با گوگوش درباره نخستین اجرای تلویزیونی پس از ۳۳ سال و عاشقانه های در راه

پیام رضی

  رادیو فردا : گوگوش خواننده مشهور پاپ ایران ۳۳ سال پس از حضور در تلویزیون ملی ایران اخیرا در یک شبکه ماهواره ای نخستین اجرای زنده خود را انجام داد که ترانه اجرا شده از سوی وی با عنوان «یک حرفایی» با استقبال زیادی در میان ببیندگان ایرانی روبرو شد.
 
گوگوش در گفت و گو با برنامه «فردآهنگ» رادیو فردا درباره این اجرای تلویزیونی، آلبوم تازه ای که در تدارک انتشار آن است و کنسرت های شب کریسمس خود در اروپا صحبت کرده است.
 
سلام می کنم به شما خانم گوگوش. خوشحالیم که در برنامه «فردآهنگ» حضور پیدا کرده اید و مهمان ما و شنوندگان این برنامه هستید. یک سلام گرم از طرف خودم، همکارانم در استودیو و شنوندگان فردآهنگ به شما تقدیم می کنم.
 

گوگوش: من هم سلام و درود دارم به شما و همه شنوندگان برنامه فردآهنگ. اجازه می خواهم با فرا رسیدن جشن های کریسمس و ...، تبریکی داشته باشم خدمت هموطنان مسیحی و کلیمی ام و برای همه این عزیزان آرزوی سالی پر از موفقیت و آزادی و آرامش می کنم.
 
خانم گوگوش؛ اگر موافق باشید خیلی سریع و در وقت محدودی که در این برنامه داریم، برویم سراغ بسیاری از سوالاتی که شنوندگان این برنامه مطرح کرده اند و مدتهاست که منتظرند تا پاسخ های آنها را بشنوند.
 چیزی حدود دو سال از انتشار آخرین آلبومتان به نام «حجم سبز» می گذرد. در طول این مدت و از آن زمان تا امروز مشغله های بسیاری داشته اید و بسیاری از ایرانیان از سراسر دنیا، کارهای شما را دنبال می کرده اند و می دانند که در شبکه های متعددی فعال بوده اید. برنامه «آکادمی گوگوش» را ساخته اید و این برنامه خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت.
 با همه این مشغله هایی که وجود داشت، و گرفتاری هایی که در این دوران داشتید، این آلبوم تازه چگونه به وجود آمد و چطور وقت کردید که روی این اثر تازه کار کنید؟

 

این آلبوم تازه ام که هنوز هم اسمی برای آن انتخاب نکرده ام، حدود یکسال و نیم است که دارم روی آن کار می کنم و کارهای مختلفی از هنرمندان مختلف ضبط کرده ام و در واقع هنوز هم مشغول تهیه و تکمیل آن هستم.

فکر می کنم به امید خدا برای عید امسال آماده شود. البته چگونگی تهیه این آلبوم با توجه به شرایط نابسامان جمع آوری یک مجموعه – به زعم خودم- مناسب و هماهنگ، خیلی دشوار بود و طبعا توزیع آن هم به همان سختی خواهد بود.

چون از جاهای مختلف دنیا باید جمع آوری می شد. از ایران، انگلیس، کانادا و آمریکا که هنوز هم قطعی و نهایی نشده اند.

به همین دلیل هم متاسفانه هنوز نتوانسته اند از این کارها، بخش هایی را در اختیار برنامه شما بگذارم. اما هنرمندانی که قرار است در این آلبوم با آنها همکاری داشته باشم ، روزبه بمانی، علیرضا افکاری، رها اعتمادی، بابک سعیدی، احتمالا دوست دیگری از کانادا که قرار است با بابک امینی یک کاری از او را اجرا کنم - که چون هنوز این برنامه قطعی نشده است اجازه بدهید اسم شان را نیاورم- تا انتخابات نهایی در واقع انجام بشود.

در مورد کارهایم باید بگویم به نوعی، عاشقانه هایی هستند از جنس کارهای مورد علاقه خودم که از قبل هم داشتم.
 
