می‌سازد عملا زمینه ساز فقر مادی و اقتصادی و تهدید امنیتی و نظامی علیه کشور شده است و این همان تناقضی است که دستگاه دیپلماسی کشور در ایفای وظیفه‌ای که جدیداً بر عهده‌اش گذاشته شده، با آن روبروست.

بنابراین به جای نادیده‌گرفتن این تناقض و نشان دادن در باغ سبز و چوب حراج زدن به منافع و منابع کشور به امید واهی راضی کردن طرف‌های خارجی به پایان دادن به فشارها و تهدیدها و تحریم‌ها، بخشی از این تلاش را مصروف عرضه واقعیات جهانی به رهبری و قانع کردن ایشان به تجدید نظر در اداره کشور فرمایید که تا در داخل در بر همین پاشنه می‌چرخد، نه کابوس‌های شبانه را پایانی خواهد بود و نه طمع حرامیان به این خانه را اتمامی.

سید مصطفی تاجزاده

زندانی انفرادی- اوین

+115
رأی دهید
-17

IRAN+ISRAEL+USA 4EVER - مونیخ - آلمان
این چیزا یاسین به گوش خر خوندن است( با عرض پوزش از خر این حیوان زحمتکش!) ما ملت و اقوام شریف ایرانی‌ به چیزی غیر از سرنگونی کامل حکومت نامشروع و اشغالگر جهل و جنایت اسلامی و بر قراری مجدد قانون اساسی‌ مشروطه سلطنتی ضامن اتحاد و یکپارچگی ایران و اقوام ایرانی‌ رضایت نداده و خواهان به دار کشیدن علی‌ خامنه‌ای معروف به علی‌ گدا روضه خون ۵ زاری مسجد کرامت مشهد در زمان پادشاه فقید به جرم جنایت،غارت،اعدام، کشتار،و ترویج خرافات تازی گونه و ۱۰۰۰ ران کثافت کاری دیگر و همدستانش+مزدوران بیسوادش در این سایت اینترنتی در میدان توپخانه تهران به زودی هستیم. به امید آنروز .امین.
‌چهارشنبه 18 مرداد 1391 - 23:18
Zero Tolerance - تهران - ایران
تمام دنیا را رکود اقتصادی فرا گرفته، فقط از اوضاع رکود ایران حرف زدن حرّافی است. کمر کشورهای غربی در حال شکستن است... جوری انتقاد و اظهار فضل می‌کند انگار آمریکا فقط منتظر تغییر مواضع خامنه‌ای است.
‌چهارشنبه 18 مرداد 1391 - 23:30
ARTEMIS-SW - .پاريس - فرانسه
یعنی‌ پدر معنوی تو آیت واقعی الله!!! نمیداند؟؟ باید به او گفت؟؟خودتی‌
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 00:45
1k adame sadegh - تورنتو - کانادا
زرو تلرنک - تهران - ایران . مزدور ولایت فجیح اسـ... اگر هم وضع اقتصادی خراب هم که دارند باز وضع مردمشان از ملت ایران ۱۰۰ برابر بهتر است.
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 02:13
azizedelam - لندن - انگلیس
دوست عزیز، من اخبار ایران رو که میبینم از تلویزیون جداً تعجب می‌کنم. این حرف‌ها نیست که میگن. در غرب اوضاع اقتصادی به حالت کا ملا عادی برگشت. این خالی‌ بازی‌ها به خاطر حفظ آرامش در بین مردم تحت تحریم هست. ساده نباشید شما رو به خدا
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 02:14
Royan - کالیفرنیا - آمریکا
فقط ، مرگ و ریشه کنی جمهوری اسلامی وضعیت ایران را + تغییر خواهد داد.
