امنیت ملی بازیچه گافهای مسئولان!
+0
رأی دهید
-0
اظهارات یک عضو سابق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در یک برنامه تلویزیونی که طی آن موضوع خرید موشک در زمان جنگ را مطرح و اطلاعاتی نیز درباره این معامله فاش کرد، سبب شد تا با نکاتی در زمینه افشای اسرار طبقهبندیشده و قواعد حاکم بر اطلاعات محرمانه در همه کشورهای دنیا، گافهای اینچنینی مسئولان را مورد تحلیل قرار دهیم.
در خبرهای چندی پیش، آمده بود که اسناد کودتای 28 مرداد با گذشت پنجاه سال از آن رخداد، هنوز در بایگانی «انتلیجنس سرویس» نگهداری میشود و برخی از آنها همچنان دارای طبقهبندی سری بوده و غیر قابل انتشار است. از سوی دیگر، ممنوعیت انتشار مقاله یکی از اعضای ارشد سازمان «سیا» در روزنامههای آمریکایی نیز، با این استدلال که برخی از مطالب مطرح شده در آن، همچنان و به رغم گذشت سی سال، محرمانه و انتشار ناشدنی تلقی میشود، از مواردی هستند که کنترل شدید دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشورهای اروپایی و فروش آنها نسبت به خروج و انتشار اسناد محرمانه را نشان دادند.
رویه نگهداری و انتشار اسناد طبقهبندیشده در سراسر دنیا، به این صورت است که با توجه به میزان اهمیت اسناد و مدارک بایگانیشده، زمان انقضا و به اصطلاح سوخت خبرها، با بررسی همه جوانب مثبت و منفی انتشار آن اعلام میشود که به طور معمول این طبقهبندیها از پنج سال آغاز میشود و غالبا تا پنجاه سال ادامه مییابد. البته برخی اسناد و مدارک هم هست که قدمت چند صد ساله دارند؛ مانند اطلاعات و مطالبی درباره برادران شرلی که در عصر صفوی به ایران سفر کردهاند و هنوز در بایگانی سلطنتی انگلیس نگهداری میشوند.
افشای هماهنگشده اسرار با توجه به حساسیت اختلافات و دشمنیهای فیمابین بسیاری از کشورها، از اهمیت شایان توجهی برخوردار است، چراکه در بسیاری مواقع، سخنان و مطالبی بر زبان و قلم یک مسئول و مقام آگاه از مسائل پشت پرده، جاری میشود که بحرانی عظیم و چالشی بزرگ برای کشور پدید میآورد. مانند اینکه در بحبوحه جنگ لبنان و اسرائیل که رسانههای دنیا، سعی در القای همکاری تسلیحاتی و کمک نظامی ایران به لبنان داشتند، آقای محتشمیپور، که در اوایل دهه 60 سفارت ایران در سوریه را بر عهده داشت، در مصاحبه با یکی از روزنامههای صبح تهران، سخن از آموزش نظامی و تعلیمات جنگی مبارزان لبنانی توسط نظامیان ایرانی در سالهای گذشته به میان آورد و پس از این مصاحبه بود که برخی رسانههای آمریکایی، متن مصاحبه مزبور را به عینه منتقل کردند و با استناد به آن، برخی اهداف و تحلیلهای خود را اثبات کردند.
با توجه به محدودیت زمان تصدی پستهای گوناگون حکومتی، ضابطههایی تعبیه شده است تا با پایبندی به آنها، مسئولی که با پایان دوران مسئولیت خود، عملا هیچگونه پستی در اختیار ندارد، نتواند اطلاعات و احیانا اسناد مربوطه را فاش کرده، کشور را به مخاطره افکند. موضوع پافشاری بر اجرای این موضوع، پس از انتشار نامه حضرت امام توسط اکبر هاشمی رفسنجانی، شدت بیشتری گرفت، چراکه در کوران مسئله هستهای کشور، انتشار این نامه که در آن صرفا نقلقولی از یکی از فرماندهان جنگ و آن هم بدون تأیید و یا تکذیب آن شده بود، چالشهای بسیاری برای کشور پدید آورد.
درباره مسئولانی که در دوران تصدی مسئولیت خود، اسناد و مدارک محرمانه فراوانی از برنامههای پشت پرده کشور در اختیار دارند هم همین قاعده جاری و ساری است؛ یعنی آنان نیز بدون هماهنگی با نیروهای امنیتی و مراکز مربوطه، نباید اجازه انتشار و یا حتی نقل از سندی را داشته باشند. پس از آنکه اظهارات رئیس کمیسیون امنیت ملی درباره توان موشکی کشور و قدرت حمل سفینه توسط موشکهای ساخت داخل در رسانهها منعکس شد، از باب آب ریخته شده، بروجردی در صدد علاج واقعه برآمده تکذیبیهای برای خبرگزاریها درباره این سخنان و حتی جلسهای که در آن سخنرانی کرده بود، فرستاد، غافل از آن که نوار و فیلم سخنان ایشان در رسانه منتشرکننده خبر، موجود است. علاءالدین بروجردی، بیتوجه به این که موشکهای حامل سفینه، توان حمل کلاهک هستهای هم داشته و همین موضوع میتواند وضعیت پرونده هستهای را از این که هست بدتر کند، این سخنان را بر زبان رانده است.