یعنی از دل این مجموعه ای که شما از آن صحبت می کنید، باید انتخابی انجام شود تا در نهایت یک اثر تازه از دل این مجموعه خلق و آفریده شود و آلبوم تازه را بسازد؟
 

بله. دقیقا. یک کار هم از اشعار مولانا هست که خودم روی آن کار کرده ام و امیدوارم آن هم آماده بشود تا در این مجموعه قرار بگیرد.
 
در آلبوم قبلی، بسیاری از قطعاتی که خواندید ساخته های فرید زولاند و برخی هم ساخته بابک امینی بودند. این آلبوم تازه ممکن است آن فرم و فضای موسیقایی آلبوم قبلی را نداشته باشد؟ و شنوندگان باید به نوعی منتظر آثار تازه ای باشند؟
 

بله. در آلبوم قبلی هم بیشتر آثار مجموعه، تازه بودند. فقط یک اجرای تازه ای از «گنجشک ها» داشتم که دوست داشتم آن را به یک صورت دیگری اجرا کنم ولی بقیه آهنگ ها همگی جدید بودند.
 
خانم گوگوش، در طول این یکسال گذشته همکاری شما با برنامه «گوگوش آکادمی» - در واقع برنامه خودتان- و با شبکه «من و تو»، یکسری چهره های تازه را به فضای موسیقی ایران معرفی کرد. در توانایی و تجارب شما در طول این سال ها و همچنین تاثیرپذیری بسیاری از خوانندگان جوان از آثار شما، اصلا تردیدی وجود ندارد.
 آیا این اتفاق برعکس هم رخ داده است؟ گر چه بیشتر این جوانان بنا به دلایلی در بیرون از ایران زندگی کرده اند و از ایران به هر دلیل خارج شده اند، اما آیا نگاه این جوان ها به موسیقی امروز، بر نگاه امروز شما به موسیقی هم تاثیر گذاشته است یا خیر؟

 

من همیشه از جوانان هنرمند تاثیر می گیرم. این برنامه و دست اندرکاران تلویزیون «من و تو» و چهره های شرکت کننده در این آکادمی بیش از پیش مرا به دنیای امروز و نگاه جوانان نزدیک می کند.

کمی راجع به این مقوله مشکل داریم. هم کسانی که بیرون از مملکت زندگی می کنند و هم کسانی که در داخل کشور زندگی می کنند. نگاه جوانان به ما طراوت و تازگی می آموزد.

اما متاسفانه در حال حاضر موسیقی پاپ ما درگیر یک نابسامانی هایی است که متاثر از دنیای اطراف، ایست و زیست ما، بلاتکلیفی های ارزشی، کمبود یا نبود ترانه های قابل قبول و ملودی های به ندرت دلنشین است. در ضمن باید به پراکندگی سازندگان ترانه که بخشی از اجزا یک ترانه را تشکیل می دهند، اشاره کنم که بی تاثیر نیست. به هر حال آشفته بازاری است.
 
در همین آشفته بازار که شما به آن اشاره کردید و فضای بحران زده ای که ایران امروز در آن قرار دارد و همین طور هم محدودیت هایی در زمینه موسیقی و عدم ارتباط موزیسین های ایرانی با هنر جهانی به دلیل سانسورهای عقیدتی و هنری که در ایران وجود دارد و همه ما از آن مطلعیم، باعث شده است که یکسری آثار ضعیف  و کم ارزش تری در حوزه موسیقی ارائه بشوند که آرام آرام دارد بر ذائقه مخاطبان موسیقی در داخل و خارج از کشور نیز تاثیر می گذارد.
 به نظر شما راه حل واقعی برای کسی که نخواهد عمیقا درگیر این فضای بحران زده شود، و بخواهد کار کند تا موسیقی بهتری را ارائه کند، چیست؟ شما چه راه حل و راهکاری را پیش پای جوانان می گذارید؟

 

راه حل بخصوص و عاجلی در حال حاضر به نظرم نمی رسد. جز اینکه آرزو کنم، همان طور که در این برنامه آکادمی هم من و هم سایر دوستانی که با من همکاری و همیاری می کردند، تلاش کردیم و آرزو و خواست مان این بود که تمام اجزا و دست اندرکاران یک ترانه زیر یک سقف و زیر یک آسمان امن و آزاد جمع بشوند. البته من تلاش کردم این را به این بچه ها بفهمانم که کار زیبا و قابل شنیدن باید با انتخاب های درست انجام شود.