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 02:26
cyrus1355 - اصفهان - ایران
سال پیش یکی‌ از روشن فکران ایران به نامه آقا خان کرمانی در کتاب سه مکتوب گفت اگه آخوند دوستت باشه مالتو میخوره اگه دشمنت باشه خونه تو میخوره چرا پدران ما این کتابو نخواندند.اگه خونده بودند خمینی هندی بر ما مسلط نمی‌شد.پس بر ما لازم است که این کتاب و ۲۳ علی‌ داشتی رو بخونیم
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 02:38
azizedelam - لندن - انگلیس
Zero Tolerance - تهران - ایران ----دوست عزیز، من اخبار ایران رو که میبینم از تلویزیون جداً تعجب می‌کنم. این حرف‌ها نیست که میگن. در غرب اوضاع اقتصادی به حالت کا ملا عادی برگشت. این خالی‌ بازی‌ها به خاطر حفظ آرامش در بین مردم تحت تحریم هست. ساده نباشید شما رو به خدا
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 02:15
jahanara - لاهتی - فنلاند
کل نظام باید عوض بشه و این دولت فاسد کثیف جنایتکار باید از ریشه دربیاد اما ملت ایران براش غیرتی نمونده ب سوریه نگاه کنید ملت با این همه جنایت با شدیدترین بمبارانها کشتار باز دست از مبارزه برنمیدارن اما ملت ایران غیرتی براش نمونده این همه تحت فشار هستن این همه گرانی ظلم اختلاس جنایت در کشورهای دیگه هیچ کاری نمیکنن فقط همدیگرو میخورن باید خجالت بکشن ایرانیا
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 09:24
skyman - تهران - تهران
اگه کمر غرب در حال شکستنه, ایران دیگه استخوان سالمی نداره که بشکنه. اینا فیلمه اگر امریکا و اسرائیل بهشون تضمین امنیتی بدن مطمئن باشید تمام مراکز اتمی رو تحویل امریکا میدن. و توهمی که آقایان زدن که بمب در بیاریم .. ناشی از اشتباهیه که امریکایی ها در رابطه با کره شمالی کردن که اعتراف هم کردند. اما ایران در منطقه حساسی است و این قرارهای عاشقانه جلیلی و آشتون خیلی دوام نمی اره. موقعی که امریکا تصمیم گرفت به عراق حمله کنه منتظر شورای امنیت هم نشد- بجز انگلیس و اسپانیا کشوری دیگه هم همراهی نکرد ولی کار خودشو کرد. در این 33 سال هم ایران بزرگترین تامین کننده منافع امریکا در منطقه بوده و سیاست ایران در تمام این سالها مثل به بیلبورد تبلیغاتی بود که رو سردر فروشگاه خودمون برای کسی دیگه گذاشتیم و دیگران را در منطقه وادار به تجارت گسترده با امریکا کرد و خود هیچی.با این سیاست اسرائیل هم کلی به وجه خودش به لطف همین سیاست اشتباه, افزود. حالا هی شعارهایی بدید که شاید تو روستاهای دور افتاده خریدار داشته باشه آدم دیگران رو گول ممکنه بزنه ولی نمیشه که خودش رو هم گول بزنه.
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 09:25
shahramareia - تهران - ایران
Zero Tolerance - تهران - ایران. برید ببینید پرسو جو کنید یک قیمت مرغ تو گرانترین جای دنیا 3000تومان است انوقت مردم فقیر ایران 6000تومان باید پرداخت کنند 2 برابرگرانترین جای دنیا -به قول شما این کمر شکسته ها که فقط صدا و سیمای ایران همه رو غیر خودش ورشکست میدونه وضعیت رفاه مردمش در مقایسه با ایران باورکردنی و قابل قیاس نیست توی یونان که وضعش از همه بدتره شهردار دوتا از جزیره هاش اعلام کرده دوسال کرایه ای از مستاجرهای دولت نمگیره برای تشویق عدم مهاجرت به جاهای دیگر حالا قیاس کنید با جاهای دیگه بعد بگید کمر شکسته از اینجور چیزها. صداو سیمای ایران شده مثل کره شمالی که تو سینماهاش فیلم 100سال پیش اولیور تویست را نشان میدن میگن این وضع امروز لندنه تا مردمشو راضی نگهداره تا کی میخاهید اراجیف این صداو سیمای خیال پرداز را باور کنید
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 10:10
Shadan Shirin Sokhan - هایدلبرگ - آلمان
Royan - کالیفرنیا - آمریکا. ___دوست عزیز ، من هم کاملاً با شما موافق هست ، دوست گرامی به جرأت میشود گفت که حدودا 95% جمعیت ایران دقیقاً نظریه شما را دارند و به این نتیجه رسیده اند که تنها راه نجات کشور ریشه کن کردن آخوندهای بی‌ عرضه و مفت خور و مرده خور است ! این جرثومه‌های فساد از بین بروند ، صلح و صفا و دوستی‌ و برابری و برادری کشور عزیزمان ایران را فرا خواهد گرفت و تخم نفاق از کشور برداشته خواهد شد ! و ایرانیان دوباره اقتدار و عزت و شرف خود را بدست خواهند آورد ! این روز نزدیک است ! بزودی خواهید دید! دوران جهالت به پایان رسیده است و دیکتاتورها یکی‌ پس از دیگر در منطقه سقوط خواهند کرد و به سرنوشت قذافی دچار خواهند شد !! آمین
‌پنجشنبه 19 مرداد 1391 - 20:13
Zero Tolerance - تهران - ایران
azizedelam عزیز من، کدام حالت عادی؟ بدهی روز افزون آمریکا به خزانه ملی‌اش (فراتر از ۱۱ تریلیون دلار)، سقوط بی‌ بازگشت یونان، حالا اسپانیا، بعدی ایتالیا، پرتقال، ایرلند، ... انگلیس هم که مذبوحانه‌ داره پول بی‌ پشتوانه چاپ و تزریق میکنه تا به مردم قدرت خرید بیشتر بده ... مرگ بر استبداد، اما پیش از آن: مرگ بر استعمار !