یا در حالی که هنوز مدت زمان زیادی از اغتشاشات خوزستان که بر اثر انتشار یک سند نامعلوم ـ که نام و امضای یکی از مقامات سابق دولتی در آن دیده میشد ـ نمیگذرد، آقای رئیسجمهور در جمع مردم یکی از شهرهای خوزستان اظهار میدارد که بنا بوده در بخشهایی از این استان، سرمایهگذاری کمتری شود، اما من با گفتوگویی که با مقامات شورای امنیت داشتهام، آن را بر طرف کرده و از این پس در همان منطقه نیز سرمایهگذاری به صورت مساوی و همتراز دیگر شهرها صورت میگیرد.
آیا این سخنان با چنین لحن بیانی، شایبه ایجاد تبعیض را به ذهن مردم متبادر نمیکند؟ چرا باید این مطلب، که برگرفته از یک سند با طبقهبندی «به کلی سری» است، بدون کوچکترین ملاحظات امنیتی، سیاسی و با قطع نظر از صدر و ذیل موضوع، صرفا برای به شوق آوردن و جلب محبوبیت بیشتر در بین شنوندگان بر زبان رئیسجمهور جاری شود؟
هنوز از یادمان نرفته که سخنان محسن رفیقدوست، وزیر سپاه و مسئول سابق بنیاد مستضعفان و جانبازان درباره برخی مسائل ناگفته سیاست کشور در یک روزنامه، چه جنجال و انعکاس در رسانههای غربی و به ویژه مطبوعات آمریکا داشت، به گونهای که هماکنون نیز پایه و شالوده غالب اتهامات و شکهای غربیها نسبت به برنامههای علمی و پژوهشی ایران، از صدقه سر سخنان آن روزهای رفیقدوست است.
به نظر میرسد نبود سازوکار مشخص و منضبط در شیوههای نگهداری و افشای اسناد طبقهبندیشده یکی از نیازهای ضروری و مهم سیستمهای امنیتی کشور است، تا با عمل به آن، جلوی بحرانهای بیشتر و عمیقتر در صحنه خارجی و امنیت ملی گرفته شود. سالگرد 18 تیر هر ساله، شاهد خوبی برای نشان دادن اهمیت این پیشنهاد است که هنوز هم ابعاد انتشار یک نامه محرمانه از سعید امامی در روزنامه «سلام»، گریبان امنیت و آرامش کشور را رها نکرده است.
در خبرهای چندی پیش، آمده بود که اسناد کودتای 28 مرداد با گذشت پنجاه سال از آن رخداد، هنوز در بایگانی «انتلیجنس سرویس» نگهداری میشود و برخی از آنها همچنان دارای طبقهبندی سری بوده و غیر قابل انتشار است. از سوی دیگر، ممنوعیت انتشار مقاله یکی از اعضای ارشد سازمان «سیا» در روزنامههای آمریکایی نیز، با این استدلال که برخی از مطالب مطرح شده در آن، همچنان و به رغم گذشت سی سال، محرمانه و انتشار ناشدنی تلقی میشود، از مواردی هستند که کنترل شدید دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشورهای اروپایی و فروش آنها نسبت به خروج و انتشار اسناد محرمانه را نشان دادند.
رویه نگهداری و انتشار اسناد طبقهبندیشده در سراسر دنیا، به این صورت است که با توجه به میزان اهمیت اسناد و مدارک بایگانیشده، زمان انقضا و به اصطلاح سوخت خبرها، با بررسی همه جوانب مثبت و منفی انتشار آن اعلام میشود که به طور معمول این طبقهبندیها از پنج سال آغاز میشود و غالبا تا پنجاه سال ادامه مییابد. البته برخی اسناد و مدارک هم هست که قدمت چند صد ساله دارند؛ مانند اطلاعات و مطالبی درباره برادران شرلی که در عصر صفوی به ایران سفر کردهاند و هنوز در بایگانی سلطنتی انگلیس نگهداری میشوند.
افشای هماهنگشده اسرار با توجه به حساسیت اختلافات و دشمنیهای فیمابین بسیاری از کشورها، از اهمیت شایان توجهی برخوردار است، چراکه در بسیاری مواقع، سخنان و مطالبی بر زبان و قلم یک مسئول و مقام آگاه از مسائل پشت پرده، جاری میشود که بحرانی عظیم و چالشی بزرگ برای کشور پدید میآورد. مانند اینکه در بحبوحه جنگ لبنان و اسرائیل که رسانههای دنیا، سعی در القای همکاری تسلیحاتی و کمک نظامی ایران به لبنان داشتند، آقای محتشمیپور، که در اوایل دهه 60 سفارت ایران در سوریه را بر عهده داشت، در مصاحبه با یکی از روزنامههای صبح تهران، سخن از آموزش نظامی و تعلیمات جنگی مبارزان لبنانی توسط نظامیان ایرانی در سالهای گذشته به میان آورد و پس از این مصاحبه بود که برخی رسانههای آمریکایی، متن مصاحبه مزبور را به عینه منتقل کردند و با استناد به آن، برخی اهداف و تحلیلهای خود را اثبات کردند.