مسئله ارتقاء موسیقی هم به سلیقه های مختلف برمی گردد. اگر بخواهیم یک اثر ماندگار به وجود بیاید، باید نوع نگاه مان به موسیقی را تغییر بدهیم. نه اینکه موسیقی فقط کلابی باشد یا همراه با رقص و مملو از الفاظ رکیک باشد.
باید به شعور شنونده هم احترام بگذاریم. از آن سو هم فکر می کنم که شنونده موسیقی ما بایستی سهل پذیری را کنار بگذارد.
 
آیا موفقیت برنامه «گوگوش آکادمی» به جز اینکه خود شما بسیار محبوبید و بینندگان خیلی دوست دارند خودتان را ببینند، علت دیگری هم داشته است؟ و اینکه علت اصلی موفقیت این برنامه با اینکه نمونه های مشابه آن نیز وجود داشته است، چه بوده است؟
 

فکر می کنم مهمترین آیتم موفقیت این برنامه در صداقت و پشتکار همه دست اندرکاران این برنامه نهفته است و اینکه تلاش شده است تا برنامه ای با محتوای قابل قبول و در عین حال سرگرم کننده به تماشاگر ارائه شود.
همه افراد این برنامه از افراد پشت دوربین گرفته تا تهیه کنندگان و همه ما سعی کردیم برنامه ای در حد و اندازه برنامه های قابل قبول بین المللی ارائه کنیم. فکر می کنم مردم هم این خلوص را دیده و پسندیده اند.
 
​​​نتیجه این خلوص و همکاری- همان طور که شما گفتید- اجرای ترانه ای در مجموعه سری دوم گوگوش آکادمی به نام «یک حرف هایی» شد که اجرای تلویزیونی شما را هم برای اولین بار بعد از انقلاب به همراه داشت و البته یک اجرای دسته جمعی هم با تمام کسانی که در این دوره از برنامه گوگوش آکادمی شرکت کرده بودند نیز برگزار شد. اگر برایتان ممکن است کمی از حال و هوای این اجرا و حضور دوباره تان در برنامه تلویزیونی برایمان بگویید؟
 

  


​​برای من بسیار حال و هوای هیجان انگیزی داشت. کما اینکه در دو سه خط اول در اجرایم از صدایم این هیجان معلوم و مشخص است و من بی رودربایستی هیجان زده بودم و اینکه مثل همه شرکت کنندگان جوان فکر می کردم من هم بار اولی است که دارم جلوی دوربین آواز می خوانم.

این ترانه بدون برنامه ریزی قبلی به وسیله رها و بابک برای  اجرای شرکت کنندگان در مجموعه آکادمی ساخته شد و قرار بود این کار را به طور دسته جمعی در یک شوی زنده اجرا کنند. که البته اجرای استودیویی هم داشتند و یک کلیپ ویدیویی هم در این مورد ساخته شد که این کلیپ هم بسیار موفق بود و زیبا اجرا شد.

بعد از اجرای موفق بچه ها و توفیق این ترانه، در هفته آخر برنامه به دلیل درخواست خیلی از کسانی که در فیس بوک و وبلاگ من و در وب سایت شبکه من و تو و فیس بوک برنامه آکادمی، خواسته بودند من هم اجرایی داشته باشم و باز، به دلیل آماده نبودن ترانه های آلبوم آخرم، یکهو تصمیم گرفتم این ترانه را اجرا کنم که از بابک عزیز خواهش کردم قسمت اول این ترانه را بخواند و با تمام خجالتی که داشت، بیاید روی صحنه و با هم اجرا داشته باشیم و بچه ها هم  با ما همخوانی داشته باشند.

و بعد از سالها جلوی دوربین تلویزیون این ترانه را به طور زنده اجرا کردیم که خوشبختانه مورد توجه مردم قرار گرفت.
  اگر که شنیده باشید تلویزیون ایران هر از گاهی به دنبال موفقیت بعضی از برنامه ها در رسانه های فارسی زبان تلاش می کند به یک شکلی، کپی ضعیف تری از این برنامه ها را بسازد، الان هم تصمیم گرفته است که برنامه ای به نام «آکادمی موسیقی ایرانی» بسازد. نظرتان در مورد چنین حرکتی چیست و اینکه فکر می کنید چنین برنامه ای موفق خواهد شد یا نه؟
 

برنامه ما کجایی بود؟ فکر می کنم برنامه ما هم ایرانی بود. من بعید می دانم برنامه ای با این مقیاس با نبود آزادی های اجتماعی قابل اجرا باشد.
 