جمعه 20 مرداد 1391 - 06:36
Zero Tolerance - تهران - ایران
1k adame sadegh - تورنتو - کانادا / زیر ۱۸ ساله ممنوع
جمعه 20 مرداد 1391 - 06:44
بهرام راشاد - تهران - ایران
Zero Tolerance - تهران - ایران. با سلام. من مثل دیگران نمیتوانم شمارا جیره خور و یا دارای القاب بد نموده اما توجه جناب عالی را به موارد ذیل جلب مینمایم . 1.اگر آمریکا 11 تریلیون بدهی دارد چرا فکر نمیکنید که این بدهی به همان میزان اعتبار این کشور را نشان میدهد اگر غلط است بروید ببینید میتوانید یک میلیارد وام بگیرید یا نه . 2.آمریکا و اروپا چپ و راست مشکلات اقتصادی مردم ایران را نشان نمیدهند تلویزیون جمهوری اسلامی است که بند کرده است به آمریکا و اروپا محض اطلاعتان هم بگویم امریکا و اکثر کشورهای اروپایی اصلا تلویزیون دولتی ندارند. 3.گیریم که آنها اقتصاد ورشکسته و بدبخت دارند شما چرا ذوق کرده اید؟؟!!!شما خودتان که ادعایتان گوش فلک را پر کرده چگونه اقتصادی را پس از 35 سال تحویل داده اید؟. برای اثبات خود به نفی دیگران مشغول هستید اما .............. با تشکر
جمعه 20 مرداد 1391 - 17:53
Zero Tolerance - تهران - ایران
بهرام راشاد - تهران - ایران . سلام بر شما. نشانی‌ از ذوغزدگی در کامنت‌های من می‌بینید ؟؟ خاطر نشان کنید. / من نه رژیمی هستم و نه طرفدار حکومت فعلی‌ ایران. حرف من بیشتر و پیشتر در جهت حفظ منافع ملی‌ کشورم است. جواب سوالاتتان نیاز به توافق مشترکمان با مسائل حاشیه ایی زیادی است، که می‌دانم قسمت زیادی از آنها برای شما محتوم نیست، ولی‌ همین مسائل حاشیه بر من چنان موثر بوده تا در مصاف با اجنبی، هم از دید بالا نشین به وی بنگرم، و هم توجه و تعریفش را به دیده شک و بدبینی تلقی‌ کنم. نمیتوانم باور کنم حضور فیزیکی‌ و نظامی آنها در این قسمت دنیا، بی‌ چشمداشت و صرفاً بیزینس کردن است... و این دلیل واقعی‌ کسب اعتبار نوع آمریکایی و غربی است، و دقیقا همان است که باعث شد دیروز شاه ساقط کردیم، امروز ملا، و فردا دموکراسی ناپختمان را به جنگ قومی و نژادی سوق دهند: تفرقه، دخالت، فرهنگ مصرف .../
شنبه 21 مرداد 1391 - 00:47
Zero Tolerance - تهران - ایران
...جواب سوال ۲: تلویزیونهای غربی چون اسپانسرهای خصوصی دارن، بیشتر توجه به نوع استقبال مخاطب‌های خود دارند. اگرچه مردم در غرب به اخبار کم و بیش گوش میدهند، ولی‌ فراتر از %۹۰، به اخبار سیاسی برون مرزی بی‌ توجهند و اصلا علاقه ایی نشان نمیدهند... خلاصه اینکه: ملت غرب یک گونه مسخ شده اند، و مردم ما در ایران به گونه یی دیگر باید به دور خود بپیچند. تفاوت دیدگاهی‌ بین من شما باعث نمی‌شود که این مژده را به شما ندهم، که عاقبت در جدال بین ایدئولوژی و نو گرایی، این ایدئولوژیست که بازنده است، اما ترس ما باید این باشد، تا کی‌ باید قصه تلخ تاریخ را سرمان تکرار کنند، و اینست نقطه فصل من و تو همشهری.