با توجه به محدودیت زمان تصدی پستهای گوناگون حکومتی، ضابطههایی تعبیه شده است تا با پایبندی به آنها، مسئولی که با پایان دوران مسئولیت خود، عملا هیچگونه پستی در اختیار ندارد، نتواند اطلاعات و احیانا اسناد مربوطه را فاش کرده، کشور را به مخاطره افکند. موضوع پافشاری بر اجرای این موضوع، پس از انتشار نامه حضرت امام توسط اکبر هاشمی رفسنجانی، شدت بیشتری گرفت، چراکه در کوران مسئله هستهای کشور، انتشار این نامه که در آن صرفا نقلقولی از یکی از فرماندهان جنگ و آن هم بدون تأیید و یا تکذیب آن شده بود، چالشهای بسیاری برای کشور پدید آورد.
درباره مسئولانی که در دوران تصدی مسئولیت خود، اسناد و مدارک محرمانه فراوانی از برنامههای پشت پرده کشور در اختیار دارند هم همین قاعده جاری و ساری است؛ یعنی آنان نیز بدون هماهنگی با نیروهای امنیتی و مراکز مربوطه، نباید اجازه انتشار و یا حتی نقل از سندی را داشته باشند. پس از آنکه اظهارات رئیس کمیسیون امنیت ملی درباره توان موشکی کشور و قدرت حمل سفینه توسط موشکهای ساخت داخل در رسانهها منعکس شد، از باب آب ریخته شده، بروجردی در صدد علاج واقعه برآمده تکذیبیهای برای خبرگزاریها درباره این سخنان و حتی جلسهای که در آن سخنرانی کرده بود، فرستاد، غافل از آن که نوار و فیلم سخنان ایشان در رسانه منتشرکننده خبر، موجود است. علاءالدین بروجردی، بیتوجه به این که موشکهای حامل سفینه، توان حمل کلاهک هستهای هم داشته و همین موضوع میتواند وضعیت پرونده هستهای را از این که هست بدتر کند، این سخنان را بر زبان رانده است.
یا در حالی که هنوز مدت زمان زیادی از اغتشاشات خوزستان که بر اثر انتشار یک سند نامعلوم ـ که نام و امضای یکی از مقامات سابق دولتی در آن دیده میشد ـ نمیگذرد، آقای رئیسجمهور در جمع مردم یکی از شهرهای خوزستان اظهار میدارد که بنا بوده در بخشهایی از این استان، سرمایهگذاری کمتری شود، اما من با گفتوگویی که با مقامات شورای امنیت داشتهام، آن را بر طرف کرده و از این پس در همان منطقه نیز سرمایهگذاری به صورت مساوی و همتراز دیگر شهرها صورت میگیرد.
آیا این سخنان با چنین لحن بیانی، شایبه ایجاد تبعیض را به ذهن مردم متبادر نمیکند؟ چرا باید این مطلب، که برگرفته از یک سند با طبقهبندی «به کلی سری» است، بدون کوچکترین ملاحظات امنیتی، سیاسی و با قطع نظر از صدر و ذیل موضوع، صرفا برای به شوق آوردن و جلب محبوبیت بیشتر در بین شنوندگان بر زبان رئیسجمهور جاری شود؟
هنوز از یادمان نرفته که سخنان محسن رفیقدوست، وزیر سپاه و مسئول سابق بنیاد مستضعفان و جانبازان درباره برخی مسائل ناگفته سیاست کشور در یک روزنامه، چه جنجال و انعکاس در رسانههای غربی و به ویژه مطبوعات آمریکا داشت، به گونهای که هماکنون نیز پایه و شالوده غالب اتهامات و شکهای غربیها نسبت به برنامههای علمی و پژوهشی ایران، از صدقه سر سخنان آن روزهای رفیقدوست است.
به نظر میرسد نبود سازوکار مشخص و منضبط در شیوههای نگهداری و افشای اسناد طبقهبندیشده یکی از نیازهای ضروری و مهم سیستمهای امنیتی کشور است، تا با عمل به آن، جلوی بحرانهای بیشتر و عمیقتر در صحنه خارجی و امنیت ملی گرفته شود. سالگرد 18 تیر هر ساله، شاهد خوبی برای نشان دادن اهمیت این پیشنهاد است که هنوز هم ابعاد انتشار یک نامه محرمانه از سعید امامی در روزنامه «سلام»، گریبان امنیت و آرامش کشور را رها نکرده است.