درآغاز گفتید که تاریخ دقیق انتشار آلبوم تان روشن نیست اما وعده دادید که تا عید حتما منتشر خواهد شد. آیا تعداد ترانه های این آلبوم مشخص اند؟

 

من ده آهنگ در ذهنم آماده کرده ام که در این آلبوم بگنجانم. همان طور که گفتم دارم تلاش می کنم که تا عید امسال این کار را به بازار ارائه بدهم. به قول سهراب سپهری «برای انجام کارهای ناتمام هفت هزار سال عمر لازم است» ما که فعلا همین جا به گل نشسته ایم.
 
مطمئنم این سوال را بارها شنیده اید که بار نوستالژیک ترانه های پیش از انقلاب شما به خصوص به دلیل اینکه شما بلافاصله بعد از وقوع انقلاب ۵۷ از ایران خارج نشدید، و قریب به ۲۰ سال در ایران بودید و صدای تان دیگر شنیده نشد، برای شنوندگان ایران بسیار عمیق تر و سنگین تر است. حالا خودتان بر اساس کارهای تازه ای که در طول چند سال گذشته انجام داده اید، فکر می کنید این کارها با مخاطب امروز چطور ارتباط برقرار کرده است؟
 

ببینید آقای رضی! ترانه های جدید من – که منظورم ترانه های اجرا شده در طول این یازده سالی که از ایران خارج شده ام که انگار همین دیروز بود- بعد از چند سال که از عمرشان گذشته است تازه می شود در موردشان قضاوت کرد. مثل «کیوکیو بنگ بنگ»، مثل آلبوم «زرتشت» که آنها هم این بار نوستالژیک را برای جوانها یا نوجوان هایی که الان به سن جوانی رسیده اند، در خودش دارد و این حال و هوا را پیدا کرده است.

ولی در مورد آثار قدیمی باید بگویم که موسیقی پاپ نوپا بود. همه چیز تازگی داشت. ملودی ها، ترانه ها و شعرها تازه بود. به همین دلیل است که آنها ماندگار شدند، حالا چه کارهای اجرا شده به وسیله من و چه کارهای دیگری که در آن زمان توسط دیگران اجرا شد.

متاسفانه الان همه ترانه های پاپ با ترانه  های آن موقع مقایسه می شوند. حتی آهنگسازان و ترانه سرایان ما دارند تلاش می کنند که خودشان را بهتر از آن زمان ارائه بدهند و یا آنهایی که خلاقند دائما می خواهند در حد فلان ترانه کار بسازند. یا اینکه بهتر از فلان ترانه بسازند یا یک کسی تنظیم اش بهتر از واروژان شود. این مقایسه ها کمی سادگی و روانی را از کار می گیرد.
 
همان طور که شما گفتید الان نزدیک به یازده سال است که ایران را ترک کرده اید.
 

یازده سال و نیم است. یعنی در ماه ژوئن آینده ۱۲ سال می شود.
 
این دوری بالاخره برای شما همکاری با یک گروه از هنرمندان و آهنگسازانی را به همراه آورده است که آنها هم تا امروز نزدیک به ۳۰ و اندی سال است که بیرون از ایران به سر می برند و در آن زمان نزدیک به ۲۰ سالی بود که تجربه زندگی خارج از ایران را از سر گذرانده بودند. فکر می کنید که چه تاثیر و فضایی شما از ایران با خودتان آوردید و بر کارهای آنها اعمال کردید و آنها با وجود بیرون بودن شان از ایران چه تاثیری بر آثار شما که بعد از خروج تان از ایران ساخته شد، گذاشتند؟
 

سوال بسیار مشکلی است. با بابک امینی از ایران خارج شدم که بابک امینی هم در آن سیستم نضج پیدا کرد.

آن سال های بعد از انقلاب دو جور روحیه در ما ایجاد کرده است، نگاه کسانی که بیرون از ایران در این سالها زندگی کرده اند با کسانی که در داخل ایران زندگی کرده اند کمی متفاوت است. سلائق کمی متفاوت است. آن درد مشترک، کمی شاخه های فرعی متفاوتی دارد.