شنبه 21 مرداد 1391 - 00:50
بهرام راشاد - تهران - ایران
Zero Tolerance - تهران - ایران. 1. با تشکر از جواب مودبانه ومتین تان. 2.معذرت که شما را جزو رژیمیان به حساب آوردم. 3.میدانم که جنابعالی دغدغه منافع ایران را دارید و بر خلاف سایر دوستان حتی همین احمدی نژاد که به نظر من چهار نعل دارد به سوی ویرانی ایران میتازد هم دغدغه ایران را دارد. اما توجه کنید که 99.99 در صد همه ماها اعم از مدافعان سینه چاک و یا مخالفان قسم خورده این رژیم نیز به فکر منافع ایران و عاشق ایران هستند , اما باید دید که کدام روش و سیاست در حال حاضر میتواند به بهترین نحو منافع ملی ما را تامین کند که به نظر من هر چه باشد این راه و سیاستی که رژیم در پیش گرفته نیست. 4.به نظر من ما ایرانیها مشکلات زیادی داریم که هر یک به خودی خود باعث زوال و بدبختی مان شده است که مهمترین آنان عدم صداقت است و این عدم صداقت با خودمان شروع میشود تا به در و همسایه و دوست و فامیل و غیر فامیل برسد. 5.عاقبت خوبی برای ایران عزیزمان نمیببینم. با تشکر از شما
شنبه 21 مرداد 1391 - 22:47
Zero Tolerance - تهران - ایران
بهرام عزیز، فردا مال ماست. اینرا برای دلداری نمیگویم، که به ظرفیت هویت خودمان آگاهم.. کار فرهنگی‌ بزرگی‌ در پیش رو داریم./ آرزومند سلامتی‌ ایرانیان گمنام و آبرومند و شریف.
یکشنبه 22 مرداد 1391 - 00:11
بهرام راشاد - تهران - ایران
برعکس شما من امیدی به آینده ندارم وبدبین هستم نه حاکمیتی در جهت منافع کشور عزیزمان حرکت میکند و تنها چیزی که برایش مهم نیست همین ایران است نشان به آن نشان که به هنگام زلزله دیشب کمترین اخبار را در رادیو و تلویزیون دیدیم و نه مردمی را میبینم که دلشان برای ایران بتپد سایر ملل کمتر ادعا داشته و بیشتر به کشورشان خدمت میکنند اما ماها چه؟ایران ایران میکنیم و با تبر در حال قطع شاخه و تنه هستیم و خشک کردن ریشه را دیروقتیست شروع کرده ایم به نظر شما چند درصد در خانه هایمان و مهمتر از همه در دلمان پرچم ایران را داریم؟. همه جا را دروغ و ریا فرا گرفته است مردمانی شده ایم دروغگو تنبل و بی معرفت,از کارهایی که بلدیم خنجر زدن است تا دسته و آن هم از پشت سر نه راه و رسم دوستی بلدیم و نه میدانیم که دشمنی هم قواعد دارد ,در همه زمینه های منفی جزو اولینانیم و در موارد مثبت اخرین تنها کسی که مقصر نیست ما هستیم همه دنیا دشمن است و پشت تمام مشکلات آمریکا و انگلیس ووووووو است. ادعایمان گوش فلک را پر کرده است. جمهوری اسلامی به عمد یا غیر عمد اخلاقیات را ازمان گرفت و جایش را با تظاهر و دشمنی و بی اخلاقی پر کرد
یکشنبه 22 مرداد 1391 - 19:13
بهرام راشاد - تهران - ایران
Zero Tolerance - تهران - ایران. خطاب به شما بود دوست عزیز
یکشنبه 22 مرداد 1391 - 22:14
Zero Tolerance - تهران - ایران
بهرام عزیز، درست است، قسمت بزرگ این ناهنجاریها مکافات کمبود آموزش است. آموزش و نظام مالیاتی مستقل و شفاف، بسیاری از مسائل و معضلات اجتماع ما رو حل خواهد کرد. ولی‌ قبل از آن بایستی نوع سیستم و حکومت رو از ایدئولوژی گرایی و سازی، رها سازیم.. بگذارید با خود رو راست باشیم: جبران و بازسازی برخی‌ از معضلات به برنامه ریزی و کار طولانی و حوصله زیاد نیازمند است. جایگزین ساختن باورها و شیوه‌های غلط رفتاری، کار ساده چند روز و چند ماه نیست، کار بر روی نسلهاست/ با امتنان.
‌سه شنبه 24 مرداد 1391 - 06:33
نظر شما چیست؟
جهت درج دیدگاه خود می بایست در سایت عضو شده و لوگین نمایید.