پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۵ - ۲۴ آگوست ۲۰۰۶
پدیده های توصیف ناپذیر جهان
4- تداعی یا دژا وو Déjà vu
دژا وو (Déjà vu) کلمه فرانسوی و مصطلح عبارتی است که تداعی یا آشنا پنداری گف
ته میشود و توصیف حس واضح، گیج کننده و اسرار آمیزی است که در زمان وقوع رشته اتفاقاتی ایجاد میشود و شخص تصور میکند که این وقایع را قبلا دیده یا تجربه کرده است.
برای مثال خانمی برای اولین بار به کشوری رفته و وارد ساختمانی میشود اما کل دکوراسیون محل و اتفاقات جاری در آن برایش به شکلی ترسناک آشنا هستند. عده ای پدیده تداعی را به تجربیات روانی یا نظری کوتاه و ناخواسته به زندگیهای گذشته (معتقدین به تناسخ) منتسب میدانند.
هرچند در این مورد نیز علم روانشناسی انسان تا حدودی موفق به ارایه توضیحاتی واقعگرایانه شده است، اما دلیل و ماهیت این پدیده همچنان یک راز باقی مانده است.
3- ناپدید شدن اسرارآمیز
افراد به دلایل مختلفی ناپدید میشوند. عده ای از محل دائمی خود فرار میکنند و عده ای در تصادفات از بین میروند، تعدادی ربوده و یا کشته میشوند، اما بیشتر این افراد دیر یا زود پیدا میشوند.
اما تعدادی مورد ناپدید شدن اسرار آمیز وجود دارد که از جمله آنها میتوان به سرنشینان ماری سلست (Marie Celeste کشتی متروکی که در سال 1872 در سواحل پرتغال یافته شد و تا کنون دلیل ترک خدمه و سرنوشت افراد آن
مشخص نشده است)، آملیا ارهارت (Amelia Earhart متولد 1897 خلبان زن آمریکای که در طی پرواز دور دنیا در سال 1937 همراه با هواپیمای خود ناپدید شد) و ناتالی هالووی (Natalee Holloway دانش آموز آمریکایی متولد 1986 که در طی تعطیلاتی در سال 2005 ناپدید شد) اشاره نمود.
این عده و افراد دیگری وجود دارند که بدون هیچ نشانه ای ناپدید شده اند و هرگونه تحقیقات پلیسی و حوادث مشابهی که منجر به یافتن گمشدگان دیگر شده، در مورد آنان کارساز نبوده است.
2- ارواح
از روح حاضر در نمایشنامه "هملت" شکسپیر گرفته تا واسطه ها (Mediums)، ارواح
مردگان در بسیاری از فرهنگها و معتقدات جهان حضوری طولانی داشته اند.
افراد بسیاری ادعا دارند که تجسم سایه مانندی از افراد بیگانه یا عزیزان درگذشته خود را دیده اند. هرچند گواه قاطع وجود ارواح نیز مانند شبحی محو و ناپایدار است، اما شاهدانی عینی وجود دارند که صادقانه ادعا میکنند ارواح را دیده، از آنها عکس گرفته و حتی با آنها گفتگو کرده اند.
شکارچیان روح امیدوارند که روزی بتوانند دلیلی بر اثبات رابطه مردگان با زندگان و پاسخی نهایی برای این وقایع اسرارآمیز به دست آورند.
1- شهود یا درک مستقیم
همه ما در زمانهایی شهود را به شکل حسی که آن را در ساده ترین حالت دلشوره و در موارد دیگر حس ششم مینامیم، تجربه کرده ایم. البته دلشوره معمولا نادرست از آب درمی آید - تا به حال چند مرتبه در طی یک سفر هوایی دلشوره داشته و از سقوط هواپیما مطمئن بوده اید؟- اما در مواردی هم اشتباه نیست.
روانشناسان چنین توضیح میدهند که افراد به طور ناخودآگاه اطلاعاتی را درباره جهان اطراف خود کسب میکنند و در مواقعی چنین به نظر میرسد که آنها این اطلاعات را خودبخود میدانسته یا نمیدانند از کجا یا چرا به آن دست یافته اند. اما اثبات و مطالعه موارد شهود یا حس ششم کاری مشکل است و روانشناسی میتواند تنها بخشی از آن را توضیح دهد.