در خارج از ایران دوستان من سعی کردند بقایی داشته باشند و از این راه زندگی شان بگذرد و ارتزاق کنند. در نتیجه یکسری کارها را باید ارائه می دادند. ولی دوستانی که من با آنها کار کرده ام، به خصوص اردلان سرفراز و فرید زولاند، کارهای زیبایی را طی این سال ها ارائه داده اند به وسیله خوانندگان و دوستان دیگرم که بسیار هم موفق بوده اند.

اما مشکل ما همان طور که گفتم در این پراکندگی است. اردلان سرفراز در آلمان است، فرید زولاند در آمریکاست و من همین طور در گردش دارم می چرخم و این هم نفسی که باید بین آهنگساز و ترانه سرا و خواننده و همین طور تنظیم کننده باید وجود داشته باشد، به ندرت پیش می آید.

به نظر من این مسئله خیلی در اجرای خوب یک ترانه دارد. مثل زمانی که من با شماعی زاده و اردلان سرفراز کار می کردم، با واروژان و ایرج جنتی عطایی کار می کردم یا با فرید زولاند و اردلان و یا با زویا و واروژان و شهیار و دوستان دیگر آهنگساز ... الان به خاطر همین دوری و مسافت به سختی می توانم با روزبه یا علیرضا یا بابک سعیدی عزیز و رهای نازنین ارتباط برقرار کنم.

وقتی به لندن می روم ارتباطم با آنها برقرار می شود و وقتی برمی گردم، ارتباطم با آنها منفک می شود. فکر می کنم به کار کمی صدمه می زند و آن را به تاخیر می اندازد. تلاش می کنم و امیدوارم با تمام این تفاصیل که خیلی هم زیادند، بشود یک مجموعه کار زیبا و شنیدنی در اختیار مردم قرار داد.
 
خانم گوگوش گویا برنامه هایی پیش رو دارید، روزهای بیست و سوم دسامبر در شهر هامبورگ و بیست و ششم دسامبر قرار است که در شهر پاریس برنامه اجرا کنید. ممکن است از این آلبوم تازه هم چیزی در کنسرت ها اجرا کنید؟
 

نرسید که بشود آن را اجرا کرد. چون می بایست این آلبوم آماده باشد که وقتی ترانه ای از آن را می خوانم بتوانم محصول را هم در اختیار شنونده بگذارم.

ولی برای برنامه ای که در هامبورگ و پاریس داریم بسیار هیجان زده هستم. برنامه پاریس را بعد از سال ۲۰۰۰ و بعد از گذر یازده سال دارم اجرا می کنم و در هر دو کنسرت بابک امینی رهبر ارکستر است و رهبری ارکستر را به عهده دارد.

ولی از کارهای قدیمی که روی صحنه اجرا نشده، اجراهایی خواهم داشت. ما الان در حال انجام تمرینات مقدماتی هستیم و تا پیش از سفر هم مدام با همه اعضای ارکستر تمرین می کنیم. خوشبختانه استقبال هم فوق العاده بوده است که امیدوارم بتوانیم یک کریسمس بیادماندنی داشته باشیم.
 
بسیار عالی. ما همگی از استودیو برنامه فردآهنگ برایتان آرزوی موفقیت می کنیم و باعث افتخار بود که امروز مهمان ما بودید و مطمئنم که شنوندگان ما هم از شنیدن صدای شما و خبرهای تازه ای که در مورد آلبوم تازه تان، بسیار لذت برده اند.
 

ممنون از لطف شما. خوشحالم که توانستم دقایقی را با شنوندگان رادیو فردا و برنامه فردآهنگ بگذرانم. امیدوارم که بتوانیم در آینده نزدیک باز هم گپ و گفت و گویی در مورد این آلبوم جدید داشته باشیم و واقعا متاسفم که نشد که قسمت هایی از این آلبوم را آماده کرده در اختیار دوستان بگذارم. انشاالله که به زودی این اتفاق خواهد افتاد.
 
پس بگذارید اگر ممکن باشد من همین جا از شما این قول را بگیرم که وقتی آلبوم منتشر شد، ما بتوانیم یک بار دیگر میزبان شما باشیم و در مورد آلبوم با هم صحبت کنیم.
 

با کمال میل. با کمال میل عزیزم
 
سپاسگزارم و اجراهای خوبی را در شهرهای هامبورگ و پاریس در روزهای بیست و سوم و بیست و ششم دسامبر به مناسبت اعیاد کریسمس برایتان آرزو می کنم.
 

همین طور برای شما. سپاسگزارم از شما

+330
رأی دهید
-52

shahram khosh maram - تهران - ايران
گوگوش طرفداران بیشماری در ایران و افغانستان و تاجیکستان دارد. آهنگ دو تا پنجره را دوست دارم. متأسفانه به نظر من اهنگیهایی که در سالیان اخیر خوانده به هیچ وجه در سطح آهنگ‌هایی‌ قبل از انقلابش نیستند. رفتنش به کنسرت شجریان کار ارزشمندی بود.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 00:07
compatriot - تورنتو - کانادا
به عقیده من باید دیگه خودش را باز نشسته کنه. اهنگهای قدیمیش به هیچ وجه با اهنگهای جدیدش قابل مقایسه نیست...
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 01:23
ایران بانو - تهران - ایران
گوگوش از وقتی که برنامه های خودش را با مهرداد اسمانی جدا کرد زمین تا اسمان فرق کرده ...شده همان گوگوشی که همیشه بود. از شنیدن صدا و اهنگش خاطره پیدا میکردی مخصوصا این اهنگ یک حرفایی که انگاری یک حس و حالی به ادم میده که میبره ادمو تو عاشقیهای چشمی ..کارهای جدیدی که با رها اعتمادی و بابک سعیدی اجرا کرده حرف نداره ..عالی ..هرچقدر این مهرداد اسمانی بی محتوا و پرادعا از این گوگوش استفاده کرد و ااهنگها بی خود ساخت ..این دوتا پسر جوان کارهاشون حرف نداره ..مخصوصا یک اهنگ که از ضبط اهنگ و موزیسنها و خود گوگوش دار ظبط میشه حرف نداره.گوگوش عزیز بمان همیشه بمان که تو یادگار دوران شاد ما هستی
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 01:26
morgan123 - واشینگتن - امریکا
اون -آن- که باید توی صدای یک خواننده واقعی باشه تا صدا را منحصر بفرد بکنه دیگه توی صدای خانم گوگوش نیست تغییرات سن بالا کار خودشو کرده کاریش هم نمیشه کرد ولی یادش بخیر چه عاشقی ها کردیم با صدای گوگوش و هایده (که خدا بود! -ترانه جادوش واقعا آدمو جادو میکنه) حیف که این دخترهای امریکایی این حسها رو به آدم نمیدن دختر ایرونی با وجود آنکه یه روده راست توی شکمش نیست ولی برای ما یک چیز دیگه اس !
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 01:56
khosh bavar - يزد - ايران
گوگوش = اطلاعات هفتگی = کامبیز = بهروز وثوقی = شور و شوق هفتگی = آزادی = شادی = شاه = ایران شیر و خورشید طلایی ! پس با درود به گوگوش عزیز و زیبا که مرا بیاد دوران شاد و بی‌ غم آنزمان میندازد !
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 02:06
بحرالعلوم - یزد - ایران
این آکادمی موسقی خانم سه گوش فقط بهانه ای واسه پول دراوردنش بود. وگرنه هر آدمی که یه ذره ذوق هنری داشته باشه می فهمه که این بچه پولدارای .. که اومدن اجرا واقعا حالت از صدا و اجراشون به هم می خورد. پولداری باعث می شه هر ننه قمری که الفبای موسقی رو هم بلد نیست با صدای نکره و قیافه 7*8 بشه خواننده و سوهان بکشه به روح یه عده آدم که چیزی حالیشون هست. اونایی هم که حالیشون نیست که دیگه معلومه. تعدادشون هم کم نیست.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 03:14
sal_iran - تهران - ایران
گوگوش هم گوگوش قدیم ، آهنگای جدیدش خیلی‌ جالب نیست مثل هر خواننده معمولی‌ هست ، اگه اسمش گوگوش نبود اصلا آونگ موزیک ساپورتش نمیکرد
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 03:36
Geelongcat - سیدنی - استرالیا
گوگوش خانوم به کلیمیها کریسمس را تبریک می‌گویند. دوستان - آیا کلیمیها که در واقع همان یهودی‌ها هستند کریسمس را جشن میگیرند؟
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 03:50
shakila99 - شارجه - امارات
گو گوش هم خودش زیباست هم صداش بیشتر آهنگای قدیم ایش را دوست دارم زنده باشی‌ گوگوش جان
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 04:03
shekan - تهران - ايران
به نظرم خانم گوگوش به جای اینکه آثار جدید خلق کند ، تمام همتش را صرف تربیت و پرورش نسل جوان کند . اینگونه از تمام خوانندگان دیگر متمایزتر و جاودانه تر می ماند .
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 04:27
massoudoslo - اسلو - نروژ
گوگوش وقتی که آمد اینور میتونست خیلی بهتر باشه .البته با توجه به کارای هنری قبل از دوره آخوند زدگی . ولی قیافه خیلی جالب و هنری داره و داشت .
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 04:39
mortimer - اصفهان - ایران
از اندک ایرانیانی است(هنرمند) که واقعا می توان به او لقب سوپراستار داد.در جهان شناخته شده است.درود بر گوگوش./همچنین از اندک افرادی است که می توان با ماشین حساب هم نامش را نوشت!
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 05:32
bita tehrani - ونکوور - کانادا
گوگوش عزیز،تو در موسیقی‌ ایران تکرار نشدنی هستی‌.مرسی‌ از این همه موسیقی‌ زیبا،خاطره زیبا،و حس زیبایی که موقع خواندن داری،چون همین حس قشنگ هست که تو را از بقیه متفاوت کرده.زنده باشی‌،دوستت دارم.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 07:00
noshafarin - اکلند - نیوزلند
morgan 123. خیلی با مزه گفتی باور کن هنوز دارم به حرفت میخندم
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 07:51
gol andam - ژنو - سویس
من که خیلی‌ دوستش دارم ،،،با تمام مشکلات سختی که پشت سر گذاشت هنوز پا بر جاست،،،هنوز بانوی قلبهاست،،،
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 08:23
دلشكسته - تهران - ايران
من عاشق آهنگهاشم.خودشم از خوشگلی تو خواننده های زن ایرانی حرف اول رو میزنه.صد سال زنده باشی بانوی آواز ایران
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 08:47
mahdinagash - مشهد - ایران
یک اهنگی گوگوش خونده به نام (باور کن صدامو باور کن) این اهنگو یک خارجی حالا نمیدونم اسپانیایی هست یا هرچیزی اونو خونده با همون لهجه خودش خیلی قشنگه . خیلی مشتاقم بدونم طرف کی هست وچه زمانی خونده
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 08:42
آشی - لندن - انگلیس
مثل اینکه خانم گگوش خجالت میکشه که موهای مشکی طبیعیشو نشون بده. آخه جهره سبزه ایرانی که با موهای رنگ شده بلوند همخوانی نداره. مضحکه.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 09:00
Nur_ir - هامبورگ - المان
گوگوش دوستت داریم - همیشه ماندنی هستی وزیبا
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 10:15
aytakin11 - بیرمنگهام  - انگلیس
mortimer ،اصفهان ، ایران . می‌شه لطفا اسمشو با ماشین حساب بنویسید که یاد بگیریم.مرسی‌
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 10:27
gogoli - تهران - ایران
من کاری با گوگوش و مموش ندارم، اما برام خیلی جالبه که بعد از رویدادهای انتخابات سال 88 ، تعدادی شبکه ماهواره ای با بودجه دولتهای خیر خواه غربی، بانیت خیر و فی سبیل الله و با هدف سرگرم کردن ملت ایران (یا شاید گرم کردن سر ملت ایران!) با کیفیت تصویر بسیار خوب دارن اوقات فراغت ایرانیان رو پر میکنن!
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 12:01
felora - تهران - ایران
ایران بانو - تهران - ایران ـ هرچی میخواستم بگم وبهتر ازمن گفتین .. مرسی ازشما
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 14:41
porharfi - آرنم - هلند
به بهانه صدا و آوا و گو گوش..!!//کاربران گرامی صمیمانه و روراست میتونید بمن. بگویید که چرا؟؟..دختران ایرانی داخل کشور با داشتن ســـِن ِ بالای 20 هنوز هم. صدایشان...وقتی حرف میزنند...مثل کودکان ِ 12 ساله و کمتر ست؟؟!!//(من هرروز چند ساعتی صدای دختران ایرانی را با صدای دختران چند کشور اروپایی. همین نزدیکی ها مقایسه میکنم !!هنوز به نتیجه نرسیدم!!//)
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 15:32
mortimer - اصفهان - ایران
aytakin11:عدد45006006 را روی ماشین حساب زده و ماشین حساب را وارونه بگیرید.البته باید برخی کاستی هایش را ببخشید.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 17:44
milad bandar - بندرعباس - ایران
گوگوش عششششششششششششقه
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 17:54
دلشكسته - تهران - ايران
porharfi - آرنم - هلند حق با شماست.صدای اکثر دختران ایرانی تقریبا نازک و زیر هست.برای خود من چند بار این اتفاق افتاده که صدامو با صدای بچه اشتباه گرفتن(از پشت تلفن یا آیفون) و گفتن گوشی رو بده به مامانت یا بزرگترت! صدای زنان زردپوست(شرق اسیا) هم خیلی زیر و نازکه.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 18:21
Royan - بوخوم - آلمان
Geelongcat - سیدنی - استرالیا/ من رادیوئی این مطلب راگوش کردم هانوکا را به کلیمی ها تبریک میگه. بنده خدا دیگه صدا نداره 24 - 5 سا ل از محیط خوانندگی دور بودن و عدم تعلیم و تمرین صدا و سن بالا کار خودشو کرده و حتی صدای حرف زدنش هم پیر و فرتوت به گوش میرسه , ولی من عاشق آهنگهای قبل از انقلابش هستم .
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 18:47
cantona - شاهین شهر - ایران
بحرالعلوم - یزد - ایران - بچه های آکادمی گوگوش همشون پولدار نبودند. مثلا مهران که اول شد خودش گفت که بچه ی جنوب شهر تهران هست. 4- 5 نفرشون صداهای خوبی داشتند و نمیدونم چرا ما عادت داریم از همه چیز ایراد بگیریم و نق بزنیم. امیدوارم گوگوش عزیز هر جا هست سالم و موفق باشه و روزی در ایران و جلوی هزاران نفر کنسرت اجرا کنه.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 20:50
bita tehrani - ونکوور - کانادا
. حَنوکا یا حنوکه یا عید اخلاص یا جشن روشنایی یکی از جشن‌های یهودیان است. این جشن هشت‌روزه‌است و تقریباً با ایام کریسمس هم‌زمان است. این جشن که در ماه دسامبر جشن گرفته می‌شود، خاطره پیروزی‌های کهن را در یاد مردم یهود زنده میکند. عید حنوکا یادآور یکی از داستان‌های یهودی است که بر پایه آن، تنها چراغ باقیمانده در نیایشگاه مکابیون در زمان جنگ با یونانیان، در حالی که تنها برای یک روز روغن داشته، به مدت هشت روز، روشن می‌ماند.
‌چهارشنبه 30 آذر 1390 - 21:52
Camran - بـغداد - عــــراق
سر پیری و معرکه گیری.. چه بی‌ مزه شده این پیرزن..خجالت هم خوب چیزیه
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 01:08
Geelongcat - سیدنی - استرالیا
پس هانوکا ( یا حنوکه ) را تبریک گفته نه کریسمس را. رویان - با تشکر
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 08:57
miminana - لندن - انگلستان
من خانوم گوگوش رو دیدم ولی‌ فرصت آشنایی نداشتم ولی‌ از دوستانی که چه زمانی‌ که گوگوش داخل ایران بود چه خارج ایران از نزدیک باهاش در ارتباط بودند شنیدم که شخصیت خوبی‌ نداره و برای خودم هم باور کردنی نبود چون با آهنگهای گوگوش بزرگ شدم و همه آهنگ هاشومیخونم خودم ولی‌ از شخصیتش خوشم نمیاد،مخصوصاً زمانی‌ که با مهرداد آسمانی بود و رفتار مانیکی که اوایل اومدنش نشون میداد،کلا تیپیک مانیست
‌پنجشنبه 1 دي 1390 - 12:28
نظر شما چیست؟